از سرگیری روابط تهران – واشینگتن به ضرر بی بی نیست

منافع تل آویو در دوستی ایران و آمریکا

۳۱ تیر ۱۳۹۲ | ۱۵:۵۵ کد : ۱۹۱۸۷۳۹ آمریکا پرونده هسته ای ترجمه برگزیده خاورمیانه
ایران تمدنی کهن و جامعه ای نسبتا مدرن به شمار می رود. در نتیجه با تلاش های واشینگتن برای ایزوله بین المللی خود مخالف است و آن را با موقعیت کره شمالی مقایسه می کند.
منافع تل آویو در دوستی ایران و آمریکا

دیپلماسی ایرانی: بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل بار دیگر تهدید اقدام نظامی علیه تاسیسات هسته ای ایران را مطرح کرده است. بی بی در برنامه رو در رو با مردم در کانال سی بی اس که روز یکشنبه روی آنتن رفت، گفت: سرعت تیک تاک ساعت های ما متفاوت است و ما در این مورد در مقایسه با آمریکا به ایران نزدیک تر هستیم. ما از حساسیت بیشتری برخورداریم و بنابراین باید به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه – شاید پیش از آمریکا – ایران را متوقف کنیم.

از برخی جهت ها، این اظهارات نتانیاهو ناشی از تردید وی در مورد توانایی گروه 1+5 ( آمریکا، انگلیس، فرانسه، چین، روسیه و آلمان) و ایران برای دستیابی به راهکاری مسالمت آمیز بر سر مجادله هسته ای تهران – حتی با روی کار آمدن دولت حسن روحانی - است. بی بی در این برنامه تلویزیونی مدعی شد روحانی بره ای در لباس گرگ است و در حالی که لبخند به لب دارد، بمب می سازد.

اما موضع گیری اخیر نخست وزیر اسرائیل یک دلیل دیگر نیز دارد و آن این است که وی از توافق احتمالی آمریکا با ایران نگران است، چرا که این معامله می تواند – به عقیده نتانیاهو – به ضرر تل آویو باشد. هرچند این نگرانی قابل درک است اما دلیل محکمی برای آن وجود ندارد، چرا که در صورت از سرگیری روابط تهران – واشینگتن، اسرائیل نیز نفع می برد.

با نگاهی به نگرانی های مهم اسرائیل در مورد ایران می توان نتیجه گرفت که هسته ای شدن جمهوری اسلامی، مهمترین دغدغه تل آویو به شمار می رود. این در حالی است که هرگونه معامله بین تهران و واشینگتن امکان غنی سازی اورانیوم با سطح پایین در ایران را فراهم می کند. به این ترتیب عملیات غنی سازی در ایران تحت نظارت گسترده و دقیق بین المللی پیش می رود و این از وضعیت کنونی در عملیات غنی سازی ایران بهتر خواهد بود. علاوه بر این، به جز اسرائیل و فرانسه، آمریکا کارنامه قابل قبولی در محدود کردن اهداف هسته ای متحدان اش دارد.

در مقابل دشمنان سابق آمریکا مانند جماهیر شوروی و چین مائوئیست، هر دو به سلاح هسته ای دست یافتند. کشورهایی مانند عراق در دوران صدام حسین و لیبی در دوران قذافی نیز تنها به دلیل عدم کفایت خود نتوانستند به تسلیحات هسته ای دست یابند.

هرگونه معامله بین تهران و واشینگتن امکان غنی سازی اورانیوم با سطح پایین در ایران را فراهم می کند. به این ترتیب عملیات غنی سازی در ایران تحت نظارت گسترده و دقیق بین المللی پیش می رود و این از وضعیت کنونی در عملیات غنی سازی ایران بهتر خواهد بود.

از سوی دیگر، از سرگیری روابط ایران و آمریکا می تواند انگیزه جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح هسته ای را کاهش دهد. هرچند بحث بر سر تمایلات هسته ای ایران جنبه های متفاوتی دارد اما یکی از دلایل تمایل جمهوری اسلامی به هسته ای شدن، موضوعات امنیتی و پرستیژ بین المللی است. از آنجایی که نیروهایی آمریکایی در سال 2003 به عراق یورش بردند و صدام حسین را سرنگون کردند، مقامات تهران در برآوردهای خود، ایالات متحده را دشمن جمهوری اسلامی و بزرگترین تهدید علیه خود می دانند. به همین دلیل احیای روابط ایران و آمریکا می تواند انگیزه اصلی تهران برای هسته ای شدن را از بین ببرد.

دیگر عامل دخیل در روند هسته ای شدن ایران، دستیابی به پرستیژ است. ایران تمدنی کهن و جامعه ای نسبتا مدرن به شمار می رود. در نتیجه با تلاش های واشینگتن برای ایزوله بین المللی خود مخالف است و آن را با موقعیت کره شمالی مقایسه می کند. در واقع مقامات ایران از هر تربیونی برای دشمن خطاب کردن آمریکا استفاده می کنند.

رهبران جمهوری اسلامی برنامه های هسته ای را سمبل قدرت ایران مدرن و توانا با وجود خصومت های خارجی ، قلمداد می کنند. اما در صورتی که جامعه بین المللی آغوش خود را به روی ایران باز کند، تهران پرستیژ بین المللی بیشتری کسب خواهد کرد و می تواند پوششی برای برخی مصالحه ها در برنامه های هسته ای ایجاد کند.

همفکران نتانیاهو بر این باورند که در صورت گرم شدن روابط تهران – واشینگتن، آمریکا اسرائیل را با تلاش های ژئوپولتیک خود در قبال تهران، تنها می گذارد. این نگرانی نیز قابل درک است اما باز هم توجیه منطقی ندارد. ایالات متحده در بازداشتن هر کشوری، شامل دوستان و دشمنان در نفوذ بیش از انداز در خاورمیانه منافعی غیر قابل انکار دارد. از همه مهمتر، اسرائیل برای آمریکا کشوری قدرتمند و دمکراتیک به شمار می رود که واشینگتن منافع استراتژیکی در حفظ آن به عنوان متحد منطقه ای دارد.

همچنین، آمریکا سابقه ای طولانی در عمل به تعهدات خود در قبال متحدان اش دارد. برای مثال طبق تعهدات خود، حضور نظامی را در اروپا و آسیا حفظ کرده و هر بار سر به زنگاه به کمک متحدان اش از عربستان سعودی گرفته تا اسرائیل، شتافته است. روابط آمریکا با چین و تایوان نیز نمونه دیگری به شمار می رود. به همین دلیل ، اسرائیل نباید گمان کند که با بهتر شدن روابط تهران – واشینگتن ، از صدرنشینی فهرست دوستان ایالات متحده خارج می شود.

در نهایت، از سرگیری روابط ایران و آمریکا به طور قابل ملاحظه ای حمایت جمهوری اسلامی از گروه های نیابتی علیه اسرائیل را کاهش می دهد.البته طبق آموزه های ایدئولوژیکی جمهوری اسلامی و تمایل برای نقش آفرینی در منطقه، در حال حاضر امکان برقراری روابط بین ایران و اسرائیل وجود ندارد، اما شاید برخی همکاری ها مانند آنچه در دوران قبل از انقلاب وجود داشت، بیش از حد دور از انتظار نباشد.

با این وجود، ایران درک می کند که آمریکا نمی تواند در شرایطی که جمهوری اسلامی از حماس و حزب الله - که دشمن اسرائیل هستند-  حمایت می کند، در شرایط ایده آلی با تهران معامله کند. در واقع یکی از موانع معامله بزرگ ایران و آمریکا در سال 2003، تعهد جمهوری اسلامی نسبت به عدم حمایت از این گروه ها بود.

به عبارت دیگر، موانع زیادی در راه از سرگیری روابط تهران – واشینگتن وجود دارد و اسرائیل باید به نوبه خود به دو طرف کمک کند تا از این مشکلات عبور کنند.

نویسنده: زاخاری کک

منبع: دیپلمات / تحریریه دیپلماسی ایرانی / 10

انتشار اولیه: پنجشنبه 27 تیر 1392/ باز انتشار: دوشنبه 31 تیر 1392

کلید واژه ها: آمریکااسرائیل


( ۱ )

نظر شما :