حافظه تاریخی و بی اعتمادی تهران، موانع جدی برای تحقق رویکرد نگاه به شرق

بی اعتمادی به روسیه و چین از سوی ایران، متقابل است

۰۷ مهر ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۷۹۲۳۱ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
شعیب بهمن در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است که در قیاس با اروپا کشورهایی مانند چین و روسیه اگر حاضر به پرداخت هزینه اقتصادی نباشند، حداقل حاضر به پرداخت هزینه سیاسی و دیپلماتیک بیشتری هستند. علاوه بر این در حوزه همکاری های تجاری باز می توان انتظار بیشتری از روسیه و چین داشت. در این وضعیت آشفته ارزی کشور کدام بازیگر و دولت حاضر شده است در مناسبات تجاری با ایران دلار را از مبادلات فی مابین حذف کند. آیا کشورهایی به غیر از روسیه، چین و ترکیه؟! پس فضای همکاری با شرق به مراتب از غرب بیشتر است.
بی اعتمادی به روسیه و چین از سوی ایران، متقابل است

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – در بخش دوم مصاحبه با شعیب بهمن، کارشناس مسائل روسیه با موضوع ضرورت "نگاه به شرق" در سیاست خارجی و تاثیرات آن بر شرایط کنونی کشور، دیپلماسی ایرانی سعی داشته در راستای بخش اول این سلسله گفت وگوها به بررسی موانع دیگری که در مسیر تحقق این نگاه در دیپلماسی کنونی کشور وجود دارد، بپردازد:

در مصاحبه پیشین دیپلماسی ایرانی با شما تا حدودی با معنا، تعریف و حدود ژئوپولتیکی و ژئو استراتژیکی شرق و نیز پتانسیل های اقتصادی آن که می تواند فرصتی را در اختیار اقتصاد کنونی کشور قرار دهد، آشنا شدیم. در این بخش به موانع تحقق این نگاه در دیپلماسی نگاهی خواهیم داشت. اولین و شاید مهم ترین مساله ای که در تحقق نگاه به شرق در دستگاه سیاست خارجی ایران وجود دارد به حافظه تاریخی کشور باز می گردد که همواره بین دو بلوک شرق و غرب، به مراتب نگاه به غرب به خصوص آمریکا نگاه پررنگ تری بوده است که از دوره پهلوی دوم این نگاه تا کنون یک نگاه غالب است؛ به گونه ای که با حضور حسن روحانی در همان سال های ابتدایی دهه 90 شمسی و ضرورت گفت وگو با غرب بر سر پرونده هسته ای و ظهور برجام، تهران فلش سیاست خارجی دولت های نهم و دهم را از شرق به اروپا و آمریکا چرخاند. آیا اکنون هم که تهران کمابیش انتظار تحقق بستر مذاکره با آمریکا را دارد می توان عملیاتی شدن نگاه به شرق را در دیپلماسی ایران انتظار داشت؟

به واقع این نکته شما کاملا درست است و همواره یکی از عوامل جدی در تحقق راهبرد نگاه به شرق بوده است. تهران در هر بزنگاه تاریخی تا به امروز هر گاه فرصت و بستری برایش به وجود آمده، همیشه به سوی غرب با محوریت آمریکا نگاه داشته است. این مساله یقینا چنانی که در حافظه تاریخی ما ایرانی ها گنجانده شده در حافظه تاریخی طرف مقابل یعنی شرق هم جای گرفته است. مسکو و پکن فراموش نمی کنند که تا زمانی تهران به آنها نیاز داشته به سمت آنان گرایش پیدا خواهد کرد، اما با آماده شدن بستری مانند برجام تهران یقینا به ذات غرب گرای خود باز خواهد گشت. با این کارنامه مطمئنا شرق هم اعتمادی به ما نخواهد داشت، چرا که تهران را شریک مقطعی خود می داند. روسیه و چین می دانند که راهبرد جاری و ساری در لوای نگاه به شرق که در دولت های نهم و دهم و یا دولت کنونی پی گرفته می شود، به ضرورت شرایط و اجبار است. چرا که بعد از دولت آقای خاتمی، احمدی نژاد اگر نگاه نیم بند به شرق را در دستورکار دولت خود قرار داده بود به دلیل وضعیت نامطلوب روابط تهران با اروپا و آمریکا بود. با این شرایط نگاه به شرق در سیاست خارجی آن چنان که باید تبلور پیدا نمی کند، چنانی که در این سال های پس از انقلاب صورت نگرفته است. اما باید این واقعیت را بپذیریم که جمهوری اسلامی ایران برای توازن بخشی در امر سیاست خارجی با بلوک غرب به خصوص در این شرایط که گروکشی های سیاسی اوج گرفته است، باید روابط و مناسبات جدی خود را ذیل نگاه به شرق بیش از پیش محقق کند. به هرحال شرق و غرب به صورت مساوی می توانند به عنوان بال های تحرک سیاسی خارجی ایران عمل کنند. وابستگی بیش از حد به هر کدام از این بال ها و بلوک ها سبب ضربه خوردن دیپلماسی کشور می شود. امروز هم ما شاهد همین وضع هستیم. نگاه بیش از اندازه به غرب  سبب شده تا نه غرب در کنار ما باشد و نه شرق. چرا که غرب به دنبال گروکشی است و شرق هم به دلایلی که گفتم اعتمادی به ایران ندارد. ضمن این که دوباره تکرار می کنم سیاست و راهبرد نگاه به شرق لزوما به معنای نفی نگاه به غرب نیست، بلکه به این معنا است که جمهوری اسلامی ایران زمانی که در آغاز انقلاب شعار نه شرقی و نه غربی را سر می دهد، باید نگاه مستقل و همه جانبه را به همه جامعه جهانی داشته باشد. این نگاه جامع الشرایط است که می تواند به ما کمک کند. لذا امروز کشور ما با این وضعیت اقتصاد نباید خود را قربانی نگاه تنها و صرف به آمریکا و اتحادیه اروپا کند. شرایط امروز کشور ایجاب می کند که توسعه روابط به خصوص روابط تجاری با چین، هند، روسیه، آفریقای جنوبی و برزیل در دستور کار ما باشد؛ برعکس آن هم درست است که روابط ما با اتحادیه اروپا نباید قربانی روابط با چین و روسیه شود. توازن امر مهم در پیشبرد این راهبرد است. اتقافا تاریخ سیاست و دیپلماسی ایران به ما نشان داده است که هر گاه تهران توانسته توازن جدی میان نگاه به شرق و غرب را در سیاست خارجیش پیش بگیرد، منافع بیشتری را متوجه خود کرده است. امروز شرایط اقتضا‌ء می کند که تهران باید آن نگاه سنتی خود را بشکند و با تحلیلی درست، نگاه به جامعه جهانی را در دستور کار خود قرار دهد. چه بخواهیم و چه نخواهیم شرایط کشور به خصوص در امر اقتصاد به دیپلماسی گره خورده است. پس ضروری است ما نگاه درستی را برای سیاست خارجی خود برگزینیم.

در این رابطه راهکارها را در چه سرفصل هایی خلاصه می کنید؟

امروز شفافیت سازی و تبیین درست نگاه به شرق در سیاست خارجی ضروری است. باید به صورت دقیق عنوان شود که اولا نگاه به شرق اساسا نگاه سنتی ژئوپولتیکی و جغرافیایی نیست؛ ثانیا نگاه به شرق تقویت رویکردها و استفاده از همه پتانسیل های جهانی برای تعالی کشور است. ثالثا این که نگاه به شرق نافی روابط با غرب نیست. یعنی روابط ما با روسیه و چین قرار نیست آسیبی به دیگر روابط تهران بزند. اگر این مبانی درست تبیین شود و در کنار آن یک راهبرد منسجم، دقیق و درعین حال قابل عملیتاتی شدن پی گرفته شود، یقینا می توان تحرک بیشتری را برای کشور در عرصه جهانی شاهد باشیم. چرا که در سیاست خارجی کنونی آن چه که به عنوان نگاه به شرق وجود دارد، تنها چند همکاری موقتی امنیتی و سیاسی در خصوص برخی پرونده ها مانند سوریه است که در یک سیاست و رویکرد ارزیابی می شود، نه راهبرد. ما اگر بخواهیم در این قالی موفق باشیم باید نگاه بلند مدت تری را داشته باشیم. در ضمن باید کشورهایی که در قالب نگاه به شرق قرار می گیرند را شناسایی کنیم و بر حسب اقتضائات هر کشور برنامه خاصی را برای توسعه مناسبات تهران طراحی و پی ریزی کنیم. لذا می بینید که نگاه به شرق یک عبارت در سه کلمه نیست، بلکه راهبردی است که نیاز به زمان و برنامه ریزی دقیق دارد. اما مهمتر از آن ضرورت احساس به این نگاه است که تا کنون به صورت جدی در دستگاه سیاست خارجی، نه این دولت که در کل جمهوری اسلامی ایران شکل نگرفته است. در این سال ها محافل آکادمیک، دانشگاه ها و اساتید این حوزه به کرات در این خصوص نشست ها و برنامه ای خود را ارائه کرده اند، اما زمانی که مساله به عملیاتی شدن آن در سیاست خارجی که می رسد تا کنون اتفاق خاصی رو نداده است. از این رو در هر دوره و ذیل اقتضائات مکانی و زمانی و در سایه تحولات، تهران روابطی مقطعی را با شرق پی گرفته است. پس تا زمانی که این مسائل و تغییرات روی ندهد، نگاه به شرق در حیطه کلمات باقی خواهد ماند. 

علاوه بر حافظه تاریخی مساله و مانع دیگری که در سر راه تحقق نگاه به شرق وجود دارد، عدم اعتماد تهران به شرق در همین مناسبات مقطعی است. مضافا این که شما به عدم اعتماد شرق به ایران هم اشاره داشتید. در این خصوص شاهد مدعا هم از همکاری روسیه در پرونده سوریه تا برنامه مسکو برای افزایش تولید نفت و نیز عدم همراهی احتمالی پکن در دوران تحریم های ثانویه از ایران را شامل می شود؟        

اساسا نه روسیه و چین که هیچ کشوری در امر سیاست خارجی قابل اعتماد نیست. دیپلماسی یعنی بیشترین منفعت در ازای کمترین هزینه برای کشور. با این تعریف هر کشوری به دنبال تحقق بیشترین مناقع برای خود است. لذا روسیه و چین هم چک سفید امضایی برای حمایت از ایران در هر شرایطی را نداده اند که حال انتظار پشتیبانی بی چون و چرای مسکو و پکن را از تهران داشته باشیم. مضافا این که پیشتر هم گفتم حافظه تاریخی ما در گرایش به غرب سبب عدم اعتماد شرق به ایران است. چرا که شرق تهران را یا شریک راهبردی خود نمی داند و یا بدتر آن ایران را مهره، بازیچه و حتی جاسوس غرب در شرق می داند. پس به همان اندازه که آمریکا غیرقابل اعتماد است، روسیه هم غیرقابل اعتماد است؛ به همان اندازه که چین، هند، آفریقای جنوبی و برزیل غیرقابل اعتمادند، خوب یقینا آلمان، انگلستان، فرانسه و اتحادیه اروپا هم غیرقابل اعتماد است. از این زاویه مساله مهم توان دیپلماسی کشور در نزدیکی به هر کدام از این بلوک ها و کشورهای حاضر در آن برای کسب منافع بیشتر کشور است. هنر سیاست خارجی باید اینجا خود را نشان دهد، وگر نه هیچ کشوری در شرق و غرب عالم دلسوز ایران وهیچ کشور دیگری نیست. 

مساله مهم دیگری در خصوص پاسخ به سوال مهم شما وجود دارد این است که حداقل تاریخ 15 سال گذشته سیاست خارجی به ما نشان داده است که به همان اندازه که ایران توان همراهی  و اعتماد نسبی به شرق را دارد، نمی تواند به همراهی و اعتماد به غرب دل خوش کند. این جمله من دلیل بر صحه بر تمام رفتارها و اقدامات مسکو و پکن در همراهی با ایران نیست. اما این تاریخ نشان داده که حداقل در قیاس با آمریکا و اروپا می توان اعتماد بیشتری به روسیه و چین داشت. نمونه بارز آن برجام است. در این رابطه نتیجه اعتماد به آمریکا چه شد؟! نتیجه اعتماد به کشورهای اروپایی مانند فرانسه که بعد از حصول توافق هسته ای وارد صنعت خودرو و نفت ما شدند، امروز به کجا کشیده شد؟! آیا تا تهدید کوچکی از سوی کاخ سفید مشاهده شد، همکاری با ایران را تعطیل نکردند؟! این ها را هم باید دید. حتی کار به جایی رسید که این شرکت ها و بانک های اروپایی پیش از اعمال تحریم های 13 آبان بساط خود را در همکاری با ما جمع کردند. این را هم باید در نظر گرفت که تا به امروز پکن و مسکو بیش از همه این کشورها در برابر تحریم های آمریکا از خود مقاومت نشان داده اند. منظورم این نیست که در آینده می توان روی خرید نفت چین از ایران حساب باز کرد و یا چنانی که اشاره داشتید توجیهی برای برنامه روسیه در خصوص افزایش سقف تولید نفت داشت. اما می توان در همکاری با آنها به مراتب بیشتر از غرب انتظار حمایت داشت. این حمایت در تمامی محافل سیاسی از سازمان ملل و شورای امنیت تا مناسبات دو و چند جانبه و نیز روابط اقتصادی محقق شده است. در کنار این مسائل باید گفت که یقینا روابط سیاسی و اقتصادی چین ورسیه با جهان پیوستگی خود را دارد و نمی توان گفت که روسیه و چین در هر شرایطی باید خود را حافظ ایران بدانند. این انتظار غیر عقلانی در دنیای دیپلماسی است.‌ آن هم چینی که با سیاست کاهش تنش و احترام متقابل بعد از جنگ جهانی دوم به دنبال کاهش اصطکاک با همه کشورهای من جمله آمریکا برای افزایش قدرت اقتصادی خود است. روسیه هم تحت تاثیر تحریم های آمریکا قرار دارد. این کشور هم به دنبال چالش بیشتر نیست. باید بپذیریم که تاثیرپذیری همه کشورهای جهان از تحریم های آمریکا به یک اندازه است. این دیگر چین، روسیه و اتحادیه اروپا بردار نیست. همه به یک اندازه ضرر می کنند. پس نباید مسکو و پکن را تافته جدا بافته دانست و انتظار داشت که حالا اتحادیه اروپا به دلیل ضربه احتمالی تحریم های ثانویه در همکاری با ایران توان حمایت از ما را ندارد، اما روسیه و چین باید این کار را بکنند. نه این درست نیست. همه ضرر می کنند. همان قدر که اروپا حق دارد در 13 آبان پشت ما را خالی کند، چین و رسیه هم حق دارند. هر چند که روسیه و چین در سیاست های خود قدری مستقل تر از اروپا در برابر آمریکا عمل می کنند، همین مساله هم سبب شده تا ضرورت پیگیری نگاه به شرق در سیاست خارجی مهم ارزیابی شود. چرا که در قیاس با اروپا کشورهایی مانند چین و روسیه اگر حاضر به پرداخت هزینه اقتصادی نباشند، حداقل حاضر به پرداخت هزینه سیاسی و دیپلماتیک بیشتری هستند. علاوه بر اینها در حوزه همکاری های تجاری باز می توان انتظار بیشتری از روسیه و چین داشت. در این وضعیت آشفته ارزی کشور کدام بازیگر و دولت حاضر شده است در مناسبات تجاری با ایران دلار را از مبادلات فی مابین حذف کند. آیا کشورهایی به غیر از روسیه، چین و ترکیه؟! پس می بینید که فضای همکاری با شرق به مراتب از غرب بیشتر است. همان طوری که در دروان تحریم های ایران در سال های ابتدایی دهه 90 شمسی شاهد بودیم که همکاری ما با شرق به خصوص چین آسان تر از غرب بود. نکته پایانی هم به بخشی از سوال شما باز می گردد. این نگاه و تحلیل غلط را که عمدتا ناشی از تبلیغات رسانه ای خارجی و حتی داخلی است باید درست تبیین کرد. روسیه برای ضربه زدن به ایران در دوران تحریم های ثانویه، ذیل صفر کردن فروش نفت ایران، دست به افزایش سقف تولید نمی زند. مسکو از سال ها پیش در برنامه های خود عنوان کرده بود که با افزایش قیمت نفت دوباره دست به افزایش تولید خود خواهد زد، حال این همزمانی با اعمال تحریم های آمریکا نمی تواند به معنای همکاری مسکو با واشنگتن ضد تهران باشد.

اما نتیجه این برنامه علیرغم عدم هماهنگی آن با تحریم های کاخ سفید می تواند در راستای فشار آمریکا بر صنعت نفت ایران عمل کند؟

این را منکر نیستم که اگر چه میان سیاست افزایش تولید نفت روسیه و تحریم های آمریکا مبنی بر صفر کردن فروش نفت ایران هماهنگی وجود ندارد، اما من هم مانند شما معتقدم که آثار و تبعات هر دو در یک راستا قرار دارد.   

کلید واژه ها: آمریکاچینهندروسیهاتحادیه اروپاآفریقای جنوبیفروش نفتبرزیلنگاه به شرقبرجامتحریم های ثانویه آمریکاشعیب بهمن


۴ رای

نظر شما :

امیر ۰۷ مهر ۱۳۹۷ | ۱۴:۳۶
"حافظه تاریخی" احمقانه ترین مفهوم و واژه ای است که وارد مباحث سیاسی شده است. اگر کشوری مانند ایران با تاریخ چند هزار ساله بخواهد روابط بین الملل امروز و فردایش را با "حافظه تاریخی" گذشته تنظیم کند باید با سه چهارم دنیا سر دشمنی و ناسازگاری بگذارد. این کینه از تاریخ و شخم زدن و کاشتن دائمی آن به غیر از تباهی و به زنجیر کشیدن نسل آینده حاصل دیگری ندارد؛ فرزندان نباید به گناهان پدران مجازات شوند.