نبود مولفه های یک اتحاد راهبری در روابط تهران – مسکو

ایران را به سمتی کشانده اند که رابطه با آن پرهزینه شده است

۲۰ تیر ۱۳۹۷ | ۱۵:۵۸ کد : ۱۹۷۷۷۴۲ خاورمیانه انتخاب سردبیر
جهانگیر کرمی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی بر این اعتقاد است: ایران در معادلات بین المللی عملا به سمت و سویی کشیده شده که روابط با آن پر هزینه شده و لذا روابط خارجی کشورمان با وضعیتی روبرو شده است که گاه مجبور می شویم برای کاهش فشارها دست به دامن بازیگران دیگر بشویم. باید به شرایط عادی برگردیم و خود را از مخمصه نیاز به بازیگران بطور یک جانبه رها کنیم.
ایران را به سمتی کشانده اند که رابطه با آن پرهزینه شده است

گفت وگو از بهاره سلطانپور

دیپلماسی ایرانی: اکثر کشورهای دنیا در عرصه نظام بین الملل در روابط خود با دیگر کشورها منافع ملی خود را در اولویت قرار می دهند. روسیه و چین نیز از این قاعده مستثنی نیستند. منافع ملی برای کشورها در اولویت تعریف هر نوع رابطه ای است. برای همین کشورها هر زمان که احساس کنند منافع ملی شان به خطر افتاده است، در روابطشان تجدید نظر می کنند. درست مثل امروزه که از توافق روسیه و اسرائیل در سوریه سخن به میان آمده است. منافع مشترک ایران و روسیه در سوریه حفظ نظام سیاسی حاکم بر این کشور است. اما هدف غایی ایران و روسیه مشترک نیست. اگر مسکو بخواهد صرفا منافع خود را در سوریه دنبال کند و با ایران زاویه پیدا کند، بی شک در سوریه تنش بیشتر می شود و راه حل بحران آن پیچیده تر خواهد شد. دیپلماسی ایرانی برای تحلیل این موضوع گفت و گویی را با دکتر جهانگیر کرمی، دانشیار روابط بین الملل در دانشگاه تهران انجام داده است که در ادامه می خوانید :

در روزهای اخیر بحث هایی درباره فاصله گرفتن روسیه از ایران مطرح شده است، آیا با این بحث ها موافق هستید؟

موضوع اختلافات ایران و روسیه در بحران سوریه از همان ابتدا، در سال های ۲۰۱۵ به بعد مطرح بود. اساسا سیاست خاورمیانه ای دو کشور تفاوت های مهمی با یکدیگر دارد‌ و آنچه اشتراک منافع تهران و مسکو بوده و بر مبنای آن به عملیات نظامی و اطلاعاتی در سوریه روی آورده اند، مقابله با تروریسم و ثبات منطقه ای بر مبنای وجود دولت های دارای حاکمیت بوده است که این اشتراکات کمابیش همچنان ادامه دارد‌. اما در مورد سایر مسایل در منطقه و نیز در سوریه، دو دولت دارای منافع، علائق، اهداف و روش های خاص خود بوده اند و هستند.

هفته گذشته رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس به شدت به روسیه تاخت و این کشور را متهم کرد که به هیچ وجه قابل اطمینان نیست و نمی توان در بحران ها به آن اعتماد کرد، آیا شما چنین اعتقادی دارید؟ آیا چنین اظهار نظرهایی می تواند به ضرر روابط ایران و روسیه تمام شود؟

در مورد اعتماد باید دید که دقیقا در چه موضوعاتی بحث می شود. به طور کلی، همه دولتها دارای منافع و اهداف خاص خود هستند و در چارچوب آن رفتار می کنند و همکاری و رقابت و خصومت بر این اساس شکل می گیرد. این موضوع خاص روسیه نیست. مگر دولت کنونی امریکا، یک قرارداد بین المللی را بطور یک جانبه و بر خلاف تعهدات مصرح خود زیر پا نگذاشته است. مگر ۱۵ کشوری که به کرات در شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه های تحریم ایران را در پرونده ی هسته ای تصویب کردند، قابل اعتمادند! بعضی از آنها روابط تجاری سی میلیارد دلاری با ایران داشته و دارند. پس در روابط بین الملل به یک معنا، هیچ دولتی قابل اعتماد نیست و اعتماد امری است که از طریق قدرت و توان ملی تامین می شود. البته اظهارات نماینده ی محترم مجلس عمدتا خطاب به داخل بوده که بیش از حد و اندازه ی واقعی روی شرکایی مانند چین و روسیه حساب نشود. یک نکته در این رابطه اهمیت دارد و آن اینکه ایران در معادلات بین المللی عملا به سمت و سویی کشیده شده که روابط با آن پر هزینه شده و لذا روابط خارجی کشورمان با وضعیتی روبرو شده است که گاه مجبور می شویم برای کاهش فشارها دست به دامن بازیگران دیگر بشویم. باید به شرایط عادی برگردیم و خود را از مخمصه نیاز به بازیگران بطور یک جانبه رها کنیم.

در بحران سوریه گفته می شود که روسیه با اسرائیل علیه ایران ساخت و پاخت هایی داشته است آیا با این موضوع موافقید؟ آیا می توان گفت روسیه به سمتی می رود که راهش را از ایران جدا کند؟

اینکه روسیه روابط مهمی با اسراییل دارد و در بحران سوریه هم می کوشد نگرانی های آن را در نظر بگیرد، یک واقعیت است. اما من ساخت و پاخت را قبول ندارم. عمدتا این حرفها را محافل غربی و عربی و عبری برای تخریب روابط خارجی ایران مطرح می کنند و برخی منتقدان داخلی نیز ندانسته آن را تکرار می کنند. واقعیت این است که روس ها به هیچ وجه نمی خواهند مشارکتشان با ایران در برابر تروریسم و همکاری شان برای امنیت سوریه به زیان اسراییل یا هر بازیگر دیگری تمام شود و با توجه به همکاری هایی که با اسراییل دارند، اقداماتی انجام می دهند که تهران را نگران می کند. از این رو، حفظ این موازنه چندان آسان نیست و از سوی دو طرف متهم به عدول از همکاری ها شده و مسایلی به وجود می آید. یک نکته ی مهم را عرض کنم که اساسا روابط ایران و روسیه فاقد مولفه های یک اتحاد راهبردی در مقابل هر تهدید مشترکی است. روسیه کلا اسراییل را تهدید خود نمی داند. تهران و مسکو دو همکار در روابط اقتصادی و نیز برخی موضوعات منطقه ای و شریک و یا همکار در مقابل تروریسم هستند و هر انتظاری فراتر از این برای این روابط، غیر منطقی ست. طبعا با کاهش اهمیت تروریستها در سوریه و ضرورت توافق سیاسی برای آینده سوریه، مبنای مشترک همکاری تهران و مسکو نیز به تدریج کاهش یافته و اختلافات در مورد آینده سوریه افزایش می یابد. چون همچنان که عرض کردم، اهداف کلی و سیاست های منطقه ای ایران و روسیه با وجود برخی اشتراکات، از تفاوت های مهمی برخوردار است.

برخی نمایندگان مجلس گفتند که مقامات دولتی در گفت وگوهایشان در کمیسیون ها گفته اند که روسیه و چین در گفت وگوها به آنها گفته اند که در تحریم های اقتصادی نمی توانند جلوی امریکا بایستند و به ایران کمک کنند، آیا ممکن است در این مساله، ایران حتی روسیه و چین را هم کنار خود نداشته باشد و تنها بماند؟

این نکته درستی است که کشورهایی مانند چین و روسیه هم محدودیت های خاص خودشان را دارند و در چنین مواردی معمولا اولویت آنها حفظ روابط با امریکاست. لذا ایران بایستی حساسیت روابط پیچیده در جهان امروز را درک کند و انتظاری فراتر از ممکنات از سایر کشورها نداشته باشد. امریکا و غرب بر نظام بین المللی و مناسبات اقتصادی جهانی کمابیش و تا مدت ها مسلط هستند و حدود ۸۰ تا۹۰ درصد ابداعات و اختراعات و فناوری های پیشرفته همچنان در انحصار غرب است و بیشتر بازیگران بین المللی حاضر نیستند خود را به راحتی در مقابل روندهای موجود جهانی قرار دهند. اما در این رابطه باید دقت کرد که موج نفرت از ترامپ از یک سو و منطق منافع دولت ها، هم اروپا و هم شرق را وادار می کند که تا حد ممکن به روابط با ایران ادامه دهند، به ویژه خود توافق برجام هم منافع مشترکی را ایجاد کرده است که کشورها را در برابر فشارهای امریکا وادار به مقاومت می کند.

با خروج امریکا از برجام و مردد ماندن اروپا در حفظ آن، چقدر می توان روی پتانسیل روسیه و چین حساب کرد؟ آیا همان طور که بعضی ها تحلیل می کنند واقعا روسیه خروج امریکا از برجام را فرصتی برای خود می بیند؟

در هرصورتی، چه با برجام و چه بی برجام، روابط با همه دولت ها امری ضروری و منطقی است و روابط با چین و روسیه هم همین منطق را دارد. طبیعی ست که بدون اروپا، روابط با روسیه در برخی حوزه ها می تواند گسترش یابد. اما واقعیت این است که در تعاملات بین المللی ایران، به ویژه روابط با بازیگران اصلی، امکان پر کردن نبود روابط با هر بازیگری، اگر چه ممکن و مطلوب است، اما با مشکلاتی نیز روبه رو خواهد شد. به ویژه که طرف های غربی در چنین مواردی سعی می  کنند با فشار یا تطمیع، بر این روابط تاثیر بگذارند و آن را محدود کنند. تجربه نیز نشان داده است که در بیشتر موارد به ویژه در موضوعات سیاسی و اقتصادی موفق شده اند. من به شخصه نشانه روشنی نمی بینم که روسیه خروج امریکا را از برجام به عنوان فرصت ببیند. اگر آمار و وضعیت روابط تهران و مسکو را قبل از برجام و در دوره برجام ببینیم، معلوم می شود که وجود برجام به گسترش روابط کمک کرده است.

در نشست اخیر اوپک این گونه مشاهده شد که روسیه تلاش دارد با همکاری با عربستان و بازگشت تحریم ها علیه ایران، بازار نفتی ایران را برباید، آیا با این عقیده موافق هستید که روسیه تحریم ایران را فرصتی اقتصادی به سود خود می بیند؟

موضوع افزایش تولید با توافق اعضای اوپک بوده است و ‌لزوما هر تلاشی برای افزایش تولید به معنای ربودن سهم ایران نیست. البته این که لزوما تحریم ها به نفع روسیه باشد کاملا محل تردید است‌ قبلا در سال های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ تحریم های ایران به زیان روسیه و به نفع چین تمام شد. روابط تجاری تهران – مسکو از حدود چهار میلیارد دلار به یک میلیارد رسید و در مقابل تعاملات تجاری با چین سه برابر شد.

ما شاهدیم که در بحران سوریه، روسیه تمام قد کنار بشار اسد ایستاد و اجازه نداد حکومت او سقوط کند، اما در مورد حمایت از ایران چنین حمایتی از جانب روسیه مشاهده نمی شود، چرا روسیه تمایل ندارد در مراحل بحرانی به حمایت از ایران بپردازد؟ آیا روسیه هم هزینه حمایت از ایران را بالا می بیند؟

بحران سوریه و موضوع روابط با ایران بسیار متفاوتند. طرف مقابل دولت سوریه عمدتا گروه های مسلح و تروریست هایی هستند که مورد نفرت جامعه بین المللی هستند. شورای امنیت سازمان ملل متحد رسما داعش را یک گروه تروریستی اعلام کرده و اقدام نظامی علیه آن را مشروع دانسته و روسیه نیز با استناد به آن عملیات نظامی خود علیه داعش را توجیه کرده است. در حالی که بهانه امریکا برای مقابله با ایران مسائل مختلفی را در بر می گیرد و خود روس ها هم در موضوع پرونده هسته ای ایران به ویژه در قطعنامه های شورای امنیت همراهی داشته اند. حمایت از دولت سوریه یک امر مشخص با طرف های مشخص است و طبعا هزینه های محدودتری دارد. اما همراهی با ایران یک موضوع بسیار گسترده و نامشخص و پیچیده با طرف های قدرتمند است.

در بحث تنش های بین المللی به خصوص از سوی امریکا علیه ایران، روسیه چقدر حاضر است به خاطر ایران هزینه دهد؟ آیا اصولا روسیه حاضر به هزینه دادن به خاطر ایران هست؟

مسکو فراتر از روابط اقتصادی، همکاری منطقه ای و مقابله با تروریسم، قائل به همکاری دیگری با ایران نیست و اساسا هیچ کشور دیگری نیز نمی خواهد به سادگی برای روابط خارجی خود هزینه های زیادی متحمل شود مگر آن که وضعیت روابط آنها اتحاد راهبردی باشد و به دستاوردهای آن امیدوار باشد.

آینده روابط ایران و روسیه در سایه بحث های اخیری که مطرح شده است را چگونه ارزیابی می کنید؟

 روابط دو کشور در سه دهه گذشته در ابعاد دوجانبه و منطقه ای با وجود برخی فراز و نشیب ها ادامه یافته است و پس از این نیز ادامه خواهد یافت. چنانچه ایران بخواهد با خروج از برجام به روند هسته ای خود ادامه دهد، مسکو هم در کنار پکن و کشورهای غربی، به بازگشت قطعنامه های شورای امنیت رای خواهد داد. اگر چه این موضوع باعث ناراحتی ایران می شود، اما همچنان که قبلا نیز روس ها و چینی ها به هفت قطعنامه علیه ایران رای دادند، اما روابط حفظ شد، باز هم بعید است تغییر مهمی در تعاملات دو کشور فراتر از تاثیر طبیعی تحریم ها ایجاد شود. موضوع دیگری که بر آینده روابط دو کشور تاثیر خواهد داشت، آینده بحران سوریه و مهم تر از آن روابط امریکا و روسیه است. دیدار آینده ترامپ و پوتین در هلسینکی اهمیت دارد. معمولا گشایش در روابط واشنگتن و مسکو بر تعاملات تهران و مسکو بی تاثیر نخواهد بود.

کلید واژه ها: سوریهروابط ایران و روسیهجهانگیر کرمیروسیه و اسرائیل


۹ رای

نظر شما :