چهارشنبه 22 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:سه شنبه 5 ارديبهشت 1396      12:0
با وجود اکراه ترامپ

آیا نزاع امریکا با ایران به برجام دیگری ختم خواهد شد؟

امریکایی‌ها هنوز خاطره حضورشان در عراق و رویارویی غیرمستقیمی که میان تهران و دمشق تجربه کردند را فراموش نکرده‌اند. این بار هم ایران می‌تواند از همان شیوه برای رویارویی با امریکا استفاده کند. مگر این که همه طرف‌های درگیر تسلیم یک توافق سیاسی شوند، شبیه همان توافق هسته‌ای.
جورج سمعان

جورج سمعان، روزنامه‌نگار مشهور لبناني و يكي از روشنفكران سياسي اين كشور است. وي رئيس تحريريه روزنامه الحيات و هم‌زمان رئيس اتاق خبر شبكه ال‌بي‌سي است كه در اوايل هزاره سوم با روزنامه الحيات ادغام شد و دفترش از لندن به بيروت انتقال يافت. وي حرفه‌ روزنامه‌نگاري را اولين بار هم‌زمان با تحصيل در دانشگاه در روزنامه النهار (1972 - 1988) آغاز كرد. سپس به لندن رفت و تا سال 1993 مدير تحريريه روزنامه الحيات شد. سپس به مجله الوسط رفت و تا نيمه‌هاي 1998 رئيس تحريريه اين مجله بود. سپس دوباره به روزنامه الحيات بازگشت و مدير هيئت تحريريه اين روزنامه شد كه تا كنون نيز ادامه دارد.

مطالب بیشتر ...

دیپلماسی ایرانی: تشدید مواضع امریکا علیه ایران تا الآن به استراتژی روشنی منتهی نشده است. سفر جیمز ماتیس، وزیر دفاع امریکا به منطقه برای احیای روابط تیره شده روزهای ریاست جمهوری باراک اوباما انجام شد. اما در کنار آن تلاش هایی برای ایجاد پیمانی قابل اعتماد برای رویارویی با نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه نیز انجام شد. قبل از آن دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا از ارکان دولت خود خواسته بود در توافق هسته ای تجدید نظر کنند. این تقاضا بیشتر برای تحقق وعده های انتخاباتی اش برای ایجاد زمینه ای برای لغو یا تضعیف آن صورت گرفته است. وزیر دفاع اعتراف کرد که توافق اجرا خواهد شد، اما در عین حال گفت که تهران همچنان به فعالیت های مختلفش در یمن و حمایت از بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه ادامه می دهد. نیروهای ترامپ اخیرا حمله موشکی به پایگاه هوایی سوریه انجام دادند. قبل از آن ناوهای امریکایی برای حمایت از نیروهای دریایی امریکا وارد دریای سرخ شده بودند، این اتفاق برای تاکید بر ثبات شبه جزیره عربی در برابر نفوذ ایران و گروه های شبه نظامی حوثی و متحدانش صورت گرفت. این مواضع و تحرکات عجولانه بازگوکننده آغاز رویارویی واشنگتن با تهران است که بعد از مبارزه با تروریسم در اولویت دوم امریکا قرار گرفته است.  

دولت ترامپ منتظر نمی ماند که ابتدا در هدف اولش یعنی شکست داعش به دستاوردی برسد. برای همین نمی توان گفت که رویارویی با ایران هدف دومش است. به عبارت دیگر می توان این رویکرد را در جنگ جاری در رقه و موصل دید. این رویکرد را در تکرار اظهارات مقامات عالی رتبه امریکایی که دائما می گویند جمهوری اسلامی کشوری است که از مدت ها پیش حامی تروریسم و تهدید ثبات در کل منطقه بوده، مشاهده کرد. الآن به روشنی می توان دید که سیاست ایران به ضرر منافع ایالات متحده در عراق و سوریه و لبنان و یمن و اسرائیل است. موضوعی که یادآور «آغاز کارتر» است که امنیت خلیج فارس را تا سطح مصالح استراتژیک ارتقا داد که نمی توان در برابر آن کوتاه آمد. اما با یک تفاوت بزرگ و آن این که کاخ سفید تمایل ندارد در درگیری ها وارد رویارویی نظامی مستقیم شود، آن طور که پیش از این بوش های پدر و پسر، روسای جمهوری قبلی امریکا انجام دادند. اما بعید هم نیست ناچار شود که از زور استفاده کند. همان طور که در حملات موشکی به پایگاه الشعیرات سوریه یا ارسال ناو بزرگ امریکا به شبه جزیره کره یا استفاده از «مادر بمب ها» در افغانستان همین کار را کرد. عرض اندام استراتژی جایگزینی است که دولت سابق نیز در تعامل با قدرت های بزرگ و منطقه ای در راستای حل بحران ها و اداره امور جهانی دنبال می کرد. استفاده از قدرت و هدایت تنش ها به پرتگاه نوعی از قدرت است که می تواند مانع از وقوع آتش سوزی های بزرگ شود. دو ضامنی که می تواند کفه امریکا را تقویت کند.

اما استفاده از زور بازی خطرناکی است. باعث می شود که دیگران به راه حل هایی هدایت شوند که انتخاب دیگری را پیش رویشان نمی گذارد و این همیشه به معنای موفقیت نیست، به ویژه در بحران های پیچیده که در آن خیلی ها درگیر هستند، مثل سوریه و عراق. در این جا دیگر موضوع مختصر به دو قدرت بزرگ نیست. قدرت های منطقه ای دیگر و سازمان های ذی نفوذ نیز می توانند در مرزبندی ها و نقشه ها و موازنه های قدرت بین المللی تعیین کننده باشند. برای همین می بینیم که بعد از استفاده از «مادر بمب» طالبان «مادر عملیات» را در نزدیکی مزار شریف انجام داد که نه تنها از اهمیت «مادر بمب» کم کرد بلکه همه تلاش ها برای تمکین به دولت را نیز ناکام گذاشت. در عین حال این پیام را هم رساند که دامنه حرکت و جنگ به سوی شمال ازبکستان گسترش یافته است. برای همین نمی توان پنهان کرد که نقشه های استراتژیک میدانی وقتی که ثابت باشند دیر یا زود چاره ای جز تفاهم با مسکو و قدرت های فعال دیگر در سرزمین افغانستان باقی نمی گذارد. این صحیح است که مواضع دولت امریکا در دو سطح سیاسی و نظامی نشان از آمادگی برای رویارویی با نفوذ ایران در منطقه است. اما این هم صحیح است که جیمز ماتیس، وزیر دفاع امریکا بر لزوم حل سیاسی در یمن زیر نظر سازمان ملل تاکید کرد. این هم صحیح است که تردیدی نیست که حمایت از متحدان در پیمان عربی اگر با استفاده از گزینه نظامی در یمن همراه نباشد، کار بسیار سختی خواهد بود. دیگر روشن است که این موشک های ایرانی هستند که به دست حوثی ها رسیده اند و بر خاک عربستان فرود می آیند.    

شاید ایران تسلیم شکست در یمن بشود یا شرایط برای تسویه سیاسی را بپذیرد. همان طور که اخیرا حوثی ها صحبت از راه حل سیاسی زده اند. برای این که ایران درک می کند که سیاست محاصره عربستان از جنوب شبه جزیره موفق نشده و نخواهد شد. بلکه به تدریج به محاصره نقش آفرینی های آن متحول خواهد شد. وزیر دفاع امریکا به صراحت گفت که اجازه نمی دهیم گروه های شبه نظامی در یمن همانند کاری که در لبنان انجام شد را تکرار کنند.

اما رویارویی با جمهوری اسلامی ایران در عراق و سوریه کاملا متفاوت است. تلاشی که امریکایی ها به طور جدی دنبال می کنند و می خواهند از طریق قدرت های محلی و منطقه ای پیش ببرند و آن را «جنگ گذرگاه ها» می نامند و بعد از این که تهران پل ها ایجاد کرد و گذرگاهی باز کرد که مرزهایش را به سواحل دریای مدیترانه رساند، دنبال شد. امریکایی ها می خواهند که گذرگاه ها را ببندند. اما بستن این پل ها و گذرگاه ها اقدامی بسیار پیچیده است. در این مرحله شکی نیست که شکست داعش به تنهایی کافی نیست. واشنگتن خوب می داند که ظرف یک شبانه روز نمی تواند موازنه قدرتی که تهران سال ها در ایجاد آن به سود منافعش از افغانستان تا لبنان دنبال کرده، به هم بزند. ایران از اشتباهات جنگ های عجولانه، تردید دولت اوباما و توافق هسته ای نهایت استفاده را برد و توانست رویاهای تاریخی اش را در خاورمیانه محقق کند. ایرانی ها با مراقبت و صبر بسیار «قالیچه ای» را بافتند که در لبنان و نوار غزه و یمن و عراق و سوریه به ثمر نشسته است.

برای همین برای ایران آسان نیست که از مواضع خود در شرق جهان عرب کوتاه بیاید. ایران چندان از بابت توافق هسته ای نگرانی ندارد برای این که می داند جنگ اصلی در سوریه و عراق است. ایران از این که امریکایی ها موفق شوند در سوریه نقش آفرینی آنها را ناکام بگذارند، نگرانند. ایرانی ها خیلی خوب می دانند که بحران در سرزمین شام وارد مرحله جدیدی شده است. دیگر تمسک جستن صرف به گزینه نظامی نمی تواند به سود حکومت سوریه باشد. اما تصمیم دولت امریکا و شعاری که در مبارزه با تروریسم سر داده بابی را برای تغییر در بحران ها گشوده است. راه سیاسی ای که مسکو هدایت می کند برای واشنگتن در اولویت نیست، همان طور که در مذاکرات آستانه غائب بود. امریکا امروزه اعتنایی نمی کند که قبل از هر گونه تفاهم یا مذاکره ای موازنه های نظامی را در میدان های نبرد به هم بزند. اما واشنگتن درک می کند که آزادی رقه نمی تواند ضربه ای به حضور ایران در سوریه وارد کند. حتی تفاهم احتمالی میان واشنگتن با مسکو نیز نمی تواند جاه طلبی های واشنگتن را تامین کند. نه روس ها توانایی جدایی از ایران را دارند، و نه ایرانی ها می خواهند به این راحتی حتی تا پایان جنگ پرچم را تسلیم روس ها کنند. البته در این جا جاه طلبی های ترکیه در سوریه را نیز نباید فراموش کنیم که رئیس جمهوری آن، رجب طیب اردوغان، به سرعت از سیاست های دولت جدید امریکا در منطقه استقبال کرد و به رفتارهای ایران حمله کرد. کار امریکایی ها در عراق سخت تر است، در آزادی موصل هم امریکایی ها حضور دارند و هم ارتش ملی عراق که بیش از همه به نیروهای «داوطلب مردمی» (حشد الشعبی) که مستقیما زیر نظر قاسم سلیمانی فعالیت می کند، نزدیک است. جنگ بر سر غنیمت ها بعد از شکست داعش میان همه گروه های سیاسی به قوت خود باقی است. اهل تسنن می خواهند از حضور امریکایی ها به عنوان سرپوشی برای رویارویی با قدرت های شیعی استفاده کنند. امریکایی ها چاره ای ندارند جز این که بر ارتش ملی و دولت حیدر العبادی حساب کنند.

جنگ آزادسازی رقه و موصل و شعله ور شدن آتش رویارویی واشنگتن و تهران به بحران های عراق و سوریه پایان نخواهد داد. کاخ سفید تا حالا استراتژی روشنی برای رویارویی با داعش ارائه نکرده است. امریکایی ها هنوز خاطره حضورشان در عراق و رویارویی غیرمستقیمی که میان تهران و دمشق تجربه کردند را فراموش نکرده اند. این بار هم ایران می تواند از همان شیوه برای رویارویی با امریکا استفاده کند. مگر این که همه طرف های درگیر تسلیم یک توافق سیاسی شوند، شبیه همان توافق هسته ای، در آن صورت شاید هر کس بتواند به سهمی که می خواهد برسد. در غیر این صورت حقایق جدید منطقه بازگوکننده آینده ای خوشایند برای همه گروه ها و مذاهب و طوایف و نژادها نیست، هشدار برای طرح ریزی نقشه های جدید می تواند بازگوکننده جنگ های جدید و جدیدتر باشد.

منبع: الحیات / ترجمه: علی موسوی خلخالی



نظرات کاربران
احسان
چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396      1:51

ترجمه ضعیف است
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>