به سمت چه دنیایی در حرکت هستیم؟

ویژگی دنیای سیاسی سال ۲۰۲۵

۲۲ مهر ۱۳۹۷ | ۱۴:۱۵ کد : ۱۹۷۹۴۷۸ اخبار اصلی اروپا آمریکا
نویسنده خبر: استفان والت
ما در حال حرکت به سمت دنیایی رقابتی و پر از بدبینی هستیم که در آن همکاری ها ادامه دارد اما شکننده است.
ویژگی دنیای سیاسی سال ۲۰۲۵

دیپلماسی ایرانی: اخیرا فعالان حوزه روابط بین الملل درگیر مسئله نظم جاری جهانی شده اند. بسیاری از بحث ها با مرکزیت این موضوع است که آیا این نظم، در گذشته، حال و یا آینده لیبرال بوده است یا خواهد بود. صاحب نظران تئوری روابط بین الملل می توانند روزها در میان مقالات مختلف جستجو کنند و به دنبال بهترین نظر بگردند. اما صادقانه بگویم، فکر نمی کنم ارزش وقت شما را داشته باشد.

چرا؟ چون من هیچ گاه کاملا متوجه نشدم "نظم جهانی" به چه معنی است. بسیاری از نویسندگان از این اصطلاح استفاده می کنند و اعتراف می کنم من هم گاهی از آن استفاده کرده ام. با این حال، اصطلاحی مبهم و گنگ است که اجماع نظری بر آن وجود ندارد.

آیا "نظم جهانی" فقط پیکربندی قدرت در جهان است؟ و اگر چنین است، چگونه قدرت تعریف می شود؟ آیا به معنای توزیع قدرت به علاوه سیستمی متشکل از قوانین و هنجارهای رسمی و غیر رسمی است که کشورهای در راس قدرت آنها را دیکته کرده اند و گاهی خودشان این قوانین را نادیده می گیرند و یا بازنویسی می کنند؟

اگر واقعا کسی نمی داند معنای "نظم جهانی" چیست، بهتر است کمی سطح انتطاراتمان را پایین بیاوریم. به جای تلاش برای فهمیدن مفهوم این اصطلاح، می توانیم سعی کنیم پیش بینی کنیم در چند سال آینده، ویژگی های اصلی سیاست جهانی چه خواهد بود. به عبارت دیگر، اگر کسی از شما بپرسد ویژگی های اصلی سیاست جهانی در سال 2025 چه خواهد بود، شما چه جوابی خواهید داد؟

در واقع اخیرا یک نفر این سوال را از من پرسید. پاسخ من عمدتا متمرکز بر اقدامات آمریکا بود. در ادامه پاسخ من را می خوانید.

به طور کلی، جهان در سال 2025، یک جهان "چند قطبی نامتقارن" خواهد بود. نظم کنونی لیبرال نیست (تعدادی از قدرت های اصلی مخالف آرمان های لیبرال هستند) و تا سال 2025 هم لیبرال نخواهد شد. آمریکا همچنان تنها قدرت برتر در دنیا خواهد بود، چون هیچ کشور دیگری این قدرت اقتصادی، برتری تکنولوژی، توانایی نظامی، امنیت منطقه ای و جمعیت مناسب را ندارد. اما آزادی عملش در برتری نسبت به قبل کمتر خواهد بود و کشور همچنان درگیر مشکلات بلند مدت مالی و اختلافات عمیق سیاسی خواهد بود. چین دومین قدرت جهان خواهد بود (و در بعضی جهات از آمریکا پیشی خواهد گرفت) و سایر کشورهای مهم پس از آن خواهند بود (آلمان، ژاپن، هند، روسیه و غیره)، و همه آنها به مراتب ضعیف تر از چین و آمریکا خواهند بود.

در این سیستم، آمریکا باید در تعهداتش و استفاده از قدرت خود در خارج از کشور، گزیده رفتار کند. این به معنای بازگشت به انزواگرایی نیست، اما این تمایل متکبرانه برای تغییر نظم جهان، برای تک قطبی کردن آن، خیلی پیش از این که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا شود، از بین رفته بود. و دوباره هم باز نخواهد گشت و مهم هم نیست چند نومحافظه کار برای حفظ آن تلاش کنند.

همان طور که مشخص است، سیاست خارجی و دفاعی آمریکا، هدف اصلی اش مقابله با چین است. علاوه بر تلاش برای مقابله با چین در دستیابی به برتری در تکنولوژی های نوظهور، آمریکا همچنین تلاش خواهد کرد مانع تسلط پکن بر آسیا شود. در عمل، به معنای حفظ، تقویت و گسترش روابط آمریکا با متحدانش در آن منطقه است. حفظ موضع آمریکا در آسیا راحت نیست چون آمریکا از آسیا بسیار دور است، متحدان آمریکا در آسیا می خواهند روابط اقتصادی شان را با چین حفظ کنند و برخی از این متحدان روابط خوبی با هم ندارند. حفظ این ائتلاف نیازمند دیپلماسی زیرکانه آمریکا است که اخیرا در این زمینه بد عمل کرده است و امید موفقیت نمی رود. اما به معنی شکست هم نیست، چون چین با مشکلات رو به رشدی مواجه خواهد شد از جمله اینکه، بیشتر همسایگانش نمی خواهند پکن بر منطقه حاکم شود.

اما همان طور که واقع گرایان بیش از 15 سال است هشدار می دهند، رقابت به وجود آمده بین آمریکا و چین، تنها و مهم ترین ویژگی سیاست جهانی برای حداقل دهه آینده و احتمالا پس از آن خواهد بود.

در مقابل، هیچ کشوری به دنبال تسلط بر اروپا نیست. به همین دلیل، نقش آمریکا در این منطقه به افولش ادامه خواهد داد (همان روندی که از زمان پایان جنگ سرد آغاز شده است). علی رغم هشدارهای موجود در مورد بازگشت به قدرت روسیه، بعید به نظر می رسد روسیه برای اروپا تهدیدی به بدی شوروی سابق باشد. از نظر جمعیتی، اقتصاد و قدرت نظامی، روسیه بسیار ضعیف تر از اروپا است. اروپا اکنون نیازمند اصلاح برنامه دفاعی اش است و دیگر نباید وابسته به آمریکا باشد.

در مورد خود اروپا، می توان گفت که باز هم تمام توانایی اش را نشان نخواهد داد. مشکلات اتحادیه اروپا ادامه خواهد داشت و عواقب خروج انگلیس از آن هنوز مشخص نیست، رشد اقتصادی در این قاره فراز و نشیب دارد و حزب های تندرو در بسیاری از کشورها در حال به قدرت رسیدن هستند. اتحادیه اروپا بسیار بزرگ و چند دسته شده است و نمی تواند تصمیمات آنی و جدی بگیرد. با توجه به میلیون ها نفر جمعیت جوان در آفریقا و خاورمیانه که آینده اقتصادی روشنی پیش رو ندارند و برای مهاجرت تلاش خواهند کرد، مسئله پناهندگان، که در حال حاضر سیاست های داخلی اروپا را فلج کرده است، همچنان ادامه خواهد داشت.

خاورمیانه نیز، در سال های پیش رو، همچنان در التهاب باقی خواهد ماند. علاوه بر مواجهه با چالش های جمعیتی خود، منطقه هم اکنون بین چند دسته تقسیم شده است: سنی در مقابل شیعه، عرب در مقابل فارس، سعودی در مقابل قطری، اسرائیل در مقابل فلسطین، کرد در مقابل ترک، جهادی ها در مقابل همه و خودشان – این لیست ادامه دارد. به علاوه دولت کارآمدی در عراق، لیبی، سوریه و یمن وجود ندارد و کشورهای خارجی در آنها دخالت می کنند.

ما در حال حرکت به سمت دنیایی رقابتی و پر از بدبینی هستیم که در آن همکاری ها ادامه دارد اما شکننده است و حماقت رهبران منجر به درد و رنجی غیر ضروری خواهد شد. یا به طور دقیق تر، به دنیایی خواهیم رسید که هرگز از آن خارج نشدیم.

منبع: فارین پالسی / ترجمه سامان صفرزائی

استفان والت

نویسنده خبر

استفان مارتين والت (متولد 2 جولاي 1955) در امريكا و استاد روابط بين الملل دانشگاه هاروارد است. وي چندين كتاب در همين زمينه تاليف كرده است. والت بارها سياست ...

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: تعریف نظم جهانی آینده سیاسی جهان سیاست جهانی در سال 2025


( ۳ )

نظر شما :