هشتمین بخش از سلسله یادداشت‌های جدید سرکیس نعوم

درسی که اوباما به نتانیاهو خواهد آموخت

۳۰ خرداد ۱۳۹۲ | ۲۰:۳۰ کد : ۱۹۱۷۵۸۷ اخبار اصلی آمریکا خاورمیانه
نتانیاهو نمی‌خواست که در دور دوم اوباما رئیس جمهور شود. در حالی که اوباما می‌خواهد تاریخ را به خوبی به او یادآور شود. تاریخ بگین یکی از اسلاف او را وقتی که رئیس جمهور بود، به او یادآور می‌شود که چگونه به درگیری نظامی با مصر پایان داد و سینا را به آن برگرداند.
درسی که اوباما به نتانیاهو خواهد آموخت

دیپلماسی ایرانی: امسال سومین سالی است که دیپلماسی ایرانی یادداشت های سرکیس نعوم، نویسنده و روزنامه نگار مشهور لبنانی را که ماحصل سفر هر ساله وی به امریکا است، با هماهنگی او ترجمه و منتشر می کند. یادداشت هایی که در پی دیدارهای او با مقام های امریکایی در واشنگتن و نمایندگی های جامعه جهانی در نیویورک نوشته شده اند و به دلیل به روز بودن آنها اهمیت خاصی دارند. همانند همیشه نعوم نامی از مصاحبه کننده نمی آورد اگر چه سمت او را ذکر می کند، و به رویه همیشگی اش مصاحبه اش بیش از آن که مصاحبه باشد، گفت وگو و بحثی خواندنی است.

نعوم در مقدمه امسال یادداشت های خود آورده است: در طول 15 سال شاید هم بیشتری که هر سال در ماه مارس به واشنگتن سفر می کنم و نزدیک به پنج هفته ای را که هر سال در آن جا می گذرانم، به اداره های مختلف امریکایی و مراکز پژوهشی متنوع و صاحب نامی که ارتباطات بسیاری با سیاست خارجی و داخلی امریکا دارند، سر زده ام. امسال نیز به عادت هر ساله نزد همه آنها رفتم و به نیویورک که بعضی ها به آن لقب جهان داده اند، نیز سر زدم. با مقام های عالی رتبه نهادهای بین المللی چه اعضای سازمان ملل، چه دیپلمات های کشورهای مختلف و چه پژوهشگران مشهور مراکز پژوهشی فعال در ایالات متحده نیز دیدار کردم و همانند همیشه با برخی از چهره های ذی نفوذ در نهادهای امریکایی و حتی صهیونیستی هم دیدار کردم و به گفت وگو نشستم. در سلسله جدید از یادداشت هایم درباره شرق و غرب جهان عرب و همچنین تحولات خاورمیانه و کشورهای حوزه خلیج فارس، همچنین ایران اسلامی و ترکیه به طور مفصل خواهید خواند. البته افغانستان و پاکستان و کشوری که به تازگی تهدیدی برای امنیت ملی امریکا شده، یعنی کره شمالی نیز از قلم نینداخته ام. درگیری های فلسطینی – اسرائیلی را نیز فراموش نکرده ام.

در این جا هفتمین بخش از سلسله نوشته های جدید سرکیس نعوم را می خوانید:

از دیپلمات بازنشسته اما همچنان فعال در مراکز مختلف در امور خاورمیانه که همچنان با بسیاری از قضایای بحران خاورمیانه درگیر است، درباره لیبی پرسیدم، گفت: «فکر نمی کنم لیبی تجزیه شود. وقتی از آن در سال 1972 خارج شدم، شبهه تجزیه بود. اما بعد از سالیان بسیار مصالح مشترکی میان ایالت هایش به دلیل وجود نفت و اموال سرگردان به وجود آمد. سیاستمداران مخالف در لیبی به نظرم هوشیارتر از مخالفان سوریه هستند. آنها می دانند چه می خواهند و با یکدیگر همکاری می کنند. انتخابات برگزار کردند و مجلس انتقالی را تشکیل دادند و حکومتی به وجود آوردند. مشکل لیبی گروه های شبه نظامی و سلاح و اسلام گرایان و قبایل است. اما برای همه آنها سر وقتش راه حلی یافت می شود. قذافی دیوانه بود. می توانست اصلاحات معتدلی انجام دهد و ثروت را توزیع کند تا اوضاع کشور بهبود یابد، شاید هم می توانست همچنان در قدرت بماند. اما ترجیح می داد لیبیایی ها فقیر باشند تا آنها را مطیع خود کند. اما الجزایر وضعیتش سخت است. وضعیت مغرب بهتر است برای این که ملک محمد ششم به تدریج اصلاحات جدی ای را آغاز کرده است. وقتی به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس می رسیم، می گویم که این کشورهای عربی غیر قابل اصلاح هستند، در راس آنها عربستان و امارات متحده عربی. اما مشاهده می کنیم که ثروت این کشورها از طریق پروژه ها و توسعه و فرصت های کار به مردمشان می رسد. شاید این روند به یک راه حلی برای حکومت های پادشاهی منتهی شود که در آینده مشروطه شوند.»

درباره اسرائیل پرسیدم؟ جواب داد: «من زیاد درگیر آن نیستم. اوباما در دور اول دوران ریاست جمهوری اش تلاش کرد که در نتانیاهو و دولت او نفوذ کند که باعث به وجود آمدن مشکلاتی میان آنها شد. الآن او در دور دوم دوران ریاست جمهوری اش است. برخی در اولین سفرش به اسرائیل به او توصیه کردند که مردم اسرائیل را به طور مستقیم مخاطب قرار دهد. او هم این کار را کرد، در دانشگاه اسرائیل در برابر دانشجویان و نه در کنست سخنرانی کرد. نتانیاهو در دولت اول اوباما تلاش کرد که دولت او را به شکست بکشاند. او نمی خواست که در دور دوم اوباما رئیس جمهور شود. در حالی که او می خواهد تاریخ را به خوبی به او یادآور شود. تاریخ بگین یکی از اسلاف او را وقتی که رئیس جمهور بود، به او یادآور می شود که چگونه به درگیری نظامی با مصر پایان داد و سینا را به آن برگرداند. الآن اسرائیل خود را طرفی که مرتکب اشتباه در بازگرداندن سینا به مصر بود، نمی بیند به رغم این که سردی در روابط با آن به وجود آمده است. اسحاق شمیر، یکی از اسلاف نتانیاهو نیز صلح را رد کرده بود. برای همین به او می گوید که نباید فقط به یک نکته تاریخ تمرکز کرد. در سال 1991 کسی باور نمی کرد که فرایند صلح در خاورمیانه آغاز شود. اما آغاز شد و در سال 1993 توافق نامه اسلو با مرحوم یاسر عرفات امضا شد. در سال 1994 توافق نامه وادی با اردن امضا شد. و منطقه بعد از آن یکی پس از دیگری شاهد درگیری ای مسالمت آمیز میان فلسطین – اسرائیل به مدت 7 سال بود. شاید الآن فرصتی برای بازگشت مذاکرات میان نتانیاهو و محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطینی باشد. قطعا صلح به سرعت محقق نمی شود. اما آنها را برای این کار آماده می کند. اسرائیلی ها در راس آنها نتانیاهو می دانند که نبود راه حل در طولانی مدت یهودی ها را در اسرائیل اقلیت می کند و این به مصلحتشان نیست.»

بعد از آن این دیپلمات بازنشسته به تونس پرداخت و گفت: «تجربه ای که داشت، (بهار عربی) بیشتر نزدیک به موفقیت است تا به شکست. اخوان المسلمین باید درک کنند که همکاری با همه جریان ها اگر واقعا تصمیم به این کار بگیرند و آن را عملی کنند، در کشورشان به سودی آنها خواهد بود.» نظر دادم: «اما اخوانی های تونس به سلفی های تندرو اجازه دادند که اعتراض خود را با خشونت و از راه های غیر دموکراتیک با قلع و قمع مخالفانشان با زور و ترساندن و کشتن برخی از چهره های مخالف پیگیری کنند. دقیقا همین کار را اخوانی های مصر کردند. چگونه می توانند از سلفی ها حمایت کنند در حالی که آنها تندروی می کنند و حتی تندتر از خود آنها رفتار می کنند.» جواب داد: «آن چه می گویی صحیح است. اخوانی ها باید کاری در این زمینه بکنند.»

دیپلمات بازنشسته در آخر دیدارمان به اسرائیل و امریکا پرداخت و گفت: «اوباما اکنون در دور دومش به سر می برد. برخی از آنها می گویند که به اسرائیل فشار خواهد آورد برای این که خود را از آن خلاص کند به خصوص این که به لابی یهودیان امریکا در دور سوم که نمی تواند از لحاظ قانونی نامزد شود، نیاز ندارد. اما من می گویم که اوباما مشکلات داخلی مهمی دارد که بارزترینشان قانون مهاجرت، قانون اسلحه و قضایای مربوط به اقتصاد و بودجه است. او نیاز به یک گشایش داخلی آرام است تا بتواند این مشکلات را حل کند. اسرائیل مانع از کار او می شود و تلاش هایش را در داخل امریکا به خصوص از طریق حزب جمهوریخواه به رغم این که از لحاظ تاریخی کمتر از حزب دموکرات به اسرائیل توجه می کند، به هم می زند.»

کلید واژه ها: اسرائیلامریکانتانیاهواوباما


نظر شما :