سیاست تهران در مقابل طالبان چیست؟

ارتباط ایران با گروه های مورد تایید مردم در افغانستان

۲۲ خرداد ۱۳۹۲ | ۱۶:۰۳ کد : ۱۹۱۷۰۸۷ آسیا و آفریقا گفتگو
محمد ابراهیم طاهریان، سفیر سابق ایران در افغانستان و پاکستان در گفتگو با دیپلماسی ایرانی ضمن تکذیب خبر سفر مستقل هیات طالبان به تهران در چند روز گذشته تاکید می کند که تهران به تامین امنیت در اففانستان پایبند است.
ارتباط ایران با گروه های مورد تایید مردم در افغانستان

دیپلماسی ایرانی: باز هم نام طالبان جنجال آفرین شد. این بار خبرگزاری فارس با انتشار خبری در خصوص حضور هیاتی از طالبان در تهران موجی از تایید و تکذیب ها را به راه انداخت. در حالی که سید عباس عراقچی سخنگوی وزارت امور خارجه در حاشیه ی نشست همایش بزرگداشت امام خمینی (ره) در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی در خصوص سفر هیاتی از طالبان به تهران با پاسخی کوتاه دال بر آنکه این سفر را تایید نمی کنم در مقام تکذیب صریح آن نیز برنیامد، طالبان با انتشار بیانیه ای در سایت رسمی خود، با اشاره به سفرهای اخیر هیئت نمایندگی این گروه به خارج از افغانستان، از تلاش این گروه برای رساندن پیام ملت افغانستان به گوش جهانیان خبر داد. در بخش هایی از این بیانیه آمده بود :

" چنانچه خبرگزاری فارس جمهوری اسلامی ایران در خصوص سفر هیئت امارت اسلامی افغانستان به ایران گزارشی منتشر کرد، امارت اسلامی افغانستان این گزارش را تأیید می کند.چندی پیش هیئتی از امارت اسلامی افغانستان به سرپرستی رئیس دفتر سیاسی امارت اسلامی، در یک سفر 3 روزه عازم تهران شد.این سفر به منظور گفت وگو درخصوص موضوعات مورد علاقه 2 طرف صورت گرفت. هیئت امارت اسلامی پس از بحث و رایزنی با طرف ایرانی باردیگر تهران را ترک کرد.همچنین پیش از سفر این هیئت، هیئت دیگری از امارت اسلامی افغانستان نیز بنا به دعوت رسمی جمهوری اسلامی ایران عازم تهران شده بود. این هیئت در کنفرانس «علما و بیداری اسلامی» که در تهران برگزار شد، شرکت کرد."

در این میان روزنامه واشنگتن پست با اختصاص تیتری به این خبر ادعا کرد که ایران به دنبال ایفای نقش میانجی میان دولت مرکزی در افغانستان و طالبان و برقراری ثبات سیاسی در کشور همسایه خود است. در شرایطی که آمریکایی ها خود را برای خروج از افغانستان در سال 2014 مهیا می کنند، بسیاری از تحلیل گران مسائل آسیای میانه اعتقاد دارند که تنها راه برای برقراری آرامش در افغانستان پس از خروج نیروهای امریکایی معامله با طالبانی است که زمانی امریکایی ها با حمله خود به افغانستان در سال 2001 میلادی به حاکمیت آنها پایان داده بودند. در این میان نقش ایران به هنوان همسایه افغانستان و کشوری که بیشترین آسیب را از ناآرامی ها در افغانستان دیده چیست؟ آیا تهران می تواند نقش میانجی میان کابل و طالبان را بازی کند؟ طالبان با سابقه فعالیت های شبه نظامی گری که دارد  تا چه اندازه برای بازگشت به بدنه سیاسی در افغانستان قابل اطمینان است؟ سوال هایی از این جنس را با محمد ابراهیم طاهریان، سفیر سابق ایران در افغانستان و پاکستان در میان گذاشتیم:

اخیرا برخی از رهبران طالبان به ایران دو سفر داشته اند که اولین سفر در قالب کنفرانس بیداری اسلامی بوده که دعوت رسمی از آنها شده و سفری بعدی نیز برای مذاکرات دو طرفه میان مقام های ایرانی و طالبان صورت گرفته است. رابطه ایران با طالبان پیش از حمله امریکا و پس از روی کار دولت حامد کرزای که دیگر طالبان در آن حضور نداشتند، چگونه بوده است؟

براساس اطلاعاتی که وجود دارد به فرض شما ایراد وارد است، چراکه منابع مختلف از جمله وزارتخارجه و سفارت ایران در کابل تنها سفر طالبان در بیداری اسلامی را تایید کرده اند. در بیداری اسلامی حدود ۷۰۰ نفر از علمای اسلامی از مناطق مختلف دنیا حضور داشته اند از جمله هیاتی که از افغانستان در این کنفرانس شرکت کرده بودند که از سوی طالبان نیز گروهی شرکت داشتند و سخنانی را در صحن اجلاس ایراد کردند. در نتیجه بر اساس اطلاعاتی که تا کنون وجود دارد همین گروه سه یا چهار نفری از طالبان به ایران آمدند و غیر از آن سفری وجود نداشته است.

اما نگاه جمهوری اسلامی ایران نسبت به موضوع افغانستان نگاهی است که ایران باید با تمامی گروه هایی که مورد تایید مردم افغانستان هستند، ارتباط داشته باشد. سیاست های ایران در افغانستان سیاست هایی مبتنی بر رفتار مستقلی بوده است. اگر سیاست ایران را در سه دهه گذشته نسبت به افغانستان مورد بررسی قرار دهید، متوجه خواهید شد که حتی در دورانی که ایران در حالت جنگ بوده و با شرایط سختی مواجه بوده است، بازهم حمایت های خود را از مجاهدین و مبارزین در مقابل اشغال شوروی سابق قطع نکرده و حتی گفته شده که به ایران پیشنهاد می شود کمک هایی که به دشمن ایران یعنی صدام داده شده به ایران داده شود به این شرط که تهران نیز دست از حمایت های خود از مجاهدین بردارد، اما ایران این پیشنهاد را نمی پذیرد.

در دوران قدرت جریان افراط در بخشی از افغانستان نیز جمهوری اسلامی ایران از دولت قانونی افغانستان حمایت کرد، هم اکنون نیز به نظر می رسد نگاه جمهوری اسلامی ایران به افغانستان مبتنی بر سیاستی است که منجر به توسعه امنیت در این کشور خواهد شد، به معنای روشن تر به میزانی که کشور افغانستان توسعه و امنیت پیدا کند منابع ایران هم تامین می شود. بنابراین از این نگاه ایران کماکان سیاستی را دنبال می کند که جریان ها وگروه هایی که می توانند در تامین امنیت افغانستان تاثیر داشته و مورد تایید مردم هستند، روابط خوبی برقرار کند.

با اشاره به گفته شما که ایران با تمامی جریان ها ارتباط دارد، آیا دعوت رسمی که از گروه طالبان برای کنفرانس بیداری اسلامی شده است بدین معنا خواهد بود که ایران گروه افراطی طالبان را به رسمیت شناخته و سعی در ارتباط برقرار کردن با آنها دارد؟

قطعا اینگونه نیست. همانطور که می دانید جریان بیداری اسلامی که با ریاست آقای ولایتی برگزار می شود جریانی غیردولتی است و تشکلی اینچنینی است که در اساسنامه آن نیز به این موضوع اشاره شده است. در نتیجه بخش های دولتی نقشی در این جریان ندارد، البته طبعا حمایت هایی از سوی دولت می شود اما این حمایت بدان معنا نیست که هر رفتاری از سوی بیداری اسلامی و شورای عالی آن که حتی افراد غیرایرانی نیز در آن حضور دارند ، لزوما سیاست های رسمی کشور را بیان می کند. بر اساس مرام این جریان تمامی گروه هایی که می توانند در سرنوشت مسلمانان نقش داشته باشند به این کنفرانس دعوت شدند، حال ممکن است برخی از این گروه ها با دولت های خود همکاری تنگاتنگی داشته باشند و یا این امکان وجود دارد که از دولت خود کاملا مستقل باشند.

طالبان در میان کشورهای غیرعربی تا چه میزان به ایران گرایش دارد و آیا ایران می تواند نقش مثبتی در رابطه میان دولت مرکزی و طالبان بازی کند؟

بسیاری بر این باورند که راهکار افغانستان در استفاده از ظرفیت های منطقه ای بوده اما تاکنون حضور کشورهای فرا منطقه ای موثر نبوده است. پس از ۱۰ سال حضور کشورهای فرامنطقه ای در افغانستان ناامنی در این کشور توسعه یافته و کمکی به بهتر شدن اوضاع نکرده است. در این فضا کشورهای منطقه ای از جمله جمهوری اسلامی ایران که یکی از همسایگان افغانستان است می تواند از ظرفیت های خود استفاده کرده و بر شرایط این کشور تاثیرگذار باشد.

در صحنه عملیاتی افغانستان جریان های مختلفی فعال هستند که در خصوص آنها ابهام های زیادی وجود دارد و طالبان یکی از اصلی ترین جریان هایی است  که به نظر می رسد تا به امروز امریکا نگاه ابزاری نسبت به این ظرفیت داشته و در جهت مصالح خود که مهم ترین بحث آن مساله خروج امن از این کشور است، از این گروه استفاده کرده است.  اما آنچه که می توان از سیاست ایران در قبال افغانستان درک کرد این است که تا به امروز تهران به دنبال توسعه امنیت در این کشور بوده است و آمادگی دارد  از تمامی جریان هایی که می توانند نقشی در تامین امنیت این کشور ایفا کنند، استفاده کند.

جنگ افغانستان بسیار طولانی شد و بحث عقب نشینی امریکا و نیروهای ناتو تا سال 2014 میلادی این روزها بسیار پررنگ است. بسیاری از تحلیل گران اعتقاد دارند که تنها راه برقراری آرامش در افغانستان مصالحه با طالبان است. بازگشت طالبان به صحنه سیاسی افغانستان را تا چه اندازه عملی و جدی می دانید؟

به باور من جبهه متحد و عناصر جهادی در افغانستان ظرفیت هایی دارند که اگر این ظرفیت ها فعال شود امکان تامین امنیت در این کشور بدون حضور نیروهای خارجی وجود دارد. اما جریان افراط در طول این سال ها کارکردی داشته که هزینه های سنگینی را به مردم افغانستان و منطقه تحمیل کرده است، بنابراین اینکه نحوه تامین امنیت و بازگشت افراط به افغانستان به چه شکل باشد بستگی به تصمیم مردم افغانستان دارد .جنبش های جهادی جریان های امتحان پس داده ای هستند  که یک بار توانسته اند کشور را از دست اشغالگران نجات داده و اکنون نیز تکیه بر آنها بیش از اطمینان به بازیگران خارجی و تحمیل گروه های افراطی می تواند در تامین امنیت و برقراری ثبات در افغانستان موثر باشد.

در حقیقت طناب نجات افغانستان نه در دست بیگانگان و نه در اختیار جریان افراط است و جریان هایی که در چارچوب قانون اساسی کشور افغانستان به شکلی فعالیت می کند پتانسیل برقراری امنیت را داشته و البته در این میان نباید از نقش ظرفیت های کشورهای  منطقه ای غافل شد.  در نتیجه اینکه یک گروه خاصی همچون جریان های افراطی به تنهایی بتواند مشکل را حل کند ممکن نیست و به نظر می رسد افرادی که اینگونه تحلیل ها را ارائه می دهند شناختی از واقعیت افغانستان ندارند.

طالبان برای مذاکره پیش شرط هایی را مطرح کرده است . آیا اساسا این گروه در جایگاه سیاسی قرار دارد که قادر به تعیین پیش شرط برای دولت مرکزی باشد.

به طور کلی هر گروهی از جمله طالبان اگر نگاهش مبتنی بر تایید افکارعمومی باشد نظرات آن قابل قبول خواهد بود و عملیاتی خواهد شد، اما اگر قرار باشد هر گروهی چه از سوی حاکمیت چه به شکل مستقل مردم افغانستان و رای آنها را نادیده بگیرد و در جامه رفتاری قیم مابانه فرو برود  راه به جایی نخواهد برد. در نتیجه باید دید جایگاه هر کدام از این احزاب در یک وزن کشی در مراجعه به افکارعمومی چه میزان است. به عنوان مثال اعضای منتسب به جبهه متحد شمال سابق و یا خانواده جهاد در بخش های مختلف و در شرایط مختلف در چند سال گذشته در دو انتخابات پارلمانی به افکارعمومی مراجعه کرده که نتیجه آن نیز مشخص است. بنابراین باید بر این نکته تاکید کرد که امروزه برای اعتبار گرفتن راه دیگری به جز صندوق رای دیده نمی شود و باید دید که تمامی احزاب تا چه میزان آمادگی دارند که به صندوق های رای مراجعه کنند.

شما طالبان را جریان افراطی می دانید که بازگشت آن ضامن تامین امنیت در افغانستان نیست. در اینصورت چرا امریکا و کشورهای حاضر در افغانستان در قالب ناتو برای به عرصه سیاسی بازگرداندن این گروه تقلا می کنند؟

به نظر می رسد به هر علتی کارکردهای مجموعه کشورهای فرامنطقه ای از جمله اعضای ناتو و امریکا در طول این مدت منطبق بر شرایط افغانستان نبوده است و برای اینکه افغانستان به راهکار مشخصی برسد باید به سازوکارهای اعلام شده در قانون اساسی افغانستان که همان پارلمان است، مراجعه شود. از این رو زمانی که کشورهای فرامنطقه ای به ویژه امریکایی ها قانون را دور زده و به شکل مستقیم با گروه های افراطی وارد مذاکره می شوند، لزوما با هدف بهتر شدن اوضاع در افغانستان نیست بلکه موضوع اصلی آنها خروج آبرومندانه است. بنابراین به نظر می رسد که این کشورها در وهله اول منافع خود را در نظر گرفته و از این روست که مراجعات غیرمعمولی به برخی از جریان ها در افغانستان صورت گرفته است.

نواز شریف رسما پست نخست وزیری را در پاکستان تحویل گرفت. این تغییر در ساختار قدرت در پاکستان چه تاثیری بر روند مصالحه با طالبان خواهد گذاشت؟

شعار اصلی نواز شریف  مصالحه با طالبان پاکستان بوده  و لزوما بحث طالبان در این کشور منطبق بر نمای کلی آنچه که در افغانستان می بینیم، نیست چراکه هرکدام دستور کار متفاوتی در دنیای جغرافیایی خود دارند. تصوری که وجود دارد این است که شریف قصد دارد با کاهش هزینه ها در داخل  به سمت طالبان دست مذاکره دراز کند. اما در سیاست خارجی او هیچ سند و چشم اندازی وجود ندارد که حزب حاکمی که قرار است دولت در پاکستان تشکیل دهد چه نگاهی نسبت به جریان افراط در خارج از جغرافیای افغانستان و پاکستان دارد.

درکارنامه نواز شریف در  گذشته  ارتباط هایی با جریان های افراط برقرار شده و از این جریان در برخی از حوزه ها و در جغرافیای نزدیک خارج از پاکستان استفاده شده است. و به نظر می رسد که اگر عملکرد دولت شریف بر همان منوال باشد مساله ارتباط گیری با جریان های افراط در دولت پاکستان از سر گرفته و به نوعی تاریخ تکرار شود.  بنابراین باید منتظر بود که شعارهایی که زمان انتخابات داده شده عملیاتی خواهد شد یا خیر و اگر به مرحله عمل رسید چه تفاوتی با گذشته دارد و اگر تفاوت دارد آیا در حوزه داخل و خارج این مساله محسوس خواهد بود یا خیر.

شما چه میزان این احتمال را جدی می دانید که با توجه به آنچه که تا به امروز رخ داده و شرایط متفاوتی که در پاکستان و افغانستان وجود دارد، طالبان دست از نظامی گری بردارد و ساختار حزبی به خود بگیرد؟

هر حزب و جریانی باید یک مانفیست داشته باشد، آنچه که در خصوص  سابقه جریان افراط وجود دارد کارکرد آن در گذشته افغانستان است، اگر ادامه رویکرد آن بنا بر همان کارکرد گذشته آن باشد از سوی افکارعمومی داخل افغانستان و یا منطقه و جامعه بین المللی هرگز قابل قبول نبوده است. تا به امروز هم سند واضح و روشنی نسبت به چشم انداز این جریان دیده نشده و در نتیجه هنوز تفاوتی نکرده اند و اگر این جریان همچنان اهداف تمامیت خواه داشته باشد دیگر زمان آن گذشته و امکان فراهم شدن آن نخواهد بود.

امروزه اپوزسیون فعالی که در افغانستان فعالیت می کنند چشم انداز مشخصی دارند و گروه هایی هستند که راهکارهای واضحی دارند و حتی حمایت بخشی از جامعه افغانستان را نیز با خود به همراه دارد. بنابراین به نظر می رسد  برای قضاوت هر جریانی باید به سابقه واقعی آن نگاهی انداخت  و اگر غیر از آن باشد بیشتر تحلیل ها ذهنی خواهد بود. آنچه که به نظر می رسد بیشتر غربی ها بدون توجه به نتیجه این قضاوت ها در تحلیل تعجیل می کنند.

تحریریه دیپلماسی ایرانی/14


انتشار اولیه: شنبه 18 خرداد 1392/ باز انتشار: چهارشنبه 22 خرداد 1392

کلید واژه ها: افغانستانپاکستانطالبان محمد ابراهیم طاهریان


نظر شما :