لوایح دو‌پهلوی آمریکا علیه ایران

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ | ۲۰:۳۹ کد : ۱۹۱۵۹۲۲ سرخط اخبار

فرید مرجایی*

بهار: در چند هفته گذشته، برخی نمایندگان جمهوری خواه کنگره و نمایندگان جناح جنگ طلب حزب دموکرات که همواره با نومحافظه کاران همراهی می کنند و تحت نفوذ لابی اسراییل هستند، اقداماتی را برای در فشار قرار دادن رییس جمهوری، اوباما، در سیاست خارجی در دستور کار قرار داده اند.
به عنوان مثال، دو هفته پیش در 17 آوریل (28 فروردین)، سناتور «رابرت مندز» از حزب دموکرات و سناتور «لیندسی گراهام» از حزب جمهوری خواه که دو عضو ارشد کمیته امور خارجی سنا هستند، لایحه پیشنهادی (شماره 65) 1 را در کمیته امور خارجی سنا معرفی کردند و آن را با اکثریت آرا به تصویب رساندند. انتظار می رود در آینده نزدیکی این لایحه به تصویب کل سنا برسد و بعد از آن هم ممکن است که به مجلس شورای نمایندگان برای تصویب ارسال شود.
لایحه 65 خواستار آن است که در صورت جنگ اسراییل با ایران، آمریکا نیز در حمایت از اسراییل وارد کارزار شود. در جهت تبلیغات و پروپاگاندا در رسانه ها، لایحه، هدف اقدام نظامی از طرف آمریکا را دفاع از اسراییل در قبال حمله تهاجمی ایران معرفی می کند. ولی بررسی نزدیک زبان متن خود لایحه، خط تمایز بین اقدام دفاعی و حمله تهاجمی را کم رنگ می کند؛ یعنی رهبران جنگ طلب و متجاوز اسراییل در آینده ممکن است که غنی سازی یا کل برنامه هسته ای ایران را خطری برای کشور خود اعلان کنند. هر چند که غنی سازی و برنامه ایران همواره قانونی و تحت نظارت شدید و گسترده آژانس بین المللی انرژی اتمی بوده است.
تحلیلگر مترقی یهودی تبار آمریکایی، آقای «روزنبرگ»، در سایت مشهور «هافینگتون پست» از لایحه شماره 65 انتقاد شدید می کند و می نویسد، منظور و تعریف آمریکا و اسراییل از «حرکت نظامی دفاعی» چیست؟ وی می افزاید که دولت های آمریکا همواره تمام جنگ های تهاجمی و تجاوزگرانه اسراییل به لبنان و غزه را «دفاعی» معرفی کرده است. از این روی، به گفته روزنبرگ، استدلال آن ها همیشه گیج کننده است. لایحه های کنگره، همچون دیگر اسناد حقوقی، با زبان پیچیده حقوقی تهیه شده است و لایه های مختلفی را در بر دارد که دست عاملان و سیاستمداران را برای اقدامات وسیعی تری باز نگه دارد.
ناگفته نماند که بیشتر کشورها واقفند که دکترین نظامی ایران (برخلاف اسراییل و آمریکا) برنامه «حمله آغازین» یا «آغاز حمله» (First Strike) و تهاجمی را ندارد. آقای «هرمان کاهن» از انستیتو و اطاق فکری «هادسون انستیتوت» از استراتژیست ها و مبتکران دکترین «ضربه اول» و حمله تهاجمی، در دوران جنگ سرد است. مقوله حمله تهاجمی بعدها در دوران جرج بوش، زمانی که نومحافظه کاران کنترل سیاست خارجی دولت آمریکا را به دست گرفتند، بازتولید شد.
از طرف دیگر، جدا از لایحه شماره 65، چند روز پیش، در 25 آوریل، آقای «دانا روهرباکر»، نماینده جمهوری خواه کنگره از کالیفرنیا، لایحه پیشنهادی شماره 183 را به مجلس شورا ارائه کرد. این لایحه تحریک تنش های قومی در بلوچستان و آذربایجان ایران برای افزایش بحران سازی در ایران را در مد نظر دارد.
شکل متن هر لایحه مدنی (در کشورهای آنگلو ساکسون) به این صورت است که متن با مقدمه ای شروع می شود که هدف لایحه را توجیه می کند. یک مقدمه ممکن است چندین مورد توجیهی را مطرح کند. هر موردی، با لفظ «از آنجایی که... « آغاز می شود. یکی از نکات ذکر شده در مقدمه لایحه پیشنهادی 183، وجود ذخائر نفت، گاز و طلا در بلوچستان و اهمیت موقعیت استراتژیک آن منطقه در خلیج فارس و دریای عمان است. بی شک، این نوع بیان، شانتاژ نفاق و تجزیه مناطق بلوچستان و آذربایجان را القا می کند. در تابستان سال گذشته، همین آقای روهرباکر در نامه ای به وزیر خارجه وقت (هیلاری کلینتون) نوشته بود که «کمک به استقلال و تجزیه آذربایجان هدف مناسبی است و مضاف بر آن، بحرانی نیز برای دولت مرکزی ایران به همراه خواهد شد.»2
نکته دیگر این لایحه پیشنهادی 183 3، آقای «روهرباکر» آن است که نهاد «هیات امنای پخش برنامه ها» یا «Broadcasting Board of Governors» را موظف می کند که به مسئله قومی و تجزیه بلوچ و آذری به طور فعال بپردازد. نکته حساس و پر اهمیت آن است که این نهاد مسئول و سرپرست شبکه های «صدای آمریکا» (VOA) و رادیو «آزادی» پراگ است. بسیاری از افراد برای دریافت خبر به این رسانه ها رجوع می کنند، بی خبر از آن که این رسانه ها شبکه خبری نبوده و تنها سازمان تبلیغاتی سیاست مداخله جوی آمریکا محسوب می شوند. از نظر اداری، تشکیلاتی و مالی، سابقه این نهاد ها به جنگ سرد باز می گردد.
معرفی این دو لایحه پیشنهادی همزمان در مقطع مذاکرات هسته ای گروه 1+5 با ایران از اهمیت به خصوصی برخوردار بوده و نمایانگر استراتژی عوامل تخریب گر کنگره آمریکا در قبال این مذاکرات است. باید یادآور شد که فضای سیاسی آمریکا به گونه ای شکل گرفته که نمایندگان کنگره به صورت فرد به فرد برای انتخاب شدن، نیازمند همراهی با سیاست های تهاجمی آمریکا و حامی اسراییل هستند. به دلیل آن که مردم آمریکا نمی توانند به مسائل مختلف و متعدد بین المللی دنیا آگاهی و اشراف داشته باشند، رسانه ها که خود جزو سیستم قدرت هستند نقش عمده ای در شکل گیری نظرات و آرا عموم دارند.
از طرف دیگر، باوجود این که قوه مقننه و نهاد کنگره آمریکا نماینده مستقیم مردم است، ولی در خیلی از مسائل، چون قانون «محدودیت شهروندان برای حمل سلاح گرم»، گنگره و لایحه های کنگره، منعکس کننده نظریات اکثریت مردم نیست. نظر سنجی های مختلف این تناقض را به خوبی نشان می دهند. نظر سنجی ها نشان داده اند که 80 درصد مردم آمریکا موافق لایحه پیشنهادی اخیر دولت اوباما مبنی بر ثبت نام افراد برای خرید سلاح و حداقل محدودیت برای حمل سلاح های گرم هستند. با وجود این، نمایندگان کنگره دو هفته پیش به آن لایحه رای منفی دادند و در نتیجه آن لایحه شکست خورد.
بدون شک روشن است که نماینگان کنگره آمریکا، بیش از آن که به مردم آمریکا پاسخگو باشند، به طور ساختاری وامدار مستقیم لابی های قدرتمند و نهادهای قدرت رژیم هستند.
منابع، پاورقی ها:
1-متن لایحه 65 http: //beta. congress. gov/bill/113th-congress/senate-resolution/65/text
2-متن لایحه 183 http: //thomas. loc. gov/cgi-bin/query/z?c113: H. RES. 183:
3-متن نامه روهرباک به هیلاری کلینتون در مورد هدف تجزیه آذربایجان
http: //rohrabacher. house. gov/press-release/press-release-rep-rohrabacher-urges-secretary-clinton-back-freedom-iran-azeris
*پژوهشگر و نویسنده مقیم آمریکا

کلید واژه ها: لایحهآمریکاکنگرهاسراییلتهاجمیلایحه پیشنهادیپیشنهادینمایندگانرسانهخارجیرسانه هاتجزیه183حمله تهاجمی65


نظر شما :