پیش بینی سیاست خارجی اوباما در قبال چین

واشنگتن و پکن،‌ رفاقت یا رقابت بیشتر؟

۲۰ آبان ۱۳۹۱ | ۱۲:۲۶ کد : ۱۹۰۸۷۹۹ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
دکتر محسن شریعتی نیا، کارشناس مسائل چین در گفتگو با دیپلماسی ایرانی ضمن بررسی رویکرد اوباما نسبت به چین در چهارسال گذشته و نگاهی به آینده حضور او در کاخ سفید، معتقد است ‌تداوم روابط کنونی محتمل ترین پیش بینی از آینده روابط دو کشور است.
واشنگتن و پکن،‌ رفاقت یا رقابت بیشتر؟

ديپلماسي ايراني:‌ باراک اوباما باز هم به  عنوان رئیس جمهور اولین اقتصاد جهان انتخاب شد. در روزهاي آينده  تغيير در كادر رهبري حزب كونيست چين، سرنوشت دومین اقتصاد دنيا نیز برای سالهاي آينده تعيين خواهد كرد. اين دو كشور در سالهاي گذشته همواره روندهاي رقابت و رفاقت را در روابط خود تجربه كرده اند. اين كه اوباما كه چهارسال سكان سياست خارجي آمريكا را در دست داشته چه سياستي در مقابل چين اتخاذ كرده است و در چهارسال آینده چه رویکردی خواهد داشت و تغييرات رهبري در حزب كمونيست چين چه تغييراتي بر روابط چين و آمريكا خواهد گذاشت مهم ترين سوالاتي هستند كه با دكتر محسن شريعتي نيا، كارشناس مسائل چين، در ميان گذاشته ايم كه متن اين گفتگو را در زير مي خوانيد:‌

 پیروزی باراک اوباما در انتخابات و استقرار مجدد او در کاخ سفید چه پیامدهایی در روابط آمریکا و چین خواهد داشت؟

برای درک این تحول باید به انتصاب رهبران جدید در چین نیز توجه کنیم. بنابراین در دو کشور این تحول رخ داده است. از نظر سیاست خارجی آمریکا رویکردی که در دوره اول نسبت به چین داشته است تداوم خواهد داشت و تحولی که در استراتژی امنیت ملی آمریکا رخ داده مبنی بر این که آسیا به عنوان مهم ترین منطقه جایگزین خاورمیانه شد با قوت بیشتری ادامه پیدا خواهد کرد و همین امر زمینه را برای پیچیده تر شدن روابط چین و آمریکا فراهم می آورد. این پیچیده تر شدن به این معنا نیست که حتما این روابط به سمت تنش بیشتر سوق پیدا خواهد کرد؛ اما تمرکز آمریکا در دور دوم اوباما بر آسیا خواهد بود و این مسئله منجر به این خواهد شد که چین در استراتژی کلان آمریکا جایگاه خاصی پیدا کند.

 رهبران چین هم بزرگترین دغدغه سیاست خارجی شان در چهارسال آینده مواجهه با این تغییر استراتژیک آمریکا خواهد بود و این که با تمرکز آمریکا بر آسیا و تقویت روابط آمریکا با موتلفین سنتی خود در آن منطقه چین چه تغییراتی را باید در استراتژی سیاست خارجی خود ایجاد کند؟ بنابراین تصور می کنم که در چهارسال آینده ریاست جمهوری آمریکا چین از مهم ترین یا شاید مهم ترین مسئله سیاست خارجی این کشور خواهد بود و برای چینی ها قطعا آمریکا و سیاست خارجی این کشور در آسیا مهم ترین مسئله خواهد بود که باید مدیریت شود و احتمالا جنبه رقابت در کلیت روابط دو کشور بیشتر خواهد شد. یعنی اگر الگوی روابط چین و آمریکا را الگوی همکاری و رقابت بدانیم، در سالهای آتی جنبه رقابت بر جنبه همکاری غلبه خواهد کرد و بیشتر دو کشور به رقابت استراتژیک می پردازند. 

برآورد كلي شما از سياست هاي اوباما در دور اول رياست جمهوري در چهار سال گذشته در قبال چين چگونه است؟‌ چه تفاوت هايي مي توان بين اين دوره و دوره پيش از آن‌،‌ دوره جورج بوش، ‌مشاهده كرد؟‌

در دوره اوباما تغيير استراتژيكي كه در رابطه چين و آمريكا اتفاق افتاد، دگرگوني استراتژي امنيت ملي آمريكا بود كه مهم ترين وجه اين دگرگوني،‌ به تغيير رويكرد آمريكا به سمت آسيا مربوط مي شود. در دوره بوش عمده توان و انر‍ژي آمريكا معطوف به خاورميانه و اجرايي كردن طرح خاورميانه بزرگ و تغيير برخي از رژيم هاي سياسي در اين منطقه بود. بنابراين در دوره بوش چين نوعي از گشايش استراتژيك را تجربه كرد و توانست با توجه به درگير شدن آمريكا در خاورميانه روند توسعه خود را به راحتي به پيش ببرد.

 ولي دولت اوباما از ابتداي ورود به كاخ سفيد، استراتژي جديدي را در سياست خارجي و امنيتي اين كشور طراحي كرد و توان نظامي و ديپلماتيك آمريكا را به سمت آسيا معطوف كرد. اين تغيير مهم ترين تغييري است كه در دوران اوباما بر روابط چين و آمريكا تاثير گذاشت. به اين دليل كه آمريكا با تغيير اين استراتژي تلاش كرد كه موتلفين خود در آسيا را تقويت كند و روابط خود را با متحدين خود در اين منطقه بهبود بخشد. در استراتژي نظامي آمريكا كه در سال 2011 منتشر شد اين تغيير نظامي به سمت آسيا سنديت يافت.

اين تغيير به طور طبيعي چيني ها را مشغول كرده است و توان نمايش قدرت چين در آسيا را با چالش مواجه كرده است. به اين دليل مي توان گفت در دوره اوباما گشايش استراتژيكي كه در دوره بوش براي چين وجود داشت از بين رفته است و چين با محيط امنيتي جديدي مواجه شده است؛ محيط امنيتي كه آمريكا حضور و نفوذ جدي تري در آن دارد.

در انتخابات رياست جمهوري كنوني تا چه اندازه تفاوت ديدگاه ها بين دو نامزد در مورد سياست نسبت به چين وجود داشت؟

به طور كلي من معتقد نيستم كه دو كانديداي كنوني انتخابات رياست جمهوري آمريكا دو سياست خارجي كاملا متفاوت داشتند. اتفاقا در مناظره هاي انتخاباتي كه در هفته هاي گذشته برگزار شد،‌ سياست خارجي بيشترين نقاط اشتراك دو كانديدا را در بر مي گرفت. لذا وقتي به مناظره آنها در مورد مسائل سياست خارجي دقت كنيم مي بينيم كه در بسياري از مسائل در حوزه سياست خارجي اين دو با يكديگر اشتراك نظر داشتند. بنابراين تغييري كه در سياست خارجي آمريكا اتفاق افتاده است و سياست خارجي اين كشور آسيا محور شده است بعيد است حتي با روي كار آمدن رامني تغيير چنداني می کرد.

لحن تندتري كه ميت رامني در اين مناظره ها در مورد سياست خارجي معطوف به چين مطرح كرده چندان عجيب نبود؛‌ به اين دليل كه معمولا كانديداهاي رياست جمهوري آمريكا در زمان انتخابات چنين رويكردي را در مورد كشورهايي كه به نوعي موضوعات داغ سياست بين الملل محسوب مي شوند و آمريكا با آنها مشكل دارد، همانند ايران،‌ چين،‌ كره شمالي، سوريه و ... اتخاذ مي كنند. اما اتخاذ چنين رويكردي در زمان تبليغات انتخاباتي به اين معنا نيست كه حتما اين سياست ها پس از پيروزي اجرايي خواهند شد و جامه عمل به خود خواهند گرفت. اگر دقت كنيم مي بينيم كه جورج بوش بحث هاي بسيار تندتري در مورد چين در زمان تبليغات انتخاباتي خود در سال 2000 مطرح كرد ولي بعدا اين حرف ها را به فراموشي سپرد و دوره بوش دوره مطلوبي براي چين بود؛‌ چرا كه بوش به مهار و محدود كردن چين در سياست خارجي اهميت نداد.

قرار است طي روزهاي آينده با برگزاري هجدهمین کنگره حزب کمونیست چین كنگره، رهبري اين حزب و به تبع رئيس جمهور و نخست وزير چين تغيير كند. اين تغييرات ممكن است بر نگاه آمريكا به چين و سياست چين در مقابل آمريكا تاثير چشمگيري بگذارد؟

نكته اي كه در اين مسئله و تغيير رهبري در دو كشور آمريكا و چين بايد مورد توجه قرار داد اين است كه آمريكا يك جامعه آزاد محسوب مي شود ولي چين خير. در جوامع آزاد بحث و مناظره و ارائه ايده هاي مختلف در مورد موضوعات متفاوت امري عادي محسوب مي شود. بنابراين بحث هايي كه در آمريكا در مورد چين مطرح مي شود،‌ با توجه به بافت اين جامعه طبيعي است. اما چين يك نظام سياسي بسته است و در نظام هاي سياسي بسته، رهبران پس از روي كار آمدن شناخته مي شوند و مي توان در مورد نوع نگاه و رويكرد آنها قضاوت كرد.

اگر دقت كنيد مي بينيد كه مثلا در مورد شخصيت و رويكردهاي ميت رامني، كه اگر راي اكثريت را كسب كند و رئيس جمهور آمريكا مي شود، انبوهي از متون وجود دارد و به واسطه اين اسناد مي توان در مورد سياست هاي او اظهار نظر نمود و دست به پيش بيني زد. اما در مورد «شی جین پینگ»،‌ معاون فعلي رئيس جمهور چين كه قرار است در روزهاي آينده به سمت راس حزب كمونيست و سپس رئيس جمهور اين كشور برسد،   اطلاعات قابل اتكايي وجود ندارد. بنابراين با دو نوع سيستم انتخاب رهبري در اين كشورها مواجهيم و نمي توانيم به طور يكسان دست به پيش بيني بزنيم. اما حداقل سخني كه مي توانيم بر زبان بياوريم اين است كه بعيد است تغيير استراتژيكي در رويكردهاي سياست خارجي چين از سوي حزب كمونيست چين رخ دهد و در آينده نزديك بيشتر شاهد تداوم سياست خارجي و امنيتي چين خواهيم بود.

تهيه كننده:‌ تحريريه ديپلماسي ايراني/ 12

کلید واژه ها: باراک اوباماچینانتخابات ریاست جمهوری امریکا


نظر شما :