بازتاب «آمریکای ترامپ» در تحولات سیاسی برزیل
پسر جانشین پدر؟
نویسنده: دنیل مککارتی، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی
دیپلماسی ایرانی: آمریکای لاتین در حال چرخش به راست است؛ و این امر تأییدی بر حقانیت رئیسجمهور دونالد ترامپ و وزیر امور خارجه، مارکو روبیو خواهد بود. از جهات بسیار، جنگ سرد هرگز در نیمکره غربی واقعاً پایان نیافت. سوسیالیسم تا مدتها پس از فروپاشی دیوار برلین همچنان بر کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی سایه افکنده بود؛ و رژیم کوبا – که دههها زیر چتر حمایتی اتحاد شوروی قرار داشت – تا به امروز همچنان در قدرت است. چپِ رادیکال کنترل خود بر ونزوئلا را (به لطف هوگو چاوز و نیکلاس مادورو) تثبیت شده میپنداشت. تا اینکه نیروهای آمریکایی در ژانویه سال جاری، و در عملیاتی خارقالعاده مادورو را از تختخواب بیرون کشیده، و برای محاکمه به نیویورک بردند. با این حال، بیشتر ایالات متحده در جنوب تحت حکومت دیکتاتورها نیستند.
در طول زمان نتایج انتخاباتهای در آمریکای لاتین میان چپ و راست نوسان داشته است. اما اکنون همه آنها در حال چرخش به راست هستند؛ و بزریل به عنوان پهناورترین کشور منطقه، استمرار این روند را چند روز قبل به شکلی چشمگیر نشان داد. برزیل اکنون صحنه بزرگترین بازگشت راستگرایان از زمان انتخاب مجدد خودِ ترامپ، است.
فلاویو بولسونارو، که پدرش رئیسجمهور سابق، ژائیر بولسونارو در حبس خانگی قرار دارد، در یکشنبه گذشته و در نخستین مرحله از انتخابات ریاستجمهوری موفق شد از لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیسجمهور چپگرای مستقر پیشی بگیرد. بولسونارو %۴۷ آرا را در برابر %۴۵ لولا به دست آورد، و دیگر نامزدهای راستگرا هم تقریباً %۵ از آرا را کسب کردند؛ بنابراین چشمانداز بولسونارو در دومین مرحله انتخابات – که ۲۵ اکتبر برگزار خواهد شد – کاملاً روشن به نظر میرسد. اما این تنها نیمی از داستان است: جناح راست برزیل، و خانواده بولسونارو در انتخابات قوه مقننه هم موفقیتهای قابل ملاحظهای به دست آوردند.
روزنامه بوئنوس آیرس تایمز نوشت: «خاندان بولسونارو در هر رقابتی به پیروزی رسیدند.» میشل، همسر ژائیر بولسونارو، و کارلوس، پسر دوم او (برادر کوچکتر فلاویو) موفق به کسب کرسیهای سِنای فدرال شدند. همچنین، رِنان بولسونارو و رِناتو بولسونارو (به ترتیب) فرزند سوم و برادر رئیس جمهور اَسبق به عضویت مجلس نمایندگان فدرال درآمدند. حزب متبوع بولسوناروها (حزب لیبرال) موفق شد تعداد کرسیهای خود در سنا را از ۱۵ به ۲۸ برساند، و بیشترین تعداد کرسیها در مجلس نمایندگان میان دیگر همه احزاب را به دست آورد.
از هنگام لازمالاجرا شدنِ قانون اساسی فعلی برزیل (سال ۱۹۸۸ میلادی) بدین سو کسب اکثریتی چنین برای هیچ حزبی سابقه نداشته است. احزاب محافظهکار کوچکتر هم روز یکشنبه عملکرد خوبی داشتند. این یعنی مردم برزیل با ارسال پیامی غیرقابلانکار، بر عبور از چپگرایی لولا صحه گذاشتند. از این منظر، رأیدهندگان برزیلی و دیگر ملتهای آمریکای لاتین در حال تجربه حرکتی هماهنگ هستند. رأیدهندگانی که در هر فرصت انتخاباتی به دولتهای چپگرا راه خروج را نشان داده، و یا به انتحاب مجدد محافظهکارانِ مستقر مبادرت ورزیدهاند. به بیان دیگر، آمریکای لاتین در دو سال گذشته نسخهای مخصوص به خود از پیروزی ترامپ در سال ۲۰۲۴ میلادی را تجربه کرده است.
به قول یک کمدین شبکههای اجتماعی: از زمان انحلال آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده (USAID)، چپگرایانِ آمریکای مرکزی و جنوبی حتی در یک انتخابات هم پیروز نشدهاند. شیلی، بولیوی، پرو، اکوادور، کلمبیا، هندوراس و کاستاریکا همگی به سمت راست حرکت کردهاند، در حالی که حزب خاویر میلی سال گذشته در انتخابات میاندورهای آرژانتین، چالشهای جناح چپ را دفع، و در انتخابات قوه مقننه به پیروزی بزرگی دست یافت. این رویداد صرفاً به دلیل توقف سیل دلارهای مالیاتدهندگان آمریکایی نیست، که تا پیش از این توسط سازمانهای غیردولتی چپگرا و ذیل عنوان «تلاشهای بشردوستانه» به نیروهای سیاسی چپگرا فرصت عرضاندام اعطا میکرد. زیرا اکوسیستم کمکهای بینالمللی ـ که واشینگتن هنگام جنگ سرد برای کاهش جذابیت کمونیسم در جهان سوم مبدان متوسل شده بود – همچون گذشته به جای آنکه مانع چپِ جهانی شود به خدمت آن درآمده است. مسئلهای که ایالات متحده در مواضع رسمی همچنان خود را پایبند بدان میداند. جِین کرکپاتریک، سفیر ایالات متحده در سازمان ملل متحد هنگام زمامداری رونالد ریگان در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی استدلال کرد که آمریکا با دوستان خود در جناح راست بدتر از بسیاری از دشمنانش در جناح چپ رفتار میکند؛ گویی تنها راه شکست سوسیالیسم و کمونیسم این است که آمریکا ثابت کند میتواند با حساسیتها و گرایشهای چپگرایانه هم کنار بیاید. ترامپ و روبیو رویکردی مخالف در پیش گرفتهاند: آنها دولتهای طرفدار آمریکا و متمایل به راست را – ویژه در نیمکره غربی – تشویق میکنند. این امر به مردم آمریکای مرکزی و جنوبی نوعی تقویت روحیه داده، تا خود را از دولتهای چپگرا برهانند؛ درست همانطور که تضادهای آشکاری که رئیسجمهور ریگان میان آزادی و کمونیسم ترسیم کرد، به اروپاییان شرقی کمک کرد تا برای فروریختن دیوار برلین الهام بگیرند.
مردم اروپای شرقی بیش از دیگر ملتها میدانستند کمونیسم تا چه اندازه شرورانه است، اما دلیلی داشتند که از خود بپرسند آیا غرب واقعاً حاضر است از یک بدیل دفاع کند، یا اینکه به جای آن، به ارائه امتیازات اخلاقی بیپایان و تسلیمشدنهای پیدرپی ادامه خواهد داد؟
تا همین حالا، وزارت امور خارجه آمریکا و نخبگان سیاست خارجی واشینگتن بهطور معمول چنین تصور میکردند که آمریکا به اندازه کافی خوب نیست و باید اثبات کند با آرمانهای ادعایی (اما دروغین) رژیمهای چپگرا مشکل ندارد. دولت ترامپ نگرش متفاوتی دارد: به آمریکا مفتخر است، و در نقاطی از جهان که امید و غرور بیش از رنج و شرمساری ارج نهاده میشوند وقوع تغییرات بنیادین را به انتظار نشسته است. ملتهای آمریکای لاتین از مسیر روشنی که در مقابل آنها است آگاه هستند، و اکنون «ترامپ» خودشان را انتخاب میکنند.
منبع: نیویورک پُست / ترجمه: آرش ملکی، پژوهشگر حقوق بینالملل


نظر شما :