روایت پیروزی ترامپ از زبان یک کهنه سرباز آمریکایی

مانند اسبی با چشم بند در مسابقات کنتاکی بود

۰۴ اسفند ۱۳۹۶ | ۱۹:۳۰ کد : ۱۹۷۵۱۳۱ اخبار اصلی آمریکا
به من می گوید به راست گرایش دارد اما اعتقاد دارد که هر آمریکایی باید به سیستم حمل و نقل کارآمد دسترسی داشته باشد.
مانند اسبی با چشم بند در مسابقات کنتاکی بود

راجر کوهن

دیپلماسی ایرانی: سیراکیوس - شانون کندی، پسر جک کندی ، بازنشسته ارتش و دلال سابق سهام است؛ دو بار به باراک اوباما رای داده و حالا به دونالد ترامپ تمایل پیدا کرده است. او باورمندی راستین است، حتی با اینکه فکر می کند " ترامپ بعضی اوقات باید قطعا باید دهن اش را ببندد."

نام پدرش جان است اما او را جک صدا می زدند. می گوید: "پدرم خیلی جذاب بود." سه بار ازدواج کرد و سه تا بچه داشت، دموکرات بود. "(پدرم) فعال سیاسی توانا و کار راه اندازی بود که چند کارزار اینجا در سیراکیوس به راه انداخت." برای مدتی ماشین های مستعمل در شامراک موتورز می فروخته است، بعد میکده کندی را راه می اندازد که پسرش آن را اداره می کند "شغل خیلی خوبی برای یک آدم الکلی نبود."

جک مدتی هم پاک بوده و در بطری های ویسکی اش چایی می ریخته و هیچ کس نمی فهمیده و از همان ها می نوشیده است. کار راه می افتاده تا زمانی که دیگر کار راه نمی افتاد. او در سن 49 سال فوت می کند.

ما در اطراف سیراکیوس با جمعیت 143 هزار نفری داریم رانندگی می کنیم. خیلی سرد است. اغلب کارخانه ها و کارگاه ها تعطیل شده است. فقر و مواد مخدر، همچون بسیاری از شهرستان ها در سراسر آمریکا تازیانه می زند. مشاغل خدماتی و دانشگاه سیراکیوس اینک بیشترین شغل را تولید می کنند. کندی شهر متفاوتی را در زمان جوانی خود به یاد می آورد. شهری که مهاجران را خود جلب می کرد بعد از طلاق والدین اش و جوانمرگ شدن مادرش در سال 1961، مادر بزرگ اش او را بزرگ می کند.

کندی می گوید: "خیلی زن سرسختی بود. یک پنج سنتی هم خرج نمی کرد تا مجسمه آزادی را تماشا کند. مرا مشغول نگه می داشت. تابستان ها چمن ها را قیچی می زدم، پاییز برگ ها را جمع می کردم و زمستان ها برف بیل می زدم تا چند دلار در بیاورم. حرف مادر بزرگم این بود: وقتی می توانید سکه پنج سنتی خرج کنید هرگز سکه ده سنتی  خرج نکنید."

این ها در چهره کندی پیدا است، اراده ای که در چهره جنگجویانی که با دوران سخت آشنا هستند و باورمندانی که می دانند هیچ جایگزینی برای روز کاری وجود ندارد قابل مشاهده است. بعد وارد ارتش می شود. بین سال های 1970 تا 1971 به ژاپن می رود، در بیمارستان تفنگداران دریایی مجروحان جنگ ویتنام را دوا و درمان می کند. می گوید: "12 تا 24 ساعت در روز مجروح از ویتنام می رسید. عموما حداقل یک عضو بدن شان را از دست داده بودند. زخم ها و پارگی ها را می دوختیم و بخیه می زدیم. مجروحان هم سن من بودند. به خودم می گفتم: "می توانست من باشم."

اگر یک منبع اصلی خشم در کندی وجود داشته باشد این است که این دردها به مساله ای قدیمی و عجیب و غریب در سیاست های لابی گرایانه و جیب برانه امروز آمریکا بدل شده است. او می گوید: "اعتماد به کلینتون ها؟ به خداوند قسم امکان ندارد."

به من می گوید به راست گرایش دارد اما اعتقاد دارد که هر آمریکایی باید به سیستم حمل و نقل کارآمد دسترسی داشته باشد ("مثل آلمان و ژاپن") و از خدمات درمانی خوبی بهره مند باشد. می گوید اوباما می توانست "تنفس در هوای تازه باشد" و در ابتدای امر هم طرفدار "اوباما کر" (طرح بیمه خدماتی اوباما) بود "تا اینکه از ریل خارج شد چرا که بده بستان ها رقابتی نبود."

بعد نوبت به ترامپ رسید. کندی به من می گوید: "چیزی که راجع به او خاص بود این بود که انرژی برای حرکت به جلو داشت. مانند اسبی با چشم بند در مسابقات اسب دوانی کنتاکی بود. اگر اسبی دیگر جلوی راه ات است، او را بزن و از دور خارج کن. من به او گوش دادم، در مساله مهاجران، در مساله حذف چیزهای مضر، لابی گری. و از آن حرف ها خوشم آمد. آنچنان که به خاطر می آورم مساله این بود "ما مردم" و نه "ما قدرتمندان."

مهاجرت یک فاکتور کلیدی بود برای اینکه کندی از اوباما به ترامپ گرایش یابد. در حالی که حامی "طرح رویاپردازان" است، طرحی که برخی از مهاجران جوان را از دیپورت از آمریکا مصون می دارد اما می گوید: "افراد زیادی در آمریکا ول می چرخند که هیچ کاری ندارند. شعار "اول آمریکا" مهم بود: خیلی از آمریکایی ها به خاطر قوانین تجاری غیرمتوازن شغل خود را از دست دادند."

از کندی در خصوص نژادپرستی رئیس جمهور، دروغ های اش، طغیان های جنگ طلبانه اش، هتاکی و حملات اش به مطبوعات آزاد و دستگاه قضایی پرسیدم. او پاسخ داد: "نوک دماغ ات را نبین. بر اساس قیافه اش ارزش گذاری نکن. من اگر فکر می کردم نژادپرست است، از قطار پیاده می شدم؛ آن قدر سریع که اصلا پیدایم نمی کردی. به نهاد ریاست جمهوری احترام بگذار."

من مخالف بودم. احترام به نهاد ریاست جمهوری را ترامپ باید انجام دهد، که با دروغ گویی، تعصب و اهانت های مستبدانه به قانون اساسی آن را لکه دار کرده است. اما من هنوز به کندی احترام می گذارم. او به کشورش خدمت کرده است. یک میهن پرست است. او اصلا جای ترحم ندارد. باهوش است. حزب دموکرات یا باید به حرف های اش گوش کند یا انتخابات 2020 را هم ببازد.

منبع : نیویورک تایمز / ترجمه سامان صفرزائی

کلید واژه ها: ترامپترامپ و هیلاریدلیل رای به ترامپ


نظر شما :