آغاز نظم نوین منطقهای از نقطه صفر
پذیرش هژمون برتر ایران
دیپلماسی ایرانی: با قرار گرفتن فرآیند صلح دهمادهای در مسیر مراحل نهایی و آغاز گفتوگوهای دیپلماتیک در اتمسفر بیاعتمادی تام ایران به طرف ایالات متحده به عنوان نماد آغازگر جنگ در میانه گفتوگو، چشمانداز تازهای برای شکلدهی به نظم پایدار و کمتنش در منطقه پدید آمده است. این روند میتواند نقطه عطفی در عبور از فضای پرتنش گذشته باشد، فضایی که ماحصل سالها عداوت و عداوتسازی، تحمیل جنگ و تولید هزینههای غیرقابل جبران انسانی در به شهادت رساندن رهبر شهید انقلاب، نخبگان نظامی، سیاسی و علمی، شهروندان بیگناه و آسیب به زیرساختهای اقتصادی و صنعتی کشور توسط دولت ایالات متحده و رژیم صهیونستی و همراهی رژیم های کاغذی منطقه بوده است.
حال در صورت تثبیت شروط و مطالبات ایران نقطهای صفر مسیر همکاریهای سازنده میان کشورهای همسایه را هموار خواهد کرد.
در چنین شرایطی بازنگری در رویکردهای گذشته توسط دولتهای عربی و پذیرش هژمون برتر ایران توسط ایالات متحده، آغاز روابط از نقطهای تازه، میتواند منافع مشترک تمامی بازیگران منطقهای را تضمین کند. کشورهایی که در سالهای گذشته تحت تأثیر فضای رقابتی یا سوءتفاهمهای سیاسی قرار داشتند و با همکاریهای آشکار و پنهان در ضربه زدن به ایران از هر امری دریغ نکردهاند، اکنون فرصت دارند در چارچوب مصالح جمعی و امنیت پایدار، تعاملات خود را باز تعریف کنند.
واقعیت این است که نظم منطقهای پایدار زمانی شکل میگیرد که نقشآفرینان اصلی آن به ظرفیتها، نقش و وزن یکدیگر احترام بگذارند. بهویژه در شرایط تازهای که روند صلح احتمالی ایجاد خواهد کرد، همکاری مبتنی بر احترام متقابل، گفتوگو و پذیرش واقعیتهای میدانی میتواند پایهگذار آیندهای باثباتتر برای همه کشورها باشد.
نتایح میدانی منبعث از جنگ رمضان مبین این نکته است که هرگونه معماری امنیتی پایدار در خاورمیانه بدون مشارکت فعال ایران قابل تصور نیست.
امروز بیش از هر زمان دیگر ضروری است که دولتهای منطقه با نگاهی واقعگرایانه، ظرفیتهای واقعی یکدیگر را به رسمیت بشناسند و مسیر همکاریهای مشترک را جایگزین رقابتهای فرسایشی کنند.
تجربه دهههای گذشته نشان میدهد که تقابلهای امنیتی راهحل پایدار ارائه نمیدهد، در حالی که ساز وکارهای همکاری چندجانبه میتوانند به کاهش تنشها و افزایش رفاه و ثبات جمعی بینجامند. در چنین چارچوبی، نقش ایران بهعنوان اصلیترین بازیگر منطقهای میتواند از طریق همکاریهای اقتصادی، امنیتی و فناورانه بیش از گذشته در شکلگیری یک نظم پایدار و قابل اتکا نقشآفرینی کند؛ نظمی که به جای حذف، اصطکات و ایجاد چالش همکاری واقعگرایانه شکل گیرد؛ چالشهایی که هدف آنها کاهش توان داخلی و ایجاد بیثباتی بوده است.
با این حال، تجربه نشان داده که جامعه ایرانی در برابر این فشارها از سطح بالایی از پایداری، هوشیاری و قدرت بازسازی برخوردار است.
در حوزههای مختلف اقتصادی، دفاعی و فناورانه، تلاش برای خوداتکایی و توسعه ظرفیتهای داخلی موجب شده است بسیاری از فشارها به نتیجه مورد انتظار طراحان آن نرسد.
هنگامی که تکیه بر توان داخلی با مشارکت اجتماعی همراه میشود، امکان عبور از بحرانها نهتنها فراهم، بلکه به فرصتی برای تقویت زیرساختها و ارتقای توان ملی تبدیل میشود.
تحقیقات مؤسسات بینالمللی حوزه امنیت و توسعه نیز نشان میدهد کشورهایی که از انسجام اجتماعی برخوردارند، در برابر تهدیدهای بیرونی بسیار مقاومترند و احتمال تأثیرگذاری فشارها بر آنها کمتر است.
ایران نیز طی سالهای گذشته بارها نشان داده که تابآوریاش تنها به ابزارهای سختافزاری محدود نیست، بلکه از اراده جمعی و ظرفیتهای انسانی عمیق نشات میگیرد.
امروز، شرایط منطقهای و جهانی بیش از گذشته اهمیت تقویت قوای نظامی بومی با درسآموزی از هجمههای تحمیلی رژیم صهیونی و ایالات متحده، برنامهریزی هوشمندانه، تقویت دیپلماسی فعال و توسعه ظرفیتهای داخلی را برجسته میکند.
در چنین فضایی، هرگونه فشار بیرونی زمانی بیاثر میشود که کشور در مسیر توسعه پایدار، شفافیت بیشتر و اتکا به نیروی انسانی جوان و متخصص حرکت کند. آنچه از دل این تجربهها برمیآید، یک واقعیت روشن است؛ جامعهای که توانایی عبور از چالشها را بارها به نمایش گذاشته است، میتواند مسیر آینده خود را نیز با اعتمادبهنفس، آرامش و برنامهریزی دقیق ادامه دهد.
در کنار توان دفاعی، عنصر همبستگی و مشارکت ملی نیز نقشی کلیدی در شکلدهی به تصویر منطقهای ایران ایفا میکند. تجربه نشان داده کشورهایی که در داخل از انسجام اجتماعی برخوردارند، در سطح منطقهای نیز از قدرت چانهزنی و اثرگذاری بیشتری بهرهمند میشوند.
بدون شک نه ملت و دولت ایران مشارکت و مساعد دولتهای عربی با ایالات متحده برای اضمحلال نظام سیاسی و فروپاشی کلی ایران را فراموش خواهند کرد و نه آن دولتها، سیلیهای دریافت شده از ایران را در طول ایام جنگ رمضان از یاد خواهند برد اما در فردای پس از تثبیت خواستههای ایران، مبدا آغاز روابط از نقطه صفر خواهد بود، نقطهای نه به معنای نادیده گرفتن گذشته، بلکه تلاشی برای ساختن آیندهای جدید بر بنیانی واقعگرایانه و مشارکتمحور است؛ آیندهای که امنیت جمعی و رفاه ملتهای منطقه را در مرکز توجه خود قرار میدهد.



نظر شما :