دموکراسی طوفان دونالد را تاب می آورد؟

خیز جریان پوپولیستی جناح راست (بخش اول)

۰۶ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۸۳۷۱۵ اخبار اصلی اروپا آمریکا آسیا و آفریقا
پوپولیسم جناح راستی و جریان صورتی پیشرفت گرایی تقریبا همه کشورها غیر از شمار معدودی را در بر گرفته و جناح چپ به حاشیه سیاست رانده شده است. افراد خوشبین باور دارند که این روند موقت است و جناح راست ناگزیر قدرت کنونی خود را از دست خواهد داد و مجدد جناح چپ روی کار می آید. اما مساله این است که با همه تغییرات و تحولات در حال وقوع، اگر روزی جناح چپ مجدد روی کار بیاید، جهان دقیقا چه شکلی خواهد داشت؟
خیز جریان پوپولیستی جناح راست (بخش اول)

نویسنده: جان ففر (دبیر لوبه لوگ و مدیر برنامه سیاست خارجی زیر ذره بین در موسسه مطالعات سیاسی است. از جدیدترین کتاب های او می توان به «پس از شوک: سفری به رویاهای نابود شده اروپای شرقی» اشاره کرد. او مقاله هایی هم در نیویورک تایمز، واشنگتن پست، نقد کتاب لس آنجلس و بسیاری از دیگر نشریات به انتشار رسانده است.)

دیپلماسی ایرانی: سونامی ترامپ و «جریان صورتی» پیشرفت گرایی همه جای در آمریکای شمالی و جنوبی غیر از نیمه جنوبی نیمکره جنوبی را در نوردیده است. در اروپا به استثنای اسپانیا، جناح چپ به کلی به حاشیه سیاست رانده شده است. در آفریقا و در آسیا سوسیالیسم جای خود را به ملی گرایی، اقتدارگرایی یا فساد صرف داده است. خاورمیانه هم که اصلا جای بحث ندارد.

در این جریان پوپولیسم جناح راستی جهانی، چپ لیبرال تنها بر یک سری جزایر کوچک از هم گسیخته از جمله ایسلند، مکزیکو، نیوزلند، کره جنوبی، اسپانیا و اروگوئه کنترل دارد. در بسیاری از دیگر نقاط جهان به طور فزاینده رهبران غیرلیبرال کنترل کشورها را در دست می گیرند. شمار فزاینده ای از کشورها و بیش از نیمی از جمعیت جهان در حال حاضر تحت کنترل شکلی از پوپولیسم جناح راستی یا حکومت اقتدارگرایانه زندگی می کنند که به عنوان مشهودترین نمونه ها می توان به دونالد ترامپ در ایالات متحده، ژایر بولسونارو در برزیل، ناراندرا مودی در هند، رجب طیب اردوغان در ترکیه، ولادیمیر پوتین در روسیه و شی جین پینگ در چین اشاره کرد.

افراد خوش بین به تئوری پاندول در علوم سیاسی دل خوش کرده اند: محافظه کاران اکنون توجه ها را به خود جلب کرده اند، اما روزی می رسد که جناح راست ناگزیر با صورت به زمین می خورد و جناح چپ مجددا روی کار می آید؛ نمونه این روند هم نتایج انتخابات میان دوره کنگره در ایالات متحده در سال 2018 است.

مصلحت گرایان هم به این مساله اشاره می کنند که بسیاری از اقتدارگرایان به رغم همه تمایلات غیردموکراتیک خود، از طریق انتخابات روی کار آمده اند. بله آنها از زمان روی کار آمدن در صدد تغییر قانون اساسی، سلطه بر دادگاه ها، سرزنش رسانه ها و مبارزه با جامعه مدنی برآمده اند، اما همچنان در محدوده نظام های سیاسی کم و بیش لیبرالی که وجود داشته، عمل کرده اند. افرادی که این تفکر را دارند معتقدند که در نهایت دموکراسی پیروز خواهد شد. نمونه هایی از اثبات این تفکر هم می تواند کاهش نفوذ و قدرت پوپولیست های جناح راست در اسلوواکی (شکست ولادیمیر مسیار در انتخابات)، پرو (برکناری آلبرتو فوجیموری در پی فساد) و ایتالیا (استعفای اجباری سیلویو برلوسکنی) باشد.

افراد خوشبین و مصلحت گرا به طور مشترک ایمان دارند که دموکراسی ها همانند اکوسیستم جهانی سازنده هایی خود تنظیم کننده هستند. جهان توانسته شمار زیادی از هجوم شهاب سنگ ها، اشعه خورشیدی و شرایط شدید آب و هوایی (تغییرات جوی) را دوام آورد. دموکراسی هم در شیوه ای مشابه می تواند طوفان دونالد و دیگر نمونه های آب و هوای شدید سیاسی را دوام آورد و شرایط دیر یا زود به لطف رای دهندگان و ساز و کارهای مقاوم کنترل و توازن، تغییر خواهد کرد.

متاسفانه، با توجه به اثرات وحشتناک بشریت بر سیاره زمین، این قیاس چندان اطمینان دهنده نیست. تنها افراد بی خیال می توانند تصور کنند که برخی نوسانات طبیعی در دمای جهانی هوا یا چرخع های وفق دهی زمین با شرایط جوی به موقع برای نجات ما عمل خواهند کرد. بشریت به وضوح یک چرخه را به حرکت درآورده و اکنون اگر نه با آینده ای فجیع، با آینده ای دشوار مواجه است. همانطور که بشریت سیاره زمین را به طور غیرقابل بازگشتی دچار تحول و تغییر کرد، به نظر می رسد پاندول انتخابات در طرف واکنش گیر کرده و نسل جدید پوپولیست های جناح راستی را در موقعیتی قرار داده که توانایی تغییر زمین بازی سیاسی را دارند.

در حقیقت می توان بولسنارو، اردوغان، پوتین، ترامپ و افراد مشابه آنها را به مثابه گرمایش زمین دانست. به جای دی اکسید کربن مهلک، آنها نفرت و ناراحتی را اشاعه می دهند و اراده راسخی در تخریب یک وضعیت موجود مطلوب نشان می دهند. به علاوه، آنها نتیجه ناخواسته باد معده احشام یا اتفاقات خارج از عرف نیستند، بلکه نتیجه اقدامات خود پسندانی انسان های ناآگاه هستند. لیبرال ها و ترقی خواهان در فضای سیاسی ای که به طور فزاینده محدودتر می شود، بیشتر شبیه به خرس های قطبی به نظر می رسند که در گذر زمان یخ های کمتری برای ایستادن روی آنها و مانور دادن دارند.

نمی توان مثل همیشه روی سیاست شرط بست و منتظر کاهش دما ماند و باید به این لحظه ظهور جریان زشتی غیرقابل تحمل ایستاد. از آنجایی که ماهیت بازی تغییر کرده است، کسانی که با قانون جدید جهانی مخالف هستند باید به یک تفکر دوباره استراتژیک بیندیشند؛ در غیر اینصورت همه ما در آب های خروشان غرق خواهیم شد. (این مطلب ادامه دارد)

منبع: لوبه لوگ / مترجم: طلا تسلیمی

 

کلید واژه ها: پوپولیسمظهور پوپولیسم جناح راستیجناح چپ در حاشیهگرمایش زمیندموکراسی و لیبرالیسمطوفان دونالد


( ۱ )

نظر شما :