به مناسبت یکصدمین سالگرد امضای پیمان دوستی

درد دلی کوتاه و شبانه؛ افغانستان

۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۰۳۵۷۶ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
مسعود ایمانی کله سر در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در حال حاضر هیچ کشوری با دولتی برقرار و با ساز و کار اداری و قوای مسلح، به اندازه افغانستان انفجار و انتحار به خود نمی‌بیند. کشورهای فرامنطقه‌ای و قدرت‌های جهانی را که به دلایلی معلوم فاکتور بگیریم، در عجب نباشیم که چرا کشورهای «مسلمان و همسایه» هم باید «منافع ملی» خود را بر دردِ پاره تن خود، افغانستان، مقدم شمارند؟ و آیا نباید تردیدی در سخن سعدی شیراز که: «چو عضوی بدرد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار»؟ 
درد دلی کوتاه و شبانه؛ افغانستان

نویسنده: دکتر مسعود ایمانی کله سر، دکترای روابط بین الملل از دانشگاه جواهرلعل نهرو و فعال رسانه ای

دیپلماسی ایرانی: عامل انتحاری دوم دوربین بدست و در هیات تصویربردار به جمع خبرنگاران در «شش درک» کابل رفت که از صحنه اولین حمله انتحاری گزارش تهیه می کردند. انفجار شد و حداقل ۹ نفر از اهل رسانه افغانستان جان باختند تا خونین‌ترین روز اهل رسانه افغانستان رقم خورد. آن روز ۳۰ آوریل ۲۰۱۸ میلادی بود. تکه سیمی که فراموش کرده بودم و می‌بایست می داشتم، مرا از جمع هم‌قطارانم و مرگ بازداشت. «یارمحمد توخی» اما به یکباره رفت تا مادری پیر و نامزدش باقی عمر را داغدار سر کنند. افغانستان و کابل را در آن روز کمی بهتر فهمیدم؛ کشوری که در آن ۴۰ سال زندگی جریان عادی و روزانه خود را دارد، اما ممکن است با انفجاری در زیر پاهایت به یک آن تمام شود.

می‌گویند اگر می‌خواهی میزان ترقی و آزادی ملت و مملکتی را بسنجی، وضعیت زنان و رسانه‌هایش را رصد کن. گذرا به دومی می‌پردازم که دغدغه کاری و روزانه من هست.

بحث سانسور در رسانه‌های افغانستان شاید امروزه تقریبا منتفی است، اما هنوز امنیت جانی و استقلال کاملِ اهل رسانه از گزند جنگ‌سالاران و اصحاب نفوذ و افراط گرایان مذهبی در امان نیست. گروه اول هرگاه لازم دیدند اعمال نفوذ می‌کنند و گروه دوم در ساختن «مدینه فاضله» خود خون «یارمحمدها» را مباح می‌دانند.

در تلویزیون یورونیوز در فرانسه، جایی که در آن مشغولم، صبحگاهان در جلسه سردبیران سعی می‌کنم اخبار افغانستان را به اصطلاح «بفروشم» تا پوشش داده شود. اما دریغ! 

«انفجار و انتحار در افغانستان آنقدر عادی است که اغلب رسانه‌های معتبر زحمت پوشش خبری آنها را به خود نمی‌دهند. اما اگر فردی/پلیسی در خیابانی در پاریس و برلین و لندن چاقو خورد، تیتر تمام رسانه‌ها می شود.» این جواب «صادقانه» یکی از مدیران وقت تلویزیون به پاسخِ سوالی از من در گزارشی در همین خصوص بود.

در حال حاضر هیچ کشوری با دولتی برقرار و با ساز و کار اداری و قوای مسلح، به اندازه افغانستان انفجار و انتحار به خود نمی‌بیند. کشورهای فرامنطقه‌ای و قدرت‌های جهانی را که به دلایلی معلوم فاکتور بگیریم، در عجب نباشیم که چرا کشورهای «مسلمان و همسایه» هم باید «منافع ملی» خود را بر دردِ پاره تن خود، افغانستان، مقدم شمارند؟ و آیا نباید تردیدی در سخن سعدی شیراز که: «چو عضوی بدرد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار»؟ 

پایان این یادداشت کوتاه: درد هر جاست، دوا آنجاست. ناتو و نظامیان خارجی سپتامبر امسال افغانستان را ترک می‌کنند. به اصطلاح عامیانه تهرانی‌ها، علی می‌ماند و حوضش. هزار و یک مشکل و مانع سر راهمان هست و خواهد بود. چاره‌ای نیست جز آن که ذره ذره و خشتی بر خشت نهیم و بسازیم... ای کاش درد مشترک طالبان و غیرطالبان، آسایش ملت و آبادانی مملکت بود...

کلید واژه ها: افغانستان طالبان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان


( ۴ )

نظر شما :

حسام ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۰:۰۹
جناب ایمانی! مسئله افغانستان برای اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان هم سالهاست کاملا عادی و حتی بی اهمیت شده است. گناه این عادی سازی فلاکت مردمان ساکن در کشور همسایه همزبان علاوه بر دولتمردان ج.ا.ایران، بر عهده همکاران رسانه ای شماست که حتی زحمت انتخاب تیترهای تهییج کننده احساسات عمومی ایرانیان را به خود نمی دهند.
ناشناس ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۱:۲۹
طالبان به خاطر تفکر خودش جنگ می کند چرا که به آن ایمان دارد (هر چند که من و شما خوشمان نیاید). سوال اینجاست که چرا افغان های مخالف طالبان به جای جمع شدن و مبارزه با این گروه فرار می کنند؟ جواب: چون به مفاهیمی مانند حقوق زنان، آزادی بیان و مذهب، دموکراسی و ... که مدعی آن هستند ایمانی ندارند وگرنه بسیارند کشورهایی که از گروه های ضد طالبان حمایت خواهند کرد. برای عده ای از افغان ها این سربازان خارجی هستند که باید از حقوق افغان های تجدد طلب در برابر قشر سختگیر طالبان دفاع کنند. بیست سال زیر اشغال آمریکایی ها و این بخش از افغان های راحت طلب قادر به ایجاد نیرویی جنگنده و مدافع که به آرمان های آنها اعتقاد داشته باشد نشدند. اگر شما حاضر به فداکاری برای آرمان های خودتان نیستید چرا همسایه تان برای شما باید به درد بیاید؟ اگر افغان ها برای کشورشان حاضر به جنگیدن نیستند شاید زمان پایان کشوری بنام افغانستان فرا رسیده.
User37 ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۲:۵۵
جناب ناشناس، امریکا و سایر کشور های خارجی به درخواست افغانستان یا حداقل مردم افغانستان در افغانستان حضور ندارند. آنها به دلیل خطر القاعده (پیرو حادثه 11 سپتامبر) و عدم پیروی طالبان از تسلیم کردن سران القاعده به امریکا این کشور را اشغال کردند، هرچند که منابع و معادن عظیم و سرشار هم دلیلی بر ادامه این حضور هست. تاریخ گواه است که افغانستان نه تنها از 40 سال پیش بلکه از 100 سال پیش که با شکست دادن انگلیس از تحت استعمار آن در آمد، در گیر جنگ بوده و با ابر قدرت هایی نظیر انگلیس(1قرن گذشته) شوروی و امریکا درگیر بوده است. متاسفانه عملکرد های نادرست برخی رهبران این کشور در طی این سنوات مانند عدم اجماع بین خود و تفرقه افکنی سبب شده تا مردم افغانستان دچار درماندگی و ناامیدی و عدم اعتماد شوند و بسیاری ترک وطن و دیار کنند. البته این نا امنی ها و کشتار و شهید کردن مردم بیگناه توسط طرفین درگیری، موجب شده تا خیزش های مردمی در سراسر افغانستان شکل بگیرد تا جنگ افغانستان به وسیله خود ملت افغانستان به پایان انجامد و دشمنان این ملت توسط خود مردم سرکوب و نابود شوند. همچنین در آخر باید عرض کنم که نسبت به گذشته مردم افغانستان نسبت به تحصیلات دانشگاهیی بسیار مشتاق هستند و وجود خیل عظیمی از دانشجویان و دانش آموزان مشتاق علم آموزی، آینده ای روشن را برای افغانستان رقم خواهد زد. آرمان افغانستان صلح و سربلندی و عزت پایدار ملت مسلمان افغانستان و سایر ملت های اسلام است. با درود
زیتون ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۴:۳۷
ارتباط بین میزان ترقی و آزادی ملت و وضعیت زنان و رسانه‌هایش را از کجا آوردی .......این اراجیف را کی کرده تو کله شما ....اگر میخواهی میزان ترقی یک ملت را بسنجی ببین چقدر برق تولید میکنه ....ببین چقدر ثروت تولید میکنه .....ببین چقدر رفاه تولید می کنه ....ببین چقدر مواد غذایی تولید میکنه .....ببین چه سلاح های تولید میکنه....حکایت راه رفتن کبکه.....
فدوی ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۱۵:۲۱
طالبان مجدد در حال تصاحب قدرت در افغانستان است تا برای افغانها روز از نو و روزی از نو تکرار و تکرار شود . به نظر می رسد ترس از طالبان مجددا عزیزان افغان را به یاد ایران انداخته است . هر چند مصیبت آنها دردناک است و قلبا آرزوی پایان آن را داریم اما آیا زمانی که پرچم ایران‌را آتش زدند هم یاد ایران و چهل سال مهمان نوازی ایرانی ها بودند . زمانی که ریال ایران را به تمسخر می گرفتند ، اثری از اینگونه مقالات نبود . برای کشتار دیپلماتهای ایرانی کسی در آنجا تظاهرات نکرد و سالگرد نگرفت . همان که اندکی اوضاع روبراه شد نمکدان را شکستید و سفره نانتان را برای ترکیه و چین و ... پهن کردید . من نمی دانم شاید بعضی اوقات لازم باشد از تنبیه استفاده کرد برای مردمانی که زود نمک خورده شده را فراموش می کنند . پرچم ما را در عراق و افغانستان زمانی آتش زدند که هنوز آثار لطف ایران علی رغم تمام مشکلات و تحریمهایش بر بند بند وجودشان نمایان بود . هر چند تلخ است اما تنبیه خود ابزاریست برای نجات آیندگان نمک ناشناس ها .
به فدوی ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۲۰:۰۴
شما اگر واقعا خوبی خودت و دیگران را می خواستی، گناه یک عده خاص را به پای ملت ها نمی نوشتی. ببخشید ولی شما ارباب مردم افغانستان نیستید که بخواهید تنبیهشان کنید.
به زیتون ۰۶ تیر ۱۴۰۰ | ۲۰:۱۴
برای اینکه یک کشور به پارامتر هایی که اشاره کردید برسد، لازم است تا زیرساخت های مدنی و انسانی مانند حقوق مرد و زن و کودک و گروه های شغلی، توانایی های علمی و فرهنگی به سطح مطلوبی برسند تا زمینه تحقق این موفقیت ها فراهم شود.