تصمیم درست ترامپ

بولتون از کاخ سفید می رود

۲۱ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۸:۳۰ کد : ۱۹۸۶۱۵۴ اخبار اصلی آمریکا
کاخ سفید در دولت دونالد ترامپ شاهد ورود و خروج مقامات بسیاری بوده که عمدتا از نبود ثبات و سیاست گذاری مشخص در دولت حکایت داشتند. اما شاید بتوان خروج بولتون از دولت را یکی از درست ترین تصمیمات ترامپ دانست. جان بولتون که به عنوان مشاور امنیت ملی در دولت ترامپ خدمت می کرد، هر زمانی که در هر دولتی در ایالات متحده فعالیت کرده، تنها مشکلات و درگیری های بیشتر برای جهان آورده و ایالات متحده را به کشوری منزوی تر و منفورتر تبدیل کرده است.
بولتون از کاخ سفید می رود
User Image

نویسنده : پل پیلار

پل آر. پيلار استاد دانشگاه و عضو سابق آژانس اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) است كه 28 سال در اين نهاد ...

مطالب بیشتر

دیپلماسی ایرانی: اینکه دونالد ترامپ در کمتر از سه سال ریاست جمهوری به زودی چهارمین مشاور امنیت ملی خود را منصوب خواهد کرد، نشان دهنده نبود منطق استراتژیک در سیاست های خارجی و امنیتی رئیس جمهوری است. در حالی که سیاست گذاری بیشتر مساله تعریف و تمجیدها و راضی کردن یک پایگاه سیاست داخلی است تا اجرای دیدگاه منسجمی از جایگاه آمریکا در جهان، آنگاه دیگر اینکه رئیس جمهوری و نامزد مربوطه برای کار دیدگاه مشترکی نداشته باشند مساله مهمی در روند انتصاب به شمار نخواهد رفت. استخدام های ترامپ به هیچ وجه شبیه به دیدار هنری کیسینجر و ریچارد نیکسون در هتل پیِر پس از پیروزی نیکسون در انتخابات 1968 نیست که هر دو گفتند به شیوه عملکرد جهان و جایگاه آمریکا در آن دیدگاه واقع گرایانه مشترکی دارند.

انتصاب های ترامپ در سمت مشاور امنیت ملی پاسخی پراکنده به نیازها و انگیزش های گوناگون بوده است. مایکل فلین به وضوح برای این سمت مناسب نبود. اچ. آر. مک مَستر جذابیت های یک فرد نظامی یونیفرم پوش را بدون درگیری های مختص فلین داشت. اما ظاهرا ترامپ پیش بینی نکرده بود که خیلی زود از یادآوری های مک مستر درباره چگونگی عملکرد جهان خسته می شود. با این حال، انتصاب جان بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی از نظر بسیاری عجیب ترین این انتصاب ها بود چرا که دیدگاه جنگ طلبانه او با اظهارات انتخاباتی ترامپ مبنی بر دور نگه داشتن ایالات متحده از جنگ تناقض داشت. اما بولتون ادراک بوروکراسی اداری و فرصتی جلب توجه و حمایت جنگ طلبان در میان جمهوری خواهان را برای ترامپ فراهم می آورد.

موثرترین عامل در انتصاب بولتون در حقیقت شلدون اَدلسون بود که خودآموز سیاسی او سبب شد نفوذ زیادی بر سیاست گذاری های ترامپ داشته باشد. سیاست گذاری هایی که تاکنون بیشترین اهمیت را برای ادلسون داشته، مسائل مربوط به اسرائیل یا حائز اهمیت برای دولت جناح راستی آن است. آدلسون و بولتون هر دو آشکارا طرفدار بمباران ایران هستند و این مساله به مذاق طرفداران سیاست های سختگیرانه در قبال ایران که مطلوب دولت بنیامین نتانیاهوست، خوش می آمد. همین موضع گیری بود که بولتون را به نامزد محبوب آدلسون برای کار در کاخ سفید تبدیل کرد.

احتمالا اینکه اخراج بولتون اندک زمانی پش از درگیری آشکار ادلسون و نتانیاهو رخ داده، تصادفی نبوده است. این اختلافات که در جریان تحقیقات درباره ادعاهای فساد علیه نتانیاهو ظاهر شد و ظاهرا به رویکرد تهاجمی نخست وزیر برای نفوذ و تعیین جهت سرمقاله های روزنامه آزاد «اسرائیل هیوم» متعلق به ادلسون مربوط می شود، یک جدایی قابل توجه و غیرمنتظره در شراکت سیاسی و مالی ادلسون و نتانیاهو به شمار می رود. ترامپ احتمالا بر این باور بوده که با اخراج دست نشانده ادلسون از کاخ سفید از حمایت پایگاه اسرائیلی در ایالات متحده برخوردار خواهد ماند.

با این حال، آنچه در محاسبات ترامپ نقش اساسی تری ایفا کرده، احتمالا درک این مساله بوده که مصمم بودن بولتون در نابود سازی توافق ها به تمایل ترامپ به حصول توافق کاملا مغایرت دارد. این مساله در چندین جبهه نمود یافته است. این مساله درباره کره شمالی صدق می کند؛ در حقیقت، کار بولتون در نابود سازی هر گونه توافقی با این کشور در زمانی شروع شد که مسئول دفتر جورج دابلیو. بوش بود و چارچوب توافقی برای رسیدگی به برنامه هسته ای کره شمالی را نابود کرد. طبق برخی گزارش ها، ترامپ پیشتر بولتون را از ایفای نقش در سیاست گذاری در قبال کره شمالی منع کرده بود و همچنین او را از سیاست گذاری در قبال افغانستان کنار گذاشته بود؛ اگرچه با توجه به اینکه چشم انداز توافق با طالبان از بین رفته، می توان فهمید که بولتون در هر حال در این زمینه ایفای نقش کرده است.

مهمترین مساله سیاست خارجی که خروج بولتون از کاخ سفید احتمالا بیشترین تاثیر را بر آن خواهد داشت، ایران است. بولتون همواره خواهان جنگ بوده است؛ اما ترامپ پیاپی اعلام کرده که توافق می خواهد. احتمالا بر رئیس جمهوری آشکار شده که هر تلاشی برای دستیابی به چنین توافقی با خرابکاری های بولتون مواجه خواهد شد. ایران همچنین مساله ایست که شکست سیاست کنونی آمریکا در آن آشکار شده و کمپین «اعمال فشار حداکثری» تنها به موضع گیری جدی تر ایران و افزایش فعالیت های آن در خاورمیانه و تشدید سیاست های داخلی منجر شده است. مایک پومپئو، وزیر امور خارجه، در این همه مسائل شریک بولتون بود، اما اولویت اول پومپئو هماهنگی با رئیس جمهوریست. از این رو، احتمالا با رفتن بولتون لحن پومپئو هم تغییر خواهد کرد.

ترامپ با اخراج بولتون کار درستی انجام داد. بولتون در هر سمتی که در دولت ایالات متحده فعالیت کرده، جهان را به سمت درگیری های بیشتر پیش برده و ایالات متحده را منزوی تر و منفورتر کرده است. به طور قطع چنین رویکردی نمی توانسته تضمینی برای امنیت ملی ایالات متحده باشد. یکی از مسائلی که نشان می دهد رویکرد بولتون تا چه اندازه به منافع ملی ایالات متحده در تضاد است این است که او هنوز فکر می کند حمله فاجعه آمیز به عراق اقدام درستی بوده است.

البته تا زمان انتصاب مشاور امنیت ملی جدید نمی توان از اهمیت و محاسن خروج بولتون از کاخ سفید اطمینان حاصل کرد. این انتصاب از آن جهت اهمیت دارد که یکی از میراث هایی که بولتون به جا گذاشته نابود کردن روندهای سیاست گذاری در شورای امنیت ملی و دور زدن بوروکراسی اداری امنیت ملی و تبدیل سیاست گذاری به یک بازی اقدام برای تحت تاثیر قرار دادن رئیس جمهوری بوده است. آخرین مرتبه ای که مشاور امنیت ملی سیاست خارجی را تعیین می کرد، زمانی بود که کسینجر در این سمت خدمت می کرد و تنها دلیل موفقیت آن هم هوش و استعداد ذاتی کسینجر بود. اما کسینجر خود به خوبی از ظرافت و مخاطرات چنین مساله ای آگاه بود و در خاطراتش توصیه کرد که چنین اتفاقی هرگز تکرار نشود. آنچه اکنون به کار رئیس جمهوری ترامپ می آید، یک مشاور امنیت ملی است که روند سیاست گذاری را که در جریان آن همه گزینه ها به دقت مورد بررسی قرار می گیرند، احیا کند. اما با توجه به شیوه عملیاتی شخص ترامپ، چندان جای امیدواری نیست.

منبع: نشنال اینترست / مترجم: طلا تسلیمی

کلید واژه ها: تغییر مشاور امنیت ملی ترامپخروج بولتون از کاخ سفیددشمنی بولتون با ایرانجنگ طلبی های بولتونآشفتگی در کاخ سفید


( ۴ )

نظر شما :