سه سناریوی پرهزینه بغداد پس از وتوی ترامپ علیه المالکی
هشدار بیسابقه دونالد ترامپ علیه بازگشت نوری المالکی به نخستوزیری عراق، بغداد را در پیچیدهترین آزمون سیاسی خود قرار داده و «چارچوب هماهنگی» را میان سه مسیر پرهزینه: پافشاری، گزینه میانهرو یا نامزد نمایشی، گرفتار کرده است.
به گزارش ایلنا به نقل از النشره، هشدارهای دونالد ترامپ علیه بازگشت نوری المالکی به نخستوزیری عراق، با لحنی بیسابقه و تهدید به قطع حمایتهای آمریکا، نه تنها فضای سیاسی بغداد را به هم ریخت، بلکه بازتابهایی منطقهای و بینالمللی به همراه داشت. ترامپ به صراحت اعلام کرد: «اگر المالکی انتخاب شود، ایالات متحده هیچ کمکی به عراق نخواهد کرد.» این سخنان که آشکارا دخالت در امور داخلی یک کشور مستقل است، میتواند «وتوی آمریکایی» علیه المالکی خوانده شود و عراق را در پیچیدهترین آزمون سیاسی خود قرار دهد.
ماجرا فراتر از یک مخالفت شخصی با المالکی است. از نگاه واشنگتن، المالکی با سابقه و جایگاه خود میتواند نماد تقابل با آمریکا باشد و تهدیدی برای منافع واشنگتن در منطقه، بهویژه در عراق، که یکی از میدانهای اصلی نفوذ ایران است، محسوب میشود. بنابراین هشدار آمریکا، نه تنها علیه یک نام، بلکه علیه کل چارچوب سیاسی موسوم به «چارچوب هماهنگی» است که المالکی را نامزد کرده و میتواند آزمونی برای کل دولت عراق تلقی شود.
در داخل چارچوب هماهنگی، اما تردید و شکاف به چشم میخورد. گروهی معتقدند که سخنان ترامپ باید با قاطعیت پاسخ داده شود و هرگونه عقبنشینی، به معنای از دست دادن هیبت سیاسی است. در مقابل، طیفی دیگر هشدار میدهند که اصرار بر پافشاری، بغداد را در مسیر انزوایی قرار میدهد که توان خروج از آن را ندارد و هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل میکند. پرسش کلیدی اینجاست که اگر چارچوب هماهنگی از المالکی عقبنشینی کند، چگونه و با چه فرمولی؟ و اگر بر او اصرار ورزد، چگونه میتواند اختلافها را مدیریت کند تا به فروپاشی داخلی منجر نشود؟
عملا سه مسیر پیش روی چارچوب هماهنگی قرار دارد؛ هر سه پرهزینه و حساس: اولین گزینه: پافشاری بر المالکی، که از نظر شعارهای حاکمیتی جذاب است، اما دولت آینده را از همان ابتدا در تقابل مستقیم با واشنگتن قرار میدهد و راه فشارهای مالی و سیاسی را باز میکند. این گزینه میتواند بحرانهای خارجی و داخلی را همزمان به عراق تحمیل کند.
دومین گزینه: عقبنشینی تاکتیکی و معرفی «نامزد توافقی»؛ فردی که دستکم برای واشنگتن تحریکآمیز نباشد و در داخل امکان اجماع نسبی ایجاد کند. این گزینه میتواند بهعنوان توافق داخلی تبلیغ شود، اما مشکلات ریشهای ساختار سیاسی عراق را حل نمیکند و آزمونهای اولیه همچنان پابرجا خواهند بود.
سومین گزینه: استفاده از «نامزد سایه»؛ فردی که حساسیت خارجی ایجاد نکند، اما عملا در چارچوب خط سیاسی چارچوب هماهنگی باقی بماند. این راهکار، اگرچه تعادلی میان فشار خارجی و انسجام داخلی ایجاد میکند، اما پرسش مشروعیت را به همراه دارد: آیا با نخستوزیری واقعی روبرو هستیم یا با نمایشی برای حفظ توازنها؟
نقش ایران نیز در این معادله غیرقابل چشمپوشی است. هشدار ترامپ در راستای مهار نفوذ نیروهای نزدیک به تهران در تصمیمگیری عراق و جلوگیری از حضور آنها در رأس قوه مجریه است. از سوی دیگر، چارچوب هماهنگی میداند که هر عقبنشینی بزرگ، ممکن است در داخل بهعنوان کاهش سهم جریان شیعی یا تداوم فشار خارجی تعبیر شود. بنابراین تسلیم شدن به فشار آمریکا ساده نیست.
در نهایت، بحران مالی و سیاسی فعلی عراق فراتر از نام المالکی استاین نزاع، جدالی است برای تعیین سرنوشت عراق؛ آیا کشوری که میان واشنگتن و تهران موازنه برقرار کند، یا کشوری که با ترجیح یک محور بر دیگری، هزینههای آن را مرحلهبهمرحله بپردازد؟ آزمون واقعی پس از عبور از بحران نام آغاز میشود: آیا توافق نهایی به دولتی منجر خواهد شد که توان حکمرانی واقعی داشته باشد، یا دولتی که از همان ابتدا میداند نخستین نبردش نه خدمات و اقتصاد، بلکه مدیریت مرزهای تصمیمگیری مستقل است؟
در چنین شرایطی، بغداد در مسیر دشواری قرار دارد؛ مسیری که هر گام آن میتواند پیامدهای داخلی، منطقهای و بینالمللی به همراه داشته باشد. انتخاب بین پافشاری، مصالحه یا راهکارهای نیمبند، تنها آغاز نبردی است که عراق برای تعیین سرنوشت خود باید از آن عبور کند.


نظر شما :