دموکراسی در برابر برگزیت می ایستد

قیام دموکراتیک بلر

۱۳ اسفند ۱۳۹۵ | ۱۳:۳۲ کد : ۱۹۶۷۵۳۸ اخبار اصلی اروپا
چه چیزی این پارانویای ناگهانی را توضیح می‌دهد؟ به هرحال مخالفت سیاسی شرط لازم برای عملکرد مطلوب دموکراسی است و هیچ کس از این که طرفداران اروپا به مخالفت خود پس از شکست در رفراندوم ادامه دهند، تعجب نخواهد کرد.
قیام دموکراتیک بلر

نویسنده: آنتولی کالتسکی

دیپلماسی ایرانی: تونی بلر، نخست وزیر اسبق بریتانیا اخیرا از رای دهندگان خواسته بار دیگر درباره ترک اتحادیه اروپا فکر کنند، این صحبت ها در ادامه روند آغاز به کار مقامات رسمی دولت برای برگزیت، به بحث های پارلمانی کشیده شد. اگرچه بلر چهره محبوبی نیست اما صدای او در این زمان، می تواند مانند فریاد کودک داستان هانس کریستن اندرسن باشد که با صدای بلند عریان بودن پادشاه را نشان داد، تا توطئه چاپلوسان ترزا می که به او اطمینان می دهند برملا شود.

اهمیت سخنان بلر را زمانی می توان درک کرد که واکنش های هیستریک طرفداران برگزیت از بازگشابی بحث ها را سنجید. حتی برخی رسانه ها نیز این سخنان را مورد هدف قرار دادند. بی بی سی گزارش می دهد: «این سخنان از دید برخی اسلحه کشیدن بود. قیام تونی بلر علیه برگزیت.»

چنین استبدادی از جانب اکثریت، در دوران پس از برگزیت نشان دهنده عدم وجود بحث های عقلانی و اقناع لازم در دورانی بود که قیام برگزیت آغاز شده بود. هر کسی که درباره سیاست های برگزیت سوالی مطرح کند به طور معمول به عنوان «دشمن مردم» که خیانت او در «خیابان ها خون به پا خواهد کرد» خطاب می شود.

چه چیزی این پارانویای ناگهانی را توضیح می دهد؟ به هرحال مخالفت سیاسی شرط لازم برای عملکرد مطلوب دموکراسی است و هیچ کسی از این که طرفداران اروپا به مخالفت خود پس از شکست در رفراندوم ادامه دهند، تعجب نخواهد کرد. همان طور که هیچ کس به ادامه مخالفت معترضین به دونالد ترامپ اعتراض نخواهد کرد و از آنها خواهان اتحاد با هواداران ترامپ نخواهد شد. رفراندوم برگزیت به دو روش خائنانه بی سروصدا به واژگون کردن دموکراسی بریتانیا برخاست: اول، رای به برگزیت به طور عمده از خشم های داخلی نشات گرفت که نسبت به مسائل اروپا بی ارتباط بود. دوم، دولت در این سردرگمی از مشکلات سوءاستفاده کرده و مدعی داشتن اختیار برای انجام هر کاری است.

شش ماه قبل از رفراندوم، اتحادیه اروپا حتی در میان ده مساله مهمی که رای دهندگان بالقوه بریتانیایی در مورد مشکلات پیش روی این کشور به آن اشاره کردند، وجود نداشت. مساله مهاجرت نیز در رتبه های بالا قرار نداشت. همان طور که بلر در سخنرانی اش اشاره کرد، احساسات ضد مهاجرت به طور عمده در برابر مهاجرت چندفرهنگی است که تا به حال بسیار کم یا اصلا در اتحادیه اروپا صورت نگرفته است. بنابراین استراتژی کمپین موافقان ترک اتحادیه اروپا بازکردن جعبه پاندورای خشم درمورد عدم تعادل های منطقه ای، نابرابری اقتصادی، ارزش های اجتماعی و تغییر فرهنگی بود. موافقان باقی ماندن در اتحادیه، در پاسخ به این سوال شکست خوردند چرا که به معنای واقعی کلمه روی سوال واقعی انتخابات یعنی هزینه ها و مزایای ادامه عضویت یا ترک اتحادیه اروپا تمرکز کرده بودند.

حقیقت این است که چنین همه پرسی بی نظم اما همه جانبه ای، اثرات سیاسی زننده بعدی آن را به خوبی توضیح می دهد. از آن جایی که مبارزات انتخاباتی برگزیت موفق شد بسیاری از نارضایتی های مختلف را یک جا جمع کند، می حالا می تواند ادعا کند که رفراندوم یک حکم باز برای انجام کارهای دلخواهش است. به جای مجادله بر سر سیاست های محافظه کارانه بحث برانگیز ـ از جمله کاهش مالیات شرکت های بزرگ، مقررات زدایی، پروژه های زیربنایی غیرمحبوب و اصلاحات امنیت اجتماعی ـ می شرایط سیاسی موجود را ضرورتی برای برگزیت موفق می خواند. هر کسی که با شرایط فعلی مخالفت کند با عنوان نخبه ای که توسط رای دهندگان عادی تحقیر شده است، رانده می شود.

آن چه وضعیت را بغرنج تر کرده، ذهنیت محاصره ایجاد شده ناشی از خطرات آشکار برگزیت است. موفقیت برگزیت به مساله بقای ملی تبدیل شده است که خفیف ترین اعتراضات را نیز به محدود کردن گزینه های دولت در مذاکره ربط می دهد. به عنوان مثال، رای مجلس برای تضمین حقوق شهروندان اتحادیه اروپا که در حال حاضر در بریتانیا زندگی می کنند اقدامی خرابکارانه نام گرفت.

همان طور که در دوران جنگ هر انتقادی در سایه خیانت محو می شود. مخالفان اصلی حزب کارگر نیز با یکدیگر در شکست دادن تمام تلاش های مجلس در جهت میانه روتر کردن سیاست های سخت طرح برگزیت، همکاری می کنند. حتی مسائل بی ضرری مانند سفر بدون روادید، تست دارویی یا بودجه همکاری علمی نیز با مخالفت روبه رو می شوند. به همین ترتیب خواسته های بلندپروازانه احزاب کوچک برای برگزاری رفراندوم دوم نیز نادیده گرفته می شود؛ احزابی که در فضای سخت سیاسی موجود بسیار سریع مرعوب می شوند.

سر ایوان راجرز که ماه گذشته مجبور به استعفا از نمایندگی دائم بریتانیا در اتحادیه اروپا شده بود، رویکردهای مذاکرات می را مورد سوال قرار قرار داد و آنها را «اسفبار، تلخ و پیچیده» خوانده بود که می تواند به فروپاشی هر گونه رابطه ای بین بریتانیا و اروپا منجر شود. اما این سناریو اجتناب ناپذیر است. مگر این که سیاست های سازنده تری که در خطوط پیشنهادی بلر آورده شده است مورد نظر قرار بگیرد. به جای تلاش های بیهوده برای تحت تاثیر قراردادن مذاکرات با مواضع تند، اولویت باید راه اندازی مجدد بحث منطقی در مورد رابطه بریتانیا با اروپا برای متقاعد کردن مردم در جهت شروع بحث دموکراتیک مشروع باشد.

این حتی به معنی به چالش کشیدن ایده همه پرسی به عنوان مکانیزمی دائم در سیاست های دموکراتیک است چرا که رای دهندگان مطابق دستور رفراندوم به سوالی خاص در شرایط خاص در زمانی خاص پاسخ می دهند در نتیجه اگر شرایط تغییر کند درخواست رفراندوم معنای متفاوتی خواهد داشت و ممکن است رای دهندگان ذهنیت خود را تغییر دهند.

اجازه دادن به پارلمان برای تصمیم گیری در مورد روابط جدید با اروپا، به جای واگذاری کامل مسائل به می، اصول حاکمیت پارلمانی را دوباره زنده می کند. مهم تر از همه این که بحث های جدی سیاسی را در مورد هزینه های واقعی و مزایای عضویت در اتحادیه اروپا قوت می بخشد و حتی به احتمال رفراندوم دوم درباره برگزیت مشروعیت می دهد.

دقیقا به همین دلیل است که می به شدت با هر گونه صدای معناداری در پارلمان در مخالفت با نتیجه برگزیت و مذاکراتش مبارزه می کند. اما این کارها بی فایده است: اگر یک بحث واقعی درباره برگزیت دوباره راه اندازی شود، دموکراسی از بسته شدن راه ها جلوگیری می کند.

منبع: پراجکت سیندیکیت/ مترجم: روزبه آرش

کلید واژه ها: اتحادیه اروپابلردونالد ترامپبریتانیابرگزیت


نظر شما :