تقدیر اروپا در دست فرانسوی‌هاست

ماکرون؛ نجات‌دهنده اتحادیه اروپا

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ | ۱۷:۳۰ کد : ۱۹۶۸۷۵۴ اخبار اصلی اروپا
یوشکا فیشر می‌نویسد: رئیس‌جمهور آتی فرانسه می‌بایست رشد اقتصادی را ترمیم کند و همه دولت‌های عضو حوزه یورو باید به این سمت بروند.
ماکرون؛ نجات‌دهنده اتحادیه اروپا
User Image

نویسنده : یوشکا فیشر

یوشکا فیشر (به آلمانی: Joschka Fischer) متولد ۱۲ آوریل ۱۹۴۸ است كه  در دولت گرهارد شرودر وزیر امور خارجه آلمان ...

مطالب بیشتر

نویسنده: یوشکا فیشر

دیپلماسی ایرانی: از امروز تا دور دوم انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه در روز 7 مه اتفاقات بسیاری ممکن است بیفتد، پس هنوز برای جشن گرفتن زود است. اما، حتی با وجود اینکه کاندیدای ملی گرا و پوپولیست، ماری لوپن، هنوز در کورس رقابت است؛ بسیاری از ناظران امید بسیار دارند که امانوئل ماکرون، برنده دور نخست انتخابات، رئیس جمهور بعدی فرانسه شود.

با پیروزی ماکرون، اروپا یک بار دیگر از خودویرانی اجتناب خواهد کرد، رئیس جمهوری همچون لوپن به احتمال قریب به یقین به اتحادیه اروپا پایان می بخشید. خارج کردن فرانسه از حوزه یورو، چنان که لوپن وعده داد بود، به خودی خود به فروپاشی یورو منجر می شد. پس از آن نیز به مانند دومینو بازار مشترک و باقی نهادهای بنیادین فرو می ریخت. اروپا در پرتگاه فرو می غلتید و 60 سال پیشرفت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از میان می رفت.

علاوه بر این، لوپن می خواهد فرانسه را از ناتو خارج کند و در پی روابط دوستانه تر با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه است. این امر تمهیدات امنیتی کنونی در اروپا را به هرج و مرج می کشاند و به احتمال بالا موجب هراس سرمایه گذاران و سقوط قاره به بحران اقتصادی می شد. پیامدهای سیاسی به طور خوفناکی قابل پیش بینی است.

پس از دور دوم رای گیری، اروپا احتمالا از این سناریو کابوس زده در امان خواهد بود، دست کم برای مدتی - یعنی پنج سال آینده. با این حال، رهبران اروپا برای حذر از بروز فاجعه در آینده می بایست از انتخابات امسال در فرانسه درس های لازم را بگیرند.

برای شروع، منافع اروپا در این است که ماکرون ناکام نشود. آینده اروپا، و به ویژه آلمان، به موفقیت دولت ماکرون در خارج کردن فرانسه از التهاب اقتصادی و حل و فصل بحران فلج کننده هویت در این کشور بستگی دارد.

فرانسه ای با اقتصاد راکد و ضعیف و سیاست ناامن مخاطرات شدیدی برای کل اروپا به همراه خواهد داشت، چرا که اگر فرانسه ای در این وضعیت باقی بماند لاجرم تسلیم آن نوع ملی گرایی ضد اروپایی می شود که لوپن نمایندگی اش می کند. همزمان فرانسه ای قدرتمند و با اعتماد به نفس برای بقای طولانی مدت اتحادیه اروپا ضروری است.

اینکه ریاست جمهوری ماکرون توامان با موفقیت باشد به توانایی او برای مرهم نهادن بر شکاف های اجتماعی در فرانسه، بازسازی پویایی اقتصادی و مهار بیکاری بالای این کشور، به ویژه در میان جوانان، بستگی دارد. نباید این واقعیت را نادیده گرفت که در دور اول انتخابات تقریبا نیمی از رای دهندگان فرانسوی به کاندیداهای شکاک به یورو رای دادند. اتحادیه اروپا با چنین خروجی قادر نخواهد بود انتخابات زیادی را دوام آورد، پس "تجارت به شیوه همیشه" دیگر یک گزینه نیست.

مهم تر از همه، رئیس جمهور آتی فرانسه می بایست رشد اقتصادی را ترمیم کند و همه دولت های عضو حوزه یورو باید به این سمت بروند. پس از انتخابات عمومی آلمان در ماه سپتامبر، دولت می بایست بالاخره عزمش را جزم کند و سیاست های اقتصادی قدرتمندی در پیش گیرد، مگر آنکه بخواهد صحنه را تسلیم ملی گرایانی کند که در پی نابودی اتحادیه اروپا هستند.

هرچند آلمان بحث های به جایی در دفاع از درآمد مازاد داخلی و خارجی خود مطرح می کند، اما مدل اقتصادی کنونی اش باعث این نشد که رشد اقتصادی مشابهی در حوزه یورو رقم بخورد و ارز یورو به ثبات برسد. برای رسیدن به این هدف نیاز به اجماعی میان شمال و جنوب اروپا است که می بایست توسط آلمان و فرانسه هدایت شود.

این امر همچنین نیازمند این است که آلمان نهایتا قدم هایی قاطع به سمت سازگاری با نیازهای اقتصادی فرانسه بردارد و به این توهم که اتحادیه اروپا می تواند تحت رژیمی انحصارا با رهبری آلمان دوام پیدا کند پایان دهد.

اتحادیه اروپا یک موجودیت پیچیده است که تنها با محور قدرتمند فرانسوی-آلمانی که در تلاش برای همسازی با دیگر اعضای آن هستند به پیش می رود. این نیز خود درسی ماندگار است که رهبران اروپایی می بایست از انتخابات فرانسه بگیرند.

ماکرون نیز به نوبه خود، می بایست از دامی که اسلاف وی نیکلا سارکوزی و فرانسوا اولاند در آن گرفتار آمدند حذر کند. هر دو به شدت به آنگلا مرکل صدراعظم آلمان اتکا کردند و در نتیجه نتوانستند در مواقع لازم مقابل او بایستند. برای نمونه، من شک ندارم که اگر فرانسه بیشتر تلاش می کرد تا مخالفت آلمان با یوروباندز را به چالش بکشد، پوپولیست های ضد اروپایی، در جناح چپ و راست، قدرت سیاسی که در سال های اخیر پیدا کردند را به دست نمی آوردند. برخی اوقات نزاع های سازنده در اروپا ضروری است. بدون آن، آنچه اتحادیه اروپا به خاطر آن بنا شده بی معنا خواهد بود.

در حالی که نتایج انتخابات ریاست جمهوری فرانسه مشخص می شود، هنوز پس از 60 سال توصیف اروپا به عنوان " اجتماع سرنوشت" توصیفی درست است. 7 مه فرانسوی ها نه فقط راجع به سرنوشت خود، بلکه در خصوص تقدیر اتحادیه اروپا نیز تصمیم می گیرند. اروپایی ها باید جشن بگیرند، اما بعد باید مشغول به کار شوند.

منبع: پراجکت سیندیکت / ترجمه تحریریه دیپلماسی ایرانی/۳۳

کلید واژه ها: اتحادیه اروپاماکرونماری لوپنفرانسهانتخابات ریاست جمهوری فرانسه


نظر شما :