اما و اگرهای تلاش های بغداد!

نتیجه میانجیگری عراق در تنش ایران و امریکا به کجا رسید؟

۲۶ تیر ۱۳۹۸ | ۱۶:۴۳ کد : ۱۹۸۴۹۳۸ خاورمیانه انتخاب سردبیر
مناسبات سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی با ایران و نیازهای مبرم بغداد به تهران و از سوی دیگر سایه سنگین ایالات متحده بر اقتصاد و امینت عراق، عملا این کشور را به زمین تقابل دو طرف بدل کرده و در صورت کوچک ترین برخورد بیشترین آسیب و تبعات منفی دامن گیر عراق خواهد بود. 
نتیجه میانجیگری عراق در تنش ایران و امریکا به کجا رسید؟

 نویسنده: عبدالرحمن فتح اللهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی: با مواضع شنبه هفته جاری فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که در نشست خبری مشترک با محمد علی حکیم، وزیر امور خارجه عراق در بغداد در خصوص حمایت از تلاش های این کشور در برگزاری نشست و یا کنفرانس منطقه ای به منظور کاهش تنش در مناسبات تهران – واشنگتن داشت، تقریبا شمایل کلی راهکار عراق برای تعدیل خصومت در روابط ایران و ایالات متحده روشن شد. اما در این میان چند نکته جدی وجود دارد که ذکر آن ضروری به نظر می رسد:

چرا عراق به دنبال کاهش تنش ایران و آمریکا است؟

با وجود آن که برخی معتقدند اساسا مقوله  میانجیگری دیپلماتیک در تنش ها و بحران های بین المللی افزایش اعتبار و جایگاه ملی و جهانی کشور‌های میانجیگر را موجب می‌شود، ولی به دلیل آن که کسب وجهه مثبت در میان افکار عمومی و کشورها چندان عامل جدی در تداوم میانجیگری نخواهد بود، می تواند بازیگران واسط را از جدیت در پیگیری پروسه میانجیگری به دلیل شدت یافتن و یا فرسایشی شدن تنش دو یا چند طرفه منصرف کند. چنان که این مسئله برای ژاپن بعد از ناکامی سفر آبه شنیزو به تهران روی داد. تلاش های نیم بند عمان، کویت، آلمان و حتی سوئیس هم در همین رابطه قابل تحلیل است. اما بر خلاف تکاپوی این بازیگران به نظر می رسد که تلاش های چندین هفته ای و حتی چند ماهه بغداد متفاوت از این بازیگران است، چرا که محور و کانون تلاش های عراق برای میانجیگری در تنش ایران و ایالات متحده، نه تلاش برای کسب پرستیژ و جایگاه جهانی و یا به دست آوردن امتیاز از طرف های درگیر که بیشتر دست و پا زدن برای بقای خود است. به همین دلیل است که بغداد تا کنون از تکاپوی سیاسی میانجیگرایانه حتی پس از ناکامی تلاش دیگر بازیگران در رابطه با کاهش تنش در روابط ایران و آمریکا دست نکشیده است.  

به هر حال عراق پیش از این کشورهای میانجیگر و اساسا بیش از همه کشورهای جهان نگران از تداوم و تشدید بحران در روابط تهران – واشنگتن است. در کنار این مسئله، تحت الشعاع قرار گرفتن برنامه های توسعه سیاسی و اقتصادی این کشور توسط دولت جدید در سایه تدوام  تشدید تنش تهران – واشنگتن می تواند دایره نگرانی های بغداد را افزایش دهد.

مضافا مناسبات سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی با ایران و نیازهای مبرم بغداد به تهران و از سوی دیگر سایه سنگین ایالات متحده بر اقتصاد و امینت عراق، عملا این کشور را به زمین تقابل دو طرف بدل کرده و در صورت کوچک ترین برخورد بیشترین آسیب و تبعات منفی دامن گیر عراق خواهد بود. 

از سوی اگر چه کشور عراق که با آغاز دور جدید تنش های سیاسی و دیپلماتیک ایران و آمریکا که با روی کار آمدن دونالد ترامپ شروع شد، سعی داشت با به کار گیری راهبرد موازنه قوا که در طول 16 سال گذشته همواره در دستور کار دولت مرکزی بغداد است، خود را حتی الامکان از این بحران سیاسی دو طرف دور نگاه دارد تا تبعات منفی سوگیری از هر کدام از طرفین بر مناسبات طرف دیگر با عراق اثرات سوء خود را نگذارد، اما در حال حاضر شرایط نشان داده که این راهبرد دیگر کارگشا نیست و این مسئله بر تمامی برنامه های توسعه ای عراق سایه جدی خواهد داشت. ذیل این نکات است که در می یابیم چرا عراق به دنبال کاهش تنش ایران و آمریکا است.

استفاده عراق از نقاط ضعف دیگر تلاش های میانجیگرایانه  

بعد از سفر آبه شینزو، نخست وزیر ژاپن به منظور تلاش برای کاهش تنش در مناسبات ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران راه میانحیگری در تخاصم تهران – واشنگتن با دشواری های خاصی همراه شد، به خصوص که توکیو از مقبولیت، جایگاه و وزن دیپلماتیک قابل قبولی از جانب دو طرف برخوردار بود. اما این امر سبب نشد تا حضور22 خرداده ماه نخست وزیر ژاپن آن دستاورد مد نظر را با خود به همراه داشته باشد. 

اکنون نیز عراق با شکست تلاش های توکیو نگران تر از هر زمان دیگری در قبال تنش ایران و آمریکا به دنبال پیگری تلاش های دیپلماتیک میانجیگرایانه است. اما بغداد با اشراف به وزن و جایگاه خود به خوبی می داند که توان انجام هیچ حرکت موثری را در این رابطه ندارد، مگر این که بتواند با رایزنی با دیگر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای یک سینرژی دیپلماتیک را شکل دهد. یعنی بغداد با اشراف به جایگاه توان خود سعی در استفاده از نقاط ضعف دیگر تلاش های میانجیگرایانه ای دارد که تا به اکنون در خصوص کاهش تنش در روابط ایران و آمریکا صورت گرفته است تا در نهایت راهکار عراق با کمترین خطای ممکن و ارزیابی دقیق تر از اقتضائات تنش به نتیجه برسد. 

در این رابطه رایزنی های محمد علی حکیم، وزیر امور خارجه عراق با عبدالله بن زاید آل نهیان و سامح شکری همتایان اماراتی و مصری خود و عادل جبیر، وزیر مشاور در امور خارجی عربستان سعودی و نیز سفر وی به کویت و ترکیه، در کنار سفر اروپایی 30 آوریل (10 اردیبهشت ماه) عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق به مقصد هلند، فرانسه و آلمان، دیدار 12 مه (22 اردیبهشت) برهم صالح، رئیس جمهوری این کشور با سفرای آلمان، فرانسه و انگلستان در کاخ السلام بغداد و نیز دیدار 11 مه این سفرای تروئیکای اروپایی با نخست وزیر عراق با محوریت کمک به حل تنش ایران و آمریکا نشان از پیدا و پنهان تلاش های دیپلماتیک بغداد به منظور فروکش کردن تنش تهران – واشنگتن دارد. 

البته به موازات این تلاش های رسمی دولت بغداد برخی از شخصیت های سیاسی عراقی چون سید عمار حکیم، رهبر جریان حکمت ملی از به کار گیری همه توان و پتانسیل سیاسی و دیپلماتیک عراق برای تعدیل تنش تهران و واشنگتن سخن گفته اند. در همین راستا وی هم به رسم سنت 27 ساله خانوادگی سفری را در 12 اوریل (22 اردیبهشت) به کویت داشت که علاوه بر دیدار با امیر، ولیعهد و نخست وزیر این کشور، مذاکراتی هم در خصوص مسائل مهم منطقه ای انجام داد. این علاوه بر دیدارهای وی با دیگر شخصیت ها و مقامات، حتی آمریکایی در این رابطه است.

در آن سو سفر 29 خرداد ماه امیر کویت به عراق، آن هم پس از 7 سال نشان از این داشت که اولا تلاش های سران و مقامات رسمی و غیر رسمی عراق به منظور مشارکت و درگیر کردن کشوری مانند کویت در تکاپوی دیپلماتیک با نگاه میانجیگرایانه به منظور کاهش تنش میان تهران و واشنگتن سرانجام نتیجه داد. چون به موازات بغداد دیگر بازیگران منطقه ای مانند کویت نیز نگران تبعات تداوم و تشدید تخاصم ایران و ایالات متحده آمریکا هستند. 

ثانیا، با مشخص شدن راهکار بغداد به منظور برگزاری کنفرانسی منطقه ای در کاهش تنش ایران و آمریکا اکنون می توان دریافت که چرا کانون و مقصد اصلی تحرکات دیپماتیک شخصیت های عراقی کویت بوده است. چون عراق در نظر دارد از جایگاه و نفوذ کویت برای درگیر کردن و حضور دیگر کشورها به ویژه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در این نشست استفاده کند. چون نفوذ و جایگاه کویت در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس که هم مقبولیت جدی در میان عربستان، امارات متحده عربی و بحرین دارد و هم از احترام جدی در میان مقامات قطری برخوردار است سبب شده تا وزن دیپلماتیک شیخ صباح احمد الصباح اهرم جدی برای تحقق این مهم باشد. اکنون تمامی این تلاش ها نوید آن را می دهد که کنفرانس منطقه ای مد نظر عراق با حضور اکثر کشورهای منطقه ای و حتی فرامنطقه ای به منظور کاهش تنش در روابط ایران و آمریکا برگزار شود.  

آیا راهکار عراق در برگزای کنفرانس منطقه ای جواب خواهد داد؟

با تحلیل شرایط به نظر می رسد که اکنون تنش تهران – واشنگتن از حالت حقوقی در خصوص اختلاف نگاه اولیه به برجام به تنشی با ماهیت سیاسی رسیده است. لذا اختلافات در صورتی که ماهیتی سیاسی پیدا ‎کنند به تعارض منافع دو طرف کشیده می شود، آن زمان پروسه میانجی گری رویه ای غامض تری به خود می گیرد. 

اکنون بحران در روابط ایران و ایالات متحده به نقطه ای رسیده است که تضاد منافع با حاصل جمع صفر را نوید می دهد. به بیان دیگر پیروزی واشنگتن در شکست تهران و بالعکس است. به خصوص بعد از اقدام تهران در ساقط کردن پهپاد آمریکایی و نیز عملیاتی کردن گام های اول و دوم خود در کاهش تعهدات برجامی در برابر 14 ماه تحریم آمریکا تضاد منافع دو طرف با حاصل جمع صفر را پررنگ تر از هر زمان دیگری می کند. 

این یعنی راه حل تنش تهران – واشنگتن یک راه حل سهل و ممتنع است. سهل است چون راه حل برون رفت از این تنش بسیار روشن است؛ آمریکا باید تمامی تحریم های خود در 14 ماه گذشته را علیه ایران لغو کند و با بازگشت به توافق هسته ای، مجددا به تعهدات برجامی پایبند شود. از آن سو تهران نیز علاوه بر پرونده هسته ای، در خصوص توان موشکی و نیز دیپلماسی منطقه ای شرایط غرب و به خصوص کاخ سفید را بپذیرد. اما اجرای همین پیش شرط ها تقریبا غیر ممکن و محال است. چون همان طور که قبل تر اشاره شد بحران در روابط ایران و ایالات متحده به نقطه ای رسیده که تضاد منافع با حاصل جمع صفر را شکل داده است. یعنی تحقق شروط واشنگتن به معنای به شکست کشاندن دستاوردهای تهران است. در عین حالی که مصداق همین مسئله در آن سو نیز به شکل پررنگ تری وجود دارد.

از این رو به نظر نمی رسد که دولت چند ماهه بغداد بتواند از پس این نقش (میانجیگر)، آن هم در اشل تنش ایران و آمریکا برآید؛ نقشی که حتی تروئیکای اروپایی (آلمان، فرانسه و انگلستان)، روسیه و چین هم در طول 14 ماهی که از خروج دونالد ترامپ از توافق هسته ای گذشته است، نتوانسته اند به خوبی از پس آن برآیند. حتی به نظر می رسد که بسته پیشنهادی فرانسه با عنوان "توقف در برابر توقف" نیز نتواند کار چندان جدی در کاهش تنش ایران وآمریکا صورت دهد. لذا برگزاری کنفرانس منطقه ای هم چندان راهکار امیدوارکننده ای برای این منظور نخواهد بود.   

با این وجود اگر دولت عراق برای بقای خود به دنبال "حل و فصل" مناقشه و بحران در روابط تهران – واشنگتن است، نه "حل" آن، شاید کورسوی امیدی برای تلاش های بغداد متصور بود. چرا که اساسا مفهوم "حل" یک تنش  (Resolution)با "حل و فصل" (Settlement)  متفاوت است؛ حل و فصل یک مناقشه به معنای پیشبرد یک سلسله تدابیر و رویه هایی در جریان یک تنش یا مناقشه برای کاهش سطح تعارض است. اما حل یک مناقشه منوط به پاسخ گویی به نیازها و منافع طرف های تنش از طریق توافق مشترک است. 

لذا در حل یک تنش هیچ کدام از مبانی و حقوق اساسی دو طرف قربانی نمی شود. در واقع اگر یک مناقشه حل شود، دیگر هیچ کدام از طرف‏ها به دنبال رد و یا نادیده گرفتن توافق نخواهند بود، حتی اگر شرایط قدرت تغییر کند. این همان چیزی است که در حال حاضر بغداد به دنبال آن است تا به یک باره و به طور اساسی سایه روشن تنش ایران و ایالات متحده که اکنون نزدیک به 16 سال است که بر عراق جدید سنگینی می کند را کنار بزند. اگر با این نگاه عراق ورود به عرضه میانجیگری را در پیش گرفته باشد، بغداد تا همین جای کار هم توانسته نمره قابل قبولی کسب کند. چون اساسا ورود میانجیگرایانه برخی از کشورهای منطقه در تنش ایران و آمریکا مرهون تلاش های بغداد بوده است. هر چند که این تلاش ها متناسب با نگاه غایی بغداد فاصله بسیار دارد. البته در نهایت و با وجود تمامی این نکات نباید این کورسوی امید عراق را در برگزاری این کنفرانس به منظور کاهش تنش در مناسبات ایالات متحده و ایران را هم چندان جدی گرفت.

کلید واژه ها: فدریکا موگرینیعراقمیانجیگری عراقایران و امریکا


( ۵ )

نظر شما :