اهداف بلند مدت منطقه ای آنکارا چیست

پیچیدگی های راهبردی ترکیه در سوریه

۱۸ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۵:۲۰ کد : ۱۹۹۰۰۵۰ خاورمیانه انتخاب سردبیر
علیرضا مکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: یکی از مهم ترین بازیگران منطقه ای که در جنگ سوریه دارای نقشی اساسی هستند ترکیه همسایه شمالی این کشور است. ترکیه که پس از شکست سیاست مشکلات صفر احمد داوود اغلو، وزیر امور خارجه پیشین این کشور در کانون توجه و تحولات منطقه ای سوریه قرار گرفته در پس بحران سوریه به دنبال اهداف بلند پراوازانه تری است. از این رو بیراه نیست که گاهی با متحدان غربی خود در آمریکا و ناتو برای سرنگونی بشار اسد هماهنگی کند و گاهی برای حفظ و تثبیت مرزهای سوریه در جهت جلوگیری از قدرت گیری مناطق کردنشین سوریه و ساز کردن سودای استقلال توسط کردها با ایران به گفت و گو بنشیند و در این میان در جهت تحت فشار قراردادن متحدان قدیمی و جدید خود با روس ها بر سر مسائل مختلف عملیاتی و میدانی در سوریه به گفت و گو بنشیند.
پیچیدگی های راهبردی ترکیه در سوریه

نویسنده: علیرضا مکی، کارشناس روابط بین‌الملل

دیپلماسی ایرانی: تقریبا نزدیک به ده سال از جنگ داخلی سوریه می گذرد و در این مدت این بحران خونین بالا و پایین های بسیار زیادی را به خود دیده است. روند تشدید بحران از یک بحران داخلی به یک جنگ داخلی گسترده با گستره ای منطقه ای و جهانی که در آن بازیگران دولتی و غیر دولتی منطقه ای و فرامنطقه ای نقش آفرینی گسترده ای دارند از جمله این تحولات است. 

یکی از مهم ترین بازیگران منطقه ای که در جنگ سوریه دارای نقشی اساسی هستند ترکیه همسایه شمالی این کشور است. ترکیه که پس از شکست سیاست مشکلات صفر احمد داوود اغلو، وزیر امور خارجه پیشین این کشور در کانون توجه و تحولات منطقه ای سوریه قرار گرفته در پس بحران سوریه به دنبال اهداف بلند پراوازانه تری است. 

از این رو بیراه نیست که گاهی با متحدان غربی خود در آمریکا و ناتو برای سرنگونی بشار اسد هماهنگی کند و گاهی برای حفظ و تثبیت مرزهای سوریه در جهت جلوگیری از قدرت گیری مناطق کردنشین سوریه و ساز کردن سودای استقلال توسط کردها با ایران به گفت و گو بنشیند و در این میان در جهت تحت فشار قراردادن متحدان قدیمی و جدید خود با روس ها بر سر مسائل مختلف عملیاتی و میدانی در سوریه به گفت و گو بنشیند.

اهداف راهبردی ترکیه در بحران سوریه 

به یاد داشته باشیم که راهبرد ترکیه در سوریه تابعی از راهبرد کلان این کشور در جهت گسترش ژئوپلیتیک خود در جهت افزایش وزن سیاسی ترکیه در معادلات راهبردی جهانی است. توجه به این نکته ضروری است که ترکیه با وزن ژئوپلیتیک خاص خود از اهمیت و قابلیت های بسیاربالایی بر خوردار است. از سویی ترکیه عملا نگهبان جبهه جنوبی ناتو در در دریای اژه و دریای سیاه می باشد و از سوی دیگر با توجه به حاکمیت بر تنگه های بسیار راهبردی بسفر و داردانل عملا کنترل دریای سیاه را در دست خود دارد و از سوی دیگر دسترسی بسیار بالایی به مناطق شرقی مدیترانه و شامات در جنوب و قفقاز وآسیای میانه در سمت شرق خود دارد. 

از این رو ترک ها طی سال های گذشته سعی بر این داشته اند که این پتانسیل ها ژئوپلیتیک را تبدیل به امتیازهایی راهبردی کنند. 

به همین دلیل راهبرد بزرگ ترک ها در منطقه را می توان در سه محور زیر خلاصه کرد:

1-    تبدیل شدن به هاب انتقال انرژی منطقه 
2-    گسترش ژئوپلیتیک در خاورمیانه عربی و نیز مناطق قفقاز و آسیای میانه 
3-    متوازن سازی حضور غرب و روسیه در منطقه با تاکید بر احترام به منافع تاریخی ترکیه در منطقه

ترک ها از این سه محور قصد استفاده در هر گونه مذاکرات آتی با متحدان غربی خود را داشته و در نهایت خواهان حضور موثر و فعال در مذاکرات میان قدرت های بزرگ بر سر مسائل منطقه ای هستند. مسائلی مانند روند صلح خاورمیانه که برای ترک ها به عنوان قدرت سنتی منطقه ای از اهمیت بسیار بالایی برخودار است. از این رو بحران سوریه فرصتی را برای عرض اندام ترکیه در سیاست منطقه ای در برابر رقبا و متحدان ایجاد کرده است که با استفاده از آن بتواند به اهداف پیش گفته دست یابد. اما به نظر می رسد که روند تحولات میدانی بر خلاف خواست های آنکارا پیش می رود. 

به یاد داشته باشیم که بعد از شکست روند ژنو عملا جبهه سیاسی مخالفان بشار اسد از هم پاشیده و عملا فرماندهی میدانی مخالفان بشار اسد بر عهده ترکیه قرار گرفته است. این در حالی است که ترک ها در دو جبهه متفاوت در حال برنامه ریزی به منظور تبدیل مولفه های ژئوپلیتیک خود به دارایی های استراتزیک برای تبدیل از یک قدرت منطقه ای به قدرتی جهانی هستند. این دو جبهه را به صورت خلاصه می توان:

1- جبهه آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی 
2- جهان عرب 
دانست.

از این رو دولت عدالت و توسعه با ایدئولوژی اخوانی خود سعی در گسترش حوزه نفوذ سیاسی  و استراتژیک خود در جهت جدایی مرزهای ایدئولوژیک ترکیه از مرزهای جغرافیایی و طبیعی خود بود. امری که با آغاز بهار عربی و به قدرت رسیدن اخوان المسلمین در مصر و تونس نزدیک به واقعیت شده بود و با آغاز امواج بهار عربی در سوریه ترکیه می توانست پروژه نفوذ عمیق به جهان عرب در رقابت با ریاض و تهران را از شرق مدیترانه به شمال آفریقا گسترش دهد و نواری اخوانی در این مسیر ایجاد کند.

در نهایت با شکست پروژه اردوغان در مصر عمده توجه ترکیه به سوی سوریه جلب شد. جایی که ترک ها به صورت همزمان در حال رقابت با سه نیروی خارجی مداخله کننده در سوریه بودند؛ ایران، عربستان سعودی و روسیه.  

در این میان سیاست دولت اوباما در کنترل از راه دور بحران توسط متحدان منطقه ای خود فضا را برای رقابت منطقه ای میان دو متحد کلیدی ایالات متحده در این بحران یعنی ترکیه و عربستان سعودی هموار کرد. ترکیه که با شکست پروژه اخوانی خود در مصر توسط عربستان سعودی و متحدانش خود را بازنده تحولات در انقلاب عربی می دید سعی کرد با وارد گفت و گو شدن با ایران و روسیه برگ های خود برای مذاکرات نهایی در مورد سوریه را حفظ کند. این در حالی است که عمدتا جامعه عربی از تحولات سوریه بر کنار مانده و پروژه های محور ریاض – ابوظبی در سوریه با شکست مواجه شده است. 

ترک ها نیز با شکست روند ژنو و بی میلی دولت ایالات متحده به دخالت بیشتر در مسئله سوریه بعد از جدایی بخش های شرقی و شمال شرقی این کشور عملا در عرصه میدانی روز به روز در موقعیت ضعیف تری قرار گرفته و روند آستانه نیز به ترک ها کمکی به منظور حفظ دستاوردهای باقی مانده میدانی نکرده است. به عبارت دیگر هدف ترک ها از حضور در روند آستانه حفظ توانایی های میدانی خود با استفاده از نیروهای مخالف بشار اسد وابسته به آنکارا بود که در این روند هر روز ناچار به عقب نشینی های بیشتری از مواضع قبلی خود شده است. 

پیچیدیگی های راهبردی میدان سوریه

روند تحولات آستانه به ترک ها نشان داد که آنکارا فاقد ضمانت های امنیتی کافی برای تضمین طولانی مدت خطوط تماس توافق شده با روس ها به عنوان مهمترین طرف گفت و گوها در اجلاس آستانه است. این در حالی است که هم آمریکایی ها و هم روس ها دست ترک ها را برای عملیات در مناطق کردنشین عملا باز گذاشته اند که این مسئله منجر به تصرف بخش های بسیاری از مناطق کردنشین توسط ارتش ترکیه شده است. 

به نظر می رسد که استراتژی روس ها هم این است که با توافقات مقطعی با ترک ها دست آنها را برای در دست گرفتن مناطق کردنشین باز بگذارند و سپس با فشار نظامی این مناطق را از دست ترک ها خارج کنند. این همان الگویی است که در طول دو سال گذشته در مناطق مختلفی توسط روس ها تکرار شده است.

به نظر می رسد این بار نیز بعد از دو ماه درگیری های مداوم دو طرف و دست به دست شدن مناطق مهم با نابود شدن بخش مهمی از توان آفندی ارتش سوریه در شمال سوریه و نیز کشته شدن تعدادی از پرسنل ارتش های ترکیه و روسیه در بمباران های متقابل دوباره تکرار شده است. به نظر می رسد که توافق اردوغان – پوتین که در تاریخ 5 مارس بر سر آن موافقت حاصل شد باز هم نتیجه ای جز عقب نشینی نیرو های ترک و شکل گیری خطوط تماس جدیدی در امتداد اتوبان ام 4 و شرق حلب نداشته است. این مسئله مخصوصا با توجه به در محاصره قرار گرفتن پست های دیده بانی خطوط مقدم ترکیه در توافق قبلی برای ترکیه علی رغم پیروزی های نظامی بزرگ بر روی زمین در نهایت یک شکست راهبردی مهم محسوب می شود که در هر گونه محاسبه معادلات آینده میان روسیه ترکیه و ایالات متحده باید به یاد داشت. به عبارت دیگر با آزاد سازی بخش مهمی از مناطق تحت اشغال ترکیه توسط نیروی مشترک ارتش عربی سوریه و متحدان آن روی زمین و نیروی هوایی روسیه در آسمان این کشور موفق شده است علی رغم تلفات و خسارات بسیار مناطق مهمی را از دست ترک ها خارج و به زیر کنترل دولت مرکزی در آورد.

به هر صورت به نظر می رسد که مهمترین هدف ترکیه در سوریه در وهله اول حفظ مناطق تاریخی این کشور در دستان خود و یا حتی انضمام این مناطق به خود است که این مسئله با مخالفت روس ها مواجه است. از سوی دیگر راهبرد بلند مدت ترکیه در نفوذ به قلب جهان عرب است که سوریه پله اول این راهبرد محسوب می شود. در این راستا می توان راهبرد گسترش نیروی نظامی ترکیه و تاسیس اولین پایگاه های نظامی خارج از خاک این کشور در شاخ آفریقا و نیز قطر را مورد ملاحظه قرار داد.

از سوی دیگر باید توجه داشت نفوذ در جهان عرب برای شکل دادن به معادلات عربی و نیز معادلات اسرائیل – اعراب برای ترکیه امری حیاتی محسوب می شود چرا که این کشور قصد تبدیل شدن به هاب انتقال انرژی منطقه را داشته و در این میان اعراب و اسرائیل مهمترین رقبای این کشور محسوب می شوند. اما روس ها با افتتاح خط لوله ترک استریم و احتمال اضافه شدن ایران وآذربایجان به این خط لوله مهم ترین حامیان این طرح هستند. 

این معادله چند وجهی برای ترک ها چندان آسان به نظر نمی رسد. از سویی شکست در سوریه به عنوان دومین شکست بزرگ این کشور بعد از شکست در مصر می تواند آینده راهبرد ترک ها در نفوذ به جهان عرب را با علامت سئوال بزرگی مواجه کند و از سوی دیگر برای پیروزی در این مرحله نیازمند درگیری با ایران و روسیه دو بازیگری است که برای اهداف بلند پروازانه خود در زمینه انرژی نیازمند حسن نیت ویاری آنهاست.

این در حالی است که ترک ها استراتژی خود در سوریه را کاملا متفاوت از متحدان غربی خود می بینند و رروابط نزدیک این کشور با روسیه و ترک ها را می توان هشداری برای آنها نیز در نظر گرفت. هشداری که با توجه به تحولات اخیر کمتر می توان در مورد جدی بودن آنها فکر کرد. 

نتیجه گیری

در یک نگاه کلی به نظر می رسد که راهبرد فعلی ترکیه در مورد نفوذ به جهان عرب از طریق نفوذ به درون ساختارهای سیاسی اجتماعی حلقه ای از کشورهای عربی مهم از شرق مدیترانه تا شمال آفریقا با شکست مواجه شده است. شکستی که اگر تثبیت شود می تواند سایر طرح های بلند پروازانه این کشور را نیز با خطراتی جید مواجه کند. اما از سویی دیگر مداخلات نظامی ترکیه در سوریه را می توان ادامه راهبرد دفاعی کلان این کشور مخصوصا در دوره پس از بهار عربی دانست که در آن عمده قدرت های نظامی عربی یا دچلا فروپاشی داخلی شده یا کارکرد آنها مطابق انتظار نبوده است. بنابر این راهبرد حضور نظامی و گسترش پایگاه های نظامی ماورا بحار در مناطق حساس منطقه مانند شاخ آفریقا، شرق مدیترانه و خلیج فارس از اهمیت بسیاری بالایی برخوردار است. این مسئله مخصوصا در رقابت با رقبایی نظیر جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی از اهمیت مضاعفی برخوردار است. از سوی دیگر ارتش ترکیه به عنوان دومین ارتش بزرگ ناتو در دوران بعد از کودتا 2016 دچار ریزش های شدیدی شد و تحرکات نظامی ترکیه در این مناطق حساس را می توان دوباره سازماندهی و روحیه بخشی به ارکان این ارتش قدرتمند ناتو دانست. 

در این میان تحولات در شمال سوریه از اهمیت بسیار بالایی برای راهبرد کلان ترکیه در منطقه برخوردار است و گزاف نیست که اگر مدعی شویم تمام تحرکات نظامی – امنیتی، دیپلماتیک اطلاعاتی و اقتصادی ترکیه  در راستای تضمین حضور حداقلی این کشور در شمال ترکیه به منظور در اختیار داشتن برگه های مذاکراتی مناسب در فردای بحران سوریه است. 

کلید واژه ها: ترکیهسوریهخاورمیانهروسیهایران و ترکیهترکیه و روسیهتوافق ترکیه و روسیهایران و ترکیه و روسیهترکیه و سوریهرجب طیب اردوغان


( ۹ )

نظر شما :

ایران ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۷:۰۷
موقعیت جغرافیایی ترکیه همانطور که میتونه مزیتی براش باشه ، میتواند بزرگترین ضعفش هم باشد و اون قیچی شدن از دو طرف توسط قدرت های غربی و شرقی همسایه باشه
خسرو ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ | ۲۰:۱۶
تحلیل جالبی بود خسته نباشید