روسیه در آمریکای لاتین به دنبال چیست؟

پایان یارگیری ایدئولوژیک،آغاز شریک سازی اقتصادی

۱۱ اسفند ۱۳۹۱ | ۱۴:۰۳ کد : ۱۹۱۳۲۴۸ آمریکا گفتگو
دکتر جهانگیر کرمی تحلیلگر مسائل روسیه،‌در گفتگو با دیپلماسی ایرانی به بهانه سفر دمیتری مدودف نخست وزیر روسیه به کوبا و برزیل تاکید می کند که مسکو در آمریکای لاتین به دنبال تامین اهداف اقتصادی و البته مقابله سیاسی با ایالات متحده است
پایان یارگیری ایدئولوژیک،آغاز شریک سازی اقتصادی

دیپلماسی ایرانی: دمیتری مدودف نخست وزیر روسیه یا همان مرد شماره دو که روزگاری ردای ریاست جمهوری را بر تن داشت اواخر هفته گذشته را در کشورهای آمریکای لاتین گذراند.کوبا و برزیل دو میزبان نخست وزیر روسیه بودند. داستان تمایل روسیه به آمریکای لاتین قصه امروز و دیروز نیست که سابقه آن به روزهای وجود اتحاد جماهیر شوروی سابق بازمی گردد.تنها تفاوت در این دیدگاه به نیت روس ها بازمی گردد. اگر در روزهای اتحاد جماهیر شوروی سابق نیت از حضور در آمریکای لاتین بحث های ایدئولوژیک بود امروز و بخصوص پس از روی کار آمدن ولادیمیر پوتین در سال 2000 میلادی در روسیه ، این کشور اهداف اقتصادی و البته دست بالا داشتن در رقابت با آمریکا در حیاط خلوت این کشور را دنبال می کند. مدودف در کوبا  منطقه امریکای لاتین و کشورهای حوزه دریای کارائیب را حوزه منافع راهبردی روسیه خواند و البته چندین قرارداد هنگفت نیز در راستای کاستن از بدهی های هاوانا به مسکو با مقام های رده اول این کشور امضا کرد. دیپلماسی ایرانی با دکتر جهانگیر کرمی تحلیلگر مسائل روسیه، موضوعاتی همچون اهداف سفر مدودف به کشورهای امریکای لاتین، حسادت امریکا به روابط روسیه با این کشورها و  تفاوت  ماهوی این روابط در گذشته و حال را  درمیان گذاشت. متن این گفتگو به شرح زیر است:

کوبا یکی از مهم ترین پایگاه های شوروی در امریکای لاتین بود، در دوران اتحاد جماهیر شوروی دلیل اصلی نزدیکی به کشورهای امریکای لاتین چه بوده است؟

در دوران شوروی رقابت بین المللی دو قطبی وجود داشت که در آن فضا رقابت بیشتر  بر مناطق نفوذ استراتژیک بود و این رقابت به دلیل آنکه عمدتا ریشه ایدئولوژیک داشت به شکل یارگیری ایدئولوژیک، همسانی نظامی و سیاسی دنبال می شد و اندیشه چپ و کمونیستی نیز در آن دوران مقبولیت جدی در میان جریان های انقلابی و ضداستعماری پیدا کرده بود. از سال های پس از جنگ جهانی دوم یعنی از دهه ۱۹۶۰ میلادی به بعد  طیفی از نظام های سیاسی ضداستعماری چه به شکل کمونیستی و سوسیالیستی و یا به شکل ناسیونالیستی وجه مشترک آنها ضدیت با استعمارگری غربی و امپریالیسم امریکا بود، در نتیجه در آن دوران اتحاد جماهیر شوروی نیز نفوذ زیادی در مناطق مختلف از جمله آسیا، افریقا و در امریکای لاتین و مرکزی داشت چراکه برخی از حکومت ها در آنجا گرایش های چپ داشتند همانند کوبا و حتی در برهه هایی از زمان حکومتی چپ بر سر قدرت بود همانند شیلی. در حقیقت این رقابت بر سر مناطق استراتژیک با پتانسیل ایدئولوژیک موضوعی بود که در آن دوران میان شوروی و امریکا در امریکای لاتین وجود داشت.

پس از فروپاشی شوروی نیز در پیش نویس سیاست خارجی روسیه تاکید شده بود که روابط با کشورهای امریکای لاتین باید گسترش یابد این در حالی بود که  پس از فروپاشی ما شاهد نوعی انفعال روسیه جدید در سیاست خارجی بودیم و سپس با روی کار آمدن ولادیمیر پوتین باز هم دستگاه دیپلماسی این کشور رونق خاصی پیدا کرد.رویکرد روسیه به ارتباط گیری با کشورهای امریکای لاتین چگونه است؟

ازهمان سال های 1988 -1989 یعنی در دوره اصلاحات گورباچف، اندیشه جدیدی در سیاست خارجی شوروی ظهور پیدا کرد که بر اساس آن شوروی خود را ملزم نمی دید که از جنبش های آزادی بخش و جریان های چپ حمایت کرده و دیگر نقش رهبر کارگران جهان را در خود نمی دید. نتیجه ای که این اندیشه در سیاست خارجی روسیه داشت این بود که به تدریج روابط با متحدین دوره شوروی کاهش پیدا کرد و در نهایت نیز موضوع فروپاشی به تمامی این ایده ها و رفتارها و نقش و جایگاه جهانی اتحاد جماهیر شوروی خاتمه داد. در طول ده سال یعنی از سال 1991 تا 2000 در دوره ییلتسین اساسا روسیه جدید موضع انفعالی داشت، به دلیل آنکه دچار ازهم گسیختگی شدیدی شده بود و نابسامانی های داخلی اجازه رفتار خارجی جدی را به دولت نمی داد. از زمان روی کار آمدن پوتین در سال 2000 به بعد بازنگری در این نگاه صورت گرفت و در سیاست خارجی روسیه نوعی فعال گرایی و حضور و تاثیرگذاری در مناطق مختلف دنیا طراحی و تنظیم شد و به اجرا درآمد. اما این بار روسیه جدید یک نقش ایدئولوژیک و رهبری جریان های ضد سرمایه داری و ضد غربی  نداشت، بلکه عمدتا به دنبال روابط اقتصادی و منافع تجاری بود و در سیاست خارجی که در دوره پوتین و در اسنادی که در سال 2000 و 2010 طراحی شد، اولویت بندی های منطقه ای سیاست خارجی روسیه تنظیم شده و از قضا امریکای لاتین خیلی جایگاهی در این اولویت بندی ها ندارد، به دلیل آنکه اولویت اول کشورهای جدا شده از اتحاد شوروی است، دوم اروپا، سوم امریکا، چهارم آسیا و اولویت پنجم خاورمیانه است و در سایر اولویت ها کشورهای امریکای لاتین قرار دارد. شرایطی که در درون روسیه در طول ده یا دوازده سال اخیر با سامان بخشی و ثباتی که پوتین ایجاد کرده به همراه درآمدهای نفتی کمکی کرد و توانی را در اختیار دولت روسیه  قرار داد که سعی کرد این ارتباطات جهانی با کشورهای مختلف دنیا را توسعه دهد و حتی در واکنش به اقدامات محاصره گرایانه امریکا و اروپا در پیمان ناتو و موضوع سپر دفاع موشکی، روس ها نیز سعی کردند تا حضور نظامی خود را در نقاط مختلف دنیا فعال تر کنند. از جمله آنکه در امریکای لاتین نیز ناوهای روسی رفته و از بنادر ونزوئلا بازدید کرده و مانور نظامی برگزار کردند، اما تمامی این مسائل به این معنا نیست که امریکای لاتین دراولویت های مهم سیاست خارجی روسیه قرار دارد. بلکه آنچه که روسیه در امریکای لاتین در سال های گذشته به دنبال آن بوده برقراری ارتباطات تجاری است که به آنها سلاح بفروشد و به دلیل آنکه نزدیک به منطقه امریکای شمالی است در کوبا و ونزوئلا و برزیل حضور نظامی هم داشته باشد تا بتواند افکار داخل روسیه و فضای بین المللی را تا اندازه ای به نفع دولت روسیه شکل دهد.

سفر اخیر مقا م های روسی به کشورهای امریکای لاتین از جمله برزیل و کوبا را شاهد بودیم. آیا از نظر سیاست خارجی این کشورها برای روسیه متفاوت هستند؟

در میان کشورهای امریکای لاتین نزدیک ترین آنها کوبا و ونزوئلاست و از نظر اقتصادی شریک اول تجاری روسیه برزیل است که نزدیک 6 میلیارد دلار مبادلات تجاری دارند. در این سفر اخیر مدودف نیز قراردادهایی که منقعد شده چشم انداز افزایش تا 10 میلیارد دلار در سال را نشان می دهد. این سفر نیز به طور عمده در بحث گسترش روابط دوجانبه در مناسبات تجاری، اقتصادی و فنی و تا اندازه ای نیز بحث فروش تسلیحات بوده است. نمی توان گفت که چنین سفری دارای ویژیگی خاصی است، بلکه به نظر من سفر کاملا اقتصادی با هدف تقویت روابط دو جانبه میان روسیه و کشورهای سه گانه امریکای لاتین یعنی کوبا، ونزوئلا و برزیل بوده است. فراموش نکینم  که یکی از اقلام صادراتی روسیه اقلام نظامی  و تسلیحاتی است که نزدیک 8 تا 9 میلیارد دلار می باشد و یکی از مناطقی که این سلاح ها را خریداری می کنند کشورهای ونزوئلا و کوبا هستند. به عبارت روشن تر روسیه سعی می کند از این فرصت موجود در بازارهای امریکای لاتین برای منافع تجاری خود استفاده کند.

اشاره کردید که در زمان اتحاد جماهیر شوروی برای مبارزه با امپرالیسم امریکا نزدیکی با کشورهای امریکای لاتین هدف بود، آیا امروزه نیز امریکا همچنان نسبت به روابط روسیه با کشورهای امریکای لاتین حساس است؟  

بله، حساسیت های امریکا هنوز از ازتباطات روسیه با کشورهای دیگر دنیا وجود دارد، البته این حساسیت ها بیشتر رنگ و بوی تجاری و اقتصادی دارد. همچنین شکل گیری جریان های چپ در امریکای لاتین به آن معنا نیست که فضای ایدئولوژیک جدیدی را دامن خواهند زد و روسیه به دنبال یارگیری استراتژیک در فضای چپ بین المللی است به دلیل آنکه در داخل روسیه  اندیشه های چپ جایگاهی ندارند و حداقل اینکه دولت فعلی روسیه فاقد ایدئولوژی است و عمدتا به مسائل بین المللی عملگرایانه نگاه می کند. بنابراین حساسیت امریکایی ها بیشتر اقتصادی است و اینکه به تداوم حکومت هایی همچون حکومت ونزوئلا کمک می کند و امریکایی ها نیز از حکومت هایی که تبلیغات ضدامریکایی می کنند و برخی از روندهایی را دنبال می کنند، خشنود نیست.

تحریریه دیپلماسی ایرانی/14  

انتشار اولیه: دوشنبه 7 اسفند 1391 / باز انتشار: جمعه 11 اسفند 1391

کلید واژه ها: روسیهامریکای لاتینکوباامریکابرزیلدكترجهانگير كرمي


نظر شما :