تردید در جدیت طرف امریکایی
آیا واقعا مذاکرات ایران و امریکا جدی است؟!
دیپلماسی ایرانی: ایران و امریکا درحالی به دور دوم مذاکرات غیرمستقیمشان در ژنو وارد شدند که عدم اطمینان درباره به نتیجه رسیدن مذاکرات همچنان پررنگ است. ایران تلاش دارد از مذاکره ابزاری برای دور کردن سایه جنگ استفاده کند و سپس به رفع تحریمها برسد، در حالی که امریکا دائما به گونهای موضع گرفته است که گویی که مذاکره را به عنوان اولتیماتوم میداند تا اگر ناگهان گزینه جنگ را برگزید بهانهای داشته باشد.
این در حالی است که سیل جنگافزاری است که امریکا به منطقه سرازیر کرده و پایگاههای اطراف ایران را از سلاح پر کرده است. همزمان، دو طرف نیز آرایش نظامی به خود گرفتهاند و تهران در پاسخ به تهدید نظامی ترامپ و دیگر مقامات امریکایی پاسخ نظامی میدهد. مانورهایی که دو طرف طی روزهای اخیر برگزار کردهاند یا اظهاراتی که با لحن نظامی نسبت به هم بیان کردهاند، شاهدی بر این ادعاست.
در چنین وضعیتی پرسشی که ذهنها را به خود مشغول کرده، این است که مذاکرات را تا چه اندازه میتوان جدی گرفت و آیا واقعا امیدی به نتیجه مذاکرات هست؟
بعد از پایان هر دور از گفتوگوها امریکا، بهویژه رئیس جمهوری این کشور، خواسته و انتظاراتی را از مذاکرات بیان میکند که برای تهران پذیرفتنی نیست، ازجمله موضوع تسلیحات موشکی که برای تهران جنبه دفاعی دارد و موضوع متحدان منطقهای که جدای از اینکه رابطهای اعتقادی میان متحدان است، عمق استراتژیک تهران نیز محسوب میشود. این در حالی است که همچنان غنیسازی خط قرمز دو طرف است و در حالی که ترامپ میگوید ایران نباید غنیسازی داشته باشد تهران اصرار دارد که چون عضو آژانس بینالمللی انرژی اتمی است پس غنیسازی نیز حق مسلم و غیرقابل مذاکره است. این موضوعات نشان میدهد که فاصله دو طرف آنقدری دور است که نمیتوان انتظار توافق در دسترس باشد.
تشکیک در جدیت مذاکرات
در حالی که تهران برای ازسرگیری مذاکرات خود را مشتاق و جدی نشان میدهد به نظر میرسد طرف امریکایی صرفا تظاهر به اشتیاق میکند و چندان جدیتی ندارد. اول از همه فاصله زمانی میان مذاکرات است. در حالی که تهران میگوید حاضر است روزها گفتوگوهای متوالی داشته باشد، میبینیم که فاصله زمانی میان مذاکرات عمان تا ژنو حداقل ۱۰ روز است. در حالی که اکنون هم بعد از پایان مذاکرات ژنو زمانی برای دور بعدی تعیین نشده است.
همچنین به نظر میرسد طرف امریکایی مذاکرات را به گونهای تنظیم میکند که در زمانهایی باشد که از دیگر کارهایشان فراغت داشته باشد، مثلا بعد از پایان تعطیلات یا اوایل هفته کاری در امریکا، این بدان معناست که مذاکره با ایران برای آن در اولویت نیست.
چیزی که سبب میشود نسبت به جدیت طرف امریکایی در انجام مذاکرات بیش از پیش تشکیک کنیم، رفتارهایی است که در ژنو از آن شاهد بودهایم. در حالی که تیم ایرانی از دو روز قبل در محل مذاکرات حاضر بوده و بنا بوده مذاکرات ساعت ۹ روز سهشنبه برگزار شود، طرف امریکایی تازه ساعت ۹ صبح به ژنو وارد میشود و قبل از ورود به محل مذاکرات بیاعتنا به تاخیری که داشته اول صبحانه خود را صرف میکند بعد به محل مذاکرات راهی میشود تا گفتوگوها با حدود دو ساعتونیم تاخیر آغاز شود. بعد از آن هم در حالی که طرف ایرانی سعی میکند فضا را مثبت و جدی نشان دهد و میگوید برای رسیدن به نتیجه حاضر است ساعتها و روزها و حتی هفتهها به طور مداوم گفتوگو کند اما کمتر از دو ساعت بعد از این اظهارات گفتوگوها پایان مییابد و طرف امریکایی محل مذاکره را ترک میکند و مستقیما به مذاکرات مربوط به جنگ اوکراین ورود میکند تا این تردید که اصولا مذاکره با ایران برای آن در اولویت نیست، تشدید شود. این تردید زمانی تقویت میشود که میبینیم طرف امریکایی ساعتها در مذاکرات مربوط به جنگ اوکراین حاضر میشود و تا چندین ساعت خبری از مواضع آنها نسبت به مذاکراتشان با ایران نیست. بعد از آن هم تنها یک خبر به نقل از یک منبع امریکایی – که آن هم معلوم نیست کیست و چقدر میتواند صحیح باشد – منتشر شد که گفته است «ایران طی دو هفته آینده با پیشنهادهای جدید برای پر کردن شکافهای کلیدی در مذاکرات هستهای بازخواهد گشت، اقدامی که میتواند مسیر گفتوگوها را تغییر دهد!»
واقعیت این است که آنچه مشاهده میشود شباهت بسیاری به مذاکرات ایران و امریکا در قبل از جنگ ۱۲ روزه دارد. در حالی که به نظر میرسید فضای مذاکرات مثبت است و طرف ایرانی نسبت به آن خوشبین بود، ناگهان جنگ شد که همه را به شوک فرو برد. برای همین این بار هم میتوان گفت رفتار امریکاییها در حالی که همچنان بر تشدید تهدید نظامی با افزودن جنگافزارهای جدید در پایگاههای خود در منطقه اصرار دارند، جدیت آنها را نسبت به تداوم مذاکرات زیر سوال میبرد.



نظر شما :