درگیری نظامی در منطقه به نفع هیچ کس نیست

نگرانی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از جنگ ایالات متحده و ایران

۰۹ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۸۹۱۴۷ اخبار اصلی خاورمیانه
پس از ترور سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس ایران، و حملات تلافی جویانه سپاه پاسداران به پایگاه های عراقی مقر نیروهای آمریکایی، چند کشور عربی حاشیه خلیج فارس به رغم مواضع شدید ضدایرانی خود، از واشنگتن و تهران خواسته اند که خویشتن داری پیشه کنند. می توان گفت تمایل به جلوگیری از درگیری در منطقه خلیج فارس تنها مساله ای بوده که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از زمان بحران قطر در ژوئن سال ۲۰۱۷ تاکنون بر سر آن توافق نظر داشته اند.
نگرانی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از جنگ ایالات متحده و ایران

نویسنده: گرگوری آفتاندیلیان

دیپلماسی ایرانی: پس از ترور سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس ایران، و حملات تلافی جویانه سپاه پاسداران به پایگاه های عراقی مقر نیروهای آمریکایی، چند کشور عربی حاشیه خلیج فارس به رغم مواضع شدید ضدایرانی خود، از واشنگتن و تهران خواسته اند که خویشتن داری پیشه کنند. می توان گفت تمایل به جلوگیری از درگیری در منطقه خلیج فارس تنها مساله ای بوده که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از زمان بحران قطر در ژوئن سال 2017 تاکنون بر سر آن توافق نظر داشته اند.

به نظر می رسد که دولت ترامپ و تهران هیچ یک قصد تشدید بیشتر تنش ها تا سر حد درگیری مستقیم نظامی را ندارند، با این حال کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هنوز نگران وقوع درگیری بین ایالات متحده و ایران هستند، چرا که آنها خود می توانند به هدف تبدیل شوند یا در حالت کم خطر تر، شاهد آسیب به منافع اقتصادی خود باشند. نگرانی های این کشورها ناشی از احساس آسیب پذیری آنها و این واقعیت است که به طور فزاینده ایالات متحده را یک متحد غیرقابل اعتماد می دانند. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به رغم صدها میلیارد دلاری که برای دفاع از خود هزینه کرده اند، به توانایی خود برای مقابله با ایران اطمینان ندارند. به علاوه، جنگ در خلیج فارس نه تنها جریان نفت در یکی از مهم ترین آبراه های جهانی را مختل می کند، بلکه دستاوردهای آنها را در پروژه های گسترده زیرساخت های فیزیکی و مالی به خطر می اندازد.

اتحاد در فراخواندن به خویشتن داری

بلافاصله پس از ترور سردار سلیمانی در حمله هوایی ایالات متحده، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس برای مهار بحران به دیپلماسی و زبان دیپلماتیک متوسل شدند. محمد بن سلمان، ولیعد عربستان سعودی، با اعزام خالد بن سلمان، معاون وزیر دفاع و سفیر پیشین در ایالات متحده، به واشنگتن سعی کرد پیام «خویشتن داری» ارسال کند. محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر امور خارجه قطر، هم راهی ایران شد و همین خواسته را مطرح کرد. انور قرقاش، وزیر مشاور در امور خارجه امارات متحده عربی، نیز با صدور بیانیه ای از همه طرف ها خواست تا «خرد، توازن و راه حل های سیاسی را به جای رویارویی و تشدید تنش ها مدنظر بگیرند.»

به نظر می رسد که اجتناب از تشدید تنش های نظامی در منطقه به یک پیام مشترک و متحد کننده در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تبدیل شده که از زمان تحریم اقتصادی و سیاسی قطر توسط عربستان سعودی، امارات و بحرین دچار اختلافات شدید داخلی بوده است. اگرچه در ماه های اخیر تلاش هایی برای کاهش اختلافات میان قطر و همسایگانش صورت گرفته، اما مصالحه هنوز دور از دسترس به نظر می رسد. با این حال، این واقعیت که قطر روابط نزدیکی با ایران دارد، می تواند به سود سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باشد چراکه بدین ترتیب، این کشورها می توانند هر یک سهم خود را در فراخواندن ایالات متحده و ایران به آرامش ایفا کنند.

به رغم اختلافات گسترده بین ریاض و تهران و همچنین بین ابوظبی و تهران، سعودی ها و اماراتی ها در چند ماه اخیر برای بازگشایی کانال های ارتباطی با ایران تلاش می کردند. یکی از دلایل این تلاش ها احتمالا درک این حقیقت بود که برای پایان جنگ یمن که به یک کابوس بشردوستانه تبدیل شده، به یک راه حل سیاسی نیاز است. این واقعیت که ترور سردار سلیمانی در میانه تلاش های این کشورها برای برقراری ارتباط با ایران اتفاق افتاد، ناخوشایند بود چرا که بحران ایالات متحده و ایران را به تهدیدی برای کاهش تنش ها بین اعراب و ایران تبدیل کرد. آنچه شرایط را وخیم تر کرد این بود که عمان که عمدتا به عنوان میانجی و کانال ارتباطی بین ایالات متحده و ایران عمل می کرده، به دلیل مرگ سلطان قابوس، در موقعیت رسیدگی به بحران نبود.

نگرانی از حمله نظامی ایران و بی اعتمادی فزاینده به آمریکا

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در سال های گذشته از درآمدهای نفتی برای پرداخت هزینه تجهیزات و آموزش  و ارتقاء تاسیسات نظامی خود استفاده کرده اند، اما همانطور که جنگ یمن نشان داد، آموزش و سخت افزار لزوما به معنای نیروی نظامی کارآمد نیست. اگرچه کشورهای عربی از پس یکدیگر یا دشمنان داخلی برمی آیند، اما مطمئن نیستند که بتوانند در برابر یک قدرت بزرگ منطقه ای مانند ایران ایستادگی کنند.

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس همچنین دریافته اند که ایالات متحده تنها در صورت آسیب دیدن شهروندان آمریکایی، با اقدام نظامی به ایران پاسخ خواهد داد. به علاوه، سردار سلیمانی یک مقام بلندپایه ایرانی و مورد احترام جنگجویان شیعه در سراسر جهان بود و رهبران عرب خلیج فارس مطمئن نیستند که ترامپ پیامدهای دستور به ترور او را به درستی درک یا به اقدامات بعدی فکر کرده باشد. از این رو، به رغم تلاش های چند سال گذشته ترامپ برای حفظ روابط دوستانه با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به ویژه عربستان، دولت او از نظر مقامات این کشورها غیرقابل اعتماد و غیرقابل پیش بینی است.

نگرانی از پیامدهای گسترده

اگرچه تشدید تنش ها در خلیج فارس به طور موقت به افزایش قیمت نفت انجامید که به معنای درآمد بیشتر برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بود، اما هزینه های اقتصادی این تنش ها از سود کوتاه مدت آن بسیار بیشتر بوده است. اول، هزینه حمل نفت خام در تنگه هرمز افزایش یافت و حتی شرکت نفتکش سعودی را مجبور کرد حمل و نقل از تنگه هرمز را به تعلیق درآورد. دوم، ارزش سهام شرکت نفتی سعودی «آرامکو» که اخیرا در بازارهای جهانی عرضه شده، از اوج خود در اواسط دسامبر 2019، پس از ترور سردار سلیمانی روند نزولی داشته چرا که سرمایه گذاران نگران حمله ایران به تاسیسات آرامکو بودند. به علاوه، کشورهای حاشیه خلیج فارس در چند دهه گذشته سرمایه عظیمی را به ایجاد زیرساخت های فیزیکی و مالی اختصاص داده اند و نگران آسیب های جنگ ایالات متحده و ایران به این زیرساخت ها هستند. برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس هم نگران هستند که جنگ ایالات متحده و ایران به احیای نزاع های فرقه ای به ویژه در بحرین و عربستان سعودی بینجامد.

پس از آنکه حمله تلافی جویانه ایران به پایگاه های عراقی مقر نیروهای آمریکایی به واکنش نظام ایالات متحده نینجامید، اندکی از نگرانی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس کاسته شد. اما این بدان معنا نیست که بحران کاملا به پایان رسیده است. ایران به دلیل کمپین «اعمال فشار حداکثری» ایالات متحده به شدت آسیب دیده و ممکن است تصمیم بگیرد که آن را با اقدام علیه اهداف ایالات متحده یا منافع اقتصادی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تلافی کند. انتظار یک درگیری دیگر میان آمریکا و ایران هم چندان غیرطبیعی نیست. با توجه به لفاظی های تهران و واشنگتن، هنوز هم سازش امکان پذیر به نظر نمی رسد. تنها راه برای کشورهای عربی این است که به رغم اختلاف های خود با ایران، درصدد کاهش تنش ها برآیند و دو طرف را به خویشتن داری دوت کنند، چرا که بی شک هرگونه درگیری نظامی در منطقه، عواقب فاجعه آمیزی برای اقتصاد و امنیت و مردم آنها در پی خواهد داشت.

منبع: دولتداری مسئولانه (ریسپانسیبل استیتکرفت) / مترجم: طلا تسلیمی

کلید واژه ها: تنش ها بین واشنگتن و تهراناحتمال درگیری نظامی ایران و آمریکاخلیج فارسکشورهای عربی خلیج فارس


( ۱۲ )

نظر شما :