ایران - ایالات متحده : تاریخ، امیدواری ها و گام های اشتباه

رهبری طرح حمله به افغانستان را وتو کردند/ 2 اشتباه تاریخی واشنگتن در برابر تهران

۱۷ تیر ۱۳۹۳ | ۱۷:۰۵ کد : ۱۹۳۵۴۸۱ اخبار اصلی پرونده هسته ای خاورمیانه
زمانی که هشت دیپلمات ایرانی در افغانستان مورد سوء قصد طالبان قرار گرفتند(1999)، اکثریت در شورای عالی امنیت ملی از حمله به افغانستان حمایت کردند اما رهبری این تصمیم را وتو کردند. ایشان نمی خواستند با یک همسایه وارد جنگ شوند.
رهبری طرح حمله به افغانستان را وتو کردند/ 2 اشتباه تاریخی واشنگتن در برابر تهران

دیپلماسی ایرانی : اخیرا اتاق فکر انجمن آسیا میزبان دو دیپلمات سابق از دو کشور کلیدی در مذاکرات هسته ای یعنی ایران و آمریکا بود. هدف از برگزاری این نشست مناظره مانند ارائه نگاهی اجمالی و همه جانبه به تاریخچه روابط ایران و امریکا پس از انقلاب اسلامی ایران در 1979 ، تاثیرات آن بر مذاکرات هسته ای و آینده روابط دوجانبه بود.حسین موسویان ، سخنگوی اسبق تیم مذاکره کننده هسته ای ایران و گری سیک، مقام اسبق شورای امنیت ملی آمریکا در این میز گرد شرکت داشتند و هر یک نظر خود را در خصوص روابط ایران و آمریکا مطرح کردند.در نخستین بخش از این مناظره دو طرف به پرسش هایی در خصوص نقش دولت وقت در تسخیر سفارت امریکا در ایران پس از انقلای اسلامی صحبت کردند. آنچه در زیر می خوانید دومین بخش از این مناظره است که محور کلام در ان متمرکز بر سیستم تصمیم گیری کلان سیاسی در ایران و اشتباهات دیپلماتیک دو طرف است :

حمید بیگلری مجری میزگرد: یکی از  گیج کننده ترین موضوعاتی که برای ناظران در مورد ایران مطرح است این است که چگونه تصمیمات در ایران اتخاذ می شوند. روشن است که دولت ایران حضور دارد اما گستره قدرت اجرایی آن کاملا مشابه بسیاری از دولت های دیگر نیست و اینگونه به نظر می رسد که برخی از این تصمیم گیری ها توسط رهبران مذهبی انجام می شود. برای مثال، شما به بحران گروگانگیری اشاره کردید. در این بحران هیچگاه روشن نشد که دولت بازرگان یا دولت بنی صدر تا چه اندازه بر این ماجرا کنترل داشتند. این پیچیدگی تا امروز هم ادامه دارد. آنهایی که در واشینگتن پذیرفته اند که روحانی یک اصلاح طلب است و به دنبال توافق جامع ، شانس موفقیت او را پایین می دانند زیرا می گویند که در ایران مهم نیست که رئیس جمهور چه فکر می کند. تصمیم گیری نهایی توسط رهبری عالی جمهوری اسلامی ایران انجام می شود. این در حالی است که ایشان اعلام کرده اند عمیقا نسبت به آمریکا بی اعتماد هستند. از آنجایی که شما در ساختار تصمیم گیری در ایران حضور داشته اید، می توانید نحوه تصمیم گیری در ایران و نقش رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران در این زمینه را تشریح کنید؟

حسین موسویان : روند تصمیم گیری در ایران مشابه ایالات متحده است. به این معنی که پارلمان ما نقشی مانند کنگره شما ایفا می کند و شورای امنیت ملی ایران نیز نقشی مانند شورای امنتی ملی آمریکا دارد. اختیار رهبر نیز بسیار مشابه اختیار رئیس جمهور آمریکاست. اگر به قانون اساسی توجه کنید در می یابید که قانون اساسی ایران 90 درصد مشابه قانون اساسی فرانسه است. هرچند که رهبری تصمیم گیری نهایی در سیاست خارجی را بر عهده دارند، ایشان نمی توانند تصمیم ها، قوانین و مصوبات مجلس را وتو کنند. در سیاست خارجی ایشان تصمیم گیرنده نهایی هستند اما تجربه 30 ساله من در سیستم نشان می دهد که ایشان تقریبا در 95 درصد موارد تصمیم های اتخاذ شده از سوی شورای امنیت ملی ایران را وتو نکرده اند هر چند که در بسیاری موارد سیاستمداران می دانستند که ایشان به واقع به این تصمیم ها علاقه ندارند.

بیگلری: پس نقش رئیس جمهور در تصمیم گیری چیست؟

رئیس جمهور رئیس شاخه اجرای قانون اساسی است. او در راس شورای امنیت ملی قرار دارد که مهمترین وزنه تصمیم گیری در سیاست خارجی و امنیتی به شمار می رود. شورای امنیت ملی توسط رئیس جمهور اداره می شود و هر آنچه که آنها تصمیم بگیرند باید به تایید رهبری برسد. رهبری اختیار وتوی مصوبه های شورای امنیت ملی را دارند اما در 30 سال اخیر ایشان یک یا دو درصد تصمیم های شورای امنیت ملی را وتو کرده اند.

بیگلری: می توانید نمونه هایی از رویکرد پراگماتیک رهبری جمهوری اسلامی ایران به جای رویکرد ایدئولوژیک ایشان را نام ببرید. با توجه به این نکته که ایشان بی اعتمادی عمیقی نسبت به آمریکا دارند؟

حسین موسویان: شما به یاد می آورید زمانی که مذاکرات هسته ای را در سال 2003 آغاز کردیم، سه کشور اروپایی – انگلیس، فرانسه و آلمان- دو اقدام را از ایران می خواستند: یکی شفافیت و دیگری تعلیق غنی سازی اورانیوم. مقام معظم رهبری با شفافیت مشکلی نداشتند و به آن کارت سفید نشان دادند. اما مشکل در مورد تعلیق غنی سازی اورانیوم بود که ایشان تاکید کردند ارتباطی بین شفافیت و تعلیق وجود ندارد. ایشان فرمودند که چرا باید غنی سازی را تعلیق کرد؟ایشان به تعلیق غنی سازی علاقه نداشتند اما سرانجام شورای عالی امنیت ملی که در آن زمان حسن روحانی، دبیر آن بود تصمیم گرفت برای دوره ای و به منظور اعتمادسازی، غنی سازی را تعلیق کند. در آن زمان رهبری به این تصمیم علاقه ای نداشتند اما آن را وتو هم نکردند. یک نمونه دیگر نیز زمانی بود که هشت دیپلمات ایرانی در افغانستان مورد سوء قصد طالبان قرار گرفتند(1999). اکثریت در شورای عالی امنیت ملی از حمله به افغانستان حمایت کردند اما رهبری این تصمیم را وتو کردند. ایشان نمی خواستند با یک همسایه وارد جنگ شوند.

اکنون برای نخستین بار در 35 سال گذشته نوعی هم سطحی ایجاد شده است. ما رئیس جمهور آمریکا و رئیس جمهور ایران را داریم که به واقع به نوعی توافق بین دو کشور علاقمندند و چنین چیزی در سه دهه اخیر بی سابقه بوده است

بیگلری: آقای سیک، حسین موسویان در کتاب خود به نمونه های متعددی از اشتباه های محاسباتی ایالات متحده در مورد دولت ایران در 35 سال اخیر اشاره می کند. آیا با این تعبیر موافق هستید و چرا گمان می کنید گام های اشتباهی برداشته شده و باید از 35 سال گذشته درس گرفت؟

گری سیک: دوره های حساسی در روابط ایران و آمریکا وجود داشته است. در اوایل دهه 90 میلادی، آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران به دنبال قرار دادی با شرکت کونوکو بود که به شرکت های آمریکایی اجازه حضور در میادین نفتی را می داد. او به روشنی این اقدام را به عنوان یک ژست سیاسی انجام می داد اما دولت آمریکا در نهایت اعلام کرد به دنبال مهار ایران است و این پیشنهاد را نپذیرفت. این یک حماقت بود. ما باید این فرصت را می ربودیم. موضوع دوم افغانستان بود. زمانی که ایران با آمریکا و ناتور همکاری کرد و در کنار دولت کرزای قرار گرفت.ایرانیان در حالی که دستکش به دست کرده بودند با ما همکاری کردند و نقش بسیار موثری ایفا کردند. جواد ظریف، وزیر خارجه کنونی ایران مرد منتخب ایران در این مذاکرات بود. اما وقتی آنها هر آنچه که ما می خواستیم را در مورد افغانستان به ما دادند، جورج بوش به دلیلی که هیچگاه آن را درک نکردم نام ایران را در فهرست محور شرارت قرار داد. او همه چیز را خراب کرد  و به ایرانیان این تصور را داد ( که البته تصور اشتباهی نبود) که آمریکا به دنبال هیچ نوع رابطه ای با ایران نیست. برای من رابطه ایران و آمریکا اینچنین است: زمانی که یک طرف آماده رابطه است، طرف مقابل آماده نیست و بالعکس. طرفی که آماده است می گوید ما به مذاکره با شما نیازی نداریم و طرفی که آماده نیست نیز می گوید مذاکره با شما برای ماه اهمیتی ندارد. سپس جای آنها با هم عوض می شود. اما اکنون برای نخستین بار در 35 سال گذشته نوعی هم سطحی ایجاد شده است. ما رئیس جمهور آمریکا و رئیس جمهور ایران را داریم که به واقع به نوعی توافق بین دو کشور علاقمندند و چنین چیزی در سه دهه اخیر بی سابقه بوده است. یکی از دلایلی که موجب خوش بینی من می شود این است که هر یک از طرفین دلایلی برای توافق دارند. این به این معنی است که هر کدام می خواهند چیزی به دست آورند. در این بین ایران از برخی گروه ها مانند حماس و حزب الله حمایت می کند که پرسش های واقعی را در مورد این کشور مطرح می کند. در دوران 8 ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد،وضعیت نگاه دو کشور به هم بسیار فاجعه امیز بود. هر آنچه که در روابط رشته شده بود، در دوران او پنبه شد. بنابراین هم ایالات متحده اشتباه کرد و هم ایران اشتباه های جدی مرتکب شده است. ما باید به این درک رسیده باشیم که این روندی موثر و کارآمد نیست. ما موقعیت متفاوتی داریم و باید از فرصت استفاده کنیم.

تحریریه دیپلماسی ایرانی / 10

کلید واژه ها: شورای امنیت ملیایران و آمریکاگري سيكحسين موسويان


( ۱ )

نظر شما :