ناتوی عربی پیگیر ماموریت‌های باقی مانده داعش است

مصر و اردن، قربانیان مطامع عربستان در تقابل با ایران

۲۱ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۲:۴۸ کد : ۱۹۷۸۹۱۷ خاورمیانه انتخاب سردبیر
جعفرقناد باشی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که دو قربانی مهم برای تشکیل ناتوی عربی و برآورده شدن مطامع عربستان سعودی در تقابل با ایران وجود خواهد داشت، اولین و مهمترین قربانی مصر و دیگری هم اردن خواهد بود. در واقع آن چه در لوای تشکیل ناتوی عربی در حال انجام است به تعبیری به کارگیری توان و پتانسیل ارتش مصر در رسیدن ارتجاع منطقه و آمریکا به اهداف خود است.
مصر و اردن، قربانیان مطامع عربستان در تقابل با ایران

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی - اولین نشست فرماندهان ارتش‌های شورای همکاری خلیج فارس بعد از تنش در مناسبات دوحه – ریاض با هدف بررسی راه‌های تقویت همکاری نظامی و دفاعی مشترک بین کشورهای عضو این شورا به منظور بررسی آن چه تشکیل ناتوی عربی در تقابل با نفوذ منطقه ای ایران می خوانند، دو روز پیش (دوشنبه) در کویت برگزار شد. دیروز هم اتحادیه عرب یکصدوپنجاهمین نشست خود در سطح وزراء را به ریاست کشور سودان برگزار کرد که مقابله با ایران یکی از مهم‌ترین محورهای این نشست بود. دیپلماسی ایرانی برای بررسی تاثیرات این نشستها بر تحولات منطقه و نیز تحلیل برنامه کشورهای عربی در قبال ایران گفت وگویی را با جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل خاورمیانه ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

اولین نشست روسای ستادهای کل نیروی مسلح کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بعد از تنش در روابط دوحه – ریاض دو روز پیش (دوشنبه) در کویت برگزار شد، چنان که مطرح است به نظر می رسد این نشست جزئی از مقدمات تشکیل ناتوی عربی باشد که برنامه و طرح آمریکا به منظور محاصره ایران در تمامی زمینه ها در پی دارد. از دیدگاه شما می توان با برگزاری این نشست عنوان داشت که ناتوی عربی پا به عرصه وجود گذاشته است؟

اگر چه تا کنون گفت و گوهای مختلفی در خصوص تشکیل «ناتوی عربی» برگزار شده، اما تا کنون هیچ کدام از آنها منجر به شکل گیری رسمی این نهاد نشده است. البته برخی از رسانه های عربی، نشست دو روز پیش در کویت را که با حضور روسای ستادهای کل نیروی مسلح کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و همچنین کشورهای مصر و اردن برگزار شد را مقدمه ای برای تشکیل «ناتوی عربی» دانسته اند؛ با این حال تا کنون خبر موثقی دال بر چنین امری منتشر نشده است. البته شواهد موجود سبب شده است تا کارشناسان مسایل منطقه نیز نشست کویت را تلاشی مقدماتی برای تشکیل ناتوی عربی توصیف کنند.

اما در سایه این نشست در کویت آیا می توان به موفقیت شورای همکاری خلیج فارس در تشکیل ناتوی عربی در آینده نگاه داشت؟

شورای همکاری خلیج فارس طی چند دهه اخیر تلاش های متعددی را برای شکل گیری یک ائتلاف عربی با هدف تقابل نظامی و امنیتی با کشورهای مستقل به کار برده که همگی آنها با ناکامی جدی مواجه شده است. به عبارت دیگر موضوع تشکیل «ناتوی عربی» به عنوان نهادی که ارتش های کشورهای عربی منطقه را نمایندگی کند، به هیچ وجه موضوع تازه ای نیست، بلکه در چهار دهه اخیر طی دفعات متعدد و با عناوین و اشکال گوناگون شکل گرفته اما درعرصه عمل و طی مدت کوتاهی با شکست روبه‌رو شده است. تازهترین این نوع تلاشها، همان تلاشهای نافرجام عربستان برای تشکیل ائتلافی نظامی علیه یمن است که حدود سه سال ونیم پیش صورت گرفت، ولی در همان ابتدای جنگ علیه یمن، از هم فروپاشید و از ادامه راه بازماند. این درحالی بود که مقامات ریاض در مرحله نخست از ائتلافی علیه یمن سخن گفتند که با عضویت 8 کشور عربی و پاکستان تشکیل شده و قرار است در عملیات مشترک نظامی، اهدافشان را که همان اهداف غرب است، تحقق بخشد. البته «شورای همکاری خلیج فارس» که تنها 4 ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل شد، نیز نمونه نخست این گونه تلاشهای نافرجام و شکست خورده محسوب می شود؛ شورایی که بر اساس تصمیمات اولیه، قرار بود کاربردی نظامی و دفاعی داشته باشد، اما به علت ضعف نظامی کشورهای عضو، تغییر ماهیت داد و مأموریت حمله به ایران را به رژیم بعثی عراق واگذار کرد. حال آن که عراق به عضویت شورای همکاری خلیج فارس درنیامده بود، ولیکن 6 کشور عضو این شورا، بودجه لازم جهت خرید سلاح و امکان لازم برای سرباز گیری در کشورهای عربی را برای رژیم صدام فراهم کردند. لذا نیروی مسلحی که در صورت ظاهر به عنوان نیروی عراقی، جنگی 8 ساله را به ایران تحمیل کرد، در واقع همان ناتوی عربی با محوریت عربستان بود؛ اما در عرصه عمل نتوانست کاری از پیش ببرد. نوع دیگری از تلاش هایی که می توان آن را در این چارچوب، یعنی تجربه شکست خورده تشکیل ناتوی عربی تلقی کرد؛ تلاش هایی است که درجهت تشکیل داعش و تقویت این گروهک تروریستی تکفیری به کار گرفته شد. به عبارت دیگر داعش را می توان به نوعی «ناتوی عربی سرّی» یا «ارتش سرّی عربی» دانست، چرا که براساس حمایت های مالی، ایدئولوژیکی و تسلیحاتی عربستان و دیگر کشورهای مرتجع عربی بود که این گروهک توانست از 80 کشور جهان یارگیری کند و علیه کشورهای مستقل منطقه و جریان های انقلابی، به انواع خشونت های فجیع مبادرت کند. اما همانطور که  می دانید این تجربه نیز به طور فضاحت باری شکست خورد. تجربه شکست خورده دیگر مربوط به یک سال بعد از آغازجنگ یمن است که به یک باره عربستان سعودی اعلام کرد: به همراه 37 کشور اسلامی – عربی، درصدد تشکیل ارتش عربی اسلامی است که بلافاصله کشورهای دعوت شده، چنین موضوعی را نپذیرفتند و مشارکت در چنین ارتشی را رد کردند. پس در مجموع می توان گفت که اولین نشست روسای ستادهای کل نیروی مسلح کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بعد از تنش در روابط قطر و عربستان سعودی که در آن مصر و اردن برای تشکیل ناتوی عربی، حضور داشتند، در واقع تلاشی برای جبران تمام این ناکامی ها در ائتلاف سازی نظامی است. مضافا این که این نشست کوششی از جانب ایالات متحده برای فشار بیشتر بر ایران به شمار می آید. زیرا که کاخ سفید و شخص ترامپ سعی دارد تا با تشکیل ناتوی عربی مساله حفظ امنیت این منطقه و در واقع حفظ امنیت اسرائیل را به کشورهای عربی واگذار کند تا میزان هزینه های آمریکا در این رابطه کاهش یابد.

به داعش اشاره داشتید؛ همزمانی این نشست در دوران پساداعش می تواند حاوی چه نکته یا نکاتی باشد؟

این همزمانی بدین معنا است که با شکست طرح و برنامه داعش در تقابل با نیروهای مقاومت در منطقه، اکنون شورای همکاری خلیج فارس با حمایت کاخ سفید به دنبال ایجاد ارتش واحد عربی برای پیگیری ماموریت های باقی مانده این گروه تروریستی - تکفیری است. چرا که در دوران پساداعش این کشورها با خلاء حضور یک اهرم برای تاثیرگذاری بر تحولات منطقه روبه رو هستند. پس«ناتوی عربی» مورد نظر آنان، همان داعش به  شکل رسمی، علنی و دائمی آن برای جلوگیری از قدرتمندتر شدن محور مقاومت در خاورمیانه و غرب آسیا است. 

یکی از نکات مهمی که در نشست کویت به چشم می خورد حضور نماینده قطر در این نشست است که اولین حضور رسمی دوحه بعد از بحران ماه ژوئن سال گذشته میلادی در روابط  قطر با عربستان سعودی است. آیا این حضور قطر می تواند دلیلی بر از سرگیری همکاری های دوحه با شورای همکاری خلیج فارس باشد؟

همان طوری که پیشتر اشاره شد برنامه و هدف تشکیل ناتوی عربی تقابل با محور مقاومت در منطقه است، اما چون قطر جزء این محور نیست و شکل گیری این ارتش واحد بدون حضور دوحه، امکان دارد که با مخالفت ها و کارشکنی های قطری ها مواجه شود، بنابراین سعی شد تا به صورت نمادین هم که شده از قطر نماینده ای در این نشست حضور پیدا کند تا نمایشی برای وحدت کشورهای عربی در مقابل محور مقاومت باشد. از آن سو، تشکیل این ناتوی عربی، تهدید و خطری برای قطر تلقی نشود. روشن است که خروج قطر از شورای همکاری خلیج فارس، به معنی انشقاق و شکست شورای همکاری خلیج فارس خواهد بود و یک شورای شکست خورده، توان تشکیل یک ارتش واحد عربی منسجم به نام ناتوی عربی را نخواهد داشت. این را هم باید بدانیم که چنین وحدتی بسیار شکننده و سست است زیرا واقفیم که عربستان درحال اجرای پروژه ای است تا شبه جزیره قطر را که با عربستان هم مرز است از خاک این کشور جدا کرده و قطر را به یک جزیره تبدیل کند. لذا حضور تنها یک نماینده از قطر در نشست کویت نمی تواند دال بر پیوستن قطر به این ائتلاف نظامی یا ناتوی عربی باشد. 

چنان که پیشتر هم اشاره داشتید در نشست کویت نام مصر و اردن در کنار اعضای شورای همکاری خلیج فارس برای تشکیل ناتوی عربی مطرح شد؛ اهداف کشیده شدن پای اَمان و قاهره به این پرونده چیست؟ 

من معتقدم که دو قربانی مهم برای تشکیل ناتوی عربی و برآورده شدن مطامع عربستان سعودی در تقابل با ایران وجود خواهد داشت، اولین و مهمترین قربانی مصر و دیگری هم اردن خواهد بود. در واقع آن چه در لوای تشکیل ناتوی عربی در حال انجام است به تعبیری به کار گیری توان و پتانسیل ارتش مصر در رسیدن ارتجاع منطقه و آمریکا به اهداف خود است. چرا که ارتش مصر بزرگترین ارتش عربی است که توانمندی زیادی هم دارد. اما به کارگیری مستقیم توان این ارتش از سوی ارتجاع عربی برای خود مصری ها می تواند حساسیت برانگیز و حتی چالش برانگیز باشد. چرا که این امر سبب ایجاد نارضایتی عمومی در داخل مصر خواهد شد. پس به کارگیری این توان نظامی، تحت عنوان ناتوی عربی، حساسیت کمتری را برمی انگیزد. 

به موازات نکات شما با توجه به مواضع متفاوت و گاه متقابل عبدالفتاح السیسی در پرونده سوریه و عدم دخالت قاهره در حمله به سوریه اساسا می توان همراهی و همکاری مصری ها را در تشکیل ناتوی عربی متصور بود؟

ببینید زمانی که تقابل مستقیم نظامی مصر با ایران مطرح می شود، یقینا حساسیت ها برای مصری ها چند برابر خواهد شد، به طوری که احتمال دارد در ادامه، این سیاست موجب تضعیف جدی دولت سیسی در قاهره شود. اما نکته مهم اینجا است که شورای همکاری خلیج فارس تحت نام ناتوی عربی به دنبال این است که هر جا و هر زمانی که لازم باشد از ارتش مصر در راستای منافع خود استفاده و به تعبیر درست تر سوء استفاده کنند. مضافا این که متاسفانه حضور آقای سیسی در اجلاس خرداده ماه سال گذشته ریاض و امضای پیمان تقابل با داعش، حزب الله لبنان، حماس و ایران، بستر همکاری و حضور قاهره را در ناتوی عربی تا اندازه ای فراهم کرده است. به هرحال دوباره تاکید می کنم، مصر بزرگترین قربانی ناتوی عربی خواهد بود. با این حال در مجموع می توان گفت که تشکیل ناتوی عربی به دلیل چالش های جدی ناشی از مخالفت های مردمی این کشورها محقق نخواهد شد. 

پس با این تفاسیر علت حضور قاهره در این ائتلاف و پیوستن مصر به ناتوی عربی چیست؟

چون که در متن پیمان نامه ریاض نام اخوان المسلمین هم اضافه شده است، لذا از این لحاظ زمینه و بهانه برای حضور مصر در این تشکل نظامی واحد عربی فراهم شده است. چرا که با این حضور، سیسی می تواند بستر برخورد جدّی تری را با اخوان المسلمین که به شدت در داخل مصر از آنها هراس دارد، سامان دهد. از این رو سیسی با این توجیه که یکی از راه های حفظ منافع ملی مصر و منافع کشورهای عربی تقابل جدی با اخوان المسلمین است به ناتوی عربی خواهد پیوست. علیرغم این نکته بر این باورم که سطح حساسیت ها در داخل مصر و نیز اردن شرایط را برای حضور این دو کشور در ناتوی عربی با اما و اگرهای جدی روبه رو می کند. 

نکته مهم دیگر وجود برخی تناقض های مواضع کشورها در این نشست است. اگر قاهره به نام مبارزه با اخوان المسلمین بنای حضور در ناتوی عربی را دارد از آن سو قاهره به عنوان مهمترین حامی این جریان در کنار ترکیه می تواند تضاد منافع جدی را ایجاد کند. این نکته می تواند به عنوان چالش بعدی این کشورها در تشکیل ناتوی عربی مطرح باشد؟

اساسا نفس برگزاری نشست روسای ستادهای کل نیروی مسلح کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در غیر عربستان سعودی و کشوری مانند کویت، تلاشی برای حفظ ظاهر و عدم تاثیر این اختلافات بر نشست بود. ضمن این که پیوند قطر با اخوان المسلمین یک پیوند عمیق نیست، بلکه یک رابطه سیاسی است. باید عنوان داشت که قطر هیچ گاه از نظر عقیدتی، دینی و ایدئولوژیک همسو با جریان اخوان المسلمین نبوده و نخواهد بود.     

به واقع نقش ایالات متحده در تشکیل این ناتوی عربی چیست، با توجه به این که تنها چند روز بعد از دیدار چهارشنبه هفته گذشته امیر کویت با ترامپ این نشست در کویت برگزار شده؛ آیا دستور کار مشخصی از جانب کاخ سفید برای صباح احمد جابر الصباح در این خصوص عنوان شده است؟

قطعا این دستور کار وجود دارد. این همزمانی دیدار ترامپ و صباح احمد جابر الصباح و تشکیل نشست در کویت اتفاقی نیست. چنان که پیشتر هم اشاره داشتم در راستای همان نشست 31 خرداد سال گذشته که با اولین سفر ترامپ به عربستان سعودی و حضور بیش از 50 کشور عربی و اسلامی انجام گرفت، بنای تشکیل محوری برای تقابل با اخوان المسلمین، حزب الله لبنان، حماس، داعش و ایران صورت گذاشته شد. البته قرار دادن نام داعش در کنار محور مقاومت به دلیل همسان سازی محور مقاومت با تروریسم بود تا همه آنها را به  افراط گرایی و ناامنی در منطقه متهم کنند. حال نکته مهم اینجا است که در سایه تشکیل نشست ریاض با حضور بیش از 50 کشور، تمام تلاش ها برای کشاندن آقای سیسی به ریاض و امضای این پیمان نامه بود. اکنون هم پروژه ناتوی عربی همان استفاده از توان ارتش مصر در راستای منافع آمریکا است که برای نشست کویت از سوی کاخ سفید طرح شده است. آمریکا روی ارتش مصر بسیار کار کرده است و برنامه های جدّی هم برای این ارتش دارد. کمک های قطع شده آمریکا به ارتش مصر در دوره ترامپ احیا شده است. چرا که یکی از اهداف بلند مدت آمریکا تشکیل یک ارتش واحد عربی برای حفظ امنیت این منطقه توسط خود کشورهای عربی با هزینه عربستان و توان نظامی مصر است.    

اما در راستای نشست کویت با تاکید بر تقابل با ایران دیروز (سه شنبه) هم شاهد برگزاری صدوپنجاهمین نشست اتحادیه عرب در سطح وزراء به ریاست سودان بودیم که یکی از محورهای مهم این نشست مقابله با ایران عنوان شد. به واقع در پس تمامی این نشست ها برنامه جدی جامعه عربی برای تقابل و فشار بر تهران چیست؟

تکرار نام ایران در این دست از نشست های کشورهای عربی از کویت تا نشست اتحادیه عرب نشان از موفقیت ایران در منطقه دارد. لذا فشار بر ایران از هر شیوه ممکن برای کاهش نفوذ و بی اثر کردن قدرت منطقه ای ایران در دستور کار این کشورها است. بر اساس گفته های مقام معظم رهبری یکی از ارکان قدرت جمهوری اسلامی ایران توان و قدرت منطقه ای ایران در منطقه غرب آسیا است. لذا شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب به نمایندگی از واشنگتن، در پی از بین بردن این اهرم قدرت ایران هستند. اما تحولات میدانی دقیقا عکس این مساله را ثابت می کند. در پرونده سوریه اکنون برنامه جدی ارتش این کشور برای بازپس گیری استان ادلب به عنوان آخرین پایگاه تروریست ها دلیل پیروزی محور مقاومت در منطقه است. لذا در این مقطع زمانی حساس این که نام ایران مرتبا تکرار می شود نشان از یک برنامه جدی برای فشار بر تهران دارد، چرا که این محور با مرکزیت ایران در شرف قدرتمندتر شدن است. اما تمام گزینه های کنونی کشورهای عربی در تقابل با ایران پیشتر آزمایش شده و همگی به شکست کشیده شده است.

اما این تلاش های عربی در کنار تحریم های 13 آبان ماه ایالات متحده چه سناریو هایی را برای آینده ایران و منطقه خاورمیانه رقم خواهد زد؟

تمام تلاش های جامعه عربی در تقابل با ایران، تلاش های انفعالی است. لذا شکست تمامی طرح ها با همین تلاش انفعالی از پیش رقم خورده است. چرا که تمامی این تلاش ها نوعی اعتراف ضمنی و غیر مستقیم به قدرتمندتر شدن ایران در منطقه است. در کنار این مساله جامعه عربی این نگرانی را هم دارد که ایران توان عبور از مشکلات اقتصادی داخلی را هم دارد. چرا که اگر این کشورها از اثرگذار بودن چالش های اقتصادی ایران در کاهش نفوذ منطقه ای ایران اطمینان خاطر داشتند، هیچ گاه دست به این اقدامات نمی زدند. لذا این هراس و نگرانی سبب شده است تا جامعه عربی به نمایندگی از غرب گزینه نظامی را در تقابل با ایران در پیش بگیرند.

کلید واژه ها: سوریهایراناردنآمریکامصرقطرحزب اللهعربستان سعودیشورای همکاری خلیج فارساخوان المسلمینکویتناتوی عربیجعفر قناد باشی


۱ رای

نظر شما :

بهروز. ت ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ | ۲۳:۵۶
واقعا قابل استفاده بود.نکات مهم و ناگفته ای را مطرح کردید . متشکرم