دموکراسی طوفان ترامپ را تاب می آورد؟

خیز جریان پوپولیستی جناح راستی (بخش چهارم)

۰۸ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۹:۱۵ کد : ۱۹۸۳۷۳۱ اخبار اصلی اروپا آمریکا آسیا و آفریقا
پوپولیسم جناح راستی و جریان صورتی پیشرفت گرایی تقریبا همه کشورها غیر از شمار معدودی را در بر گرفته و جناح چپ به حاشیه سیاست رانده شده است. افراد خوشبین باور دارند که این روند موقت است و جناح راست ناگزیر قدرت کنونی خود را از دست خواهد داد و مجدد جناح چپ روی کار می آید. اما مساله این است که با همه تغییرات و تحولات در حال وقوع، اگر روزی جناح چپ مجدد روی کار بیاید، جهان دقیقا چه شکلی خواهد داشت؟
خیز جریان پوپولیستی جناح راستی (بخش چهارم)

نویسنده: جان ففر (دبیر لوبه لوگ و مدیر برنامه سیاست خارجی زیر ذره بین در موسسه مطالعات سیاسی است. از جدیدترین کتاب های او می توان به «پس از شوک: سفری به رویاهای نابود شده اروپای شرقی» اشاره کرد. او مقاله هایی هم در نیویورک تایمز، واشنگتن پست، نقد کتاب لس آنجلس و بسیاری از دیگر نشریات به انتشار رسانده است.)

دیپلماسی ایرانی: اکنون انتخابات پارلمان اروپا می تواند آزمونی برای جنبش بنن باشد. درست است که بنن نمی تواند یک سری احزاب برجسته جناح راست همچون حزب قانون و عدالت لهستان را اغوا کند، اما دست کم گرفتن بنن و جریانی که به راه انداخته اشتباه محض است؛ درست همانطور که دست کم گرفتن ترامپ در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 آمریکا اشتباه بود. همانطور که دونالد ترامپ توانست در مجاب کردن حزب جمهوری خواه که رهبران آن در ابتدا همگی از او متنفر بودند، موفق عمل کند، ببن هم می تواند نهایتا نظر راست های افراطی را به خود جلب نماید.

اما اروپا تنها بخش از طرح بنن نیست. بنن به عنوان کسی که انتقادهای زیادی را علیه «جهانی گرایان» همچون سرمایه دار و بشردوستی همچون جورج سوروس مطرح کرده، یک فرد کاملا بین المللی است. او در آمریکای لاتین جوان ترین پسر ژایر بولسونارو را به عنوان نماینده منطقه ای خود انتخاب کرده تا به او در افزایش موفقیت های انتخاباتی جناح راست در برزیل، کلمبیا، گواتامالا، هندوراس و پاراگوئه کمک کند. بنن همچنین با میلیاردر چینی همراه شده تا صندوق حاکمیت قانون را ایجاد کند که هدف از آن فرو کردن نیزه ای در قلب دولت حاکم در پکن است.

بنن در جستجوی یک شاهزادگانی با ثبات که یکی از آنها می تواند ماچیاولی باشد به دعوت حزب متعصب درک خوشحالی به ژاپن هم سفر کرده؛ این حزب از گروهی سیاسی است که از نظامی شدن ژاپن حمایت می کند. اسرائیل هم می تواند بخشی از مجمع الجزایر جناح راستی بنن باشد چراکه او که خود را «صهیونیست مسیحی» می داند، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل را ارتباطی کلیدی در جبهه ضد اسلامی آتی می داند. یکی دیگر از مکان هایی که عمدتا مورد توجه بنن قرار می گیرد روسیه است؛ کشوری با اکثریت جمعیت سفیدپوست که توسط یک منتقد لیبرالیسم غربی و «اسلام افراطی» اداره می شود؛ اگرچه بنن به این مساله توجه دارد که گزارش مولر به طور موقت بر تلاش هایش برای الحاق روسیه به مجمع الجزایر راست های افراطی خدشه وارد کرده است.

بنن موج جدید پوپولیسم جناح راستی را به راه نینداخته است، اما آنقدری باهوش بوده که یک تخته موج سواری بردارد، آن را به آب بیندازد و سعی کند موج را اندکی بیشتر به سمت راست هدایت کند. او در حال ایجاد روندی است که خودش آن را «فضای جنگ» می خواند: «این کاری است که ما برای ترامپ در ایالات متحده انجام دادیم: برنامه عملیاتی نوشتیم، با افرادی در رسانه قرار و مدار گذاشتیم، رسانه جایگزین ایجاد کردیم. همه کاری که انجام دادیم همین بود. آخرین بخش آن به رسانه های اجتماعی و سازماندهی فیزیکی و به دست آوردن آراء مربوط می شود.»

با این حال، این صرفا یک نسخه جهانی از «استراتژی جنوبی» ریچارد نیکسون نیست بلکه یک تلاش فرصت طلبانه برای تثبیت یک تغییر سیاسی است. بنن و همکارانش یک پروژه مهم تر و جاه طلبانه تر را در ذهن می پرورانند. بنن که مقر کنونی واتیکان را زیاده از حد لیبرال خوانده، خود را در برابر پاپ قرار داده و اعلام کرده که جنبش جدید قصد جنگیدن با بربرها را دارد.

بنن که در همه عمر خود یک مسیحی کاتولیک بوده و سابقه فعالیت در ارتش را داشته است، به یک سنت قدیمی تر پاپی یعنی سنت پاپ اوربان دوم اعتقاد دارد که در اواخر قرن 11 میلادی اولین جنگ صلیبی را برای بازپس گرفتن بین المقدس به راه انداخت. بنن می خواهد اروپای پیش از اتحادیه اروپا را که سفیدتر؛ نظامی تر و ملی گراتر بود بازپس بگیرد. همانند پاپ ها و شاهزادگان قرن یازدهم، پوپولیست های جناح راستی در اروپا هم دشمنان خارجی را به صف کرده اند تا افراد همفکر خودشان را با یکدیگر متحد سازند. اسلام همچنان یک دشمن مناسب برای آنها باقی مانده، حال چه به شکل مخالفت با مهاجرت های متداول به آن واکنش نشان دهند یا مساله مقابله با تروریست های افراطی باشد. اما چین نیز وجود دارد و بزرگ ترین چالش برای غرب از زمان آخرین فرمانروایی پادشاهی میانه بر بازرگانی جهانی و ابتکارعمل به شمار می رود و فرهنگ آن به قرن های گذشته باز می گردد. در نهایت، دشمن داخلی هم هست: جهانی گرایان که تحمل ملی گرایی را ندارد؛ سکولاریست هایی که می خواهند مذهب را از سیاست دور نگه دارند؛ و افراد حامی تعدد فرهنگی که علی برتری نژادی سفیدپوستان کمپین دارند.

این جنگ صلیبی بنن و جناح راست جدیدترین نمونه از تلاش ها برای باقی نگه داشتن ایالات متحده و بخش گسترده ای از یوروآسیا به عنوان سرزمین های مسیحیت سفیدپوست به شمار می رود. برای چندین دهه، افرادی که چنین دیدگاه هایی داشتند، مجبور بودند که این افراط گرایی خود را برای خودشان نگه دارند. با این حال، شکست های اقتصادی جهانی سازی، افزایش قابل توجه جریان پناه جویان، و کاهش عمومی اعتماد و اعتقاد به نهادهای دموکراتیک شرایط را برای شکل گیری چنین جنگ صلیبی ای فراهم آورده است. (این مطلب ادامه دارد)

منبع: لوبه لوگ / مترجم: طلا تسلیمی

 

کلید واژه ها: پوپولیسمظهور پوپولیسم در اروپاظهور پوپولیسم جناح راستیجنبش بننجنگ صلیبی بننجهانی سازیمخالفت با جهانی سازی


( ۱ )

نظر شما :