"شمال" سقوط از شمال می وزد

تکرار تجربه شوروی و انگلیس برای امریکا در افغانستان

۰۵ تیر ۱۴۰۰ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۰۳۵۵۹ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: صلاح الدین خدیو
صلاح الدین خدیو در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: حدود ۳۰ سال قبل پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان، نسیم سقوط از شمال وزید و به کابل رسید و حکومت دکتر نجیب الله را با خود برد. حکومت نجیب یکی دو سال پس از خروج ارتش سرخ هم در برابر حملات مجاهدین مقاومت کرد. اما درست زمانی که مستحکم به نظر می رسید، در ولایات شمالی منقسم و با پیوستن ژنرال دوستم به مخالفان، منهزم شد. هرچند ممکن است سرنوشت حکومت فعلی دقیقا این نباشد، اما شواهد و قرائن موید فراوان به نگرانی ها دامن زده است. آن زمان نبرد اصلی میان ارتش سرخ و مجاهدان تسلیح شده توسط آمریکا و پاکستان بود که با شکست شوروی به پایان رسید. اکنون هم توافق صلح میان آمریکا و طالبان، در حقیقت مهر تاییدی بر ناکامی واشنگتن در طولاتی ترین جنگ  آمریکا در سده جاری است.
تکرار تجربه شوروی و انگلیس برای امریکا در افغانستان

دیپلماسی ایرانی: عبارت فوق تیتر روزنامه هشت صبح کابل درباره پیشروی طالبان در شمال افغانستان و سقوط پی در پی ولسوالی های این ناحیه است. مقصود از "شمال‌" باد شمال و نسیم است. طرفه اینکه این اصطلاح به فتح شین، در زبان کردی هم مانند فارسی دری به دقیقا با همین سیاق و معنا بکار می رود.

مشابهت های جوامع و کشورهای غرب آسیا و خاورمیانه البته بیشتر از مشابهت در ساختارهای زبانی و خلق و خوی اجتماعی و فرهنگ سیاسی و نهادهای اقتصادی است. تقدیر تلخ محکوم شدن به تکرار تاریخ، یکی از شباهت های ملت ها و کشورهای این منطقه است که خود محصول اشتراک در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی پیشگفته است. گویی در اینجا تاریخ نه روایت پیشرفت است و نه مسیری خطی دارد. روند تاریخ دایره ای کج و کوله است که هر از گاهی چرخ می خورد و دوباره به جای اول باز می گردد. حوادث بزرگ در بازه های زمانی عینا تکرار می شوند و قهقهرا و نومیدی را باز به رخ می کشند. 

حدود 30 سال قبل پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان، نسیم سقوط از شمال وزید و به کابل رسید و حکومت دکتر نجیب الله را با خود برد. حکومت نجیب یکی دو سال پس از خروج ارتش سرخ هم در برابر حملات مجاهدین مقاومت کرد. اما درست زمانی که مستحکم به نظر می رسید، در ولایات شمالی منقسم و با پیوستن ژنرال دوستم به مخالفان، منهزم شد. هرچند ممکن است سرنوشت حکومت فعلی دقیقا این نباشد، اما شواهد و قرائن موید فراوان به نگرانی ها دامن زده است. آن زمان نبرد اصلی میان ارتش سرخ و مجاهدان تسلیح شده توسط آمریکا و پاکستان بود که با شکست شوروی به پایان رسید. اکنون هم توافق صلح میان آمریکا و طالبان، در حقیقت مهر تاییدی بر ناکامی واشنگتن در طولاتی ترین جنگ  آمریکا در سده جاری است.

نقل است هنگام حمله ناگهانی شوروی به افغانستان، مرزبانان افغان که روحشان از ماجرا بی خبر بود، هاج و واج از طلایه داران ارتش سرخ می پرسند، چرا میله های مرزی را خراب می کنید؟ آنها هم می گویند وقتی برگشتیم، دوباره درستشان می کنیم! رفتن، اما به اندازه آمدن شکوهمند و آمیخته با غرور نبود. شوروی ها ناچار شدند دهات دو طرف بزرگراه سالنگ را با خاک یکسان کنند تا واحدهای در حال عقب نشینی شان توسط نیروهای احمدشاه مسعود لت و کوب نشود. واپسین دغدغه رهبری اصلاح طلب وقت شوروی این بود که صحنه مانند سایگون 1975 و پشت بام سفارت آمریکا نشود و حداقلی از آبرو و وجاهت باقی بماند.

گویا اکنون در پایگاه هوایی بگرام وضعی مشابه فوریه 1989 برقرار است. آمریکایی ها با عجله در حال خروجند و از "تانک تا قلم" را با خود می برند و پشت سرشان کوهی از زباله های آهنی برجای گذاشته و کار و کاسبی سمساری های بگرام را حسابی رونق انداخته اند. تنها تفاوت این است که آمریکایی ها پس از بیست سال رفتند و شوروی ها بعد از ده سال و انگلیسی ها هم که در قرن نوزده آمدند، دیرتر. در تاریخ افغانستان، شاه شجاع درانی که برای رسیدن به سلطنت، انگلیسی ها را به کشور آورد، تمثیل خون و خیانت به شمار می رود.

شوربختانه اما شاه شجاع تنها نیست و سرنمون سنتی نیرومند در سیاست و تاریخ افغانستان است. کرزای، غنی، عبدالله و ...همه به نوعی شجاع الدین های درانی اند. 

دگروال حسین خان پدر ببرک کارمل، رئیس جمهور اسبق از مخالفان سرسخت پسرش بود و با اشاره به آمدن کارمل روی تانک های ارتش سرخ به ارگ می گفت پسرم شاه شجاع شده، این شجاع چرا خودش را نمی کشد؟

صد البته اشتباه است اگر فکر بیندیشیم، رهبران جنبش مقاومت در این دایره جای نمی گیرند. 

در میان طالب ها و فرماندهان مجاهدین هم کم نبودند و نیستند، عوامل سازمانهای استخباراتی کشورهای منطقه و شیخ نشین های عرب و شخصیتی مستقل و قائم به خود نظیر "آمر مسعود" بیشتر استثنایی بر این قاعده بود. به عبارت بهتر جمهوریت و  امارت که اکنون روبروی هم سینه سپر کرده اند، هیچ کدام نه بری از نفوذ و رهنمود اجنبی اند و نه روح قومی و قبیله ای جامعه افغانستان. 

طالبان در کنه عقاید سنتی و محافظه کارانه شان، یک جنبش پشتون نیرومندند و مخالفان هم تاجیک و ازبک و هزاره اند. اگر یک لایه دیگر برداشته شود، عصبیت های قبیله ای و طائفی خردتر خود را نشان می دهد.

رواج اصطلاحاتی چون ترک تباران و فارس تباران افغان، محصول این ساختار و قبله عوض کردن رهبران و سیاسیون فرصت طلب است. 

درس تاریخ می گوید، سرنوشت افغانستان باید به دست مردم افغانستان نوشته شود نه خارجی ها و نه عوامل داخلی آنها. نخست مردم افغانستان  باید به "ملت افغانستان" تبدیل شوند. به عبارت دیگر هم بساط تفرق قومی و قبیله ای جمع شود و هم فرش قرمز گشاده جلوی دخالت اجنبی. این تحول بدون ظهور نسلی از رهبران مستقل و ملی اندیش و فاقد خودمحوری و ناسیونالیسم قبیله ای ممکن نیست. اینها باید بتوانند این چرخه معیوب تاریخی را در هم بشکنند.

صلاح الدین خدیو

نویسنده خبر

کارشناس مسائل بین الملل و پژوهشگر مسائل کردی

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: افغانستان ایالات متحده امریکا امریکا و افغانستان خروج امریکا از افغانستان اتحاد جماهیر شوروی صلاح الدین خدیو


( ۶ )

نظر شما :

سيد خليل ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۰۸:۱۷
داشتم نگران میشدم که چرا اقای خدیو در این مقاله اش از "ترک" استفاده نکرده
خسرو ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۲:۳۰
" نخست مردم افغانستان باید به ملت افغانستان تبدیل شوند " جمله ی بسیار صحیح و منطقی است -- آفرین به خدیو -- ولی تبدیل شدن به ملت در کشوری که به جهت قومی اینقدر متنوع است با چه روشی ممکن است ؟ روش متداول ملت دولت برای کشوری که لااقل 80 درصد جمعیتش از یک قوم باشد امکان دارد ، ولی برای کشوری مانند افغانستان (رنگین کمان اقوام و مذاهب مثل کردستان ) که سازوکار دمکراسی و جمهوریت را هم ندارد کاربرد دارد؟ تئوری طالبان در حکومت دینی و امارت و امت در افغانستان کاربردی تر نیست ؟ بدین جهت طالبان در افغانستان قدرتمند نیست؟ اگر امریکا طالبان را بر نمی انداخت امروز افغانستان آرامتری با مردم آواره کمتری داشت به نظر من هویت افغانستان با زبان و ملیت و قومیت شکل نمی گیرد بلکه با دین اسلام که صفحه مشترک تمام اقوام است متبلور میشود
ایرانی ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۲:۳۶
به خسرو : افرین به شما با تئوری زیباتون کاملا مناسب ترکیه است که رنگین کمان اقوام هست و کمترکما از 80 درصد مردمش از یک قوم هستند
به ایرانی ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۷:۰۱
شما پانترکهای ایران از هیچ راهی برای تبلیغ ترکیه دریغ نمیکنید هنوز در هیچ کشوری اندازه ترکیه جنگ داخلی برای سرکوب یک قوم (کردها) راه نیفتاده و هیچ کشوری اندازه ترکیه نسل کشیهای تاریخی نداشته البته بعد از ترکیه این افتخار نصیب ترکان صفوی و قاجار هم شد که مردم ایران و نسل کشی کردن
ایرانی ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۷:۰۶
به نوشته بالا : بنده خدا منظور خسرو از نسخه پیچی برای افغانستان خود ایران هست که من گوشزد کردم که بهتره برای ترکیه این نسخه امت رو بپیچن نه برای ایران
ناشناس ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۸:۳۲
به ایرانی اون کامنت و باید برای خسرو مینوشتم نه شما عذرمیخوام
خسرو ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۹:۱۲
چرا از نسخه امت خوشتان نمی آید ؟ صفحه مشترک تمام اقوام کشورهای خاورمیانه - اسلام و امت اسلامی است ، مفهوم امت و اسلام برای کشورهای اسلامی مترادف -- مسیحیت پروتستان و کاتولیک در ایالات متحده امریکا و برزیل و مسیحیت ارتدکس در روسیه و کلا... دقت فرمایید که مکرون تلاش میکند حتی برای پنج میلیون مسلمان فرانسوی ، نزدیکی با مسیحیت فرانسه را ابداع کند -- اشتباه خود متجدد بین ها در خاورمیانه و ایران خودمان این است که فکر میکنند پشت پا زدن به فرهنگ اسلامی و دینی و سنت های اسلامی برای متجدد شدن ضروری است و بالعکس تاکید روی آریابازی تلقین شده از طرف مستشرقین را ترقی می شمارند که در واقع نژادپرستی ( پشتون و تاجیک و ازبک و ترکمن و هزاره و... ) عامل اصلی جنگ در افغانستان است
ایرانی ۰۷ تیر ۱۴۰۰ | ۱۶:۲۴
بعنوان یک مسلمان وقتی اسم امت رو میشنوم مدینه فاضله و ارمان شهر نبوی برام تداعی میشه جامعه ایی بدون تبعیض و بدون مشکل و قطعا بدون فساد فقر و ...... پس احمقانه است اگر مخالف چنین جامعه ایی باشم . اما مشکل اینجاست که این جامعه صرفا در زمان حضور نبی مکرم رخ نمایان کرد و بعد از ایشان دیگه تکرار نشد و کم کم به سمت انحطاط حرکت کرد مظالم وارده بر امامان معصوم علیهم السلام در راستای همین انحطاط بود ، پس قطعا نمیشه همون نسخه شفا بخش نبوی رو با مشکلات امروزی بعد از 1400 سال عینا تکرار کرد اما میشه ازش اموخت ، تساهل و مدارا و دوستی رو یاد گرفت ، مشکل در اینجا قاعدتا مخالفت با همچین جامعه ایی نیست مشکل اغراض افراد مدعی این نسخه هستند ، عدم مصالحه با اکراد عدم مصالحه با ارامنه اصرار بر تاریخ عجیب و غریب و من دراوردی و هویت طلبی وارداتی ضدیت با تاریخ کاملا مدون و دانشگاهی و انگ زدن به علم و دانش باستانشناسی ( مثلا ادعای ساخته شدن پاسارگاد در 100 سال پیش ، عدم وجود اریایی ها در ایران ، حضور ترکها از هزارها پیش در ایران و....) و ادعای احیای فرمانروایی های خیالی و گاها خون ریز و وحشی ... همه همه رو چطور میشه با نسخه امت ادعایی این افراد جمع کرد به قول معروف قسم حضرت عباس رو باور کنیم یا دم خروس رو
به خسرو ۰۷ تیر ۱۴۰۰ | ۱۶:۵۲
این و یکی باید به شما ترکها بگه شمایید که کلمه امت و مردم ایران و برنمیتابید سالها در قدرت بودید تا تونستید کرمانی و لر و ‌...رو کشتید اما تا حکومت از قاجار به پهلوی مازنی رسید دشمن شدید ضمنا اردوغان رفته افغانستان تا جنگ قومی جدید راه بندازه تقابل ترک و غیرترک
خسرو ۰۷ تیر ۱۴۰۰ | ۲۱:۰۸
دوستان ، پ ک ک و پژاک و... که خود را به کردها منتسب میکنند به کمتر از تجزیه ایران و ترکیه و عراق و سوریه راضی نمی شوند بنابر این هیچ دولتی با تجزیه طلب مصالحه نمی کند در ثانی ارامنه داشناق درست یکصد سال پیش سیصد هزار نفر مردم شیعه آذربایجان را نسل کشی کردند و هنوز درهیچ محکمه ای بازخواست نشده اند و ثالثا رضاخان میرپنج به عنوان دژخیم تمام ایرانیان و دشمن ملت ایران مطرح بود عکس ها و مدارک و اسناد ساخت پاسارگاد موجود است و ما مردم ترک ایران از هزاران سال قبل به استناد مورخین در این سرزمین ساکن بوده ایم نباید از واقعیت ها ناراحت شوید ولی امروز فقط مفهوم امت نجاتبخش جوامع مسلمان خاورمیانه هست نه چیز دیگر و یا هر پانی
احمد در جواب به خسرو ۰۸ تیر ۱۴۰۰ | ۱۳:۵۱
دوستان ، هدف پ ک ک را تجزیه ایران و کشورهای منطقه میداند ،اما چرا از گروههای تروریستی مهاجر اتراک آسیای مرکزی ( ازبک ،اویغور ترکمن ) و قفقازی ( تاتار ،چچن و.‌‌...)که توسط و حمایت ترکیه در سوریه ، لیبی ،قرهباغ و...هستند چرا چیزی نمی گویید ؟؟؟؟چون هم نژاد و قوم پرستی هستید مانند اکراه از نام بردن خلیج فارس و استفاده از کلمه (خلیج ) در ثانی چرا از لشکر خونخوار ینی چری عثمانی اجداد داعش امروزی در چند حمله به تبریز چند ۱۰ هزار نفر قتل عام ،به زنان تجاوز و کنیزی گرفتند و غارت و نابودی شهرها به جرم شیعه بودن خون مال و ناموس آنها حلال اعلام شده چرا مانند جنایات علیه ارامنه ترکیه نباید پاسخگوی جنایاتش باشد ؟؟؟؟ مگر آنها میراث دار حکومت عثمانی‌ها نیستند؟؟؟؟؟؟عکس و مدارک و اسناد ساخت پاسارگاد کجاست ؟؟؟؟؟ مگر سن رضا خان چقدر بوده که عکس و مدرک و اسناد ساخت داشته ،مردم ایران یا قوم ترک کدام ؟؟؟؟؟؟ اسناد تاریخی مطقن نشان از مهاجر بودن آنها به آسیای غربی و بین النهرین و شمال آفریقا دارد ( گفته های ترک شناس معروف ترکیه ایلبر اورتایلی در میزگردهای تخصصی در تلویزیون ترکیه و شکفت انگیز تر آنکه کمتر از ۷ درصد از مردم ترکیه دارای نژاد ترک هستند و الباقی ....طبق پژوهش های خود و همکاران بین المللی در آپارات ویدیوهایش موجود است )
ایرانی ۰۸ تیر ۱۴۰۰ | ۱۷:۲۴
برادر گرامی جناب خسرو فرض بفرمایید من بازمانده لهستانی هایی هستم که در جنگ جهانی در ایران بودند حالا میخوام ببینم چه کسی میتونه و جراتش رو داره من رو از حقوق اصلی شهروند ایران بودن محروم کنه چون کمتر از چند دهه است که نیاکانم وارد ایران شدند یا اصلا فرض کنید من یک افغان هستم که در ایران زندگی میکنم و تابعیت ایرانی دارم چه کسی میتونه بگه که از من در ایران محقتر هست ... برادر برای شما سو تفاهمی ایجاد شده که فکر میکنید من و امثال من هدفمون از بیان تاریخ اینکه بگیم کی بیشتر اریایی تر و ایرانیتر هست و کی کمتر . خود من اذری هستم به عبارتی شاید اریایی هم باشم شاید هم از بازماندگان مهاجرین ترک آسیای میانه باشم که وارد ایران شدند در هر حال چه اهمیتی داره واقعا وقتی ملاک حال ادمهاست و هر چی که بوده من الان ایرانیم و عاشقش هستم . اما تاریخ علمه برادر دانش هست نه خرافه و توهم و فرضیه .... اینکه رضا خان ظلم کرده کاملا مشخصه اینکه اقوام ایران بدلیل غیر فارس بودن تحقیر شدند کاملا مبرهنه این ها چیزی نیست که قابل کتمان باشه اما لطف کنید کل علم باستانشناسی رو زیر سوال نبرین پاسارگاد مرمت شده نه اینکه ساخته شده اگر عکسی هم هست مربوط به مرمتش هست نه ساختنش . عزیز هم میهن چرا همه دنیا باید جمع بشن مخصوصا غربیها تا اثاری مترقی از رقبای یونان که مربوط به خودشون هست رو بسازن ؟ برادر فارسها واقعا بزرگ بودند و عظیم اما این به معنای اون نیست که امروز ایران مال اونهاست، اونها فقط بخشی از جامعه ایران هستند و نه همه اون به تاریخ نه برای اثبات سهم از ایران بلکه برای اگاهی و دانش نگاه کنید اینکه شما سهم در ایران دارید امر مبرهن و بدیهی هست که اصلا نیازی نیست میلیونها سال پیش اهل ایران بوده باشین تا این سهم به شما داده بشه ، حق همه اقوام این سرزمین صرف نظر از تعدادشون محفوظه چه ارمنی چند ده هزار نفره چه اذری چند میلیونی و چه فارس چه کرد و لر و عرب و بلوچ و ترکمن ... من سرسختر از پروفسور هیئت ندیدم در دفاع از هویت ترکی شما دوستان، میشناسید ایشون رو دیگه ؟ بسیاری از گفته های ایشان رو قبول ندارم چون متخصصش نیستند اما در بعد تاریخی چون دانشگاهی بودند و اگاه کمتر دچار افراط هستند خود ایشون هم میگن که ترکان از آسیای میانه با سلاجقه وارد ایران زمین شدند البته در دوره سامانیان با حضور غلامان ترک در ارتش این حضور شروع شد و بعد به غزنویان رسید و بعد هم به سلاجقه اتفاقا همین سلسله ها بدلیل تبعیت بی چون چرا از دیوانسالاری ایرانی بیشترین کمک رو به زنده و پویا ماندن ایران فرهنگی کردند و خودشون هم در این ایران قرار گرفتند طوری که امروز بدون نام بردند از ترکان آسیای میانه نمیشه ایران رو درست تعریف کرد
آتیلا ۰۸ تیر ۱۴۰۰ | ۱۸:۲۹
پروژه ساخت پاسارگاد در سال ۱۳۴۰ توسط دوید آستروناخ یهودی شروع شد و در عرض ۳ تا ۴ سال به اتمام رسید خاندان پهلوی برای درست کردن هویت و تاریخ جعلی برای خودشان به این گونه پروژه های مضحک روی آوردند