میزان کارایی دیپلماسی اقتصادی در تقابل با تحریم های آمریکا چقدر بوده است؟

معاونت اقتصادی وزارت امور خارجه در بوته نقد

۲۰ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۳:۰۱ کد : ۱۹۷۸۸۹۸ اخبار اصلی پرونده هسته ای اقتصاد و انرژی
جاوید قربان اوغلی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است متاسفانه به دلیل تداخل وظایف برخی از بخش ها و نیز برخی موازی کاری های ناشی از این ساختار جدید راندمان کاری و میزان نظم و انضباط اداری هم به شدت کاهش یافته است. در سایه این نکات اتفاقا نه تنها وزارت امور خارجه چابک، چالاک و کوچک نشده که حتی می توان ادعا کرد که دستگاه سیاست خارجی بعد ار اصلاحات آقای ظریف به شدت بسیط هم شده است.
معاونت اقتصادی وزارت امور خارجه در بوته نقد

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – بعد از تصدی پست وزارت امور خارجه توسط شخص آقای ظریف برای دومین بار ایشان پیگیری مساله تغییر در ساختار این وزارتخانه و طرح دیپلماسی اقتصادی را به عنوان اولویت دستگاه سیاست خارجی دولت دوازدهم عنوان کردند. تا کنون اطلاع دقیقی از میزان نتایح فعالیت های اقتصادی این وزارت خانه منتشر نشده است و عموما کسی اطلاع چندانی از میزان موفقیت دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه ذیل عنوان معاونت اقتصادی ندارد. حالا این سوال مطرح است که سیستم جدید وزارت امور خارجه به خصوص در بخش دیپلماسی اقتصادی و معاونت مرتبط با آن تا چه اندازه می تواند در دوره پسابرجام و بازگشت تحریم های امریکا فعال و کمک رسان باشد. دیپلماسی ایرانی بررسی کارآیی سیستم جدید وزارت امور خارجه در شرایط تحریمی را در گفت وگویی با جاوید قربان اوغلی، مدیرکل سابق آفریقای وزارت امور خارجه، سفیر اسبق ایران در آفریقای جنوبی و از کارشناسان باسابقه وزارت امور خارجه در میان گذاشته است که در ادامه می خوانید:

اگر چه شخص آقای ظریف در دوره دوم تصدی وزارت امور خارجه بنای تغییر در ساختار این وازرت خانه و پیگیری مساله ای به نام دیپلماسی اقتصادی را در دستور کار قرار داد؛ آیا با گذشت قریب به 9 ماه از اعمال این ساختار جدید به خصوص معاونت اقتصادی، آیا این معاونت توانسته است در میدان عمل کارآیی خود را نشان دهد؟

برای پاسخ به این سوال شما کافی است که پرس وجویی نه در میان کارشناسان، بلکه در میان کارمندان خود وزارت امور خارجه در این رابطه شود. آیا این ساختار جدید آن چنانی که خود آقای ظریف در خصوص افزایش مهارت، چالاکی و چابکی دستگاه سیاست خارجی، کوچک شدن این وزارت خانه به آن اشاره دارد، رخ داده است یا این که این مسائل از حد شعار و حرف پا فراتر نگذاشته است؟! آیا با این ساختار روحیه کار جمعی، سرعت در واکنش به تحولات بین المللی و یا افزایش هماهنگی میان معاونت ها صورت گرفته است؟! من با اطمینان بالا می توانم بگویم که وزارت امور خارجه بعد از اصلاحات ساختار مد نظر آقای ظریف نتوانسته است اهداف خود را در این وزارت خانه محقق کند. لذا در این مدت البته کوتاه که تقریبا از اواخر پاییز سال گذشته این تغییرات اعمال شد تا کنون آقای ظریف در جایگاه وزیر امورخارجه نتوانسته هیچ کدام از اهدافی که در ذهن داشته را پیاده کند. مضافا این که متاسفانه به دلیل تداخل وظایف برخی از بخش ها و نیز برخی موازی کاری های ناشی از این ساختار جدید راندمان کاری و میزان نظم و انضباط اداری هم به شدت کاهش یافته است. در سایه این نکات اتفاقا نه تنها وزارت امور خارجه چابک، چالاک و کوچک نشده که حتی می توان ادعا کرد که دستگاه سیاست خارجی بعد ار اصلاحات آقای ظریف به شدت بسیط هم شده است. لذا اگر چه در برخی مواقع و در بخش هایی از این وزارت خانه کارها با سرعت انجام می گیرد، اما میزان دقت انجام گرفته می تواند زیر سوال باشد.    

در ابتدای دور دوم تصدی وزارت امور خارجه توسط آقای ظریف به نظر می رسد که ایشان تغییر ساختار دستگاه سیاست خارجی و تعریف معاونت دیپلماتیک این وزارت خانه را بر پایه تدوام برجام تبیین کرده بود که با روی کار آمدن ترامپ و خروج آمریکا از توافق هسته ای عملا می توان گفت که تمام برنامه شخص وزیر از تغییرات ساختاری به هم خورد. آیا این ساختار جدید توان فعالیت در دوران تحریم ها به خصوص تحریم های ثانویه را خواهد داشت و یا این که این ساختار از هم اکنون به محاق رفته است. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

در این رابطه دو نکته وجود دارد که باید مطرح شود. اول این که من معتقدم که برجام نه تنها مهمترین دستاورد دیپلماتیک دستگاه سیاست خارجی دولت روحانی که یکی از نمونه های موفق تاریخ دیپلماسی ایران به شمار می رود. لذا در این که برجام یک سند موفقیت برای عرصه دیپلماسی است نباید شک کرد. همین توافق هسته ای سایه سنگین جنگ را از کشور دور کرد. برجام در یک جهش رو به جلو 6 قطعنامه شورای امنیت که ذیل فصل هفتم بودند را ملغی کرد. توافق هسته ای خروج ایران از انزوا و بازگشت به عرصه تعاملات جهانی را رقم زد. در عین حالی که مخالفین این دستاورد از همان روز اول مذاکره تا دوران بعد از حصول برجام بی کار نبودند و با شعار، توهین، موشک پرانی و غیره به دنبال کم اثر کردن و یا بی اثر کردن برجام بودند. مضافا از بخت بد هم در آمریکا ترامپ روی کار آمد و در ضدیت با برجام، هم در داخل ایران و هم در جامعه آمریکا افزایش به شدت چشم گیری پیدا کرد تا این که کار به خروج واشنگتن از برجام کشیده شد. البته من معتقدم که با برخی ترفندهای دیپلماتیک ایران من جمله تغییر گفتمان توان حفظ آمریکا را در توافق هسته ای داشت، اما به دلایلی از این توان استفاده درستی نشد. البته نمی توان با قطعیت از نتیجه بخش بودن این راهکار گفت، اما می توان اذعان داشت که حداقل با در پیش گرفتن این مساله می توانستیم خروج آمریکا را از توافق هسته ای به تاخیر اندازیم و یا این که متعهد بودن و یا عدم پایبندی کاخ سفید به برجام را با توجه به این که این توافق نامه طرفداران زیادی هم در ساختار سیاسی آمریکا داشت به یک چالش سیاسی جدی در دورن حاکمیت ایالات متحده تبدیل کنیم. اما سیاست های غلط ما چه در سطح کلان و چه در امور دیپلماتیک سبب شد تا این فرصت ها از دست برود و نتیجه کار به اینجا کشیده شود. لذا کارنامه برجامی وزارت امورخارجه می تواند برگ برنده این وزارت خانه باشد. اما باید گفت که اگر چه آقای ظریف و تیم همراه در دوران مذاکرات با تلاش و دقت خود توانستند برجام را به ثمر بنشانند، اما از آن سو این نتایج سبب شد تا شخص وزیر این برداشت را داشته باشد که سایر امور دستگاه سیاست خارجی را می توان با همان متد برجامی پیش برد. به خصوص در مسائل و اقتضائات روابط دو جانبه، تحولات منطقه خاورمیانه و غرب آسیا با تمرکز بر مناسبات تهران با همسایگان. یقینا این مسائل باید با نگاهی متفاوت، راهکاری متفاوت را می طلبد. چرا که مدیریت این گونه مسائل تنها به توانایی یک شخص و یا تیم کوچک مذاکره کننده محدود نمی شود، بلکه باید نگاه راهبردی و استرژیک در این حوزه از بالا تغییر یابد. در این رابطه دقت نظر در تصمیم گیری های کلان، حضور پررنگ، مداوم و موثر گروه کارشناسان سیاست خارجی در هر حوزه ای و وجود یک پروسه جدی تصمیم سازی با در نظر گرفتن همه جوانب بحران های منطقه ای به شدت مورد نیاز است. متاسفانه این نکات از جمله مسائلی بود که آقای ظریف، هم در دور اول تصدی وزارت امور خارجه و هم در دوره دوم تا کنون از آن غافل بوده است. خوب نتیجه اش هم می شود حمله به کنسولگری ایران در بصره، پرونده سوریه که اساسا نمی توان اعتمادی به مسکو و شخص پوتین داشت یا مساله یمن، لبنان و غیره. لذا با تاسف فراوان باید گفت که آقای ظریف به دلیل فضا و اولویت برجامی این مسائل را در حاشیه قرار داد. مضافا عدم استفاده از نیروهای زبده و کارآمد در هر حوزه سبب شد تا کارنامه سیاست خارجی آقای ظریف در حوزه مسائل منطقه ای چندان موفق ظاهر نشود. البته من منکر برخی موازی کاری ها و حضور دیگر نهادها در امر سیاسیت خارجی و دخالت در امر دیپلماسی کشور نیستم. 
 

اما ظریف برای گرفتن رای اعتماد در دور دوم تصدی پست وزارت امور خارجه در مجلس مساله پیگیری اقتصاد در سیاست خارجی را مطرح کرد. به واقع این مساله در این دوران نه برای پیگیری مناسات تجاری ایران با دیگر کشورها که حداقل برای تامین کالاهای اساسی و نیز تامین دارو برای دروان بعد از 13 آبان ماه می تواند محلی از اعراب داشته باشد؟

باز برای پاسخ به این سوال باید دو نکته را مطرح کنم. آقای ظریف در همان جلسه رای اعتماد مجلس به قول خودشان دو ابر اولویت را در دستور کار دور دوم دستگاه سیاست خارجی قرار دادند. اولین مساله پیگیری وضعیت مناسبات تهران با همسایگان بود و دیگری هم طرح دیپلماسی اقتصادی. در خصوص ابر اولویت اول اگر چه نگاه آقای ظریف درست بود، اما عملیاتی شدن آن دیرهنگام بود، لذا تا کنون این اولویت چندان موفق نبوده است. زمانی این طرح کلید زده شد که بسیاری از چالش ها در مناسبات تهران با همسایگان به شدت خودنمایی می کرد. عربستان سعودی اکنون دیگر هیچ تمایلی برای مذاکره با ایران ندارد. نه تنها تمایلی ندارد که حتی برنامه جدی برای ضدیت با ایران هم دارد و خواهد داشت. در حالی که به راحتی می توانستیم پرونده مناسبات تهران - ریاض را در همان سال 92 پیگیری کنیم. اگر چه در آن سال ها اولویت برجام بود، اما نیازی نبود که خود آقای ظریف به صورت مستقیم دست به کار شود. ما می توانستیم از طریق یک تیم حرفه ای متشکل از دیپلمات های آشنا به وضعیت منطقه قبل از حادثه آتش زدن سفارت عربستان در تهران و حمله به کنسولگری این کشور در مشهد و یا وقوع جنگ یمن، برنامه جامع و دقیق را برای از سرگیری روابط دو کشور دنبال کنیم. اکنون این چالش تنها به کشورهای عربی همسایه ما محدود نمی شود. همسایگان شمالی ما که حوزه تمدنی مشترکی با ایران دارند در چه سطحی از روابط تجاری و مناسبات دیپلماتیک با تهران قرار دارند؟! بسیاری از کارشناسان این حوزه اذعان دارند که تهران افت شدیدی در روابط با جمهوریهای جدا شده از شوروی سابق دارد. در شرایط کنونی وضعیت روابط و سطح مراودات تجاری ایران با کشوری مانند ترکمنستان که زمانی تا 5 میلیارد دلار بوده به زیر یک میلیارد دلار، آن هم با دعوای حقوقی و ارجاع پرونده به دادگاه لاهه کشیده شده است. خوب با این نکات کارنامه آقای ظریف برای ابر اولویت شان مشخص است. اما در خصوص ابر اولویت دومشان باید گفت که اساسا وزارت امورخارجه متولی امر اقتصاد نیست. لذا طرح این ابر اولویت از پایه غلط بوده است. در این راستا اگر آقای ظریف به دنبال کمک به شرایط اقتصادی کشور بود باید کمک ایشان به دیگر وزارت خانه هایی بود که به صورت عملیاتی در حوزه اقتصاد کشور فعالیت دارند، نه این که مستقیما وزارت امورخارجه خود را دخیل در امر اقتصاد کند. کدام دستگاه سیاست خارجی در جهان چنین شرح وظیفه ای برای خود داشته است که ایران داشته باشد؟! با این وجود من موافقم که رویکرد دیپلماسی اقتصادی در دستگاه سیاست خارجی شکل گیرد، منتهی ابزار و لوازم جدی برای این کار لازم است. این مساله با یک طرح و به صورت آنی به وجود نمی آید. تغییر ساختار دستگاه سیاست خارجی، تعبیه یک معاونت به نام معاونت اقتصادی و گماشتن یک فرد در این پست نمی تواند در حوزه عملیاتی کاری از پیش ببرد، کما این که تا کنون نبرده است. ساز و کار اقتصادی بسیار پیچیده تر از این حرف ها است. آن هم میدان سخت دیپلماسی اقتصادی که در صحنه روابط بین الملل باید به دنبال منافع تجاری بود. صحنه ای که در آن هر کشوری بنا به مصلت و منافع خود عمل می کند. ضمن این که مادامی که نگاه کلان و دکترین سیاست خارجی تغییر جدی پیدا نکند، یقینا نمی توان در امر دیپلماسی اقتصادی گام موثری برداشت. مشکلات کنونی اقتصادی کشور در دو نکته خلاصه می شود که اتفاقا اولین نکته مربوط به خود دستگاه سیاست خارجی کشور است. برای تغییر در وضعیت اقتصادی به شدت نگران کننده امروز کشور باید تغییری جدی در نگرش، رویکرد، گفتمان و پاردایم های سیاست خارجی کنونی شکل گیرد. باید بسیاری از تابوهای دیپلماتیک امروز شکسته شود. در غیر این صورت وضعیت هیچ تغییری نخواهد کرد. متاسفانه کره هم خرید نفت از ایران را کاملا متقف کرده است و هند و چین هم در حال چانه زنی با آمریکا هستند که در قبال خرید نفت از ایران پول ملی خود را عرضه کنند و یا تهاتر کالایی داشته باشند. اگر نهایت تلاش معاونت اقتصادی در همین کارها باشد که هنر نیست. این معاونت هم نباشد شرایط همین گونه پیش خواهد رفت. نکته دوم هم عزم جدی برای مبارزه با فساد سازمان یافته و افسار گسیخته داخلی است که مانند موریانه همه پیکر ایران را خورده است.

کلید واژه ها: سوریهیمنلبنانوزارت امور خارجهعربستان سعودیجاوید قربان اوغلیمحمدجواد ظریفدیپلماسی اقتصادیبرجام


نظر شما :

حسین ۲۰ شهریور ۱۳۹۷ | ۲۲:۲۲
آفرین بر جاوید
احمد ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۸:۳۴
وزارت خارجه عملا با ساختار جدید فلج شده است
ابراهیم قدیمی ۲۲ شهریور ۱۳۹۷ | ۲۱:۳۸
برخی فیلسوفان نظژ بر این دارند که جهان بی تغییر وهمه چیز ثابت است.برخس نظر بر این است که از یک رودخانه دوبار اب نمیتوان خورد وکهان در حال تغییر است.نظر من در کل در اولی ودر جزئ بدومی است.تغییرات جزئی همواره ضروری است.