با صدور دو قطعنامه سنا علیه عربستان ترامپ مجبور به کاهش روابط با ریاض است

روابط ترامپ - کوشنر و بن سلمان در محاق

۲۴ آذر ۱۳۹۷ | ۱۷:۰۰ کد : ۱۹۸۰۶۴۰ آمریکا خاورمیانه انتخاب سردبیر
مهدی ذاکریان در گفت وگوبا دیپلماسی ایرانی بر این باور است: مجلس سنا دو قطعنامه را علیه عربستان سعودی و شخص بن سلمان تصویب کرد تا، هم منافع حزبی آمریکا و جمهوری خواهان تامین و حفظ شود و هم منافع کلان آمریکا. چرا که اکنون هزینه حمایت از بن سلمان بیشتر از سود و فایده آن برای هیات حاکمه آمریکا است.
روابط ترامپ - کوشنر و بن سلمان در محاق

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – مجلس سنای آمریکا پنج شنبه هفته گذشته دو قطعنامه را علیه عربستان سعودی به تصویب رساند؛ قطعنامه‌ اول که با ۵۶ رأی موافق و ۴۱ رأی مخالف به تصویب رسید خواستار اتمام حمایت آمریکا از ائتلاف متجاوز به یمن است. دومین قطعنامه که به تصویب رسید را سناتور باب کورکر، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا معرفی کرده بود. این قطعنامه محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی را مسئول قتل جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار منتقد سعودی معرفی می‌کند. دیپلماسی ایرانی برای بررسی علت و یا علل صدور این دو قطعنامه و تاثیر آن بر مناسبات و روابط دونالد ترامپ و محمد بن سلمان، گفت وگویی را با دکتر مهدی ذاکریان، کارشناس و پژوهشگر حقوق بین الملل داشته است که در کارنامه خود تدریس و تحقیق در بنیاد دانشگاهی اروپا - بروکسل، موسسه مطالعات اسلام معاصر دانشگاه لایدن، دانشکده حقوق و مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه پنسیلوانیا، موسسه دانشگاهی اتحادیه اروپا و همچنین استاد مدعو دانشکده حقوق دانشگاه پنسیلوانیا، عضو هیات تحریریه فصلنامه Relacions Internationales دانشگاه کورتابیا و بوینس آیرس را دارد.

مجلس سنای آمریکا پنج شنبه هفته گذشته دو قطعنامه را علیه عربستان سعودی به تصویب رساند؛ قطعنامه‌ اول که با ۵۶ رأی موافق و ۴۱ رأی مخالف به تصویب رسید خواستار اتمام حمایت آمریکا از ائتلاف متجاوز به یمن است. دومین قطعنامه نیز محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی را مسئول قتل جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار منتقد سعودی معرفی می‌کند. اما سوال مهم اینجا است که مجلس سنای آمریکا با قاطبه جمهوری خواهان چرا دو قطعنامه را علیه سیاست های رئیس جمهوری حزب متبوع خود به تصویب رسانده است؟

نکته مهمی که در پاسخ به سوال شما وجود دارد این است که اساسا در سیستم ایالات متحده آمریکا منافع احزاب و ساختار کلان سیاسی بر منافع فردی ارجحیت دارد، حتی اگر آن فرد رئیس جمهوری آمریکا باشد. از طرف دیگر من در مصاحبه های پیشین با دیپلماسی ایرانی نیز عنوان داشتم که در جامعه آمریکا خلاءهای جدی وجود دارد که هنوز احزاب نتوانسته اند آن خلاءها را پر کنند؛ خلاءهایی که از بیمه گرفته تا مشکلات معیشتی، اقتصادی، مساله ناامنی گسترده در سایه وفور سلاح های گرم در این کشور که هر روز یک حادثه تیراندازی را با چندین کشته رقم می زند و دیگر مسائل. در این راستا دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا با همان نگاه شخصی سعی کرد برای حل مشکلات داخلی ایالات متحده  در حوزه اقتصادی روابط و مناسبات خود را با برخی از کشورهای ثروتمند عربی خاورمیانه مثل عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر افزایش دهد تا بتواند از طریق قراردادهای کلان، سود سرشاری را برای حل مشکلات داخلی متوجه آمریکا کند. اما در این میان کاخ سفید همواره به دلیل حمایت از این کشورهای اقتدارگرای عربی و نیز حمایت از جنایت های اسرائیل زیر سوال بوده است. اکنون با پررنگ تر شدن این حمایت های کاخ سفید و حتی جنبه شخصی پیدا کردن روابط محمد بن سلمان با ترامپ، ایالات متحده آمریکا اکنون به سیبل حملات افکار عمومی جهانی بدل شده است. به خصوص با صدور دستور قتل فجیع جمال خاشقجی و نیز تبعات منفی تجاوز عربستان به یمن شدت حملات افکار عمومی جهانی به آمریکا بیشتر هم شده است. لذا ساختار حاکمه ایالات متحده که یکی از شاخه های آن مجلس سنا است، حتی با اکثریت جمهوری خواه، میان منافع کلان آمریکا و منافع فردی در سایه روابط ترامپ و بن سلمان، قطعا به منافع کلان کشور می اندیشد و در این راستا دو قطعنامه را علیه سیاست ها و برنامه های رئیس جمهوری از حزب متبوع خود صادر کرد تا از منافع کلان ایالات متحده آمریکا دفاع کند.  
البته این مساله به معنای نادیده گرفتن ارزش های جمهوری خواهی در سنا نیست. برای روشن تر شدن این نکته، مساله این گونه باز می کنم. دونالد ترامپ که از آغاز سال 2017 سکان داری سیاست های آمریکا را در دست گرفته نظریات شخصی خود را که اساسا هیچ آشنایی هم با علم سیاست و دیپلماسی ندارد بر ساختار حاکمه ایالات متحده تحمیل کرده است. به عبارت دیگر در مدت دو سالی که ترامپ روی کار آمده منافع شخصی وی بر منافع آمریکا ارجحیت پیدا کرده است، لذا ساختار حاکمه در مقابل این تضاد منافع یقین واکنش خود را خواهد داشت. یعنی مجلس سنا و حزب جمهوری خواه از تفکرات جمهوری خواهان و اندیشه های نئومحافظه کاران حمایت می کند، اما با برنامه های شخصی کاملا مخالف است، چرا که سیاست در آمریکا توسط سیستم طراحی و اجراء می شود، نه فرد. چون سیاست داری در آمریکا بر اساس یک سری اصول و هنجارهای ناشی از ارزش های آمریکایی شکل گرفته است، نه هنجارهای شخصی مانند ترامپ. با این وصف مجلس سنا دو قطعنامه را علیه عربستان سعودی و شخص بن سلمان تصویب کرد تا، هم منافع حزبی آمریکا و جمهوری خواهان تامین و حفظ شود و هم منافع کلان آمریکا. چرا که اکنون هزینه حمایت از بن سلمان بیشتر از سود و فایده آن برای هیات حاکمه آمریکا است. 

اگر این قطعنامه ها در مجلس نمایندگان تایید شود نهایتا برای اجرایی شدن به کاخ سفید و امضای ترامپ نیاز دارد، در این صورت آیا رئیس جمهوری آمریکا در مقابل نظر کنگره مقاومت می کند؟

مساله مهم اینجااست که ترامپ چه مخالفت بکند چه نکند، باید در سیاست ها، روابط و مناسبات خود با عربستان سعودی و شخص محمد بن سلمان تجدید نظر جدی داشته باشد. چرا که اکنون بدنامی بزرگی برای آمریکا در سایه روابط رئیس جمهوری ایالات متحده و ولیعهد سعودی به وجود آمده است. اگر دقت هم کرده باشید بعد از افزایش حملات افکار عمومی جهانی بعد از قتل خاشقجی، از شدت روابط ترامپ و بن سلمان تا اندازه ای کاسته شد. یعنی ترامپ سعی کرد برای تعدیل این فشارها تا اندازه ای از ولیعهد سعودی فاصله بگیرد، اگر چه بارها صراحتا از وی، هم در پرونده قتل خاشقجی و هم در تجاوز به یمن حمایت کرده است. 

در این میان دامنه اختلافات به خود کابینه ترامپ به دلیل مناسبات شخصی رئیس جمهوری آمریکا و ولیعهد عربستان سعودی نیز کشیده شده است. در این خصوص مواضع متضاد خانم جینا هسپل، رئیس سی.آی.ای و خانم نیکی هیلی نیز در پرونده قتل خاشقجی سبب شده تا زمزمه های جدی در خصوص جدایی بخشی از کابینه ترامپ شنیده شود. آیا ترامپ از کابینه خود هم برای حفظ مناسبتش با بن سلمان خواهد گذشت؟

یکی از مشکلات جدی در دولت دونالد ترامپ، خانوادگی شدن امر سیاست گذاری و دیپلماسی است. شاید این متد خانوادگی در حوزه تجارت و کسب و کار جواب دهد و فوائدی داشته باشد، اما یقینا نمی توان در میدان دیپلماسی و سیاست نگاه خانوادگی را مطرح کرد. چرا که سیاست گذاری نوعی تعیین مسیر از دالان ارزش ها و هنجارهای موجود در ساختار و بافت یک کشور است که باید بتواند خود را در ساختار کلان جامعه بین الملل تعریف و تبیین کند. اما درباره دونالد ترامپ، می توان گفت تنها رئیس جمهوری آمریکا است که به این شدت و عیانی، خانواده خود را در امر سیاست و دیپلماسی دخیل کرده است. حضور جارد کوشنر در نزدیکی ترامپ به بن سلمان و نیز تداوم حمایت های پررنگ رئیس جمهوری آمریکا از اسرائیل به شدت موثر بوده است. حال خود کوشنر هم مانند ترامپ اساسا آشنایی به سیاست و سیاست گذاری ندارد. در سایه این نکته اکنون ترامپ میان نوعی سیاسی خانوادگی و نگاه کابینه خود قرار گرفته است. از یک سو از خانم هسپل تا نیکی هیلی و حتی مایک پمپئو خواستار تعدیل و کاهش سطح مناسبات واشنگتن – ریاض بعد از قتل خاشقجی هستند، اما نگاه کوشنر و دخالت های خانوادگی مانع از پیاده شدن یک سیاست گذاری منطقی می شود. این را باید توجه داشت که سیاست گذاری امری بسیار پیچیده و به شدت سخت و زمان بر است که نیاز به دانش و هوش بسیار بالایی دارد که نه کوشنر و نه ترامپ از اساس توان و ذکاوت تحقق امر سیاست گذاری را نداشته و ندارند. مضافا این که دونالد ترامپ دچار خود شیفتگی به شدت پررنگی است و خود را عاقل تر از همه اعضای کابینه و حتی هیات حاکمه آمریکا می داند. مجموعه این شرایط سبب شده تا زمانی که خود ترامپ به این باور نرسد که باید در مناسبات خود با عربستان سعودی تجدید نظر کند، نمی توان تغییری در سیاست های او ایجاد کرد، مگر شدت فشارها به قدری باشد که او وادار به تغییر مواضع شود.

با افزایش اختلافات کنگره و دونالد ترامپ تا چه اندازه احتمال استیضاح او را جدی می دانید؟ 

فعلا فضای سیاسی و اجتماعی آمریکا در حال و هوای استیضاح قرار ندارد. در آمریکا زمانی فضای استیضاح شکل می گیرد که میزان و شدت نارضایتی افکار عمومی داخلی از سیاست ها و برنامه های رئیس جمهوری شدت پیدا کند. در حالی که صدرو دو قطعنامه مجلس سنا و برخی اختلافات ساختار سیاسی ایالات متحده با ترامپ در پرونده دستور محمد بن سلمان برای قتل خاشقجی و تجاوز عربستان به یمن، اساسا ناشی از فشار افکار عمومی جهانی است، نه افکار عمومی آمریکا. 

کلید واژه ها: حزب جمهوری خواهیمنآمریکاعربستان سعودیاستیضاحمحمد بن سلمانمجلس سنای آمریکادونالد ترامپدکتر مهدی ذاکریانجمال خاشقجی


نظر شما :

حسینی ۲۵ آذر ۱۳۹۷ | ۱۹:۳۴
ترامپ در بدو انتخابش بعنوان رئیس جمهور و انعقاد قراردادهای سنگین تسلیحاتی اقتصادی مبلغ یک میلیارد دلار هم هدیه برای شخص خود از دولت سعودی گرفت بنظر شما اگر ترامپ سمتی در امریکا نداشت این مبلغ گزاف را به او می دادند آیا با این هدیه ناقابل ترامپ را نخریده اند