خودداری رسانه ها از ایجاد ناامیدی در جامعه، ذیل اعمال تحریم ها

حمله به دولت در این شرایط جایز است؟!

۱۷ آبان ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۷۹۹۶۸ اقتصاد و انرژی انتخاب سردبیر
حسن بهشتی پور در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این بارو است که کشور نباید طوری عمل کند که کل برنامه های خود را در تقابل با تحریم های آمریکا به این مدل SPV گره بزند که اگر خدای ناکرده اجرایی نشد و یا در صورت اجرایی شدن آن میزان از موفقیت را در پی نداشت، کار کشور لنگ بماند. باید نگاهی جدی به داخل شود.
حمله به دولت در این شرایط جایز است؟!

عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – با اجرای دور دوم تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران در 5 نوامبر 2018 (14 آبان) که در پی خروج آمریکا از برجام صورت گرفت، برنامه های کاخ سفید برای تقابل با ایران ابعاد جدیدی یافته است. در این رابطه وزارت خزانه‌‌داری آمریکا  اسامی بیش از 700 فرد و شرکت را به فهرست تحریم‌‌های خود اضافه کرد. با این اقدام وزارت خزانه‌ داری شمار افراد و سازمان‌هایی که در کمتر از ۲ سال در دولت ترامپ تحریم‌ شده‌اند را به بیش از ۹۰۰ مورد می‌رساند. علاوه بر این وزارت خزانه‌‌داری آمریکا، ۲۵۰ نفر و دارایی‌های آنها را به فهرست خاص اتباع و اشخاص تحریم‌شده افزوده است. به نظر می رسد که این اقدام دولت ترامپ در سایه تبلیغات گسترده رسانه ای در راستای جنگ‌روانی گسترده آمریکا علیه ایران تعبیر و تفسیر می شود. در سایه اعمال این تحریم ها دیپلماسی ایرانی برای برسی آینده کشور، گفت وگویی را با حسن بهشتی پور، کارشناس مسائل بین الملل ترتیب داده است که در ادامه می خوانید: 
 
از دیدگاه شما آینده وضعیت کشور بعد از دور دوم تحرمی های ثانویه به کجا خواهد کشید. به خصوص که برخی هم از اقتضائات اقتصادی و معیشتی مردم بسیار نگران هستند؟ 

مساله تحریم های ثانویه آمریکا چیز عجیب و غریبی نیست. از قبل هم تهران بر شدت و میزان این تحریم ها وقوف داشت. اکنون هم یک لیست 700 تایی از اشخاص و شرکت های ایرانی تهیه شده که دور دوم تحریم های ایالات متحده قرار می گیرد. این لیست قبلا 400 عنوان بوده اکنون 300 عنوان دیگر هم به آن اضافه شده است. پس این عمل بیشتر یک جنگ روانی است تا فشارهای اقتصادی. من امیدوارم که دیپلماسی ایرانی در دام این هراس افکنی و جنگ روانی ایالات متحده آمریکا نیفتد. در این شرایط رسانه ها داخلی کشور باید از هر گونه التهاب آفرینی و سیاه نمایی آینده کشور به خصوص در حوزه اقتصادی و معیشتی مردم دوری کنند و به ازایش باید آن چیزی که هست را برای مردم به درستی تشریح کنند. بالاخره کاخ سفید یک سری از تحریم های خود را در حوزه کشتیرانی، بیمه، مبادلات پولی و بانکی، فلزات گران بها، فروش میعانات گازی و نهایتا مساله فروش نفت در بازه زمانی اجرای برجام به حالت تعلیق درآورده بود که اکنون تمامی آن تحریم ها را علیه ایران دوباره اعمال کرده است. البته این تحریم ها را باید در خصوص تهیه غذا و دارو مستثنی کرد. حال این که رسانه های داخلی هم عنوان کنند که کشور در آینده قفل خواهد کرد و یا این که شرایط کار برای کشور بسیار سخت خواهد بود کمکی به حل بحران ما نمی کند.

اتفاقا دیپلماسی ایرانی هم تلاشی برای قرار گرفتن در مسیر جنگ روانی آمریکا ندارد و از همان ابتدای امر تا کنون فقط و فقط به تشریح البته واقعی و منطقی شرایط و تحولات برآمده است. در همین راستا علیرغم تحریمی های جدی در حوزه های مختلف به خصوص در حوزه پولی و بانکی که بدون خوشبینی مورد بحث قرار گرفت، ما در طول مصاحبه های خود به کرات برخی شرایط مانند معافیت 8 کشور از تحریم های نفتی آمریکا را هم به عنوان عقب نشینی کاخ سفید هم بررسی کردیم. نظر شما در خصوص این معافیت و نیز نگاه واشنگتن به سوئیفت چیست؟

این معافیت نفتی برای 8 کشور در این شرایط منطقی است. چرا که رئیس جمهور آمریکا به دلیل نگرانی درباره افزایش قیمت نفت می‌خواهد تحریم نفتی علیه ایران را به تدریج اعمال کند. چون یقینا اعمال یک باره این تحریم ها به بازار انرژی شوک وارد خواهد کرد و نهایتا موجب بالا رفتن شدید قیمت‌ها می شود. پس به جای فشار آوردن به جامعه جهانی در خصوص عدم خرید نفت از ایران در یک پروسه 180 روزه تنها 8 کشور را معاف کرده است که خرید نفت خود را از ایران کاهش دهند. اما در خصوص مساله سوئیفت هم باید گفت که در حال حاضر اختلاف نظری درباره قطع و یا عدم قطع سوئیفت علیه ایران در ساختار سیاسی آمریکا وجود دارد. بخشی از این ساختار به خصوص وزارت خرانه داری معتقدند که با عدم قطع سوئیفت در این خصوص می توان مبادلات و معاملات تهران را در این شبکه پولی وبانکی، کنترل و مورد تحقیق و بررسی قرار داد. اما وزارت امور خارجه آمریکا بر قطع سوئیفت در رابطه با ایران اصرار دارد. در این بستر اروپایی ها نیز به دنبال ایجاد یک شبکه مجزای پولی و بانکی شبیه سوئیفت در این خصوص هستند. حال این که این مهم تا چه اندازه در صحنه عمل موفق عمل می کند، باید منتظر تحولات بعدی بود. البته این نکته را هم باید گفت که اگر چه ایالات متحده دو مساله غذا و دارو را از تحریم های خود مستثنی کرده است، اما اگر شبکه پولی و مالی مانند سوئیفت بر ایران قطع باشد یقینا کشور نمی تواند مایحتاج خود را تهیه کند. البته در کنفرانس مطبوعاتی مشترک جمعه گذشته هم مایک پمپئو، وزیر امروخارجه و هم استیو منوچین، وزیر خزانه داری اعلام داشتند که آمریکا بخشی از شبکه مالی و پولی را برا تهیه غذا و داروهای مورد نیاز ایران باز خواهد گذاشت. 

به اروپایی ها اشاره شد. با توجه به این که چند روزی است تحریم های ثانویه علیه کشور اعمال شده، ولی تا کنون قاره سبز خبری دال بر آغاز سازوکار مد نظر خود در خصوص حمایت از ایران نداده و در این مدت تنها به برخی مواضع سیاسی و ابزار تاسف بسنده کرده است. آیا در این شرایط که بسیاری معتقدند تنها راه تقابل با تحریم های آمریکا همین SPV است، می توان به اقدامات اتحادیه اروپا چشم امید داشت با توجه به این که خود شما در مصاحبه پیشین با دیپلماسی ایرانی هم چندان به اقدامات عملی اتحادیه اروپا به خصوص در همین مساله  SPV خوشبین نبودید؟ 

من کماکان همان نگاه قبلی خود را در خصوص اقدامات عملی اتحادیه اروپا دارم. ببینید قاره سبز در حوزه مواضع سیاسی و دیپلماتیک بسیار خوب عمل می کنند. بیانیه پشت بیانه، مواضع حمایتی از ایران، سخنرانی و نشست های مکرر، با این حال در خصوص اقدامات عملی به ویژه درباره مسائل اقتصادی و تجاری چندان جدی نیستند. تا کنون و علیرغم ادعاهای آنها که خبری در خصوص آغاز این مدل و سازوکار مدنظرشان داده نشده است. البته این سخنان من دال بر این نیست که باید از عدم حمایت اروپا استقبال کرد. برعکس، باید به فکر تحریک قاره سبز بود تا هر چه سریع تر اقدامات حمایتی خود را در خصوص ایران آغاز کنند. البته من بر عقیده هستم که کشور هم نباید طوری عمل کند که کل برنامه های خود را به این مدل SPV گره بزند که اگر خدای ناکرده اجرایی نشد و یا در صورت اجرایی شدن آن میزان از موفقیت را در پی نداشت، کار کشور لنگ بماند. باید نگاهی جدی به داخل شود. در این راستا وزیر جدید اقتصاد آقای دژپسند عنوان داشته اند که به دنبال اصلاح جدی ساختار بانکی کشور است. این کار باید هر چه زودتر انجام شود. چون اگر این اصلاح انجام شود، بانک های دیگر بنگاه داری را کنار گذاشته، خرید و فروش ارز و سکه و اختصاص سود کلان به سپرده ها را فراموش خواهند کرد و به ماموریت مهم خود در اقتصاد کشور خواهند پرداخت. در این صورت برخی از مشکلات جدی ما حل خواهد شد. ما باید نگاه داخلی را تقویت کنیم و سیستم بانکداری مان را دچار تحولی اساسی کنیم. همان طوری که نظام بیمه، گمرک، تولید و دیگر بخش ها نیاز به اصلاح دارد. البته این مسائل به معنای حل همه مشکلات ساختاری کشور نیست، اما می توان فشارهای ناشی از تحریم های آمریکا را تا حدودی کاهش داد. حال باید دید که این شعارها و اقدامات در داخل انجام خواهد شد یا خیر.

آیا با این وزرائی که چند روز پیش از مجلس رای اعتماد گرفتند و بخش اقتصادی دولت را ترمیم شد، می توان در جنگ با تحریم ها پیروزی هایی به دست آرود؟

ما نباید ناامید باشیم. بالاخره بخش تازه نفسی به دولت در حوزه اقتصادی تزریق شده. خود این مساله یک امتیاز است. 

اما زمانی که آقای شریعتمداری در سمت وزیر صنعت، معدن و تجارت آن سابقه را داشتند، می توان در وزارت رفاه از او چه انتظاری داشت. یا آقای رحمانی در سمت قائم مقام وزارت صنعت، معدن و تجارت چه کاری انجام داده اند که اکنون در پست وزارت بخواهند کاری انجام دهند. این امید واهی دادن کاری از پیش می برد؟

این مساله اصلا امید واهی دادن نیست. ما باید واقعیات را بگوئیم. آقای دژپسند در همان جلسه رای اعتماد و بعدتر هم قول داده اند در خصوص اصلاح سیستم بانکداری، بیمه و گمرک کشور کارهای جدی انجام دهند. ما که نباید از تریبونی مانند دیپلماسی ایرانی هنوز مهر حضور وزیر خشک نشده آن را تخریب کنیم. دیکته نانوشته غلط ندارد، پس چگونه از الآن غلط گیری وزراء شروع شده است. بگذارید که ایشان و دیگر وزراء کارها را مطابق با برنامه های اعلامی خود پیش ببرند، اگر نقص و انتقادی وارد بود، آن گاه ما وزراء را به دلیل کم کاری مواخذه کنیم. این نگاه بدبینانه به دولت و وزارء که در پیشانی مبارزه با تحریم ها هستند در این برهه حساس اصلا کار درستی نبوده و اساسا به سود کشور نیست. از این دست مواضع هیچ کس سود نمی برد. بگذاریم کارها طبق روال پیش رود. ما به اندازه کافی شبکه رادیویی و تلویزیونی معاند داریم که از صبح تا شب به دنبال ایجاد یاس و ناامیدی هستند. اتفاقا بعد از اعمال دور دوم تحریم ها کار خود را هم به طور جد بر سیاه نمایی آینده اقتصادی و معیشتی مردم گذاشته اند، ما که نباید در داخل کار آنها را تکمیل کنیم.     

چند روز پیش هم لایحه الحاق ایران به CFT هم رد شد. حتی اگر اروپایی ها هم به دنبال عملیاتی کردن سازوکار مد نظر خود باشند، این دست از اقدامات ما در داخل می تواند با مضاعفی را ایجاد کند؟

این هم از آن مسائلی است که نباید در رسانه های داخلی طوری روی آن مانور داده شود که گویی تهران از عمد با برخی اقدامات به دنبال فشار بر مردم خود است. ما در داخل قانون اساسی داریم و طبق آن هم سازوکار همه چیز روشن است. طبق قانون شورای نگهبان می تواند مصوبات مجلس را با اعلام ایرادات به مجلس شورای اسلامی بازگرداند و مجلس هم آن را به کمیسیون مربوطه می سپارد، هم چنان که اکنون این لایحه دوباره به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بازگردانده شد. اگر ایرادات در کمسیون رفع شد که هیچ و گرنه دوباره به صحن برده خواهد شد و در خصوص آن دوباره رای گیری می شود. اگر مجلس دوباره بر رای خود اصرار داشت، اختلاف شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی به مجمع تشخیص مصلح نظام می رود. پس سازوکار داخلی هنوز به بن بست نرسیده است که آن را بار مضاعف دانست. از آن سو در آخرین جلسهFATF  هم فرصت 4 ماهه ای به ما داده شده که تکلیف این لوایح را روشن کنیم. به هرحال این لوایح باید برای کشور حل و فصل شود، چرا که بر مبنای این لوایح است که سیستم بانکی ما می توان با جهان ارتباط داشته باشد. در این راستا اگر هر جای این لوایح برای ما مشکلاتی ایجاد می کند، آن را رفع کنیم، نه این که کل این لوایح را کنار بگذاریم. چون عدم پذیرش این لوایح یعنی عدم ارتباط مالی و پولی با جهان که مشکلات کشور را دو چندان می کند.

کلید واژه ها: ایرانفروش نفتحسن بهشتی پوربرجامتحریم های ثانویه آمریکادولت


۲ رای

نظر شما :

امیر ۱۷ آبان ۱۳۹۷ | ۲۰:۴۹
حمله نه به این دولت بلکه به هر دولتی که دست در جیب مردم دارد و در این امانت خیانت بکند نه تنها جایز بلکه واجب است به شروط زیر: ۱. مستند باشد. ۲. معتبر باشد. آنچه جایز نیست دروغ پراکنی، تهمت و دزدی است. این اشتباه بزرگی است که به دلیل دشمن خارجی به دولت ها چک سفید امضاء داده شود و انتقادی نشود. عدم انتقاد از دولت ها، جولان دادن به بی عرضگی، قبیله گرایی، فساد و خیانت است. خدمت در دولت یک حق مادرزاد نیست، یک افتخار است؛ افتخار خدمت به میلیون ها ایرانی شریف و زحتمکش و وفاداری به آنانی که هزاران سال برای جان و ناموس ما خون شریفشان را بی مدعا هدیه کرده اند. چهل سال بعد از انقلاب ۵۷، طبقه مدیران و رهبران جامعه، به اجبار طبیعت، در حال پوست اندازی است و نه مدیران آینده کاریزمای رهبران قدیمی را خواهند داشت و نه مردم ایران همان مردم چهل سال پیش خواهند بود. تنها راه تبدیل تهدید تحریم ها به فرصت آینده‌ای روشن، شایسته گرایی است. این تنها راهی است که هر بشکه نفت صادر نشده را به محصولی مرغوب تر تبدیل خواهد کرد و محصولی مرغوبتر از نیروی انسانی کارا، سخت کوش و درستکار وجود ندارد.