توماس پیکرینگ در گفتگوی اختصاصی با دیپلماسی ایرانی

ایران و آمریکا گام های سریع اما کوتاه بردارند

۱۷ مهر ۱۳۹۲ | ۱۴:۳۹ کد : ۱۹۲۲۵۰۹ خاورمیانه انتخاب سردبیر
ظریف و کری اشتراک نظرهای فراوانی دارند/امریکا باید تحریم ها را به تعطیلات بفرستد/سخنان اوباما نتیجه اعتدال ورزی روحانی بود/ایده تماس تلفنی دو رئیس جمهور بسیار زیرکانه بود/در مرحله اولیه نباید قدم های بلندی برداشت که از عهده تحقق آن برنیاییم
ایران و آمریکا گام های سریع اما کوتاه بردارند

دیپلماسی ایرانی : " الو ؛ آقای رئیس جمهور روحانی  ؟ " گفتگویی 15 دقیقه ای که پس از قریب به 3 دهه سکوت میان روسای جمهور ایران – آمریکا رخ داد . برخی آن را به فروپاشی دیوار برلین تشبیه کردند و همزمان زنگ های خطر در پایتخت کشورهای عربی و البته رژیم صهیونیستی به صدا درآمد. روایت های بسیاری از ساعت های منتهی به برقراری این تماس تلفنی شنیده می شود. روایت هایی که در برخی ایران را مشتاق به برقراری این تماس می داند و در برخی دیگر از تمایل واشنگتن برای شکستن این یخ سخن به میان می آورد. نخستین سفر رئیس جمهور ایران به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل با چاشنی مصاحبه های قابل توجه وزیر امور خارجه ایران در حاشیه های نشست های رسمی تا مدت ها  سوژه ای برای تحلیل های بزرگان سیاست خواهد بود. به بهانه سخنان متفاوت اوباما در مجمع عمومی در قبال ایران و لحن متفاوت رئیس جمهور جدید ایران در این نهاد به سراغ یکی از کارکشته ترین دیپلمات های امریکایی رفتیم: توماس پیکرینگ ( متولد 5 نوامبر 1931). پیکرینگ به مدت چهار دهه در دستگاه دیپلماسی ایالات متحده فعالیت داشته است. وی سفیر ایالات متحده در روسیه، هندوستان،رژیم صهیونیستی ، السالوادور، نیجریه ،اردن  و سازمان ملل بوده است .وی  در فاصله سالهای 1997 تا 2000 هم عنوان معاون وزیر امور خارجه در امور بین الملل را در اختیار داشته و عنوان Career Ambassador که عالی رتبه ترین مقام در دستگاه دیپلماسی امریکا به حساب می آید را نیز به خود اختصاص داده است. پیکرینگ در این گفتگوی اختصاصی با دیپلماسی ایرانی تاکید می کند که لحن باراک اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل نتیجه موضع گیری های معتدل رئیس جمهوری ایران از زمان انتخاب تا روز رسیدن به نیویورک بود و این تفاوت لحن را بسیار فاحش می خواند. متن این گفتگو به شرح زیر است :

ارزیابی شما از سخنان امسال رئیس جمهوری امریکا در مجمع عمومی سازمان ملل چیست؟ آیا تغییری در لحن و کلام این سخنان نسبت به سال های گذشته دیده شد؟

به گمان من این سخنرانی کاملا با موارد پیش از آن متفاوت بود. این تفاوت را بخصوص در مسائلی مانند اشاره به ایران به عنوان جمهوری اسلامی و مسائلی نظیر پیروزی حسن روحانی و انتخابات در ایران شاهد بودیم. به نظر من هدف این سخنرانی به طور مشخص نشان دادن سیگنالی متفاوت به ایران بود. این سخنرانی متفاوت از  سخنان و موضع گیری هایی بود که از اوباما از سال 2010 تا به امروز شاهد بودیم.

سخنان رئیس جمهور ایران حسن روحانی را از چه دیدگاهی قابل بحث و بررسی می دانید ؟

به باور من ایرانی ها هم لحن متفاوتی را برای سخن گفتن انتخاب کرده بودند. این سخنان درحقیقت برآیند مجموع سخنانی بود که آقای روحانی پیش از حضور در مجمع عمومی سازمان ملل هم در گفتگوها و مناسبت های مختلف بیان کرده بود. همین موضع گیری های ابتدایی رئیس جمهوری ایران بود که دولت امریکا را بر آن داشت تا لحن متفاوتی را در قبال ایران - که حالا سخنانش با سخنان زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد تفاوت های بسیاری کرده بود - اتخاذ کند. این سخنان به معنای خلق فرصت هایی برای دو طرف بود تا به این نتیجه گیری برسند که آیا راهی برای تعامل بر سر مسائل مختلفی که در این سالها تهران و واشنگتن را از هم دور کرده است ، وجود دارد یا خیر؟

برداشت شما از نخستین گفتگوی تلفنی میان دو رئیس جمهور پس از قریب به 3 دهه فاصله چه بود؟ آیا به ادامه این گام های ابتدایی در تنش زدایی میان دو کشور امیدوار هستید؟

فکر می کنم ذات این مکالمه بسیار مثبت بوده است. آنچه که من در این میان به آن توجه بسیاری کردم لحن باراک اوباما هنگام انتقال خبر سخن گفتن با روحانی پشت تریبون و برای مردم امریکا بود. وی به گونه ای کلمات خود را انتخاب و بیان کرد تا بتواند در کمال شفافیت به مردم امریکا بگوید که انتظارهایی برای تغییر وجود دارد و این انتظارها در مسیر مذاکرات است که حل و فصل خواهد شد . وی تاکید کرد که پس از مکالمه با روحانی همچنان معتقد است که پیشرفت در مسیر تنش زدایی با همکاری دو طرف میسر خواهد بود. از این منظر که این تماس تلفنی نخستین مورد میان روسای جمهور دو کشور از 33 سال گذشته تا به امروز بوده است از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. گامی که در این مسیر برداشته شد فوق العاده بود. این مکالمه در حقیقت نوعی دست و پنجه نرم کردن با این پرسش بود که ما قرار است کجا با یکدیگر ملاقات کنیم؟ به نظر من ایده برقراری این تماس تلفنی بسیار هوشمندانه و دستاوردی بسیار مثبت برای سفر آقای روحانی به نیویورک بود.

همانطور که می دانید باور عمومی در بسیاری از تحلیل گران و سیاستمداران در چند دهه گذشته شکل گرفته مبنی بر انکه امریکا به دنبال تغییر حاکمیت در ایران است. این در حالی بود که اوباما در سخنان امسال خود به صراحت اعلام کرد که به دنبال تغییر رژیم در ایران نیست. آیا می توان این اظهارات را به تغییر استراتژی واشنگتن در برابر تهران تعبیر کرد؟

به نظر من هیچ کدام از روسای جمهور در امریکا ایده تغییر نظام در ایران را دنبال نمی کردند.سابقه تاریخی امریکا در این حوزه نشان داده که تلاش های آن در مسیرهایی اینچنینی موفقیت امیز نیستند. علاوه بر این فکر نمی کنم که هیچ کدام از روسای جمهور در امریکا امیدی به تحقق این امر در ایران داشته اند. سوم انکه به گمان من از انجا که سخنان رئیس جمهور امریکا در ایران به نوعی حجت کلام به حساب نمی اید ، راه های  بیشتر برای اثبات آن در تلاش برای اغاز مذاکرات در بحث هسته ای نهفته است. تنها از این طریق است که ایرانی ها می توانند سخنان اوباما در خصوص عدم تلاش برای تغییر نظام در این کشور را باور کنند. البته در طرف امریکایی هم ما شاهد تردیدها و مخالفت هایی با روند شکل گرفته شده، هستیم. با وجود ادعاهای ایران مبنی بر عدم تلاش برای دستیابی به تسلیحات هسته ای و ارجاع های مذهبی رهبران ایران به ممنوعیت دینی استفاده از  آن،  اما در امریکا همواره تردیدی در خصوص نیت نهایی ایران از فعالیت های هسته ای وجود داشته است. بنابراین هر دو طرف در مسیر سخت اقناع یکدیگر قرار گرفته اند و تنها راه برای تحقق این امر گام برداشتن عملی در کنار سخن گفتن های صرف است. می دانیم که سخنان زیبا گفتن با توجه به سابقه بی اعتمادی و سوتفاهمی که میان تهران – واشنگتن وجود دارد ، افاقه نمی کند.

با توجه به مخالفت هایی که شما هم به ان اشاره کردید سیاست واشنگتن در قبال ایران در وزارت امور خارجه این کشور تصمیم گیری می شود یا کاخ سفید ؟

من گمان می کنم که کاخ سفید سکاندار سیاست خارجی امریکا است. جان کری در مجموع تحولاتی که در چند هفته اخیر شاهد آن بودیم نقش بسیار پویا و فعالی را ایفا کرد. وی سالها در جامه رئیس کمیته سیاست خارجی سنا فعالیت داشته و همین تجربه کاری با چاشنی تذکرات و نوع تفکری که وی در خصوص این پرونده دارد ، نقش بسیار مهمی در شکل گرفتن استراتژی جدید در قبال ایران بازی کرده است.

به نظر می رسد که پرونده هسته ای ایران به بهانه ای جدی برای گفتگو میان وزرای امور خارجه تهران – واشنگتن و همچنین مکالمه تلفنی میان روحانی – اوباما تبدیل شده است . آیا این مساله در نهایت می تواند به مذاکرات میان دو کشور در سایر حوزه ها نیز منتهی شود؟

بله اعتقاد من نیز از مدت ها پیش همین است . اگر رسیدن به توافقی دوجانبه در بحث هسته ای ممکن باشد بی شک می توان همین توافق و توانایی رسیدن به اشتراک را به دیگر حوزه ها نظیر افغانستان  ، عراق و سایر منافع و دغدغه های مشترک هم بسط و گسترش داد. به نظر من حتی در پرونده سوریه ایجاد اشتراک بر سر از میان برداشته شدن تسلیحات شیمیایی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. همچنین گمان می کنم که اگر دو کشور بتوانند در حوزه هایی مانند سوریه ، عراق و افغانستان هم به نقاط مشترک فکری برسند می توانند در روند اعتمادسازی و پیشرفت در بحث هسته ای هم موفقیت هایی داشته باشند.

در شرایطی که ایران برای حضور در مذاکرات از لغو تحریم ها سخن می گوید و غرب هم از توقف برخی فعالیت های هسته ای ایران ، چگونه می توان برای رسیدن به مذاکراتی سازنده میان این مطالبه های دو طرف توازن برقرار کرد؟

دانستن این مساله حائز اهمیت است که هیچ کدام از طرفین از پیش شرط برای مذاکرات سخن نمی گویند. این بدان معنا است که نه ایران و نه غرب انتظار ندارد که اتفاق خاصی پیش از مذاکرات رخ دهد. مطالبه هر دوطرف پاسخ دهی سریع به سوالاتی است که از درجه اهمیت بیشتری نسبت به سایر مسائل برخوردار هستند. فکر می کنم که لغو پاره ای از تحریم ها در ازای برخی حرکت های اعتمادساز از سوی ایران که گویای صلح امیز بودن برنامه هسته ای این کشور باشد می تواند گام نخست باشد . مسائلی که مولود نگاه مردد غرب به برنامه هسته ای ایران است از نظیر غنی سازی اورانیوم تا 20 درصد که گفته می شود بیش از حد مورد نیاز برای راکتورهای تحقیقاتی است باید در مراحل اولیه مذاکرات و به عنوان گامی برای اعتمادسازی حل و فصل شود. مساله حائز اهمیت این است که در مرحله اولیه نباید قدم های بلندی برداشت که از عهده تحقق آن برنیاییم.

به نظر شما تا چه اندازه بحران هایی نظیر ناامنی در عراق ، بی ثباتی در افغانستان و بحران سوریه همکاری میان تهران و واشنگتن را اجتناب ناپذیر کرده است ؟ به بیان دیگر آیا مجموع این بحران ها این دو کشور را وادار به همکاری نخواهد کرد؟

سوال سختی است . پاسخ این مساله زمانی داده خواهد شد که رهبران امروز با مورخین فردا به گفتگو نشسته و در خصوص آنچه که در ذهن داشتند و انچه که در صحنه عمل اجرایی کردند ، گفتگو کنند. اما به نظر می رسد که ما در حال حاضر شاهد تفاطع مثبت و مثمر ثمر برخی اتفاقات هستیم. در طول این سالها بسیاری از ایرانی هایی که درک درستی از شرایط ماببن دو کشور داشتند تاکید می کردند که زمانی که ایران مهیای حرکت به سمت تنش زدایی بوده در امریکا مورد استقبال قرار نگرفته و زمانی هم که این حرکت و جنبش در طرف امریکایی بوده است باز از جانب ایران پاسخی دریافت نکرده است. در حال حاضر ما شاهد شکل گیری فرصت هایی در دو هر دوطرف هستیم. هر دو طرف مشتاق بهره برداری از اتفاقی هستند که در 33 سال گذشته بی سابقه بوده است. امروز باید از فرصت بوجود امده به سرعت استفاده کرد حتی اگر این مساله اغاز ابتدایی تلاشی برای از میان بردن اختلاف ها باشد .

گفتگوی تلفنی میان اوباما و روحانی مخالفت های بسیاری بخصوص در میان اسرائیلی ها را برانگیخته است. به نظر شما واشنگتن برای از میان برداشتن دغدغه تل اویو دست به چه کارهایی خواهد زد ؟

من هم این عکس العمل های منفی را بسیار نادرست می دانم. واکنش اسرائیلی ها به تنش زدایی میان تهران – واشنگتن به نفع خود تل آویو هم نخواهد بود. هیچ گونه گزینه نظامی برای از میان برداشتن اختلاف میان ایران – امریکا و اسرائیل کارساز نیست. اما در حال حاضر پتانسیلی برای مذاکره و گفتگو وجود دارد. ایران انتخابات بسیار مهمی را پشت سر گذاشته است. مردم صدای خود را به گوش دولت رسانده اند: انتخاب انها آقای روحانی بوده است. به نظر می رسد که وی مورد حمایت رهبری ایران هم باشد که امتیاز بسیار مهمی است . اکنون باید ببینیم که این تغییرات انجام گرفته به اضافه تلاش های امریکا برای نشان دادن میل به تغییر استراتژی در قبال ایران می تواند به تحقق مساله ای منتهی شود که روحانی در سخنان خود به ان اشاره کرد. روحانی در سخنان خود در مجمع عمومی سازمان ملل تاکید کرد که ایران نه به دنبال ساخت سلاح هسته ای و نه استفاده از ان است. بنابراین ما در حال حاضر با فرصت تاریخی بی نظیری روبه رو هستیم. در شرایطی که دیپلمات ها و سیاستمداران باید کار سخت و نفس گیری را اغاز کنند و بر همین اساس به نظر من رسیدن ایران و امریکا به نقطه توافقی مورد رضایت هر دو طرف چندان باب طبع اسرائیلی ها نیست . دلیل ان هم در تردیدی نهفته است که تل اویو در خصوص برنامه هسته ای ایران دارد.

پیش بینی شما از واکنش متحدان عربی امریکا نظیر عربستان به تنش زدایی میان تهران – واشنگتن چیست ؟

این کشورها هم نه تنها در خصوص برنامه هسته ای ایران دغدغه هایی دارند بلکه در خصوص نقش ایران هم در منطقه و هم در سطح بین المللی نگرانی هایی دارند. این کشورها در تمام این سالها شاهد کاهش این نگرانی ها و کمرنگ شدن انها هم نبوده اند. می توان این مذاکرات را اینگونه بررسی کرد که در آن قرار نیست یک طرف تسلیم شود. بلکه در این مذاکرات هر دو طرف فرصت دارند تا به شفاف سازی موضع گیری ها، انگیزه ها و مسیری که قرار است در دیپلماسی در پیش بگیرند، بپردازند. قطعا برای کشوری مانند ایران هم در سطح منطقه ای و هم بین المللی جایگاهی وجود دارد. قرار نیست این یک نقش هژمونیک باشد بلکه باید به تعامل با دیگر کشورها بپردازد . ایران همواره اشتیاق خود را برای چنین روندی اعلام کرده است البته سایر کشورهای منطقه به این نقش بسیار بدبین هستند. این کشورها هم به دنبال نقش هژمونیک نیستند و البته امریکا هم چنین سودایی در سر ندارد. بنابراین فرصتی بوجود امده  که بخصوص اگر گفتگوها در خصوص پرونده هسته ای به ثمر برسد می تواند به سایر حوزه های مورد دغدغه اعراب هم منتقل شود. بی شک در مسیر تنش زدایی میان تهران – واشنگتن نظر اعراب هم پرسیده خواهد شد  و انها نیز بخشی از این پروسه خواهد بود. بنابراین فرصت بوجود امده در حقیقت مهلتی برای اغازی دوباره است با این تفاوت که این بار هیچ کدام از طرفین با دیده تردید به هم نگاه نخواهند کرد  و البته هیچ کس هم به دیگری خیانت نخواهد بود. من به دوستان عرب م هم امیدواری می دهم که این فرصت طلایی را از دست ندهند و البته که انها هم باید به این پروسه ورود کنند. بی شک پاسخ انها نیز در شرایطی که ایران گام های مثبتی بردارد ، مثبت خواهد بود.

این گفتگوی تلفنی تنها نخستین گام ابتدایی در کاهش تنش هایی بود که عمر انها به 30 سال پیش بازمی گردد. به نظر شما چه گام های عملی دیگری بهتر است در این مسیر برداشته شود ؟

به نظر من دو طرف باید برای دور میز مذاکره نشستن و گفتگو از خود اشتیاق نشان داده و بحث در خصوص پرونده هسته ای را آغاز کنند. باید گام های اولیه بیشتری در این مسیر برداشته شود. همانگونه که اشاره کردم برای حل تمام مسائل  در یک حرکت کلی و طرح کلی بسیار زود است. اما به نظر من ما برای ادامه این روند به دستور العمل کلی نیاز داریم که گام های بعدی بر اساس ان باید برداشته شود. این همان چارچوبی است که ظریف و کری می توانند برای هدایت مذاکرات بر روی ان کار کنند. من امیدوارم که دو طرف علاوه بر پیشرفت در مسیر مذاکرات هسته ای ، در خصوص نتیجه ایده ال هرکدام از مذاکرات و تکمیل گام های ابتدایی برداشته شده هم صحبت هایی داشته باشند. تهران و واشنگتن پیش از این در ماجرای افغانستان با هم همکاری هایی داشته اند.دو طرف می توانند در خصوص عراق که منافع مشترک فراوانی را شامل شده و البته مساله بسیار چالشی سوریه که اخیرا شاهد تحولات مثبتی هم در ان بوده ایم با هم مذاکرات ابتدایی داشته باشند. به گمان من سوالات بیشمار بسیاری در سابقه تخاصم میان دو کشور شکل گرفته است اما من اخرین نفری هستم که اعتقاد دارم ما باید بار زیادی را بر دوش این شتر تازه به راه افتاده بگذاریم. از اینجا به بعد تمام گام ها را باید شمره شده و با حساب و کتاب برداشت. دیدارهای در سطح وزرای خارجه دو کشور باید برنامه ریزی شده باشد . من می دانم که هم جان کری و هم جواد ظریف نیت های خوبی در چنته دارند و به نظر من در بسیاری از موارد با هم اشتراک نظرهایی هم دارند. این دو نفر از مذاکره کنندگانی هستند که می توانند گام های بعدی را به خوبی برنامه ریزی و مدیریت کنند. به نظر من پس از نخستین گام که همان گفتگوی تلفنی است باید گام های بعدی را سریع تر برداشت تا هر دو ملت ایران و امریکا بدانند که تغییر جدی است.

به نظر می رسد که باراک اوباما بیش از روسای جمهور پیشین امریکا به دیپلماسی در قبال ایران اعتقاد دارد. این در حالی است که کنگره امریکا دست از تحریم های بیشتر ایران حتی پس از پیروزی روحانی در انتخابات هم برنداشته است. آیا ما شاهد شکاف میان کنگره و کاخ سفید در این مقوله هستیم:

بله به گمان من اختلاف ها و تفاوت هایی وجود دارد. به نظر من اتفاقی که در کنگره با فاصله بسیار اندکی پس از پیروزی روحانی رخ داد در حقیقت به دلیل عدم اگاهی نمایندگان از معنای عملی این انتخاب مردم ایران بود. در ان زمان هیچ کس در کنگره نمی دانست که نظر روحانی در خصوص اصلی ترین چالش های میان تهران و غرب چیست. به نظر من اوباما باید در به کار گرفتن دیپلماسی در پرونده ایران از حمایت تمام عیار افکار عمومی امریکا برخوردار باشد و البته به نظرم تحریم های جدید هم در شرایطی که قرار است به دیپلماسی فرصت دهیم از سوی سیاستمداران عاقل در امریکا تحمیل نخواهد شد. به نظرم تحریم ها باید به تعطیلات بروند تا ببینیم که دیپلماسی چه دستاوردهایی خواهد داشت. گام بعدی هم باید لغو تحریم ها باشد تا ببینیم که چگونه می توان با لغو آنها به پیشرفت در مسیر مذاکرات و تامین منافع دوطرفه پرداخت.

انتشار اولیه: یکشنبه 14 مهر 1392/ باز انتشار: چهارشنبه 17 مهر 1392

 

کلید واژه ها: توماس پیکرینگایران-آمریکا


نظر شما :