یک نگاه از بیرون به انتخابات ایران

۱۲ خرداد ۱۳۸۸ | ۲۱:۱۴ کد : ۴۸۲۷ سرخط اخبار
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در یکی از مهم‌ترین برهه‌های تاریخی این کشور و منطقه برگزار می‌شود و توجه بسیاری از کشورها را معطوف خود کرده است. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که نتیجه این انتخابات بر تصمیمات کلان جهانی تاثیرگذار خواهد بود. با این وجود تحرک قابل ذکری در بیرون دیده نشده و دولت احمدی‌نژاد نیز از حمایت خارجی برخوردار نبوده است.
یک نگاه از بیرون به انتخابات ایران

ایران از زمانی که صاحب دولت شد همواره تحت تاثیر معادلات منطقه و مناسبات میان قدرت ها تضعیف یا تقویت می شد. منافع قدرت های غربی در منطقه، مبارزه غرب علیه کمونیسم، موضوع نفت و دغدغه حفظ سلطنت از جمله دلایل دخالت قدرت ها در سیاست داخلی ایران طی سده گذشته بوده است.

جریان مداخلات امریکا و انگلیس در قراردادهای نفتی، تضعیف و سرنگونی دولت ها، روی کار آوردن دولت ها و کابینه ها، حذف عناصر نامتجانس با سیاست های غرب، حمایت یا عدم حمایت از شاه در جریان انجام اصلاحات و یا مقابله با مخالفان و ... از نمونه دخالت های مستقیم یا غیرمستقیم قدرت های جهانی در روند انتخابات و تحولات سیاسی تاریخ معاصر ایران بوده است.

بعد از انقلاب اسلامی دخالت های جهانی در مقابل ایران در زمان جنگ جلوه گر شد. تصمیم به کودتا در پاره ای مقاطع و اعمال تحریم های گسترده در آن سال ها از برجسته ترین نمودهای دخالت غرب برای تغییر شرایط و در تنگنا گذاشتن ایران بوده است. امریکا و متحدانش بعد از انقلاب از دسترسی مستقیم به قدرت در ایران برخوردار نبوده و تاثیری در انتخابات نداشته اند.

اگرچه این تاثیرگذاری با اعمال فشار بر اقتصاد ایران می تواند سمت و سوی جامعه را در انتخاب نامزدها تغییر دهد و آنان را به نارضایتی از وضع موجود و نومیدی به دولت ها وادارد اما همواره تاکتیک های مورد استفاده نظام برای جلب رضایت عمومی در جهت مشارکت سیاسی شهروندان به گونه ای بوده است که انتخابات در چارچوب های مطمئن و مورد اعتماد نظام و با حفظ خط و سمت ها و نظارت های کلان برگزار شده است.

در برهه حاضر فشار غرب بر ایران انتخاباتی نبوده است. اگر ایران در خرداد ماه 88 یکی از سخت ترین دوران اقتصادی و سیاست خارجی خود را می گذراند و به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران قرار است با ورود به تابستان، وارد بحران های اقتصادی تازه تر و انزوای بیش از پیش شود، اما این نکته را باید درنظر گرفت که فشار غرب برای منزوی ساختن ایران و فشارهای چند سویه بر این کشور در راستای دور شدن از تصمیمات هسته ای، جنبه انتخاباتی نداشته و امری متداوم بوده است.

اگرچه نیکلا سارکوزی حدود سه ماه پیش اعلام کرد که غرب ترجیح می دهد گفتگو با ایران را به بعد از موعد انتخابات موکول کند و انگلیس و امریکا نیز به طور تلویحی این مسئله را اعلام کرده اند اما تلاشی از سوی آنها برای تغییر در روند سیاسی ایران لمس نشده است.

حامیان دولت نهم تلاش می کنند این طور نشان دهند که ترجیح امریکا بر ابقای محمود احمدی نژاد است. اینان معتقدند که محمود احمدی نژاد با اتخاذ سیاست تهاجمی و ترساندن غرب نسبت به قدرت نمایی ایران کار را به جایی رسانده است که امریکا و متحدانش را وادار به مذاکره ساخته و جلوی گام های رو به پیش آنها را در مسائل مربوط به ایران گرفته است.

بدون تردید واکنش غرب و بویژه دولت باراک اوباما که خواهان استفاده از روش گفتگو و دیپلماسی در قبال مخالفانش است این فرصت را به دولت تندرو ایران داده است تا با وجود عقب نشینی از برخی شعارها و ستایش "مذاکره با امریکا"، همچنان بر مدار تندروی قدم بردارد و دنیا را مجاب به برداشتن قدم های اولیه در برابر تهران کند.

سیاست خارجی دولت احمدی نژاد از سویی موجب شده است تا غرب علیه این کشور به اتحادی کم سابقه دست یابد و خواسته و ناخواسته لبخند بر لبان رژیم صهیونیستی بیاورد. حتی در برخی مقاطع اظهارات -

و نه رفتارهای - احمدی نژاد کافی بوده است تا قطعنامه هایی به نفع اسراییل و علیه ایران در شورای امنیت به تصویب برسد و بدبینی نسبت به نظام جمهوری اسلامی را نزد کشورهای منطقه خلیج فارس و حوزه عربی به اوج برساند.

فاصله گرفتن عرب ها از ایران و اختلاف میان کشورها بر سر حمایت از ایران یکی از دستاوردهای رژیم صهیونیستی است که بدون هیچ هزینه ای عایدش شده است. همچنین اجماع اروپایی ها و امریکا علیه ایران، نزدیکی روسیه و ناتو به بهانه تهدید ایران، حضور نظامی و قاطع دول اروپایی در منطقه به بهانه ایران هراسی کشورهای حاشیه خلیج فارس، تداوم حضور در عراق با ادعای ناامنی های ناشی از دخالت های ایران، سرکوب گروه های مقاومت و تضعیف قدرت ایران در سوریه و لبنان با اتکا بر مواضع خارجی ایران از جمله مواردی است که در مدت زمان تاسیس دولت محمود احمدی نژاد پدید آمده است.

با این وصف شاید خیلی بدبینانه نباشد اگر بگوییم که ادامه روند رو به افول ایران بیش از تغییر و تحولات مبتنی بر قدرت مردمی مورد نظر غرب باشد. درواقع تغییر دولت به سمت اصلاح طلبان دست غرب را برای اعمال محدودیت ها علیه این کشور خواهد بست و بسیاری از طرح های رژیم صهیونیستی را که تنها بر پایه انزوای جهانی ایران قرار دارد و در شرایط پرتنش میان ایران و اعراب قابل دستیابی خواهد بود، نیمه تمام خواهد گذاشت.

بازگشت ایران به روند اصلاح طلبی و صلح با دنیا اگر به خاطر حل سریع تر مشکلات عراق و افغانستان و پاکستان مطلوب امریکا باشد مورد قبول اسراییل و مخالفان منطقه ای ایران نخواهد بود.


نظر شما :