انتظار زیادی از تلاش‌های ظریف و مکرون نباید داشت

آیا واقعا در بیاریتس اتفاقی روی داد؟!

۰۴ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۱:۰۹ کد : ۱۹۸۵۷۷۱ اخبار اصلی اروپا آمریکا پرونده هسته ای خاورمیانه
محسن جلیلوند در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی تصریح کرد: علی رغم تمام تلاش‌های اخیر دیپلماتیک و نیز رفت و آمدها و حتی سفر غیرمترقبه دیروز یکشنبه طریف به فرانسه من معتقدم که توفیق جدی برای گشایش اقتصادی ایران و رفع تحریم ها وجود ندارد. دلیل آن هم روشن و ساده است. چون یگانه مشکل جمهوری اسلامی ایران، نه به کشورهای اروپایی، نه ژاپن، روسیه و نه چین باز می گردد؛ مسئله اصلی ما ایالات متحده آمریکا است. لذا باید برای کاهش تنش باید آمریکا و ایران تصمیم و مواضع خود را در قبال همدیگر تغییر دهند، در غیر این صورت به نظر نمی رسد هیچ کشوری حتی فرانسه بتواند گام چندان مهم و ملموسی در خصوص کاهش تنش در روابط تهران و واشنگتن ایجاد بردارد. 
آیا واقعا در بیاریتس اتفاقی روی داد؟!

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – سفر مجدد و در عین حال غیرمترقبه و پر رمز و راز دیروز یکشنبه محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشور به بیاریتس فرانسه، محل برگزار نشست جی 7، آن هم کمتر از 48 ساعت از بازگشت رئیس دستگاه دیپلماسی از این کشور درحالی صورت می گیرد که با وجود تلاش های امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه اختلافات عمیق درباره ایران میان آمریکا و کشورهای اروپایی هنوز حل و فصل نشده است. اما دلایل این سفر غیر مترقبه و عجیب رئیس دستگاه دیپلماسی چه بود؟ از آن مهمتر آیا این تلاش ها و رفت و آمدهای دیپلماتیک ایران و فرانسه در بیاریتس و قبل تر از آن به نتیجه ملموس و روشنی خواهد رسید. دیپلماسی ایرانی پاسخ به این سوال ها را در گفت وگویی با محسن جلیلوند، کارشناس و پژوهشگر مسائل بین الملل پی گرفته است که در ادامه می خوانید:

کمتر از ۴۸ ساعت از سفر محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه به فرانسه و دیدار با امانوئل مکرون، رئیس جمهوری این کشور، دیروز یکشنبه شاهد سفر غیر مترقبه رئیس دستگاه دیپلماسی به شهر "بیاریتس" فرانسه، محل برگزاری نشست سران جی ۷ بودیم. با توجه به اخبار و برخی گمانه زنی ها در خصوص اینکه دلایل این سفر غیر مترقبه وزیر امور خارجه ایران و گفت وگو با ژان ایو لودریان، همتای فرانسویش می توان عنوان کرد که برنامه و طرح مد نظر فرانسه در خصوص کاهش تنش ایران و ایالات متحده آمریکا به نتیجه رسیده است؟ آیا به قول کارل بیلت، وزیر اسبق امور خارجه سوئد که در واکنش به سفر دوباره محمد جواد ظریف به فرانسه در توییت دیروز یکشنبه عنوان کرد: "اتفاقی در حال رخ دادن است"؟

در پاسخ به این سوال مهم شما شنیده ها حکایت از این دارد که در سفر جمعه محمد جواد ظریف به فرانسه و دیدار با امانوئل مکرون، رئیس جمهوری این کشور پیشنهادهایی از جانب پاریس در خصوص مسئله فروش نفت و رفع محدودیت ها در این رابطه به ایران داده شد و قرار بر این بود که این پیشنهادها و برنامه پاریس در تهران مورد ارزیابی قرار گیرد و نتایج آن به فرانسه انعکاس یابد. بهترین زمانی که می‌توان پاسخ دقیق و روشن به پیشنهاد فرانسه از جانب ایران داده شود که بیشترین نتیجه را در بر داشته باشد، همین زمانی است که سران هفت اقتصاد برتر جهان در فرانسه در قالب نشست سران جی ۷ گرد هم آمده اند. لذا این نکته موجب سفر غیر مترقبه و دوباره آقای ظریف به فرانسه و شهر بیاریتس، محل‌ برگزاری نشست جی ۷ شد. نکته مهم تر این است که گویا در راستای همان پیشنهاد که مکرون به ایران داده است، رئیس جمهور فرانسه سعی کرده است، همتای آمریکایی خود را هم به این اقناع برساند که برای عدم ورود ایران به گام سوم در کاهش تعهدات برجامی، برخی از معافیت های تحریمی فروش و صادرات نفت ایران به صورت موقت و دوره ای کنار گذاشته شود. این مسئله هم مزید بر علت در خصوص حضور مجدد رئیس دستگاه دیپلماسی کشور در فرانسه شد. اما به نظر آن چیزی که قطعی است این است که طرح موسوم به انجماد در برابر انجماد یا همان توقف در برابر توقف به طور کامل از دستور کار خارج شده و به تبع آن طرح و برنامه دیگری در جریان است. حال باید دید که خروجی سفر مجدد آقای ظریف به فرانسه و دستاورد تلاش های دیپلماتیک مکرون در حاشیه نشست جی 7 در آینده به چه تحولاتی خواهد انجامید؟ 

ولی در سایه مواضع صریح و تند دونالد ترامپ، هم پیش از نشست سران جی ۷ و هم در حین برگزاری این نشست در خصوص مخالفت با هرگونه تلاش فرانسه به نمایندگی از کاخ سفید در خصوص کاهش تنش میان آمریکا و ایران، آیا اساسا می توان به خروجی ملموس و دستاورد روشنی از این سفرها و تلاش ها امیدوار بود؟

صراحتا عنوان کنم خیر. چون علی رغم تمام این تلاش‌ها من معتقدم که توفیق جدی برای گشایش اقتصادی ایران وجود ندارد. دلیل آن هم روشن و ساده است. یگانه مشکل جمهوری اسلامی ایران، نه به کشورهای اروپایی، نه ژاپن، روسیه و نه چین باز می گردد؛ مسئله اصلی ما ایالات متحده آمریکا است. لذا باید برای کاهش تنش باید آمریکا و ایران تصمیم و مواضع خود را در قبال همدیگر تغییر دهند، در غیر این صورت به نظر نمی رسد هیچ کشوری حتی فرانسه بتواند گام چندان مهم و ملموسی در خصوص کاهش تنش در روابط تهران و واشنگتن ایجاد بردارد. 
پیرو این نکته تمام تلاش های دیپلماتیک که از جانب امانوئل مکرون و آقای ظریف در حال پیگیری است برای این است که مواضع واشنگتن و شخص ترامپ در قبال ایران تغییر پیدا کند و گرنه ما مشکلی با دیگر بازیگران عرصه جهانی نداریم. مسئله مهمی که در این میان وجود دارد این است که باید دید دونالد ترامپ در آستانه ورود به انتخابات سال ۲۰۲۰ ایالات متحده آمریکا چه تصمیمی در قبال ایران خواهد گرفت؛ آیا راضی خواهد شد برای نمایش مذاکره و کسب امتیاز معافیت های تحریمی حداقلی را در خصوص تهران اعمال کند و یا اینکه کاخ سفید به سمت تشدید تحریم ها پیش خواهد رفت؟‍

تصور شما در این رابطه چیست؟

من معتقدم که دونالد ترامپ حاضر به تعدیل مواضع خود در قبال ایران، حتی به صورت مقطی و کوتاه مدت نیست. چون اکنون شرایط پذیرش این تعدیل وجود ندارد. از یاد نبریم که در طی هفته ها و ماه های گذشته چه اتفاقات و تحولاتی در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز روی داده است. در این مدت ما شاهد ساقط کردن پهپاد آمریکایی بودیم و اکنون تلاش های جدی از طرف کاخ سفید برای ایجاد ائتلاف بین المللی نظامی در تنگه هرمز و خلیج فارس به منظور محدود کردن دایره نفوذ نظامی و امنیتی ایران در این منطقه شکل گرفته است. پس می بینید مسئله و تنش تهران واشنگتن تنها به حوزه برجامی و یا اقدامت تهران در کاهش تعهدات برجامی محدود نیست و مسئله خیلی گسترده تر، عمیق تر و جدی تر از آن است که بتوان با یک تلاش دیپلماتیک تعدیلی در این تخاصم ایجاد کرد. ازاین رو دونالد ‌ترامپ از هر طریق ممکن می خواهد از موضع قدرت با ایران سخن بگوید، آن هم در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران هم به صراحت هر هرگونه پیشنهاد مذاکره با ایالات متحده آمریکا را رد کرده است. پس نمی‌توان به توفیق تلاش ها در خصوص کاهش تنش میان ایران و آمریکا، حداقل در کوتاه مدت و حتی میان مدت امیدوار بود. یعنی حتی اگر برخی پیشنهادها، البته بر اساس شنیده ها در خصوص معافیت تحریمی فروش نفت ایران به میزان 700 تا 900 هزار بشکه نفت تحقق پیدا کند، چون تهران با این امتیاز واشنگتن و حتی امتیازات بزرگتر حاضر به مذاکره با آمریکا، حداقل با دولت دونالد ترامپ نیست. بسیار بعید هم به نظر می رسد که ترامپ بخواهد این امتیازات را در قبال "هیچ" و بدون وجود مذاکره به ایران اهدا کند.
از این رو من بر این باورم و دوباره بر آن تاکید دارم که تلاش های آقای ظریف در این دو سفر اخیر به فرانسه و یا تکاپوی مکرون در چند هفته و چند ماه گذشته و حتی در حاشیه نشست سران جی ۷ به خروجی چندان ملموس و جدی نخواهد رسید، مادامی که سیاست ها و تقابل ایران و آمریکا بر همین منوال باشد. البته من به دنبال مقصر و یا درستی و نادرستی مواضع تهران و واشنگتن نیستم. آن مسئله به صورت کاملا جداگانه باید بررسی شود و مورد بحث در این مصاحبه نیست. اما آن چیزی که مشهود و عیان است این است که اگر شرایط بر همین وضعیت کنونی استمرار داشته باشد، باید شاهد افزایش و پر رنگ شدن تنش ها در مناسبات ایران و آمریکا باشیم. 

پس با توجه به نکات شما در خصوص عدم توفیق تلاش‌های ظریف و مکرون و این همه رفت و آمد دیپلماتیک، مذکراه و گفت وگو، وضعیت به چه صورتی تداوم پیدا خواهد کرد، به خصوص که ما کمتر از ۱۰ روز تا عملیاتی شدن گام سوم ایران در کاهش تعهدات برجامی فاصله داریم؟

واقع امر این است که دلیل تلاش های پاریس به همین تبعات بسیار جدی کاهش تعهدات برجامی ایران بازمی گردد؛ گام هایی که نگرانی های قاره سبز را در خصوص پایان یافتن حیات برجام دو چندان کرده است. اگر چه من در طول مصاحبه های گذشته با دیپلماسی ایرانی به صراحت عنوان کردم که حیات برجام از اردیبهشت سال ۱۳۹۷ رسماً با خروج دونالد ترامپ از آن به پایان رسید، اما طرف های اروپایی و همچنین روسیه و چین و تا حدودی هم ایران در تلاشند تا بتوانند بدون حضور آمریکا، هر چند به صورت نصفه و نیمه و حتی مصنوعی هم که شده حیات برجام را استمرار بخشند. اما باز تاکید می کنم که برجام به چه دلیل شکل گرفت؟! جز مسئله و مناقشه هسته‌ای بود که میان ایران و آمریکا در جریان بود؟ پس چگونه می توان بدون حضور آمریکا به عنوان طرف اصلی برجام، شاهد تداوم حیات این توافق بود؟ البته من معتقدم که اکنون ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، دولت و وزارت امور خارجه هم تا حدودی بر این واقعیت تلخ اشراف پیدا کرده‌اند و می‌دانند که این تلاش ها چیزی از مرگ برجام را تغییر نخواهد داد.
با این اوصاف اکنون مسئله جدی که در جریان است، یکی به تبعات گام های ایران در کاهش تعهدات برجامی و از آن مهم تر نزدیک شدن به لغو محدودیت های تسلیحاتی ایران در سال آینده باز می گردد. چون در جریان توافق هسته ای قرار شد که بعد از تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۰ میلادی برابر با ۲۷ مهر ۱۳۹۹ هجری شمسی تحریم های تسلیحاتی شورای امنیت علیه ایران در بحث واردات و صادرات تسلیحات رفع شود. نگرانی که اکنون به صورت بسیار جدی در اروپا و به خصوص ایالات متحده آمریکا از آنها مهم‌تر اسرائیل شکل گرفته است. چون اگر این لغو محدودیت های تسلیحاتی ایران محقق شود، ایران به صورت قانونی و بدون هیچ محدودیتی می‌تواند به سمت تولید تجهیز و گسترش صنایع دفاعی خود پیش رود. این مسئله به هیچ وجه مطلوب نگاه اروپا، آمریکا و اسرائیل نیست. 
با این اوصاف اکنون قاره سبز، آمریکا و اسرائیل از یک سو نگران این هستند که تهران، البته به زعم آنها در سایه کاهش تعهدات هسته‌ای دوباره به سمت تولید سلاح اتمی گرایش پیدا کند و از سوی دیگر با لغو تحریم های تسلیحاتی و همچنین مسئله "غروب برجام" بتواند قدرت و توان خود را چند برابر کند. لذا احتمال می دهم که دونالد ترامپ، حداقل برای حفظ وجه خود و همچنین تامین منافعش در بهترین حالت از افزایش فشارها و تحریم ها ضد جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کند و گرنه به نظر نمی رسد که بتوان در این خصوص اقدام خاصی صورت داد. 

با این اوصاف ایران در ۱۴ مرداد گام سوم را در کاهش تعهدات برجامی بر خواهد داشت؟

نمی توان با قاطعیت در این خصوص سخن گفت. اگرچه اکنون شواهد و قرائن حکایت از این دارد که برداشته شدن گام سوم در کاهش تعهدات برجامی امری اجتناب ناپذیر است. به هر حال جدیت در هر دو طرف ایران و آمریکا برای پررنگ تر شدن تخاصم باوجود همه اتفاقاتی که در فرانسه در حال پیگیری است، مشهود است. نباید همه چشم ها به بیاریتس باشد. چون علاوه بر آن مسائل اکنون تحولات معنادارای، هم در عراق و همچنین در تنگه هرمز و خلیج فارس نیز می گذرد. این مسائل نیز تنش ها را به مراتب پررنگ تر کرده است. باید بپذیریم که شرایط اکنون بسیار جدی است. لذا اگرچه من چندان خوشبین نیستم، اما با این اوصاف اگر این مذاکرات به نتیجه برسد می تواند مانع از برداشته شدن گام سوم ایران در کاهش تعهدات برجامی شود. چون واقعیت این است که در پروسه دیپلماسی و مذاکرات طرفین با "حداکثر" انتظارات وارد گفت‌وگو و مذاکره می‌شوند و در حین بررسی خواسته ها به یک حداقل‌های مشترک بسنده خواهند کرد. 

اما با توجه به اینکه در ۱۴ ماه گذشته اروپا نتوانسته حتی حداقل و کف خواسته های ایران را محقق کند، در کمتر از 10 روز می تواند به نتیجه برسد؟

اگر چه روند این مذاکرات دیپلماتیک بسیار جدی، پیچیده و طولانی مدت است. اما اگر طرفین جدی باشند، می توان در همین مدت کمتر از 10 روز به یک خروجی مثبت رسید و آن را در قالب یک بیانیه چند جانبه مطرح کرد. مسئله اینجاست که باید دید آمریکا چه موضعی در پیش خواهد گرفت؟

کلید واژه ها: محسن جلیلوندایرانفرانسهآمریکابرجامکاهش تعهدات برجامی ایرانتحریممحمدجواد ظریفامانوئل مکروندونالد ترامپ


( ۱۰ )

نظر شما :