اصولی که باید رعایت کرد

ضرورت واقع بینی‌ در ارائه تحلیل سیاسی

۱۳ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۶:۰۰ کد : ۲۰۳۷۴۶۴ اخبار اصلی اخبار داخلی
محمد بیدگلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: واقع‌بینی از اساسی‌ترین مباحثی است که تحلیلگران علوم انسانی علی‌الخصوص کارشناسان علوم سیاسی و روابط بین‌الملل باید مورد توجه قرار دهند. دلیل بسیاری از کسانی که در ارائه تحلیل‌های صحیح با شکست روبه‌رو می‌شوند آن است که در فرضیه‌های ذهنی خود به واقعیت‌های موجود یا توجه نکرده‌اند یا اساسا به‌دلیل دور بودن مکانی از محل حادثه، از واقعیت‌های موجود بی‌اطلاع بوده‌اند. در نتیجه فرضیه‌ها و احتمالاتی که در نظر گرفته‌اند، غیرواقعی بوده است. بنابراین برای آن‌که تحلیلگر بتواند فرضیه‌سازی منطقی و به‌دور از احساسات و ذهنیت‌های کاذب ارائه کند، لازم است واقع‌بین باشد. برای واقع‌بین بودن نیز لازم است خود را از باورهای غلط و احساسات غیر منطقی دور کند و حتی‌الامکان رویداد را آن گونه که هست، مورد بررسی قرار دهد.
ضرورت واقع بینی‌ در ارائه تحلیل سیاسی

نویسنده: محمد بیدگلی، دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل ایران

دیپلماسی ایرانی: سیاه و سفید دیدن رویدادها، صفر و صد دیدن رویدادها، مطلق‌انگاری‌ها درباره پدیده‌های سیاسی و تعمیم دادن قوانین حاکم بر مناسبات سیاسی در جوامع مختلف، از جمله مهم‌ترین آفت‌هایی است که تحلیلگر را از واقع‌بینی دور می‌کند، برعکس هر چه تحلیلگر تلاش کند، امور سیاسی را به صورت نسبی ارزیابی کند و از هر گونه یک جانبه‌نگری، که آفت مهم هر تحلیل سیاسی است، اجتناب کند، می‌تواند کم یا بیش مطمئن شود که در تحلیل خود اصول اولیه را برای واقع‌بینی رعایت کرده است. روش تحلیل سیاسی فی‌الواقع شیوه درک مفاهیم پیچیده سیاسی را به ما می‌آموزد، با آموختن این روش می‌توان پدیده‌های سیاسی را که در اذهان عمومی به‌راحتی درک نمی‌شوند، از طریق شیوه‌های ویژه برای اکثر مردم فهم‌پذیر کرد. آموختن روش تحلیل سیاسی به ما کمک می‌کند تا بتوانیم از سطح تحولات بگذریم و به عمق آنان نفوذ کنیم، پدیده‌های سیاسی و تحولات پیچیده مربوط به آنها را درک کنیم و به دیگران کمک کنیم تا گمراه نشوند.

تحلیل به ما کمک می‌کند تا بتوانیم جزئیات بیشتری از تحولات را کشف و درباره ماهیت آنها داوری کنیم. همچنین به ما کمک می‌کند ساده‌اندیش نباشیم و در برابر تحولات روز جامعه واکنش مناسبی داشته باشیم و کمتر تحت تاثیر القائات رسانه‌های مختلف قرار گیریم. بیان اتهام‌های بی‌اساس و ترویج تفکرات و تحلیل‌های بی‌پایه در جوامع صنعتی جهان، یکی از عادات مرسومی است که داشتن تحلیل صحیح درباره مسائل روز، به کشف این گونه خطاها و تصحیح باورهای غلط رایج کمک می‌کند. وقتی خبر یک تحلیل سیاسی غلط باشد، بدون شک تحلیل آن خبر هم صحیح نخواهد بود، چرا که امکان ندارد وقتی کذب خبری اثبات شده باشد، تحلیل آن خبر درست باشد. تحلیلگر باید بتواند بین خبر و اطلاعات موجود در حافظه یا بایگانی شخصی خود، ارتباط دقیق و منطقی با سایر پدیده‌ها یا موضوعات مرتبط با همان خبر، برقرار کند چراکه در غیر این صورت تحلیل او دچار مشکل اساسی می‌شود. هنگامی که این ارتباط شکل گرفت تحلیلگر به جمع‌بندی جدیدی خواهد رسید که برای ارائه تحلیل خوب به او کمک خواهد کرد. باید توجه داشته باشیم در دنیای امروز هیچ تحلیلگری بی طرف نیست، اما تحلیلگرانی موفق هستند که در بررسی‌های خود به گونه‌ای عمل می‌کنند که مخاطبان نمی‌توانند به وضوح جهت‌گیری و گرایش آنها را بشناسند. همچنین در تحلیل رویدادها سعی می‌کنند داوری خود را از متن اصلی تحلیل تفکیک کنند تا مخاطب احساس نکند که با تحمیل دیدگاه تحلیلگر روبه‌روست.

نتیجتا اینکه یک تحلیل خوب، تحلیلی است که:

اول این‌که تحلیلگر آن، روش مناسبی را برای تحلیل خود انتخاب کرده باشد.

دوم این‌که خبر مورد تحلیل، به طور قطع صحیح باشد.

سوم این‌که تا جایی که ممکن است اطلاعات بیشتر و متنوع‌تری را درباره موضوع تحلیل به دست آورده و در تحلیل به کار برده باشد.

چهارم این‌که تحلیلگر با استفاده از ذهن خلاق و تیزبین خود، دیدگاهی جدید را درباره موضوع مورد تحلیل ارائه کند.

پنجم و آخر این‌که به روند تحولات در گذشته و احتمالات در آینده توجه کافی نشان دهد.

کلید واژه ها: محمد بیدگلی تحلیل چارچوب تحلیلی تحلیلگر تحلیلگران تحلیلگران سیاسی


( ۱ )

نظر شما :