پنجشنبه 23 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 18 آذر 1396      9:17
سعد حریری با ماموریتی جدید علیه حزب الله به بیروت برگشته است

بحرانی جدی در کمین منطقه

حسن هانی زاده در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است که با خلع سلاح حزب الله، هدف اصلی و سیبل حملات، جبهه مقاومت و از همه مهم تر خود تهران است. در این دور از هجمه های در سایه سناریوی اجماع سازی جهانی تحت بند 7 منشور سازمان ملل سعی دارند که ایران را وارد یک واکنش وعکس المعمل شتابزده کنند.

عبدالرحمن فتح الهی – در طول تقریبا یک ماه گذشته مساله تحولات لبنان به موضوع مهمی در حافظه جمعی جامعه و کانون توجه نخبگان سیاسی و رسانه ای جهانی تبدیل شده است. تحولاتی که مهندسی آن حزب الله را هدف قرار داده است. با وجود این که دولت ائتلافی لبنان با رضایت همه طرف­ ها روی کار آمده، اما با طراحی استعفای حریری چنان وانمود شد که حزب ­الله قدرت را در لبنان قبضه کرده و بدنبال بسط سیطره خود در این کشور است. لذا طرح استعفای 4 نوامبر حریری اولین نشانه اقدامات مجازات گونه عربستان سعودی علیه لبنان بود. ریاض امید داشت که با استعفای حریری شوک سیاسی بزرگی در لبنان ایجاد کرده و کابینه میشل عون منحل شود تا حزب الله و متحدانش مجبور شوند از وزارتخانه ها و دیگر مواضع مهم قدرت دست بکشند، اما این اتفاق رخ نداد. در همین راستا صحنه بین الملل به خصوص ایالات متحده و کنگره این کشور ماه گذشته تحریم­ هایی را علیه حزب ­الله وضع کرد و در حال رایزنی برای اعمال دور تازه ­ای از تحریم­ ها هستند. "استیون منوچین"، وزیر خزانه داری آمریکا ماه گذشته برای بحث درباره مسدود کردن منابع مالی حزب­ الله به عربستان و اسرائیل سفر کرد و به نظر می­ رسد سه بازیگر (اسرائیل، عربستان و آمریکا) در کنار بازیگزانی چون فرانسه در این زمینه هماهنگ باشند. علاوه بر این، سرمایه­ های عربستان و شهروندان سایر دولت­های عربی نقش مهمی در اقتصاد لبنان دارد و با فراخواندن شهروندان و سرمایه­ ها از لبنان فشار زیادی به اقتصاد این کشور وارد خواهد شد. عربستان حمایت مالی و تجاری زیادی از لبنان می­ کند و حالا رهبران این کشور تصور می کنند با قطع این حمایت­ها می­ توانند دولت لبنان را متقاعد کنند که کنترل بیشتری روی حزب­ الله داشته باشد. دیپلماسی ایرانی برای تحلیل دقیق تر این فشارها وهجمه های جامعه بین الملل بر حزب الله و میزان تاثیرات این فشارها بر خود حزب الله، آینده تحولات لبنان و منطقه خاورمیانه گفت و گویی را با حسن هانی زاده کارشناس مسائل خاورمیانه ترتیب داده که در ادامه می خوانید:

در طول یک ماه گذشته لبنان به کانون تحولات و توجهات در منطقه خاورمیانه و عرصه بین الملل بدل شده است که با تحلیل زیرلایه های این تحولات که با استعفای 4 نوامبر سعد حریری رقم خورد، می توان نوعی فشار بر حزب الله را شاهد بود؛ از نگاهی کلی ارزیابی شما از مجموعه تحولات تقریبا یک ماهه لبنان چیست؟

پاسخ به این شوال شما در تحولات چند سال گذشته منطقه است و از سال 2011 میلادی و آغاز بحران سوریه بازیگزان منطقه ای و فرا منطقه ای با تشکیل یک جبهه گسترده چند هدف را از بحران سازی در این کشور دنبال می کردند. اول آمریکا، انگلیس، عربستان و اسرائیل و در ادامه حتی ترکیه و قطر با حضور در یک جبهه به دنبال این بودند که در یک فرآیند کوتاه مدت زمانی، حکومت بشار اسد را ساقط کرده و حکومتی وابسته به غرب و همگام با سیاست های اسرائیل را در سوریه شکل دهند. در این خصوص 3 ماه پس از آغاز بحران سوریه هیاتی از مخالفان و معارضین دولت دمشق به ریاست شخصی به نام "کمال البوانی" با سفر به اسرائیل با سران رژیم صهیونیستی دیدار کرد و در جریان این دیدار معارضین تاکید کردند که در صورت حمایت و همکاری اسرائیل در سقوط حکومت بشار اسد منطقه جولان برای همیشه به اسرائیل واگذار خواهد شد. از همین رو تلاش های اسرائیل برای حذف حزب الله از محور مقاومت به صورت بسیار جدی تری در دستور کار قرار گرفت که از همان زمان آغاز بحران سوریه تل آویو با همکاری ریاض، واشنگتن، دوحه و آنکارا به دنبال نابودی حزب الله و نهایتا نیز قطع مسیر مقاومت تهران - دمشق - بیروت بود. اما با گذشت زمان و تغییر معادلات میدانی به سمت حزب الله با همکاری تهران و مسکو این گروه مقاومت لبنانی توانست در طول بحران سوریه به پیروزی های جدی، چه در سوریه چه در لبنان دست یابد. در سایه این نکته جایگاه حزب الله در میان لبنانی ها و خاورمیانه بیش از پیش پررنگ تر شد. در چنین شرایطی فاز جدیدی از حملات و جریان سازی از سوی عربستان، آمریکا و اسرائیل علیه حزب الله شکل گرفت که این مساله پس از اعلام شکست داعش در میدان مبارزات سوریه به شکل جدی تری پیگیری شد و استعفای ناگهانی، غیر معمول و خارج از عرف دیپلماتیکی سعد حریری از ریاض و از طریق شبکه های تلویزیونی عربستان نخستین گام برای اجرایی کردن دور جدید هجمه ها علیه حزب الله بود. در این میان جریان 14 مارس نیز به عنوان اهرم فشار داخلی لبنانی از جانب ریاض، تل آویو و واشنگتن در قالب جریان سازی داخلی به موازات تحولات منطقه ای علیه حزب الله حملات خود را آغاز کردند.

عربستان با برنامه ریزی اسرئیل و آمریکا از هر گونه مذاکره و گفت و گوی حریری با حزب الله جلوگیری می کنند و اگر هم قرار باشد مذاکره ای شکل گیرد با پیش شرط خلع سلاح حزب الله باشد. بنابراین سعد حریری قطعا در جریان مذاکرات - اگر مذاکرهای با اجراه بازیگران و سناریو نویسان حمله به حزب الله شکل بگیرد – اختیار عمل چندانی از خود نخواهد داشت

هدف از این مجموعه حملات منطقه ای و داخلی علیه حزب الله در دور جدید هجمه ها با توجه به شکست داعش در سوریه چیست؛ آیا اقتضائات این دور از حملات مانند دوره های گذشته بر خلع سلاح حزب الله و عدم حضور این گروه مقاومت در آینده خاورمیانه است؟

تنها هدف این دور از حملات جدید به سان سابق همان خلع سلاح حزب الله است. اما این مساله با توجه به تحولات میدانی سوریه و شکست داعش و همچنین قدرت نمایی حزب الله در عرسال اهمیت به مراتب بیشتری یافته است. لذا در سایه این شرایط جریان مخالفان حزب الله سعی دارند با خلع سلاح این گروه مقاومت، حزب الله را به یک حزب سیاسی کم تاثیر در لبنان تبدیل کنند. حتی برای پیش برد جدی این پروژه عربستان سعودی در این راستا مساله دخالت دایران را در شلیک موشکی انصار الله یمن به فردوگاه ملک خالد ریاض را مطرح کرد تا این هجمه های علیه جریان مقاومت به صورتی همه جانبه پیش رود. لذا تمامی این نکات نشان از وجود یک سناریوی جدید و البته برنامه ریزی شده و در عین حال جدی سیاسی – نظامی در دور جدید حملات دارد که در نشست اتحادیه عرب در قاهره فاز بعدی این سناریوی هجمه ها با قرار دادن حزب الله لبنان در فهرست گروه های تروریستی و طرح اتهامات واهی علیه تهران کلید زده شد، تا زمینه های ایجاد و طرح دعاوی در این خصوص (قرار گرفتن حزب الله در لیست گروه های تروریستی) در شورای امنیت و اجماع سازی جهانی علیه حزب الله شکل بگیرد.

اما در صورت طرح دعاوی قرار گرفتن حزب الله در لیست گروه های تروریستی در شورای امنیت سازمان ملل توسط اتحادیه عرب، آیا نهایتا موجب مشمول شدن حزب الله تحت بند 7 منشور سازمان ملل خواهد شد؛ در موازات این نکته برآیند مسائلی مانند مفتوح بودن پرونده ترور سال 2005 رفیق حریری، شانتاژهای سعد حریری و جریان 14 مارس علیه حزب الله در کنار هجمه های ریاض، واشنگتن و تل آویو و حتی پاریس چه سناریویی را در آینده تحولات لبنان و منطقه برای حزب الله رقم خواهد زد؟

نکته مهم این است که تمامی این عواملی که اشاره کردید به همدیگر مرتبط هستند. در راس این مسائل هم مدیریت دور جدید هجمه ها علیه حزب الله را مثلث ریاض – واشنگتن – تل آویو بر عهده دارد. در حقیقت سعد حریری پس از بازگشت به لبنان بعد از 20 روز با یک جدول کاری برنامه ریزی شده توسط محمد بن سلمان و حتی ماکرون ماموریت یافته که در یک پروسه تبلیغاتی سلاح حزب الله را در سطح داخلی لبنان و منطقه خاورمیانه به عنوان تهدیدی جدی برای صلح مطرح کند. لذا حریری و جریان 14 مارس به دنبال وانمود کردن این مساله هستند که سلاح حزب الله امنیت لبنان و خاورمیانه را به صورت جدی تهدید می کند. در حالی که این سلاح در مقابل تهدیدات نظامی اسرائیل بازدارنده بوده و در طول سال های متمادی این بخش از مقاومت از سلاح خود برای دفع حملات اسرائیل و در این اواخر تروریسم داعش حتی در خود لبنان استفاده کرد و توانست امنیت را به خاک لبنان بازگرداند. لذا سلاح حزب الله نه تنها تهدید به شمار نمی آید، بلکه این گروه مقاومت برای حفظ تمامیت ازضی لبنان صدها شهید تقدیم کرده است. اما در آن سو سعد حریری در صدد است در سایه ماموریت خود از طریق ابزارهایی مانند مصوبات در دولت و پارلمان لبنان، حزب الله را مجبور به خلع سلاح کند. اما با تحلیل شاکله سیاسی – اجتماعی جامعه لبنان می توان گفت که این کار برای حریری چندان به آسانی صورت نخواهد گرفت. لذا در گام بعدی چنانی که اشاره شد و شما هم در سوال آن را مطرح کردید، اجماع سازی علیه حزب الله تحت بند 7 منشور سازمان ملل در دستور کار قرار دارد. اگر این مساله (مشمول شدن حزب الله ذیل بند 7 منشور سازمان ملل) محقق شود و حزب الله تحت این بند قرار بگیرد، ائتلاف صحنه بین الملل علیه حزب الله شکل خواهد گرفت که مشابه آن را در خصوص تشکیل ائتلاف و اجماع سازی علیه عراق در زمان رژیم بعث صدام حسین و یا کشور لیبی شاهد بودیم. به عبارت دیگر در سایه بند 7 منشور سازمان ملل علاوه بر اجماع اتحادیه عرب، جامعه جهانی نیز ذیل قطعنامه شورای امنیت اجماعی جهانی را برای از میان بردن حزب الله و یا حداقل خلع سلاح این گروه مقاومت لبنانی خواهند داشت که در این صورت من معتقدم بحرانی جدی در منطقه خاورمیانه شکل خواهد گرفت.

اما هدف از سناریوی اجماع سازی در سایه بند 7 منشور سازمان ملل علاوه بر خلع سلاح حزب الله، تحت تاثیر قرار دان جریان مقاومت است. این مساله تا چه اندازه بر این محور تاثیرات سوء خود را در موازات قدرت گیری در سوریه با شکست داعش خواهد داشت؟

یقینا با خلع سلاح حزب الله، هدف اصلی و سیبل حملات، جبهه مقاومت و از همه مهم تر خود تهران است. در این دور از هجمه های در سایه سناریوی اجماع سازی جهانی تحت بنده 7 منشور سازمان ملل سعی دارند که ایران را وارد یک واکنش و عکس المعمل شتابزده کنند تا جامعه جهانی اقدامات خود را برای محدود کردن، نه حزب الله که تهران در جایگاه مغز متفکر جریان مقاومت داشته باشند و این برنامه به صورت جدی در دستور کار عربستان، اسرائیل و آمریکا قرار داشته و می توان گفت مهم ترین بخش سناریو، پیگیری همین مساله است.

سال 2018 سال انتخابات پارلمانی در لبنان است. در سایه تمامی این چالش ها، انتخابات آتی لبنان آبستن چه آینده ای برای جریان 8 مارس و به خصوص حزب الله خواهد بود؛ آیا این جریان سازی ها و دور جدید حملات در سایه یک سناریوی پیچیده و جدی، موجب کاهش آرای حزب الله و متعاقب آن کم رنگ شدن قدرت سیاسی جریان 8 مارس در پارلمان و بدنه دولت خواهد شد؟

یکی از ساده ترین فعالیت های تبلیغاتی سعد حریری برای انتخابات پارلمانی سال آتی میلادی، جریان سازی و هجمه پراکنی علیه حزب الله و جریان 8 مارس است تا جریان رقیب یعنی 14 مارس بتواند اکثریت کرسی های پارلمانی را به دست آورد که این فعالیت های تبلیغاتی از هم اکنون توسط شبکه های عربی وابسته به عربستان و امارات متحده عربی و رسانه های داخلی لبنانی وابسته به جریان 14 مارس و حزب المستقبل شروع شده است. در این راستا رسانه ها با ایجاد نوعی شائبه و هراس افکنی از وجود سلاح در دست حزب الله در تلاشتد که جامعه لبنانی را از جریان 8 مارس دور کرده تا میزان کرسی های پارلمانی آنان به حداقل برسد که در صورت وقوع چنین نتیجه ای، جریان 8 مارس و به خصوص حزب الله، هم شراکت و در نتیجه تاثیر کم رمق و کم فروغی را در دولت آتی و پارلمان آینده لبنان خواهد داشت. در نهایت این مسائل سبب می شود که جریان 8 مارس در پارلمان توان مقاومت در مقابل برنامه های و مصوبات 14 مارس را نداشته باشد که برآیند این شرایط سبب خواهد شد تا جریان مقاومت علاوه بر محدودیت در حوزه امنیتی – نظامی در حوزه سیاسی – دیپلماتیکی نیز با محدویت و توان کم تاثیر روبه رو شود. لذا سعد حریری برای رسیدن به چنین هدفی علاوه بر تبلیغات گسترده در جامعه لبنانی به دنبال ائتلاف با سایر احزاب و شخصیت های لبنانی مانند ولید حنبلاط و جریان مارونی در لبنان است.

تلاش رسانه های عربی حامی 14 مارس این است که سعد حریری را به هنوان ناجی ملت لبنان به جامعه و افکار عمومی منطقه و جهان معرفی کند تا در آینده سمت وسوی انتخابات لبنان با پیروزی پررنگ جریان 14 مارس و جزب المستقبل همراه باشد. البته به نظر من این سناریو یک سناریوی پیچیده ای است که به دقت طراحی شده که احتمال موفقیت آن هم بسیار بالا است.

اما از سوی دیگر مساله مذاکره میان حزب الله با سعد حریری هم علی رغم وجود پیش شرط هایی مطرح است، در شرایط کنونی لبنان شما این مذاکرات را تا چه اندازه موثر می دانید؛ آیا این گفت و گوهای احتمالی در آینده سبب نزدیکی دو طرف و کاهش میزان هجمه ها علیه حزب الله خواهد شد؟

به نظر می آید که سعد حریری در سناریویی که به تحلیلش نشستیم به شدت از جانب ریاض تحت فشار باشد؛ به گونه ای که حتی ممکن است که حریری تهدید به مرگ هم شده باشد. یعنی همین مساله تروری که خود حریری با اتهام پراکنی، آن را متوجه حزب الله و تهران کرد، ممکن است اتفاقا از سوی عربستان سعودی انجام گیرد. به بیان دیگر در صورت مذاکره و نزدیکی مواضع حریری و حزب الله بیم حذف فیزیکی  و ترور سعد حریری از جانب ریاض وجود دارد و حتی در ادامه این امکان وجود دارد که پرونده ترور سعد حریری به گردن حزب الله بیفتد. فلذا عربستان با برنامه ریزی اسرئیل و آمریکا از هر گونه مذاکره و گفت و گوی حریری با حزب الله جلوگیری می کنند و اگر هم قرار باشد مذاکره ای شکل گیرد با پیش شرط خلع سلاح حزب الله باشد. بنابراین سعد حریری قطعا در جریان مذاکرات - اگر مذاکره ای با اجرای بازیگران و سناریو نویسان حمله به حزب الله شکل بگیرد – اختیار عمل چندانی از خود نخواهد داشت، چرا که حریری بیم آن را دارد که در صورت نزدیکی به مواضع 8 مارس و حزب الله در جریان مذاکرات به سرنوشت پدرش دچار شود.

با توجه به سوالات فراوان و شائبه های مختلف در جریان استعفای حریری و اظهار نظر معنادار او مبنی بر این که " آنچه در عربستان گذشت را پیش خود نگه می دارم" می توان این برداشت را داشت که کل این مساله (استعفای حریری) سناریویی برای افزایش محبوبیت سعد حریری در آستانه انتخابات لبنان است؛ چرا که اکنون با رصد جامعه لبنان شاهد آن هستیم که محبوبیت حریری افزایش چشم گیری یافته به طوری که اکنون از او به عنوان قهرمان ملی یاد می شود؟

این هدف بازیگزان بزرگ و طراحان سناریوی حمله به حزب الله مانند خود ریاض برای کاهش قدرت حزب الله و جریان مقاومت است و در این راستا به دنبال بحران سازی در جای جای خاورمیانه هستند. لذا می توان گفت که اکنون این صحنه گردانان به دنبال کشاندن بحران رو به پایان سوریه در لبنان هستند، آن هم در سایه شکست تروریسم داعشی که حمایت گسترده این بازیگران را داشت. لذا اکنون با هدف تضعیف و حتی نابودی حزب الله، لبنان کانون توجهات جهانی و منطقه ای شده است. در این راستا مساله مطرح شده در سوال شما نیز می تواند یکی از برنامه های پیشبرد این سناریو باشد. چرا که اکنون ما شاهد آن هستیم که سعد حریری مانند فیلم های هالیوودی و سناریوهای تبلیغاتی قهرمان محور در جایگاه ناجی و قهرمان ملی وارد لبنان شده است، البته از قبل نیز جریان 14 مارس با تبلیغات گسترده خود سعی داشته و کماکان نیز سعی دارند که سعد حریری را به عنوان پیروی واقعی تنش های بک ماه اخیر لبنان نشان دهند. لذا در این راستا سفر حریری به پاریس و قاهره در همین سناریو باید تعریف شود. به هر حال تلاش رسانه های عربی حامی 14 مارس این است که سعد حریری را به عنوان ناجی ملت لبنان به جامعه و افکار عمومی منطقه و جهان معرفی کنند تا در آینده سمت وسوی انتخابات لبنان با پیروزی پررنگ جریان 14 مارس و حزب المستقبل همراه باشد. البته به نظر من این سناریو یک سناریوی پیچیده ای است که به دقت طراحی شده که احتمال موفقیت آن هم بسیار بالا است.

انتشار اولیه: چهارشنبه 8 آذر 1396 / انتشار مجدد: شنبه 18 آذر 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>