مکتبی که بر پایه الگوی استمرار از طریق ایثار بنا شده است

شهادت رهبر انقلاب؛ کاتالیزوری برای جهش گفتمانی و تقویت جبهه مقاومت

۱۷ تیر ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۹۸۶۰ اخبار اصلی خاورمیانه
نویسنده خبر: سید علی موسوی خلخالی
غفور کریمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: استکبار جهانی باید با این واقعیت مواجه شود که قدرت جبهه مقاومت، دیگر صرفاً متکی به ظرفیت‌های نظامی و تکنولوژیک نیست، بلکه بر پایه‌ی یک سرمایه اجتماعی و روحی بنا شده است که از طریق فرهنگ شهادت، به صورت خودجوش و مستمر بازتولید می‌شود. 
شهادت رهبر انقلاب؛ کاتالیزوری برای جهش گفتمانی و تقویت جبهه مقاومت

دیپلماسی ایرانی: ترور ناجوانمردانه و به شهادت رساندن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (ره) رهبر فقید انقلاب، در تحلیل‌های استراتژیک، صرفاً یک اقدام امنیتی یا نظامی در راستای تضعیف یک ساختار سیاسی محسوب نمی‌شود؛ بلکه این واقعه، برگی دیگر از پرونده‌ی سریالی جنایات نظام سلطه تحت رهبری ایالات متحده و هدایت رژیم اسرائیل است که با هدف ایجاد خلأ در هدایت جریان مقاومت انجام شده است. با این حال، بررسی دقیقِ ماهیت این اقدام نشان می‌دهد که استکبار جهانی بار دیگر با یک الگوی مجهول مواجه شده است: مفهوم فرهنگ شهادت و فرایند تبدیل رهبری فردی به مرجعیت ساختاری. 

برای نظام‌های مبتنی بر محاسبات مادی و رئالیسم سیاسی، حذف فیزیکی یک شخصیت کلیدی، ابزاری کارآمد برای توقف حرکات سیاسی و نظامی تلقی می‌شود. اما در تقابل با این دیدگاه، مکتب مقاومت بر پایه الگوی استمرار از طریق ایثار بنا شده است. در این چارچوب، شهادت نه یک نقطه پایان، بلکه کاتالیزوری برای بازتولید قدرت و ارتقای سطح آگاهیِ توده‌ها عمل می‌کند. در واقع، ترور رهبری که نقش اصلی در بازتعریف توازن قدرت در منطقه ایفا می‌کرد، با تبدیل شدن به یک الگوی جاودان، از حوزه‌ی مرجعیت و رهبری اجرایی به حوزه‌ی مرجعیت ایدئولوژیک و الهام‌بخش برای سایر آزادیخواهان جهان، انتقال یافته است. این گذار، معنای حذف را از بین برده و جایگزین آن، تکثیر اندیشه را در بدنه اصلی جبهه مقاومت قرار داده است. بازتاب این تحول در ابعاد نمادین و میدانی، در قالب مراسم‌های وداع و تشییع در شهرهای استراتژیک نظیر تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا، فراتر از یک مراسم سوگواری، یک پیام ژئوپلیتیک به ائتلاف جهانی سلطه خواهد بود. برگزاری این مراسم در قطب‌های اصلی جهان تشیع، نشان‌دهنده یکپارچگی جبهه مقاومت و شکست راهبرد تکه‌تکه کردن یا ایجاد انشقاق میان ملت و نظام است. این هم‌افزایی، نشان داد که جبهه مقاومت نه یک پدیده مقطعی، بلکه یک ساختار سازمان‌یافته و ریشه‌دار است که با هر ضربه، دچار بازتوانی ارگانیک می‌شود. 

در لایه‌ی گسترده‌تر، می‌توان مشاهده کرد که جبهه مقاومت در حال گذار از یک جریان منطقه‌ای به یک شبکه فراملی از مقاومت است. از عراق و لبنان گرفته تا یمن و سایر مناطق تحت تأثیر این گفتمان، فرایند ریشه‌دواندن این تفکر در بافت اجتماعی و سیاسی را شاهد هستیم. نکته‌ی حائز اهمیت در این میان، عبور این جریان از مرزهای مذهبی سنتی و تبدیل شدن به یک گفتمان عدالت‌خواهی اسلامی است. 

پس از واقعه‌ی طوفان‌الاقصی و افشای ماهیت ساختاریِ جنایات اسرائیل و حامیان غربی‌اش، اسلام آمریکایی as a که توسط مبلغان به‌ظاهر مذهبی و جریان‌های سلفی همسو با استکبار ترویج می‌شد، دچار بحران مشروعیت و رسوایی گسترده شده است. امروز، توده‌های مسلمان در سراسر جهان، تفکیک میان اسلامِ صلح‌طلبانه با ظلم و اسلام مقاومت را به درستی درک کرده‌اند. در این فضای جدید، خون شهدا و رهبری فقید، به موتور محرکی برای تکثیر دیدگاه‌های استراتژیک مکتب مقاومت در میان آزادی‌خواهان جهان تبدیل شده است. این تحول، نشان‌دهنده یک جهشِ گفتمانی در جهان اسلام است که در آن، مرزهای فرقه‌ای در برابر ضرورت‌های امنیت جمعی و عدالت اجتماعی کمرنگ شده‌اند. 

در نتیجه، استکبار جهانی باید با این واقعیت مواجه شود که قدرت جبهه مقاومت، دیگر صرفاً متکی به ظرفیت‌های نظامی و تکنولوژیک نیست، بلکه بر پایه‌ی یک سرمایه اجتماعی و روحی بنا شده است که از طریق فرهنگ شهادت، به صورت خودجوش و مستمر بازتولید می‌شود. 

هرگونه تلاش برای حذف چهره‌ها، تنها به توزیع مسئولیت رهبری میان میلیون‌ها نفر منجر خواهد شد و این، پایانِ دوران مدیریتِ تک‌چهره‌ای و آغاز عصر رهبری جمعی و توزیع‌شده در جبهه حق خواهد بود؛ مسیری که با قدرت نفوذ در بطن توده‌ها، به سوی فروپاشی نظمِ سلطه حرکت می‌کند. 

روزنامه نگار، نویسنده، مترجم و سردبیر دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: مقاومت جریان مقاومت شهادت مقام معظم رهبری رهبر شهید ایران و امریکا ترور رهبر معظم انقلاب غفور کریمی ترور مقام معظم رهبری


نظر شما :