دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:يکشنبه 22 آذر 1394      18:20

بازی بزرگ روسیه در سه جبهه اوکراین، سوریه و یمن

نویسنده: احمد رشیدی نژاد؛ دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی

زمانی بروس کامینگنز (1991) با تشبیه جنگ سرد به یک مسابقه اسب دوانی در توصیف پایانش گفت؛ پای یکی از اسب ها (شوروی/ ورشو) شکسته در حالی که دیگری (آمریکا/ ناتو) بدون توجه به این موضوع به دویدن ادامه می دهد. اتفاقأ همانطور هم شد؛ ایالات متحده بعنوان تنها ابرقدرت به جا مانده از جنگ سرد، با بهره گیری از خلاء قدرت ناشی از سیاست انقباضی مسکو، سیاستی انبساطی را در پیش گرفت و با باز تعریف حوزه های نفوذ خود به اشکال مختلف- از جمله گسترش ناتو به سوی شرق، انقلاب های رنگی، استقرار سامانه دفاع موشکی و...- به گسترش دامنه نفوذ خود به سوی مرزهای روسیه مبادرت کرد. این مسئله نشأت گرفته از نگاه جنگ سردانه غرب بود که روسیه را همچنان دشمن می پنداشت یا لااقل صلاح می دید که این چنین باشد. از نظر غربی ها روسیه با اینکه منابع "قدرت بزرگ" خود را به نحو قابل ملاحظه ای از دست داده بود، ولی به علت برخورداری از توانمندی های وسیع نظامی و حق وتو در شورای امنیت همچنان یک قدرت بزرگ جهانی بود. بدین ترتیب غرب همواره در طی این سال ها تلاش کرده تا به هر طریق ممکن، سیاست مهار روسیه را در پیش گرفته و جلوی برخاستن مجددش را به عنوان یک ابرقدرت جهانی بگیرد. اما اکنون و با گذشت بیش از دو دهه از فروپاشی شوروی، این حریف نه تنها حاضر نیست که به این راحتی ها نتیجه بازی را یه رقیب واگذار کند بلکه نشان می دهد که حاضر است آن را به یک "بازی بزرگ" تبدیل کند. این مسئله نخست در پی نزدیک شدن ناتو به دروازه جنوبی روسیه و واکنش شدید این کشور در پی بحران اوستیا (2008) هویدا گردید. بازی بزرگی که بحران اوکراین و نزدیک شدن ناتو به دروازه های غربی مسکو و بحران سوریه و یمن بخش های از آن محسوب می گردد. ظاهرأ اکنون روس ها به این نتیجه رسیده اند که باید موضع تدافعی را رها و از خود تحرک بیشتری نشان دهند. اما جایگاه این سه موقعیت در استراتژی روسیه متفاوت بوده از حیث اهمیت در رتبه های مختلفی قرار می گیرد.که در این مختصر به آن اشاره خواهد شد.

اگر بخواهیم با دیدی ژئوپلیتیک به حضور روسیه در این سه جبهه بنگریم و ژئوپلیتیک را یک "استراتژی جغرافیایی" که از رابطه بین "بقا و قدرت" و "کنترل سرزمینی و منابع آن" بحث می کند، بدانیم؛ آنگاه به این نتیجه می رسیم که روسیه نیز همچون هر بازیگر سیاسی در عرصه بین الملل قبل از اینکه به فکر کسب قدرت و اعمال خواست و اراده خود به دیگری باشد، حفظ بقا و موجودیت خود را در اولویت قرار داده است. بدین ترتیب حضور روسیه در این سه سرزمین و موقعیت را می توان این چنین تفسیر کرد؛ در جبهه اوکراین حضور این کشور با بقایش گره خورده است، چرا که اوکراین آخرین خط دفاعی روسیه در برابر گسترش نیروهای ناتو در مرزهای غربی اش است. در سوریه روس ها در مواجه با تلاش ناتو جهت محصور و محدود کردن این کشور در حصار مرزهایش، کوشش می کند تا در این تنگنا گرفتار نیامده، با باز کردن فضای بازی، هم تهدید را از مرزهایش دور نگاه دارد و هم دامنه تحرکش را گسترش دهد. بویژه اینکه محدودیت جغرافیایی به عنوان بخشی از سرنوشت تاریخی- جغرافیایی این کشور همواره با تنگناهای ژئوپلیتیک این کشور در دسترسی به آب های گرم گره خورده است. اما در یمن وضعیت متفاوت است، زیرا یمن در حوزه منافع اولیه و حیاتی روسیه قرار ندارد. با این وجود بنابر عوامل و دلایلی نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد؛ لذا با گذاشتن بخش محدودی از توان و سرمایه اش در این تجارت، امیدوار است که در کنار سایر سهامداران(همچون ایران) برایش سودی به بار آورد.

در مجموع می توان گفت، اوکراین و سوریه با داشتن اهمیت استراتژیک به ترتیب به منظور حفظ بقا و کسب قدرت در رتبه اول و دوم اولویت قرار دارند، و یمن جنبه تاکتیکی داشته، رتبه سوم را به به منظور گسترش دامنه نفوذ کسب می کند. بر این اساس در صورت تشدید بحران در اوکراین می توان انتظار داشت که روسیه دست به هر اقدامی هرچند خطرناک بزند. چنانچه در جریان بحران اوستیا (2008) این کشور هیچ گونه مصلحتی را در نظر نگرفت و مستقیم وارد میدان کارزار گردید. در سوریه به نظر این کشور عزم خود را جزم کرده است که رقابت را کاملأ جدی گرفته و عرصه بازی را برای رقیب خالی نکند، چنانکه ظاهرأ رقبا هم قصدی برای خالی کردن میدان ندارند و یکایک و به مرور در حال ورود به آن هستند. اما یمن می تواند میدان معامله، دیپلماسی و وجه المصالحه روسیه با رقبا، بویژه بر سر دو مورد یاد شده، قرار بگیرد، و یا حداکثر اینکه با توجه به نفوذ و توان منطقه ای ایران و همچنین قرابت جغرافیایی و مذهبی آن با یمن (نسبت به روسیه) اهداف و منافعش را از مسیر ایران و در سایه آن پی گیری نماید. 



کلمات کلیدی : ناتو - اوکراین
نظرات کاربران
سلیمی
يکشنبه 22 آذر 1394      18:59

تحلیل خاصی نداشت و تکرار مکررات بود
رضا
يکشنبه 22 آذر 1394      22:34

به نظر غربیها اونقدرها هم که ادعا میکنن قدرت ندارند... روسیه یک تنه جلوشان وایساده
مریم
يکشنبه 22 آذر 1394      22:42

با اینحال ناتو خوب محاصره اش کرده!
کریمی
دوشنبه 23 آذر 1394      6:34

آمریکاییها نمیخوان که جنگ سرد تموم بشه...
مرتضوی
دوشنبه 23 آذر 1394      20:46

ظاهرا روسیه در سوریه هم زیاد جدی نیست... اولش خوب بمیاران می کرد.. ولی الان معلومه میخواد بحران رو کشش بده یا شاید هم با آمریکا به توافقاتی رسیده!
rezai
دوشنبه 23 آذر 1394      23:39

سلام یعنی احتمالش هست که روسیه تو سوریه با ناتو درگیر بشه؟
قلی
چهارشنبه 25 آذر 1394      8:46

روسیه در حالی به این اقدامات دست میزند که تحریم است و اقداماتش به مانند آخرین سوهای شمعی است که در حال احتضار است.
سعید محققی
پنجشنبه 26 آذر 1394      13:32

با تکراری بودن تحلیل موافقم.اما توجه داشته باشیم کل صورت مساله تکراری است. غربی ها همیشه از جنگ استقبال میکنند وانرا دوست دارندد.اما با یک شرط و ان اینکه در جایی دور از سرزمینهای غرب باشد.هر جا سیستم سرمایه داری موفق تر است نسبت به جنگ در سرزمین خود حساس تر است.شیوه گسترش ناتو و نظام سرمایه داری استفاده حداکثری از مدیا و کمی زمان است.کشور های نیمه سرمایه داری و نیمه کمونیستی مثل ایران و روسیه ابزاری برای مقابله با این شیوه غربی ها در اختیار ندارند.بنابراین در بسیاری موارد مجبور به استفاده از نیروی نظامی هستند.باید اندیشمندان منتقد سرمایه داری برای مقابله با توسعه نرم این ایده راه حل عملی غیر نظامی تولید کنند.تنها راهی که در میان مدت و بلند مدت کار ساز است همین است.
بهروزی
جمعه 27 آذر 1394      14:52

اینکه روسیه یک قدر ت بزرگ نظامی در اون شکی نیست. و اینک هیچوقت جنگ سرد به اتمام نرسیده حاجت به بیان ندارد..اما دستاوردهای اخیر روسیه واقعا قابل چشم پوشی نیست!
مهران
يکشنبه 29 آذر 1394      14:22

اید اندیشمندان منتقد سرمایه داری برای مقابله با توسعه نرم این ایده راه حل عملی غیر نظامی تولید کنند.تنها راهی که در میان مدت و بلند مدت کار ساز است همین است! ایده آرمان گرایانه جالبی بود! اما روابط بین الملل براساس قدرت، رقابت و واقعگرایی استوار است
hafez
چهارشنبه 2 دى 1394      22:21

جالب بود هرچند مختصر و کلی بود...
صادقی
شنبه 5 دى 1394      9:12

روسیه نشون داده بازیگر توانمندیه،غربیها دلشون برای کسی نمی سوزه،تا الان هر کار خواستن کردن مگر اینکه نتونسته باشن انجام بدن،واینجا در برابر روسیه ناتوانند و گرنه دلشون برای کسی نمی سوزه
امید
سه شنبه 8 دى 1394      9:45

چیزی که معلومه اینکه روسیه نشان داده قدرت کوچکی نیست
شکیبا
سه شنبه 8 دى 1394      12:31

حواسمان باشه ماهم وجه المصالحه قرار نگیریم...
روحانی
سه شنبه 8 دى 1394      17:57

جناب رشیدی شما تو یه یاداشت با عنوان(روسیه در یمن تا کجا پیش می رود ) توی روزنامه آفتاب یزد نوشته بودید یمن بخاطر موقعیتش کنار تنگه باب المندب برای روسیه و هر قدرت دیگه خیلی دارای اهمیت!
فرهنگ
چهارشنبه 9 دى 1394      21:44

اینکه روسیه بازیگر توانمندیهای کاملا آشکار است...ناتو برای چی ایجاد شده و تا امروز تداوم داشته..
ط
جمعه 25 دى 1394      16:19

این نشانه این نیست که دوران جهان تک قطبی به سر آمده؟
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>