دوره ای که از فاز تهاجمی وارد فاز گفت وگو شده است

مروری بر سیاست خارجی امریکا در شبه جزیره کره

۲۶ خرداد ۱۳۹۷ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۷۷۲۰۱ آسیا و آفریقا نگاه ایرانی
مرتضی سلطانپور ابیانه در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: چگونگی حضور امریکا در شبه جزیره و اهداف ایالات متحده امریکا در شبه جزیره کره در واقع بخشی از راهبرد بلند مدت ایالات متحده امریکا در شرق آسیا است. این راهبرد دارای دو هدف اصلی شامل کنترل قدرت رو به فزاینده چین در آسیا و نیز مقابله و توافق با کره شمالی است.
مروری بر سیاست خارجی امریکا در شبه جزیره کره

نویسنده: مرتضی سلطانپور ابیانه، کارشناس مسائل شبه کره

دیپلماسی ایرانی: چگونگی حضور امریکا در شبه جزیره و اهداف ایالات متحده امریکا در شبه جزیره کره در واقع بخشی از راهبرد بلند مدت ایالات متحده امریکا  در شرق آسیا است. این راهبرد دارای دو هدف اصلی شامل کنترل قدرت رو به فزاینده چین در آسیا و نیز مقابله و توافق با کره شمالی است.

برای شناخت بیشتر این اهداف مروری بر تاریخچه سیاست خارجی امریکا در شبه جزیره خصوصا از هزاره دوم بسیار حایز اهمیت است. سیاست خارجی که عمدا در قبال  کره شمالی تهاجمی بوده است.

بعد از حادثه یازدهم سپتامبر در امریکا تمرکز دولت این کشور در جهان بر محدود سازی و کنترل تروریسم از نگاه این کشور استوار شد. در این خصوص تنها مبارزه با تروریسم برای کاهش تهدیدات امنیتی علیه منافع امریکا مد نظر دولت مردان امریکا نبود بلکه هر گونه تهدید از جمله تهدیدات سنتی می توانست در این چار چوب مد نظر باشد. بنابراین چین در آسیا و کره شمالی در شمال شرق آسیا در بسته تهدیدات امنیتی سنتی امریکا قرار می گیرد که باید برنامه ای مقابله با آن نیز طراحی شود.

در سال 2001 در دوران بوش پسر حادثه برخورد دو هواپیما جنگده امریکا و چین روابط در کشور را تا حدودی به سردی کشاند. در واقع امریکا با شروع قرن بیست و یکم خواهان مداخلات سازنده constructive engagement)) چین در حل مسائل امنیتی آسیا شد. اما از نگاه دولتمران امریکا چین این مداحلات سازنده را انجام نمی داد. امریکا معتقد بود که این کشور می تواند از نفوذ خود برای کنترل کره شمالی و یا حل مناقشه تایوان استفاده کند. اما چین نه تنها در هیچ کدام از موارد فوق همکاری نمی کرد که با افزایش توان دفاعی و نظامی خود و نیز تاسیس سازمان شانگهای و انجام همکاری نزدیک با روسیه در این سازمان با اهداف امنیتی بیشتر تلاش می کرد تا سیاست خارجی امریکا در آسیا برای سلطه بیشتر به چالش کشیده شود. اما در دوران اوباما در کنار این اختلافات امنیتی دولت امریکا تلاش کرد ابعاد اقتصادی روابط را بیشتر مورد توجه قرار دهد و همین امر باعث شد روابط چین با کره جنوبی که وابستگی بسیاری به لحاظ نظامی به امریکا دارد بسیار گسترش یابد. در واقع دموکرات های امریکایی قصد داشتند از این طریق از چین بخواهند فشار بیشتری به کره شمالی وارد شود. اما موفقیت چندانی نداشتند در واقع در دوران اوباما اولویت سیاست خارجی به لحاظ امنیتی در غرب آسیا متمرکز بود و کنترل سنتی کره شمالی از طریق دولتهای کره جنوبی صورت پذیرد. در این دوران بدلیل حضور دولتهای محافظه کار در کره جنوبی روابط دو کره بسیار وخیم بود.

همان طور که ذکر شد علاوه بر چین در شبه جزیره کره بعد از حادثه یازدهم سپتامبراستراتژی امریکا بدنبال به اصطلاح در جهت رفع تهدیدات امنیتی کره شمالی بود که به صورت سنتی برای امریکا دردسر ساز بود. بنابراین برای مقابله با این تهدید کره جنوبی مکانی بود که می بایست از طریق این کشور به مقابله با شمال به پردازد.

سیاست خارجی امریکا در شبه جزیره را می توان در دو بخش از سال 2001 به بعد تقسیم کرد:

  1. سیاست کنترل کره شمالی به عنوان یک تهدید امنیتی سنتی که به سلاحهای هسته ای نیز نزدیک شده است.
  2. سیاست تقویت همه جانبه امنیتی با کره جنوبی برای مقابله با تهدیدات کره شمالی و نیز تاثیرگذاری غیر مستقیم بر اهداف امنیتی چین.

در دولت بوش پسر آنان تاکید می کردند که  سلاحهای هسته ای کره شمالی تنها تهدیدات امنیتی برای شرق آسیا محسوب نمی شود بلکه این سلاحها می تواند مورد استفاده گروههای دیگری  قرار گیرد بنابراین باید این تهدید امنینی مرتفع شود.

او تلاش کرد در قالب مذاکرات معروف 6 جانبه با حضور کشورهای چین، روسیه، امریکا، ژاپن و دو کره موضوع  مسائل هسته ای این کشورکه در دکترین دفاعی کره شمالی سلاحهای بازدارنده در قبال تهدیدات امریکا تعریف می شود را حل کنند. در این رابطه اولین دور این اجلاس در سال 2003 در پکن برگزار شد و همچنین دور دوم آن نیز در سال 2004 برگزار شد اما با موضع گیری های تند امریکا در قبال کره شمالی این کشور مذاکرات شش جانبه را با صدور بیانیه ای مبنی بر حفظ ونگهداری قدرت هسته ای خود در سال 2006 ترک کرد اگرچه این اجلاس در سال 2008  یک با دیگر برگزار شد اما نتیجه ای در بر نداشت. حال امریکا با قطع امید از حل تهدیدات امنینتی که در دکترین این کشور برای شرق آسیا نوشته شده بود به سمت گسترش تحریم های بین الملی بیشتر علیه کره شمالی رو آورد.

رفع تهدیدات سنتی در بسته امنیتی امریکا در شرق یعنی محدودسازی و قطع ارتباطات و حمایتهای مالی از کره شمالی به عنوان شاخص اقدامات امریکا  در دوران اوباما نیز ادامه داشت اما موضوع مهم اینجاست که در دوران اوباما او سیاست کنترل و محدودسازی کره شمالی را به دولتهای وقت کره جنوبی که دارای دیدگهای بسیار تندی علیه کره شمالی بودند واگذار کرده بود. این روند ادامه یافت تا اینکه دوران ترامپ در امریکا آغاز شد و جالب اینجاست که در کره جنوبی حال دولتی بر سر کار است که بر خلاف سیاستهای تهاجمی ترامپ علاقه دارد تا سیاستهای امنیتی امریکا در شبه جزیره از طریق احیای اجلاسهایی نظیر اجلاس شش جانبه و نیز سیاست رفع تنش با شمال که در اواخر دهه 90 با سفر رییس جمهور کره جنوبی به شمال دنبال شد اجرا شود. اما سیاست آشکار و تهاجمی ترامپ برای رفع  به اصطلاح تهدیدات امنیتی کره شمالی  بسیار آشکار بیان شد. این سیاستها دو وجهی بود از یک طرف پیوند امنیتی با کره جنوبی را تقویت می کرد و با فروش میلیارد دلاری تجهیزات نظامی سود کلانی را نصیب امریکا کرد و از طرفی بعد از انعقاد قراردادهای کلان نظامی با بزرگ نمایی خطر کره شمالی تلاش بسیار کرد با آنان وارد مذاکره شود. تلاشهایی که بیشتر با واسطه کره جنوبی بدلیل ترس از بحرانی شدن شبه جزیره کره انجام گرفت. و نهایتا به این نتیجه منجر شد که قرار است تا رهبران کره شمالی و امریکا در 22 ژوئن با یکدیگر ملاقات کنند.

کلید واژه ها: کره جنوبیشرق آسیاآسیامرتضی سلطانپورامریکا در شبه جزیرهتهدیدات امنیتیدوران اوباما


نظر شما :