روسیه به عنوان چکش تعادل سوریه و اسرائیل عمل می کند

توان موشکی و دیپلماسی منطقه ای ایران، دلیل حمله اسرائیل به سوریه

۰۱ خرداد ۱۳۹۷ | ۱۵:۰۳ کد : ۱۹۷۶۶۸۷ گفتگو خاورمیانه
حسن هانی زاده در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که اسرائیل با ایجاد تنش نظامی در جولان سعی دارد تا در این شرایط حساس دوباره مساله موشکی و دیپلماسی ایران را به عنوان پیش شرط مذاکره و حضور طرف های برجامی در توافق هسته ای برجسته و احیا کند.
توان موشکی و دیپلماسی منطقه ای ایران، دلیل حمله اسرائیل به سوریه

دیپلماسی ایرانی – بعد از رد و بدل آتش در سه شنبه و چهارشنبه هفته گذشته میان سوریه و اسرائیل که تنش نظامی تقریبا بی سابقه ای را  در این خصوص رقم زد بسیاری بر این باورند که این تنش شعله های آغازین یک جنگ گسترده نظامی است که در آینده ای نزدیک امکان وقوع آن وجود دارد. با توجه به نتایج انتخابات لبنان و پیروزی جریان 8 مارس، وضعیت در نوار غزه بعد از افتتاح سفارت آمریکا در بیت المقدس، شرایط دمشق در کنار مرزهای مشترک خود با اسرائیل به خصوص در منطقه جولان و نیز خروج آمریکا از برجام در سایه گره زدن توافق هسته ای به توان دفاعی و دیپلماسی منطقه ای می توان آینده را بستر تحولاتی جدی در منطقه دانست. از همین رو دیپلماسی ایرانی بررسی و تحلیل آینده این تنش نظامی را در گفت وگویی با حسن هانی زاده، کارشناس مسائل خاورمیانه پی گرفته است که در ادامه می خوانید:   

بعد از حمله موشکی اسرائیل سه شنبه شب اسرائیل به سوریه آن هم ساعاتی بعد از خروج ترامپ از توافق هسته ای و پاسخ متعاقب آن از جانب دمشق سبب بروز تنش هایی در مرز جولان اشغالی شد که در تاریخ این منطقه چنین رد و بدل آتشی بی سابقه بوده است؛ از دید شما دلایل شکل گیری این تنش ناشی از چه عواملی است؟

در حقیقت اتفاقاتی که در سه شنبه و چهارشنبه هفته گذشته میان اسرائیل و سوریه روی داد نتیجه تجاوزات 7 ساله رژیم صهیونیستی به خاک سوریه بود. با این که در طول این مدت دولت قانونی دمشق درگیر مبارزه با گروه های متعدد تروریستی بود که شمار آن به بیش از 130 گروه می رسید. اما برخی بازیگران مخرب منطقه به دنبال سوء استفاده از این وضعیت بودند جرا که در این شرایط ارتش و دولت سوریه از تنش های که می توانست دامنه درگیری ها را گسترده تر کند پرهیز داشت. اما در طی یک سال گذشته با از میان رفتن داعش و پیشرفت های ارتش در خاک سوریه که سبب قدرت گرفتن جریان مقاومت شده بود موجب شد تا آرایش سیاسی و نظامی ترکیه، آمریکا در خاک سوریه تغییر یابد. متعاقب این شرایط هم رژیم صهیونیستی به دنبال تغییر آرایش نظامی خود در مرزهای مشترکش با سوریه برآمد تا بتواند نگرانی خود را بعد از پاکسازی کامل تروریست ها در سوریه تا اندازه ای کاهش دهد. در این راستا قرار بود طرحی اجرا شود که طی آن برخی از گروه های تروریستی مانند جیش الاسلام، فیلق الرحمن، لواء التوحید و جبهه النصره در یک سازماندهی مجدد در نزدیکی مرزهای جولان اشغالی به خصوص از قنیطره تا درعا به صورت یک کمربند امنیتی در مرزهای مشترک با اسرائیل یک نیروی محافظی را برای اسرائیل تشکیل دهد. چنانی که گفته شد قرار بود این کمربند امنیتی به منظور حفظ امنیت اسرائیل در مقابل محور مقاومت شکل گیرد. به عبارت دیگر تروریست ها به دنبال حفظ امنیت اسرائیل در مقابل تهدیدات ارتش سوریه و محور مقاومت در مرزهای جولان بودند. اما با هوشمندی ایران و محور مقاومت نهایتا هم این طرح با شکست مواجه شد. از همین رو نیز اسرائیل با حملات موشکی به پایگاه های نظامی محور مقاومت در صدد حفظ موقعیت خود در نزدیکی مرزهایش با سوریه بعد از شکست این طرح برآمد. البته بیشتر این حملات با هدفمندی به پایگاه هایی صورت گرفته که نیروهای ایرانی در آن حضور دارند تا بتوانند ایران را در سوریه زمین گیر کنند. اما روز بعد این حملات با پاسخ سنگینی مواجه شد تا موازنه قوا در منطقه جولان شکل گیرد. این پاسخ نوعی تقابل سیاسی – نظامی سوریه و محور مقاومت در مقابل اسرائیل به شار می رود که اهمیت آن در بی سابقه بودن آن است.

چرا بی سابقه بودن آن می تواند در شرایط کنونی اهمیت داشته باشد؟

به نظر می رسد که نقش روسیه در این تنش ها نوعی چکش تعادل باشد. در این نقش روسیه سعی دارد تا با محدود کردن دامنه عمل طرفین از بیشتر شدن تنش های نظامی جلوگیری کند. به عبارت دیگر روس ها در از غرب به دنبال امتیاز گیری است تا بتواند از نفوذ خود در ارتش و دولت سوریه برای کاهش عمل آنها استفاد کند. 

تا قبل از این موازنه قوا میان سوریه و اسرائیل نوعی اشتباه محاسباتی در صهیونیست ها شکل گرفته بود که محور مقومت به دلیل درگیری مبارزه با تروریسم در سوریه توان پاسخ گویی به تجاوزات مکرر اسرائیل را ندارد. همین مساله هم سبب شدت گرفتن حملات شده بود. اما پاسخ موشکی محور مقاومت نوعی زنگ خطر برای رژیم صهیونیستی بود که هر لحظه سوریه می تواند به عنوان تهدید کننده امنیت اسرائیل عمل کند. اکنون در سایه این پاسخ عملی سوریه، اسرائیل به این نتیجه رسیده است که در صورت تدوام تنش های نظامی در آینده امکان شل گیری یگ جنگ بزرگ و نابودی او وجود دارد.

اما با توجه به نکته پایانی که اشاره داشتید و در بستر تحولات جاری امکان شکل گیری یک جنگ همه گیری و جدی وجود دارد؟

اکنون به دلیل درگیری های داخلی و نیز جدی شدن انتفاضه بازگشت که در روزهای اخیر بعد افتتاح سفارت آمریکا در بیت القمدس و نیز درگیری های سیاسی داخلی شرایط برای حضور ارتش رژیم صهیونیستی در یک درگیری جدی وجود دارد. در سایه این نکته اکنون توان اسرائیل برای جنگیدن در چند جبهه وجود ندارد. یعنی علاوه بر جبهه سوریه در غزه و نیز جنوب لبنان و حتی کرانه باختری هم امکان درگیری نظامی وجود دارد. یقینا این درگیری ها در چند جبهه از توان اسرائیل خارج است. پس بعه نظر نمی آید که اسرائیل به دنبال تکرار تجربه جنگ 33 روزه باشد. از همین رو جنگی همه گیر حداقل در آینده نزدیک روی نخواهد داد.   

پس این سوال پیش می آید که در این شرایط چرا اسرائیل دست به این اقدام زده است؟

اقدام اسرائیل نوعی واکنش و به نوعی انتقام برای سقوط جنگنده خود در خاک سوریه بود.

اما در شرایط کنونی روز نکبت امسال می تواند چه تاثیری بر پرونده این تنش نظامی داشته باشد؟

یقینا روز نکبت امسال با سال های پیشین بسیار متفاوت است. تا هم اکنون هم شدت درگیری ها نشان از این تفاوت دارد. اما در سایه تدوام این درگیرها در کنار نوار غزه که بسیار محتمل است باعث اتحاد بیشتر فلسطین از یک سو و در دیگر سو هم اتحاد جامعه عربی و اسلامی خواهد شد. در سایه این شرایط فعلا اسرائیل به دنبال ایجاد تنش بیشتر در کنار مرزهای خود با سوریه نخواهد بود، حداقل تا زمانی که بتواند به وضعیت خود بعد از انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس سامان دهد و به یک ثبات حداقلی برسد.

در این میان مساله معامله بزرگ قرن می تواند در تغییر معادلات تا چه اندازه موثر باشد؟

معامله بزرگ قرن بیشتر مساله درون فلسطینی است و نمی تواند به صورت مستقیم و جدی بر پرونده تنش نظامی سوریه و اسرائیل اثرگذار باشد. مگر این که شرایط طبق معامله بزرگ قرن به طوری پیش رود که باعث افزایش قدرت اسرائیل شود. در آن صورت احتمالا باز تنش ها می تواند دور جدیدی را تجربه کند. اما این مساله هم زمانبر است و هم پیچیده. اما تا کنون که شرایط بر ضد اسرائیل پیش رفته و هر روز بدتر خواهد شد، به گونه ای که اکنون حتی محود عباس و جریان خود گردان هم اختلافات جدی با رژیم صهیونیستی پیدا کرده است.

اما در سایه تنش نظامی و رد و بدل شدن آتش در مرزهای جولان میان سوریه و اسرائیل روسیه اعلام کرد که سامانه S - 300 را به سوریه تحویل نخواهد داد؛ در این شرایط این مواضع دو گانه روسیه می تواند سبب دو دستگی در جریان حامی سوریه شود؛ اساسا رفتار مسکو را در بازی یک بام و دو هوا چگونه می توان تفسیر و تعبیر کرد؟

باید پذیرفت که تا کنون روسیه نقش مثبتی را در تحولات سوریه از خود نشان داده است. در این راستا نیز به نظر می آید که مسکو به دنبال کاهش تنش در منطقه است. لذا تا جایی که امکان داشته باشد از دولت و ارتش سوریه دفاع خواهد کرد، اما یقینا در طولانی مدت و نیز در شرایط بحرانی منافع و اهداف خود را قربانی دولت سوریه نخواهد کرد. از همین رو نیز به نظر می رسد که نقش روسیه در این تنش ها نوعی چکش تعادل باشد. در این نقش روسیه سعی دارد تا با محدود کردن دامنه عمل طرفین از بیشتر شدن تنش های نظامی جلوگیری کند. به عبارت دیگر روس ها در از غرب به دنبال امتیاز گیری است تا بتواند از نفوذ خود در ارتش و دولت سوریه برای کاهش عمل آنها استفاد کند. در آن سو نیز غرب نیز از روس ها امتیاز خود را در سایه افزایش فشارها خواهد داشت. لذا روسیه برای عدم افزایش فشار به سمت نوعی همکاری دو طرفه پیش خواهد رفت. در نتیجه روسیه نمی تواند به عنوان هم پیمانی جدی که که حمایت های همه جانبه خود را داشته باشد، عمل کند. چرا که با رصد رفتار مسکو او هم بازیگری است که به دنبال منافع خود است. در همین راستا نیز پوتین هم با نفوذ خود در بشار اسد و هم در نتانیاهو از یک سو به دنبال عدم بروز جنگ و تش جدید است واز سوی دیگر به دنبال بازیگردانی خود در منطقه خاورمیانه در مقابل آمریکا است.

اما با خروج ترامپ از توافق هسته ای و نیز قبل تر از آن ادعای نتانیاهو مبنی بر دستیابی به اسناد محرمانه و افزون بر ان اتهامات مکرر سران این رژیم در خصوص حمله احتمالی ایران به اسرائیل، تل آویو به دنبال چه سناریویی در خصوص تهران است؟

بعد از شوی مضحکی که نتانیاهو به راه انداخت شرایط برای حمله به توافق هسته ای آغاز شد. در حقیقت این ادعا و شوی اسرائیل به درخواست ترامپ انجام گرفت تا زمینه را برای تاثیر بر افکار عمومی دقیقا چند روز قبل از خروج ترامپ از برجام مهیا شود تا از آن سو ترامپ بتواند بهانه کافی برای لغو توافق هسته ای از جانب آمریکا داشته باشد. با همین دست فرمان تل آویو در کنار واشنگتن به دنبال افزایش فشارها بر اروپا است تا بتواند قاره سبز را هم از برجام خارج کند. لذا به نظر می رسد که اروپا هم در همین راستا از هم اکنون تصمیم خود را برای خروج گرفته است. تا اینجای کار که برجام میان آمریکا و ایران از بین رفته است. اما احتمال تکرار این سناریو برای اروپا و حتی روسیه و چین هم وجود دارد. فعلا که تحولات دیپلماتیک به صورت 50 – 50 احتمال ماندن و یا خروج اروپا را نشان می دهد. لذا تمامی تلاش های اخیر اسرائیل هم در همین راستا و برای تعبیر سناریوی خروج سایر طرف های برجامی صورت گرفته است. از طرف دیگر اسرائیل با ایجاد تنش نظامی سعی دارد تا در این شرایط حساس دوباره مساله موشکی و دیپلماسی ایران را به عنوان پیش شرط مذاکره و حضور طرف های برجامی در توافق هسته ای برجسته و احیا کند. در این راستا علاوه بر توان موشکی و دیپلماسی منطقه ای حتما مطرح شدن دیگر مسائل مانند حقوق بشر هم در دستور کار خواهد بود. از این رو در خصوص تداوم حیات برجام نباید چندان خوشبین بود.      

انتشار اولیه: چهارشنبه 27 اردیبهشت 1397 / انتشار مجدد: سه شنبه 1 خرداد 1397

کلید واژه ها: سوریهایرانروسیهجولانبرجامحسن هانی زاده


۱ رای

نظر شما :