روایت نقاش عراقی از تاریکی‌ دوران داعش و رنگ‌ روزهای آزادی

دیوارهای شهر دیگر سیاه نیستند

۰۸ خرداد ۱۳۹۶ | ۱۳:۳۰ کد : ۱۹۶۹۲۲۸ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
اواسط سال 2014، طاعی مجبور بود هنرش را رها کند. آن تابستان داعشی‌ها از صحرای سوریه عبور کرده و بخشی زیادی از نینوا ازجمله موصل را تصرف کرده بودند. داعشی‌ها تقریبا همه‌چیز را ممنوع کرده بودند؛ از سیگار تا گوشی‌های موبایل.
دیوارهای شهر دیگر سیاه نیستند
User Image

نویسنده : روزبه آرش

مترجم و روزنامه نگار

مطالب بیشتر

روزبه آرش: از هرکسی در شهر حمام العلیل بپرسید، مصطفی طاعی را می شناسد. «آها، مصطفی نقاش رو می گی! برو به سمت بازار، بلوک خانه های رنگ شده را دنبال کن. مصطفی رو اونجا می بینی که داره نقاشی می کشه.» نقاشی های دیواری مصطفی ترکیبی است از درختان نخل، رنگ های زنده، پرچم افراشته عراق، مساجد مختلف و نمادهای باستانی عراق. تاریخ و فرهنگ عراق را که بین دجله و فرات شکل گرفته، می توان در این تصاویر دید. حمام العلیل تا ماه نوامبر گذشته اما در کنترل داعش بود و داعش این نمادها را برنمی تافت تا نقاش شهر در این دوران زندان را تجربه کند.

«داعشی ها وقتی شنیدند نقاشی می کنم با چوب و چماق به جانم افتادند.» طاعی حالا اما با عینک ته استکانی روی چشم هایش دلیل خوبی دارد که به پهنای صورت بخندد: او حالا آزاد است تا هرجا که دلش می خواهد نقاشی کند. مردم شهر، نقاشی های او را دوست دارند و رنگ های او روی دیوارهای شهر، غم و اندوه دوران داعش را می زداید. مردم همه جا به گرمی از او استقبال می کنند و نقاش شهر را دوست دارند.

حمام العلیل در 20 کیلومتری جنوب موصل در کرانه غربی رود دجله قرار دارد. این شهر در تاریخ به حمام های آب گرمش معروف است و نامش را هم از این حمام ها وام گرفته. طاعی در این شهر بزرگ شد و به عنوان مهندس گاز کار کرد اما بعدها همه چیز را رها کرد و به عشقش نقاشی روی آورد. حمید یاسین احمد، پسرخاله طاعی، این را تأیید می کند: «همه کار از دستش برمی آید. مردم پیش او می آیند تا گاز یا بخاری شان را درست کند. او نه تنها این جور چیزها را درست می کند بلکه نقاشی شان هم می کند و زیباتر از قبل تحویل می دهد. طاعی بیشتر از همه چیز به خاطر نقاشی هایش معروف است.» نقاش 53 ساله شهر می گوید: «20 سال است که نقاشی عشق من شده است. نمی توانم روزی را بدون آن تصور کنم. دوست دارم همه جا را رنگ کنم. از دیوارهای بدون رنگ و طرح بدم می آید. آنها توخالی هستند و هیچ حسی به آدم نمی دهند. این رنگ ها و طرح ها هستند که شهر را زیبا می کنند.»
اواسط سال 2014، طاعی مجبور بود هنرش را رها کند. آن تابستان داعشی ها از صحرای سوریه عبور کرده و بخشی زیادی از نینوا ازجمله موصل را تصرف کرده بودند. داعشی ها تقریبا همه چیز را ممنوع کرده بودند؛ از سیگار تا گوشی های موبایل. نقاشی از صورت انسان هم ممنوع بود. طاعی اما در خلوت نقاشی می کرد. او معتاد نقاشی است: «بعضی از مردم سیگار می کشند. من نقاشی می کنم. من به نقاشی معتادم. این در خون من است.» هیچ کس علاقه ای نداشت با داعش همکاری کند. در روزهایی که آنها بر سرکار بودند اعدام در ملأعام و شلاق، بخشی جدانشدنی از روزهای زندگی مردم بود. کارهای طاعی خرابکارانه و جنایی درنظر گرفته می شد. او در آن روزهای سیاه، نقاشی های معمولی خود را کنار گذاشته بود و صحنه های وحشتناکی را که می دید، تصویر می کرد: «سربریدن ها، اعدام، کودکان زخمی و بیوه زنان گریان. همه در رنگ های تیره تار، ساده و بی تکلف.» طاعی هفته ها زندانی و شکنجه شد. خوش شانس بود که توانایی او در مهندسی و درست کردن وسایل خراب شده باعث شد از اعدام فرار کند. 
طاعی پس از آزادسازی شهر از دست داعش و تماشای فداکاری سربازان حالا چیزهای جدیدی برای نقاشی کشیدن دارد: «آنها شهدای راه آزادی هستند. من فداکاری بسیاری از آنها را دیده ام. به یاد دارم که برخی از آنها چطور بی رحمانه کشته شدند اما من آنها را در لباس رزمشان و با عزت و غرور نقاشی می کنم تا نام و یادشان زنده بماند. هیچ کسی از دولت نخواسته من این کار را بکنم. برای این کار هیچ وقت پول قبول نمی کنم. این دینی است که به گردنم احساس می کنم. خوشحالم که اعتیاد عاشقانه من با چیزی مقدس تر گره خورده است.»

«یک روز داشتم روی یکی از دیوارها نقاشی می کردم. مردی آمد و عکسی به دستم داد و گفت این امین سعد است، پسرم. وقتی شهید شد فقط 31 سال داشت. عکسش را برایم نقاشی می کنی؟ آدرسش را پرسیدم و از فردا دیوار خانه اش بوم نقاشی من شد. پسرش عضو پلیس شهر بود و با یک بمب جاده ای کشته شد. او را در یونیفورم آبی رنگش نقاشی کردم. پدرش حالا دوست صمیمی من است. بعد از این ماجرا، صدها عکس و صدها دیوار به دستم رسید. قول داده ام یکی یکی آنها را نقاشی کنم. تا روزی که دستم قدرت داشته باشد به نقاشی کردن دیوارهای شهر ادامه می دهم تا همگی بدانند جوان هایی برای این آزادی جان دادند.»
رئیس پلیس شهر حالا برای طاعی امکاناتی خاص ارائه داده است. هیچ کس مزاحم او نمی شود، تمام دیوارهای شهر به او تعلق دارند و همه درها به رویش باز است. مردم، نقاشی های کوچک او را با افتخار به دیوارهایشان می زنند و منتظرند تا دیوارهای خانه شان هم با قلموی جادویی او آشنا شوند. طاعی تا به حال نزدیک به صد نقاشی دیواری از شهیدان جنگ کشیده است. «جنگ تمام شده اما مبارزه ادامه دارد. نباید بگذاریم آن روزهای تلخ برگردد. دیوارها نباید مانند پرچم داعش سیاه شود و خیابان ها نباید با خون مردم ما قرمز شود. دیوارهای شهر باید پر از رنگ باشد. بچه های ما باید قهرمانان این سرزمین را ببینند و آنها را بشناسند تا هیچ وقت در آینده تن به تباهی ندهند.»

کلید واژه ها: نقاشیطاعیموصلعراقداعش


نظر شما :