باز آرایی قدرت در خاورمیانه:
پیمان مکه و محاسبات اسراییل، هند و پاکستان
نویسنده: فرهاد قادری، کارشناس روابط بینالملل
دیپلماسی ایرانی: پیمان دفاعی مکه که در ۷ اوت ۲۰۲۶ میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضا شد، نهتنها اسرائیل بلکه دو بازیگر کلیدی دیگر یعنی هند و امارات متحده عربی را نیز وارد یک بازی محاسبات راهبردی پیچیده کرده است؛ سه کشوری که اکنون در تلاشاند از طریق تحکیم روابط سهجانبه، اثرات ژئوپلیتیکی این پیمان را خنثی یا لااقل مدیریت کنند، هرچند شواهد نشان میدهد این تلاش با موفقیت کامل فاصله دارد.
ماهیت و متن پیمان مکه
پیمان دفاع مشترک مکه توسط ولیعهد سعودی محمد بنسلمان، رئیسجمهور ترکیه رجب طیب اردوغان و نخستوزیر پاکستان شهباز شریف به امضا رسید و بر اصل مشابه ماده پنج ناتو بنا شده است: «حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور امضاکننده، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد.» وزارت امور خارجه پاکستان تأیید کرده که این بند دقیقاً بهسبک ماده پنج ناتو طراحی شده، اما متن کامل پیمان هنوز منتشر نشده و تعهدات نظامی دقیق هر عضو نامشخص باقی مانده است. به باور تحلیلگران تایمز آو اسرائیل این پیمان را نباید هنوز «ناتوی اسلامی» نامید، بلکه باید آن را چارچوبی نوظهور از دفاع جمعی و ابزاری برای «موازنهسازی راهبردی» تفسیر کرد که هدف آن کاهش وابستگی مطلق به واشینگتن است، بدون رها کردن کامل روابط موجود با آمریکا یا ناتو.
اسرائیل تا کنون از موضعگیری رسمی و علنی خودداری کرده، اما تحلیل جروزالم پست نشان میدهد این سکوت پوششی بر یک ناامیدی عمیق راهبردی است. طبق این تحلیل، تلآویو سالها امیدوار بود که ضعف ایران بهطور طبیعی به تحکیم پیوندهای اسرائیل با کشورهای عرب میانهرو منجر شود، اما در عمل، تضعیف ایران و نمایش قدرت نظامی اسرائیل باعث شد برخی از همین کشورها از هژمونی اسرائیل نگران شوند و این پیمان را راهی برای مهار آن انتخاب کنند. نکته تلخ برای اسرائیل این است که عربستان بهجای اسرائیل، ترکیه و پاکستان – دو کشوری که همواره مواضع خصمانه نسبت به تلآویو داشتهاند – را بهعنوان شریک امنیتی برگزیده است، وضعیتی که مسیر عادیسازی روابط سعودی – اسرائیلی را دشوارتر و پرهزینهتر میکند.
این تحلیلگران همچنین معتقدند که این پیمان میتواند اهرم دیپلماتیکی را که عادیسازی روابط با عربستان قرار بود برای اسرائیل ایجاد کند، کاهش دهد و هرگونه عملیات آینده اسرائیل در خلیج فارس یا علیه اهداف مرتبط با ایران را با احتمال واکنش هماهنگ سه قدرت منطقهای پیچیدهتر سازد.
هند بهعنوان دشمن دیرینه پاکستان، از این پیمان به همان اندازه اسرائیل نگران است، چرا که ترکیبی از سرمایه سعودی، توان تسلیحاتی و پهپادی ترکیه (که پیشتر نیز به پاکستان تسلیحرسانی کرده) و ظرفیت هستهای پاکستان، میتواند موقعیت نظامی اسلامآباد را در برابر دهلینو تقویت کند. شواهد میدانی نشان میدهد این نگرانی صرفاً نظری نبوده: یک روز پیش از امضای پیمان مکه، نارندرا مودی تلفنی با نتانیاهو گفتوگو کرد و درباره «تحولات اخیر در غرب آسیا» تبادل نظر کردند، تماسی که به گفته تحلیلگران بهاحتمال زیاد پیشدرآمدی بر واکنش هماهنگ دو کشور به این پیمان بوده است.
پس از امضای پیمان، رسانههای ترکیه و پاکستان مدعی شدند هند بهطور فوری از اسرائیل خواسته یک پیمان دفاعی متقابل و رسمی امضا کند؛ ادعایی که وزارت خارجه هند رسماً آن را «خبر جعلی» اعلام کرد، اما سخنگوی این وزارتخانه، راندیر جایسوال، تأیید کرد که دهلینو تحولات پیمان ترکیه – پاکستان – عربستان را «از نزدیک دنبال میکند»، عبارتی که بهروشنی سطح بالای حساسیت هند را نشان میدهد.
اگرچه امارات متحده عربی رسماً واکنش عمومی گستردهای به این پیمان نداده، اما منافع راهبردی این کشور بهطور مستقیم با پیامدهای اقتصادی پیمان مکه گره خورده است. عربستان سعودی در مرکز جغرافیایی کریدور اقتصادی هند – خاورمیانه – اروپا (IMEC) قرار دارد، پروژهای چندمیلیارد دلاری که هدف آن اتصال هند، خلیج فارس و بندر حیفا در اسرائیل به اروپا است. ترکیه، که از مسیر اصلی IMEC بهطور صریح کنار گذاشته شده و پروژه رقیب خود را ترویج میکند، اکنون از طریق پیمان مکه میتواند نفوذ تازهای بر عربستان – کشوری محوری برای همین کریدور که هند، اسرائیل و بهطور ضمنی امارات روی آن سرمایهگذاری کردهاند – به دست آورد. این توسعه، تهدیدی غیرمستقیم اما واقعی برای پروژههای زیرساختی مورد حمایت امارات و شریک منطقهای آن، یعنی هند و اسرائیل در چارچوب گروهبندی (هند، اسرائیل، امارات، آمریکا) محسوب میشود که از سال ۲۰۲۲ بر همکاری اقتصادی، انرژی پاک و فناوری میان این چهار کشور تمرکز داشته است. اما سؤال اساسی که اینجا مطرح است این است که: آیا تحکیم مثلث اسرائیل – هند – امارات میتواند پیمان مکه را بیاثر کند؟
سناریوی خنثیسازی پیمان مکه از طریق تعمیق روابط اسرائیل، هند و امارات با چالشهای جدی مواجه است که نشان میدهد موفقیت کامل این راهبرد بسیار نامحتمل است.
پیمان مکه یک توافق امنیتی – نظامی رسمی با بندی شبه ماده پنج ناتو است، در حالی که چارچوب اساساً غیرنظامی و متمرکز بر همکاری اقتصادی، انرژی و فناوری است؛ این عدم تقارن باعث میشود واکنش سهگانه اسرائیل – هند – امارات از نظر بازدارندگی نظامی نتواند وزن مشابهی داشته باشد.
تکذیب صریح وزارت امور خارجه هند مبنی بر عدم وجود «پیمان دفاعی متقابل» با اسرائیل نشان میدهد دهلینو، بهرغم نگرانی عمیق، هنوز آماده ورود به یک تعهد نظامی رسمی و علنی با تلآویو نیست، احتمالاً برای پرهیز از قطع پلهای دیپلماتیک با کشورهای عربی و اسلامی.
امارات، که خود از اعضای توافقات ابراهیم است، تمایلی به موضعگیری علنی علیه ائتلاف مکه ندارد، چون این امر میتواند روابط آن با عربستان و سایر قدرتهای سنی منطقه را به خطر بیندازد؛ این احتیاط، ظرفیت امارات برای ایفای نقش فعال در برابر پیمان مکه را محدود میکند.
مهمترین هدف راهبردی اسرائیل – یعنی عادیسازی روابط با عربستان – با پیمان مکه عملاً پرهزینهتر شده و هیچ تعمیق رابطه اسرائیل با هند یا امارات نمیتواند این خلأ اصلی را جبران کند، چرا که ریاض اکنون در چارچوبی قرار گرفته که سایر اعضایش (ترکیه و پاکستان) بهشدت با هرگونه نزدیکی سعودی به اسرائیل مخالفاند.
تحلیل جروزالم پست به تجربه مشابه پس از فروپاشی روابط اسرائیل – ترکیه در دوران اردوغان اشاره میکند، جایی که اسرائیل با تعمیق روابط با یونان و قبرس واکنش داد؛ الگویی که نشان میدهد چنین راهبردهای موازنهسازی معمولاً پیامدهای منطقهای پیمان رقیب را کاهش میدهند، اما هرگز آن را کاملاً بیاثر نمیکنند.
نتیجهگیری تحلیلی
از منظر تحلیلی، تعمیق روابط اسرائیل، هند و امارات بیشک واکنشی طبیعی و در حال شکلگیری به پیمان مکه است، اما این راهبرد بیشتر به «مدیریت آسیب» و موازنهسازی نسبی شباهت دارد تا خنثیسازی کامل پیمان مکه. تفاوت بنیادین در ماهیت دو ائتلاف – یکی امنیتی – نظامی با بندی شبه ماده پنج و دیگری اساساً اقتصادی و فناورانه – به این معناست که حتی تعمیق کامل مثلث اسرائیل – هند – امارات نمیتواند وزن نمادین و بازدارنده پیمان مکه را در سطح یکسان جبران کند. مهمتر از همه، هدف اصلی اسرائیل یعنی عادیسازی روابط با عربستان – که در واقع بزرگترین جایزه راهبردی منطقهای برای تلآویو محسوب میشود – با پیمان مکه بهطور مستقیم به تعویق افتاده و هرگونه تحکیم رابطه با هند یا امارات نمیتواند این خلأ ژئوپلیتیکی حیاتی را پر کند؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که در کوتاهمدت، پیمان مکه بیش از آنکه توسط واکنش سهجانبه اسرائیل – هند – امارات بیاثر شود، صرفاً به بازآرایی و شکلگیری بلوکهای موازی و رقیب در معماری امنیتی خاورمیانه منجر خواهد شد.


نظر شما :