پیمانی با اما و اگرهای فراوان
چرا ایران برای عضویت در پیمان مکه احساس نیاز نمیکند؟
دیپلماسی ایرانی: بعد از اعلام پیمان مکه توسط ترکیه و عربستان سعودی و پاکستان بسیاری در ایران احساس غبن کردند و گمان کردند که جای ایران در این جمع خالی است. اما آیا جمهوری اسلامی ایران میتواند واقعا به جمع کشورهای پیمان مکه بپیوندد؟ با توجه به این که هر کدام از این سه کشور عقبهای و پیمانی با طرف ثالث دارند آیا میتوان تصور کرد که ایران نیز در کنار آنها بدون هیچ گونه مابهازایی قرار بگیرد؟ پرسش دیگر اینکه آیا واقعا در پیمانهایی از این نوع جای ایران خالی است؟
پیمان مکه پیدا و پنهانهایی دارد که بدون توجه به آنها نمیتوان بهدرستی آن را تفسیر و بررسی کرد. مهمترین آن نوع رابطه هر سه کشور با غرب، بهویژه امریکاست که مفهومی متفاوت از پیمان عادی منطقهای به ما میدهد.
ترکیه عضو ناتو است و این عضویت ثقلی مهم به آن برای ورود به هر گونه پیمانی میدهد. عربستان سعودی متحد ایالات متحده است و انتظار دارد همانند قطر پیمانی در سطح ناتو با آن ببندد. پاکستان نیز متحد امنیتی – نظامی امریکا در منطقه محسوب میشود. هر سه کشور خریدار عمده تسلیحات امریکایی هستند و اتفاقا نظم نظامی و امنیتیشان متاثر از ساختار و نفوذ امریکایی است و هر سه آنها میزبان پایگاههای امریکا در خاک خود هستند. پس، به عبارتی میتوان گفت پیمان مکه در حقیقت پیمان کشورهای متحد امریکا در خاورمیانه است.
این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران طی یک سال اخیر آماج شدیدترین حملات نظامی ممکن از سوی امریکا و اسرائیل بوده و اکنون نیز در حال جنگ با آنهاست. بنابراین نمیتواند عضو پیمانی شود که اعضای آن متحد امریکا محسوب میشوند. علاوه بر آن که ترکیه روابط دیپلماتیک با اسرائیل دارد و پاکستان نیز کشور متخاصم برای این رژیم محسوب نمیشود. ناگفته پیداست که عربستان هم با وجود فراز و نشیبهایی که در روند پیوستن یا نپیوستن به پیمان ابراهیم برای عادیسازی روابط با اسرائیل دارد بهنوعی با این رژیم در ارتباط است حتی اگر این رابطه غیرمستقیم باشد. این موضوع سبب میشود تا عربستان نیز کشور متخاصم برای اسرائیل نباشد.
اگر کشورهای عضو پیمان مکه به پیوستن دیگر اعضا اشاره میکنند هم قطعا با توجه به روابط اعضای جدید با امریکا و اسرائیل عضویت آنها را میپذیرند؛ برای همین است ترکیه از پیوستن مصر صحبت میکند و احتمالا انضمام آذربایجان و قطر را در ذهن دارد. در حالی که به نظر میرسد نام بردن از ایران بیشتر جنبه تعارف دارد.
در عین حال ما شاهدیم پیمانهای دیگری در حال شکلگیری هستند که به نظر پشتیبانی قدرتهای فرامنطقهای را پشت سر خود دارند. امارات متحده عربی به چنان واردکننده تسلیحات اسرائیلی تبدیل شده و دبی را به اتاق عملیات این رژیم تبدیل کرده که بعید نیست در آیندهای شاید نه چندان دور پیمانی میان این دو شکل بگیرد. پیمانی که به تلافی حضور پاکستان در پیمان مکه میتواند هند نیز عضو آن باشد و بحرین به عنوان میزبان ناوگان هفتم امریکا در منطقه که روابط امنیتی عمیقی با اسرائیل برقرار کرده است به آن بپیوندد.
این دو پیمان میتوانند به عنوان پیمانهای مکمل پیمانهای فرامنطقهای از یک سو و در رقابت با یکدیگر در جذب کشورهای همسو با امریکا و اسرائیل عمل کنند.
این در حالی است که همه این کشورها با گروههای مقاومت تحت رهبری ایران مشکل دارند و حتی نام آنها را در فهرست گروههای تروریستی خود قرار دادهاند. در این حالت چرا باید جمهوری اسلامی ایران برای پیوستن به هر کدام از این پیمانها احساس نیاز کند یا به گمان برخی از نپیوستن به آن احساس زیان کند؟!
این در حالی است که ایران بر خلاف آنچه گفته میشود فاقد همپیمان در منطقه نیست. ایران در عراق، لبنان و یمن متحدان بالفعل دارد و در حال حاضر آن متحدان در کنار آن در حال مبارزه با دشمن امریکایی و اسرائیلی هستند. محور مقاومت برای ایران چنان پتانسیلی ایجاد کرده است که تهران برای ورود به پیمانهایی نظیر پیمان مکه احساس نیاز نمیکند. بهویژه که هنوز این پیمان آزموه نشده است و معلوم نیست واقعا تا چه اندازه کشورهای عضو به تعهدات خود در پیمان عمل کنند. در حالی که محور مقاومت ایران حداقل سه دهه است که امتحان خود را پس داده و در حال حاضر نیز به دفاع از کیان و موجودیت خود متعهد است. در حالی که ترکیه اصرار دارد که الگوی این پیمان مثل بند ۵ پیمان ناتو است و در صورت حمله به هر کدام از اعضای آن دیگر اعضا به دفاع از کشور مورد حمله قرارگرفته، موظف هستند، دیگر اعضا هنوز چیزی در این زمینه بیان نداشتهاند. مثلا معلوم نیست اگر فردا روزی نیروهای مسلح کُرد ناگهان علیه ارتش ترکیه اقدامی انجام دهند آیا دو کشور دیگر غیر از محکوم کردن به حمایت عملی از آن هم بر میآیند؟ یا اگر عربستان سعودی مورد تجاوز کشور دیگری قرار بگیرد ترکیه به عنوان عضو ناتو واقعا میتواند به دفاع از آن ورود کند؟
نکته دیگر آنکه کشورهای عضو در این پیمانها کشورهای اهل تسنن هستند که تحمل کشورهای شیعی بهویژه ایران برایشان سخت است. به هنگام تشکیل چنین پیمانهایی ناخودآگاه موضوعات این چنینی مطرح میشود چرا که جمهوری اسلامی ایران حکومت دینی است و کشورهای دیگر اهل تسنن این موضوع را در هر پیمانی و مناسباتی لحاظ میکنند. خصوصا اگر که ایران کشوری قدرتمند باشد و توانایی تاثیرگذاری بر کشورهای دیگر را داشته باشد. این واقعیتی است که چه بخواهیم چه نخواهیم کشورهای رقیب در مناسباتشان لحاظ میکنند.



نظر شما :