یادداشت اختصاصی روزنامه‌نگار روس برای دیپلماسی ایرانی

اهداف پنهان تجاوز آمریکایی - صهیونیستی علیه ایران

۲۷ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۴۰۵۲۲ اخبار اصلی آسیا و آفریقا خاورمیانه
دمیر نظروف در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: اتحاد آمریکایی – صهیونیستی معتقد است که اگر بتوانند نماد ضد امپریالیسم را در قالب ایران در چارچوب جاده ابریشم از بین ببرند، آنگاه قادر خواهند بود پروژه پکن را به طور کامل از بین ببرند، اما آنها اشتباه محاسبه کردند و شکست خوردند.
اهداف پنهان تجاوز آمریکایی - صهیونیستی علیه ایران

نویسنده: دمیر نظروف، روزنامه‌نگار و کارشناس علوم سیاسی از غرب سیبری – روسیه

دیپلماسی ایرانی: دلایل مهم متعددی وجود دارد که نئوکان‌ها و صهیونیست‌ها معتقدند تجاوز خونین علیه جمهوری اسلامی را توجیه می‌کند.

اولین دلیل، یوان است. تجاوز علیه ایران پس از آن آغاز شد که شی جین پینگ تبدیل یوان به یک ارز ذخیره جهانی را خواستار شد. رژیم اپستین (صهیونیستهای نئوکان) از این ایده چین نگران شد و تصمیم گرفت به متحد اصلی چین در خاورمیانه – ایران – حمله کند تا هرج و مرج ایجاد کند و منطقه را تحت کنترل خود درآورد. با توجه به وابسته بودن نفت به دلار و رویای رژیم اپستین برای سرنگونی نظام سیاسی ایران، زوج تروریست ترامپ و نتانیاهو به طور جدی معتقدند که اقدامات آنها عمر دلار را طولانی خواهد کرد.

جنبه مهم دیگر این است که ترامپ تروریست می‌خواهد از بسته شدن تنگه هرمز برای اهداف خود سوءاستفاده کند و به کشورهای آسیایی نفت آمریکا یا ونزوئلا را پیشنهاد دهد. در همین حال، به اروپایی‌ها نفت روسیه پیشنهاد شد که آمریکایی‌ها بلافاصله پس از شروع دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، آن را در قراردادهای محرمانه به نام شرکت‌های خود ثبت کردند. در این راستا، کارشناسان بازار نفت و سیاستمداران اتحادیه اروپا و روسیه دائماً در مورد اینکه چگونه صهیونیسم و تجاوز ترامپ علیه ایران به هدیه‌ای برای روس‌ها تبدیل شده است، صحبت می‌کنند. اما این یک هدیه نیست، بلکه یک کمپین هماهنگ است. قیمت بالای نفت ضربه‌ای به اروپاست که بر تأمین مالی اوکراین تأثیر منفی خواهد گذاشت. در عین حال، قیمت بالای نفت به معنای پر کردن مجدد بودجه روسیه است که به معنای ادامه جنگ در اروپای شرقی است. فقط به نقل قول‌های سیاستمداران نگاه کنید: زلنسکی اظهار داشت: "ادامه کمپین علیه ایران می‌تواند توانایی دفاعی اوکراین را در مقاومت در برابر بمباران روسیه تضعیف کند." نخست وزیر لهستان، توسک: "جنگ در خاورمیانه و قیمت نفت در حال افزایش است و واشینگتن ممکن است تحریم‌ها علیه نفت روسیه را لغو کند. برنده واقعی اینجا کیست؟" کریل دمیتریف، نماینده ویژه رئیس جمهوری روسیه، گفت: "نفت بالای ۱۰۰ دلار – و صدای روسیه در اقتصاد جهانی و ژئوپلیتیک حتی بلندتر است." بنابراین، دلیل دوم جنگ، نفت است. ترامپ تروریست در تلاش است تا بازار نفت را به طور کامل در دست بگیرد و از گذار به انرژی سبز جلوگیری کند.

دلیل سوم «کریدور اقتصادی هند» (IMEC) است. اجازه دهید یادآوری کنم که قبل از شروع تجاوز آمریکایی – صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی، مودی، نخست وزیر هند، با نتانیاهوی جنایتکار دیدار کرد و دو طرف توافق کردند که همکاری خود را در چارچوب IMEC* گسترش دهند. یک روز بعد، کمپین ترور هوایی رژیم اپشتاین علیه ایران آغاز شد. این واقعیت که ایران بخشی از جاده ابریشم و تنها کشور منطقه با ایدئولوژی مقاومت واقعی و مستقل است، ایران را به هدف اصلی صهیونیست‌ها تبدیل می‌کند. بنابراین، تیم ترور ائتلاف ترامپ – نتانیاهو در تلاش است تا در سراسر خراسان هرج و مرج ایجاد کند. علاوه بر این، جنایتکاران این واقعیت را پنهان نمی‌کنند که یکی از اهداف جنگ، تلاش برای اعمال فشار بر عربستان سعودی است که در سال‌های اخیر نشان داده که با ایرانیان روابط حسنه برقرار کرده است. این فشار برای مجبور کردن ریاض به پیوستن به توافقات ابراهیم و پیوستن آنها به IMEC ضروری است. صهیونیسم همچنین آشکارا اعلام می‌کند که ترکیه هدف بعدی آن پس از ایران خواهد بود. هر سه کشور – ایران، ترکیه و عربستان سعودی – مراکز مهم پروژه «یک کمربند، یک جاده» چین هستند. صهیونیسم متعهد است که از اتحاد بین این کشورها برای تضمین اجرای روان کریدور اقتصادی هند جلوگیری کند.

خروج امارات از اوپک، ادغام ابوظبی در اتحاد صهیونیستی را بیش از پیش تقویت کرد و اکنون استبداد بن زاید به دنبال تحقق خود در چارچوب «مهمترین کریدور انرژی» است و ایران، ترک‌ها و عربستان سعودی را به چالش می‌کشد.

دلیل چهارم، کار نخبگان شیطان‌پرست است. فایننشال تایمز: جنگ با ایران جهان را در بحران غذایی فرو خواهد برد. در اینجا جلد مجله اکونومیست تحت کنترل روچیلدها در سال ۲۰۱۹ را به یاد می‌آورم که چهار سوار آخرالزمان را که مسیحیان آنها را طاعون، جنگ، قحطی و مرگ تعبیر می‌کنند، فهرست کرده بود. به نظر می‌رسد ترامپ سخنگوی کسانی است که قحطی را دامن می‌زنند.

دلیل پنجم، منحرف کردن اذهان آمریکاییها از رسوایی پرونده های اپستین است که ترامپ چهره اصلی آن است.

دلیل ششم، نفت ایران است، ذخایری که ترامپ تروریست می‌خواهد آن را در دلار دیجیتال آینده جا دهد. به عبارت دیگر، او رویای دزدیدن ذخایر نفتی جمهوری اسلامی ایران و پیوند دادن آن به واحد محاسبه انرژی ایالات متحده را در سر می‌پروراند، واحدی که به زودی جایگزین دلار کاغذی خواهد شد.

با گذشت زمان، دلایل دیگری آشکار خواهد شد که باعث شده است تا گروه تروریستی پیشرو در کره زمین (ترامپ و نتانیاهو) این تجاوز را آغاز کنند، که بسیاری آن را ادامه نبردی می‌دانند که در سال ۲۰۲۳ آغاز شد.

آنچه در کل این وضعیت مهم است این است که آمریکایی‌ها عملاً منطقه را به چین واگذار کرده‌اند. با آغاز جنگ علیه ایران، آنها روندی از تغییر در کل خاورمیانه را آغاز کرده‌اند، زیرا رهبر جدید جمهوری اسلامی دستورالعمل‌های روشنی مبنی بر ریشه‌کن کردن حضور نظامی ایالات متحده در منطقه داده است. ایرانی‌ها قادر به اجرای این طرح هستند و سایر کشورها نیز درک می‌کنند که چه اتفاقی می‌افتد و از برخی جهات حتی از آن سود می‌برند. به عنوان مثال، ترک‌ها و سعودی‌ها می‌توانند بدون ایجاد خصومت با واشینگتن، همکاری با ایالات متحده را کاهش دهند. از این گذشته، برای آنها، همزیستی مسالمت‌آمیز با همسایه‌شان از قراردادهای قبلی با آمریکایی‌ها مهم‌تر است. کشورهای خودکامه خلیج فارس در حال حاضر به دولت ترامپ می‌گویند که آمریکایی‌ها در محافظت از آنها در برابر موشک‌ها و پهپادهای ایرانی شکست خورده‌اند. در نتیجه، این کشورهای خودکامه به دنبال شریک دیگری خواهند بود و تنها دو گزینه به ذهن خطور می‌کند که هر دو مکمل یکدیگر هستند. گزینه اول ایجاد یک اتحاد امنیتی منطقه‌ای، از جمله اتحاد با ایران است. گزینه دوم دعوت از چین برای دفاع از کشورهایشان است. با توجه به اینکه هر کمربند دفاعی منطقه‌ای حول کشورهای جاده ابریشم می‌چرخد، این امر چین را برنده قطعی در هر یک از این گزینه‌ها می‌کند. پیروزی دیگر برای چین این است که بحران فعلی نشان داده که دوران سلطه نفت رو به پایان است و هیچ کس نمی‌خواهد دیگر به هیدروکربن‌ها وابسته باشد. کشورهای اروپایی و آسیایی در حال حاضر ساخت راکتورهای هسته‌ای را آغاز کرده‌اند که نشان‌دهنده گذار تدریجی از واردات نفت است. چین در گذار انرژی جهانی پیشرو است و پکن هرگونه بحرانی مربوط به صنعت نفت را به عنوان موفقیت دیگری در سیاست انرژی خود تفسیر می‌کند.

در مورد اتحاد ایران و چین، توجه به این نکته مهم است که ایران تنها کشور منطقه است که ایدئولوژی ضد استعماری واقعی دارد. چینی‌ها چنین کشورهایی را به عنوان شرکای ویژه خود می‌بینند، زیرا چارچوب سیاست خارجی آنها که مبتنی بر مخالفت با امپریالیسم لیبرال است، کاملاً با چین سازگار است. بنابراین، ایران چیزی بیش از یک دژکوب قدرتمند علیه حضور آمریکا و صهیونیسم است. علاوه بر این، برخلاف رژیم‌های اقتدارگرای خلیج فارس، حکومت نظامی مصر یا دولت پوپولیست شبه اسلامی ترکیه، دکترین حکومت مذهبی ایران که با آرمان‌های مردم طنین‌انداز است، به راحتی در پروژه جاده ابریشم جای می‌گیرد.

اتحاد آمریکایی – صهیونیستی همه این ظرافت‌ها را می‌داند و معتقد است که اگر بتوانند نماد ضد امپریالیسم را در قالب ایران در چارچوب جاده ابریشم از بین ببرند، آنگاه قادر خواهند بود پروژه پکن را به طور کامل از بین ببرند، اما آنها اشتباه محاسبه کردند و شکست خوردند.

* یک نمونه بارز همکاری در چارچوب پروژه IMEC علیه ایران، اقدامات یونان است که سعی کرد به عربستان سعودی در سرنگونی موشک‌های ایرانی کمک کند.

کلید واژه ها: دمیر نظروف ایران و امریکا ایران و اسرائیل ایران و اسرائیل و امریکا حمله امریکا حمله امریکا به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران جنگ با ایران


( ۱ )

نظر شما :