اروپا و تسلیم شدن در برابر آمریکا

بازی ترامپ و فرصت تاریخی برای روسیه و چین

۰۵ خرداد ۱۳۹۷ | ۱۵:۳۰ کد : ۱۹۷۶۷۶۵ اخبار اصلی اروپا آمریکا
مطمئن نیستیم که سیاست‌های ترامپ چیست اما می‌توانیم با اطمینان بگوییم که سیاست‌های اعمالی ترامپ «اول آمریکا» نیست.
بازی ترامپ و فرصت تاریخی برای روسیه و چین

نویسنده: مایکل کریگر

دیپلماسی ایرانی: اگرچه رهبران اروپایی از بازی بزرگ برای زنده نگه داشتن برجام پس از خروج ترامپ از این قرار داد صحبت می کنند اما احتمال زیادی وجود دارد که برخی از طرف های قرارداد به ویژه بریتانیا و فرانسه در نهایت به خواسته های ایالات متحده تن بدهند. با وجود اینکه این کشورها در مقایسه با آمریکا در زمینه اقتصادی منافع بسیاری را از دست می دهند. اما وقتی پای خواسته امپریالیستی ایالات متحده فرا برسد اروپایی ها به سادگی به آن تن خواهند داد. از سوی دیگر اما چین و روسیه این مساله را به چشم فرصتی خوب می بینند تا رقابت ژئوپلتیک بزرگی ایجاد کنند و نمی خواهند که این فرصت را از دست بدهند.

رهبران سیاسی در چین و روسیه باید برای بهره بردن از تصمیم احمقانه ترامپ ناهماهنگی بین خود را به حداقل برسانند. دولت ترامپ از سیستم مالی بین المللی به عنوان اهرمی برای اهمال فشار استفاده می کند و به این وسیله هرکسی را که جرات کند تا نسبت به سیاست خارجی ایالات متحده بی اعتنا باشد مجازات می کند. همانطور که پیش از این گفتم اما این خطر وجود دارد که سیستم مالی سلطه گر دلار آمریکا از هم بپاشد و این حرکت یک جانبه علیه ایران می تواند کاتالیزوری کلیدی در جهت پایان سلطه جهانی دلار آمریکا باشد. ترامپ اساسا مایل است که به قیمت خارج کردن ایران از اقتصاد جهانی، تجارت جهانی ایالات متحده و سلطه ژئوپلیتیک و مالی جهانی ایالات متحده را به خطر اندازد.

درحالی که اروپا مایل نیست که در شرایط کنونی چنین سروصدای بزرگی به راه اندازد و رهبران آنها، و مهمتر از آن شهروندان اروپایی، دقیقا می دانند که خروج از برجام به چه معنی است. تا زمانی که سیستم مالی به کلی از سوی ایالات متحده و دلار آمریکا اداره می شود هیچ کشوری در زمین نمی تواند در قبال سیاست های اقتصادی یا سیاست خارجی از زیر یوغ ایالات متحده بیرون بیاید.

هر رهبری در جهان این مساله را درک می کند اما تنها پوتین بود که جرات و علاقه داشت تا چنین چیزی را ابراز کند. اگرچه روسیه در این نوع تفکر تنها نیست. مردم در سرتاسر جهان در این رابطه صحبت می کنند و سیستم تسلط دلار بر بازار مالی جهانی را درک کرده اند. سیستمی که مشکل اصلی برای جهان است و آنها می خواهند که برای همیشه چنین چیزی محو شود. رهبران چینی تمایلی ندارند تا در این زمینه سخن بگویند اما اعمال مهم تر از کلمات هستند و چین به طور مشخص قصد ندارد که معامله با ایران را ترک کند. مشخص است که برای آنها اشتراک بیشتر در اقتصاد ایران و نه اشتراک کمتر، به معنای دستاور بزرگ در جغرافیای سیاسی است که قصد دارند به آن نایل شوند. بلومبرگ در مقاله ای نوشت: «ایران برای پیشبرد اقتصاد 430 میلیارد دلاری مجبور است به متحدان سیاسی در شرق تکیه کند. تجارت ایران با چین از سال 2006 تا کنون دو برابر شده و به 28 میلیارد دلار رسیده است. بزرگ ترین بخش صادرات نفت ایران به سوی چین است و تقریبا 11 میلیارد دلار در سال ارزش دارد. چین درحال حاضر نیز در رابطه با ایران یک برنده است. ایران به آرامی به این نتیجه می رسد که درهای باز به سوی غرب را ببندد. چین در 30 سال گذشته با ایران ارتباط داشته و در زمین بازی ایران و با بانک های محلی ایران رابطه دارد. حالا با تلاش ایالات متحده و دولت ترامپ برای بازگرداندن تحریم ها و فشارها این رابطه جدی تر می شود. شرکت توتال با فشارهای آمریکا از پروژه گازی پارس جنوبی کنار می رود و این زمینی است که به دست شرکت ملی نفت چین خواهد افتاد. ایرانی ها گفتند که همکار چینی سهم توتال را به دست خواهد آورد. تاجران چینی همچنین در زمینه پرداخت ها سیاست های انعطافی بیشتری دارند. چین در کنار روسیه بزرگ ترین رقیب استراتژیک آمریکاست و هر دو آرزوهای ژئوپلیتیک بزرگی دارند. مساله ای که همه آنها را در کنار هم جمع کرده پروژه بزرگ اوراسیاست. ایران بخشی از جاده ابریشم قدیم بود و حالا در قلب برنامه های رئیس جمهور شی برای ساخت جاده ابریشم جدید قرار دارد.»

پایه استدلال بسیاری از طرفداران ترامپ این است که او تمرکز خود را به جای ماجراجویی های خارجی بر مسائل داخلی قرار داده است. اما به شکل ابهام آمیزی او دقیقا خلاف این گفته عمل می کند. ترامپ به جای تلاش برای بهبود زیرساخت های ناامن کشور، مبارزه با مجرمان مالی و ایجاد یک سیستم بهداشتی پیشرفته، محور گفت وگوهای ملی را بر انتقال سفارت اسرائیل به بیت المقدس و بالا بردن تنش با ایران قرار داده است. مطمئن نیستیم که سیاست های ترامپ چیست اما می توانیم با اطمینان بگویبم که سیاست های اعمالی ترامپ «اول آمریکا» نیست.

بسیاری از هواداران ترامپ دوست دارند که بگویند ترامپ یک «شطرنج سه بعدی» بازی می کند اما حداقل در رابطه با ایران او به هیچ وجه شطرنج بازی نمی کند. او یک بازی خطی را به همراه اسرائیل و عربستان به راه انداخته تا با ایران مقابله کنند و این بازی اشتباه فرصتی تاریخی برای چین و روسیه به وجود آورده است تا دستاوردهای بزرگ ژئوپولیتیک دست پیدا کنند. اروپا دوست دارد تا از حصار بیرون بیاید و در بالای صفحه بازی قرار بگیرد اما درباره آنها شک وجود دارد. نتایج تا سال 2025 مشخص خواهد شد. مانند همه روسای جمهور دیگر، برآورده شدن وعده های اصلی ترامپ در مبارزات سیاسی تبدیل به وعده هایی می شود که الیگارشی ها می خواهند محقق شود.

منبع: لیبرتی/ مترجم: روزبه آرش

کلید واژه ها: دونالد ترامپبرجاماتحادیه اروپاچینروسیه


( ۲ )

نظر شما :