وقتی امنیت انرژی در گرو بازدارندگی جبهه مقاومت قرار می‌گیرد

تلاطم در دریای سرخ

۳۰ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۳۹۵۳۴ اخبار اصلی اقتصاد و انرژی خاورمیانه
نویسنده خبر: غفور کریمی
غفور کریمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: اکنون مشخص شده است که قدرت بازدارندگی جبهه مقاومت، تنها به توانمندی‌های نظامی در زمین و هوا محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند از طریق کنترل نقاط حساس جغرافیایی، امنیت انرژی جهانی را به گروگانِ محاسبات سیاسی تبدیل کند. 
تلاطم در دریای سرخ

دیپلماسی ایرانی: تحولات اخیر در منطقه، که از درگیری‌های پرجنب‌وجوش در لبنان آغاز شد، اکنون وارد مرحله‌ای جدید و بسیار حساس شده است؛ مرحله‌ای که در آن نبرد از میدان‌های جنگ کلاسیک به سمت شریان‌های حیاتی اقتصاد سیاسی جهان حرکت کرده است. 

اقدامات انصارالله در تنگه باب‌المندب، که با هدف حمایت از ایران، لبنان و تمامی ارکان جبهه مقاومت انجام می‌شود، نشان‌دهنده یک چرخش استراتژیک در قدرت نفوذ این محور است. 

اکنون مشخص شده است که قدرت بازدارندگی جبهه مقاومت، تنها به توانمندی‌های نظامی در زمین و هوا محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند از طریق کنترل نقاط حساس جغرافیایی، امنیت انرژی جهانی را به گروگانِ محاسبات سیاسی تبدیل کند. 

بستن یا محدود کردن عبور از تنگه باب‌المندب توسط انصارالله، فراتر از یک عملیات نظامی، یک اقدام راهبردی برای تغییر قواعد بازی است. 

در معادلات ژئوپلیتیک، تنگه باب‌المندب یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های جهان است که پیوند میان تولیدکنندگان بزرگ نفت در خلیج فارس و مصرف‌کنندگان عظیم در شرق آسیا را برقرار می‌کند. 

سناریوی قطع عرضه نفت عربستان به بازارهای کلیدی آسیا، تنها یک تهدید برای یک کشور یا یک منطقه نیست، بلکه یک شوک ساختاری به سیستم جهانی عرضه و تقاضا محسوب می‌شود. این اقدام نشان می‌دهد که جبهه مقاومت توانسته است ابزاری را در اختیار بگیرد که هزینه‌های جنگ را از سطح مناقشات منطقه‌ای به سطح بحران‌های اقتصادی جهانی ارتقا دهد. 

بسیار حیاتی است که تحلیلگران اقتصادی و سیاسی به این واقعیت توجه کنند: جریان مداوم و بدون وقفه نفت از طریق دریای سرخ، تا به امروز، تنها عامل تعادلی بوده که از جهش‌های ناگهانی، انفجاری و کنترل‌ناپذیر قیمت نفت خام در بازارهای جهانی جلوگیری کرده است. این مسیر، نوعی ضربه گیر در برابر نوسانات شدید قیمت عمل می‌کرده است. با از کار افتادن این مسیر و ورود انصارالله به بازیِ کنترل جریان انرژی، این عامل تعادلی حذف خواهد شد. 

در چنین شرایطی، جهان با یک خلاء عرضه مواجه می‌شود که هیچ ذخیره استراتژیکی در کوتاه‌مدت توان جبران آن را نخواهد داشت. این امر به یک تشدید تنش بی‌سابقه از نظر شدت و تأثیر بر بازار منجر خواهد شد؛ تنشی که نه تنها قیمت‌ها را بالا می‌برد، بلکه می‌تواند باعث بی‌ثباتی در بازارهای مالی و افزایش تورم جهانی شود. این تحول، پیام روشنی به قدرت‌های جهانی و حامیان تقابل با محور مقاومت ارسال می‌کند: اکنون هرگونه اقدام نظامی یا فشاری که علیه ارکان جبهه مقاومت (اعم از ایران یا لبنان) انجام شود ، هزینه‌ای در قالب امنیت انرژی بر پیکره اقتصاد جهانی تحمیل خواهد کرد. در واقع، انصارالله با این اقدام نشان داد که امنیت ملی ایران و امنیت جبهه مقاومت، با امنیت اقتصادی جهان گره خورده است. این یعنی دشمن نباید انتظار داشته باشد که درگیری در یک منطقه، تأثیری بر منافع اقتصادی خود در مناطق دیگر نداشته باشد. در واقع، با مدیریت فعالانه تنگه باب‌المندب، محور مقاومت در حال بازتعریف مفهوم بازدارندگی چندبعدی است؛ بازدارندگی‌ای که در آن، ابزارهای اقتصادی و کنترل مسیرهای تجاری، به همان اندازه قدرتمند و تعیین‌کننده هستند که موشک‌ها و پهپادها. 

در نهایت، آنچه در دریای سرخ در حال رقم خوردن است، گشوده شدن فصلی جدید در سیاست‌های دفاعی و راهبردی محور مقاومت است. جهان باید آمادگی مواجهه با نوع جدیدی از بحران‌ها را داشته باشد؛ بحران‌هایی که در آن مرز میان جنگ نظامی و جنگ اقتصادی از بین رفته است. حرکت از وضعیت دفاع ایستا به سمت ابتکار عمل در مدیریت گلوگاه‌های جهانی، نشان می‌دهد که جبهه مقاومت اکنون نه تنها یک متحد نظامی، بلکه یک بازیگر تعیین‌کننده در معادلات پیچیده ژئوپلیتیک و اقتصاد سیاسی قرن بیست‌ و یکم است.

غفور کریمی

نویسنده خبر

کارشناس مسائل سیاسی و بین الملل، روزنامه نگار و فعال رسانه ای

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: باب المندب بسته شدن باب المندب تنگه باب المندب ایران و امریکا غفور کریمی دریای سرخ


( ۲ )

نظر شما :