آنچه در دیدار صمیمانه با رئیس جمهوری عراق گذشت

حاشیه های دیدار خبرنگاران ایرانی با برهم صالح

۲۱ اسفند ۱۳۹۷ | ۰۹:۰۰ کد : ۱۹۸۲۱۹۲ خاورمیانه انتخاب سردبیر
قبل از این که برویم از او خواستیم با هم عکس بگیریم استقبال کرد، بعد از عکس گرفتن دورش حلقه زدیم، گفت ما باید تبادلات فرهنگیمان را گسترش دهیم. مساله فقط آمد و رفت زوار نیست، آن به جای خود، ما باید همه گونه تبادلات گسترده فرهنگی داشته باشیم، باید موسیقی ایرانی را بیاوریم، گفت که «من شجریان و همایون را دوست دارم.» با خنده ای بر لب با تک تک خبرنگاران خداحافظی کرد و از سالن خارج شد.
حاشیه های دیدار خبرنگاران ایرانی با برهم صالح
User Image

نویسنده : سید علی موسوی خلخالی

روزنامه نگار، مترجم و سردبیر دیپلماسی ایرانی.

مطالب بیشتر

دیپلماسی ایرانی: به عراق بسیار سفر کرده ام. اما این سفر متفاوت بود. گویا آمدن حکومت جدید در عراق امید تازه ای به مردم داده است. بغداد بهبودی نسبی پیدا کرده و احساس می شود اصلاحاتی آغاز شده است. اما نقطه عطف سفرم که در جمع مجموعه ای از خبرنگاران همکارم از رسانه های مختلف ایرانی انجام شد، دیدارم با برهم صالح، رئیس جمهوری عراق بود. وی برای نخستین بار از زمان آغاز ریاست جمهوری اش میزبان هیئت رسانه ای از ایران بود. البته پیش از این نیز سابقه نداشته رئیس جمهوری عراق میزبان مجموعه ای از خبرنگاران ایرانی در مقر خود در کاخ «قصر السلام» باشد. برهم صالح برای این که احترام از هیئت رسانه ای ایرانی را تکمیل کند از ما در سالن اصلی خود که مخصوص استقبال از مسئولان کشورهای مختلف جهان است، استقبال کرد.

کاخ قصر السلام، یکی از چندین کاخ های صدام حسین در بغداد است که بعد از سقوط وی بازسازی شده و در اختیار رئیس جمهور منتخب قرار می گیرد. معماری آن به سبک عربی – اسلامی است با پنجره های مستطیلی بزرگ و سقف بلند. از پله ها بالا رفتیم و از مقابل سربازان ویژه تشریفات که برای استقبال از میهمانان همیشه در برابر سرسرای ورودی به طور مرتب ایستاده اند و کت قرمز و کلاه مخصوص به سر دارند، گذشتیم. ابتدا ما را به سالن استقبال هدایت کردند، چیدمان مبلمان سالن استقبال به سبک عربی بود. دقایقی بیشتر در سالن انتظار نبودیم. فردی آمد و اسامی ما را گرفت و سپس به اتاق رئیس جمهور هدایت شدیم. برهم صالح، با خوشرویی از ما استقبال کرد. لبخند به چهره داشت و با صمیمیت با همه خبرنگاران احوالپرسی کرد. رئیس جمهور سپس ما را به سالن اصلی خود که ویژه استقبال از مقامات کشورهای مختلف است راهنمایی کرد. سالنی مستطیلی شکل که عکس های آن را در تمامی دیدارهای رسمی رئیس جمهور با مقامات دیده ایم. روی زمین فرش ایرانی لاکی رنگ دست بافی پهن شده بود. پشت سر رئیس جمهور پرچم عراق قرار داشت. دیوارها سفید بود و دست راست اتاق، اتاق دیگری متصل به این اتاق قرار داشت که میز نهارخوری و یک کتابخانه چوبی با درهای شیشه ای درش گذاشته بودند. قفسه مملو از کتاب نبود اما در تمامی طبقات کتاب های اکثرا کم حجم بود. دست چپ رئیس جمهور در فرورفتگی دیوار به روی تاخچه مجسمه سرباز عرب سوار بر اسب گذاشته شده بود. روی دیوار سه تابلو بود. اتاق چندان پرتجمل نبود و یک سادگی خاصی داشت.

در ابتدای مصاحبه به فارسی گفت که فارسی صحبت کردن برایش آسان نیست اما فارسی را خوب می فهمد. بنا شد دوستانمان سوالاتشان را به فارسی بپرسند و او به عربی جواب دهد. به گفته هایش بسیار دقت می کرد و بدون فکر پاسخ نمی داد. بر سر هر سوال به خوبی فکر می کرد و حتی ابایی نداشت که برای یافتن پاسخ مناسب سوال چند لحظه ای سکوت و تامل کند. مترجمی حضور داشت که جواب های رئیس جمهور را به فارسی ترجمه می کرد. مترجم گفت که مشاور رسانه ای رئیس جمهور است و به زبان فارسی مسلط نیست اما با این حال تلاش خود را می کند، به او گفتم هر جا نیاز باشد کمکش می کنم، برای همین در همان پاسخ سوال اول، برهم صالح از ترجمه اش خوشش نیامد و گفت ترجمه دقیق نیست، با لبخندی به چهره گفت ترجمه عبارت هایش دقیق نیست. در ادامه هر جا مترجم کم می آورد من و همکارانی که عربی بلد بودند کمک می کردیم و سعی می کردیم منظور را به دیگر دوستانمان برسانیم. 

برهم صالح در طول صحبت هایش بر لزوم پرداختن به منظومه اقتصادی – سیاسی – امنیتی در منطقه تاکید می کرد. این را چند بار تکرار کرد. تا این که یک جا نگاهی به من انداخت و از من تایید خواست که غیر از این است که شکوفایی منطقه در گرو گسترش این نوع روابط است و ما باید به فکر شکوفایی اقتصادی از طریق راه اندازی راه آهن و کشتیرانی باشیم؟ من که حرفش را تایید کردم به صحبتش ادامه داد و گفت: «شما اروپا را ببینید شهروندان از کشوری به کشور دیگر بدون هیچ مانعی تردد می کنند. در آنجا دیگر خبری از درگیری نظامی نیست، اما ما همچنان در دنیای دیگری زندگی می کنیم. من در تمامی دیدارهایم از اروپا تا کشورهای منطقه ای همواره بر این نکته تاکید کرده ام نمی توان ثبات به منطقه آورد بدون آنکه یک منظومه اقتصادی سیاسی و امنیتی به وجود آید که ایران جزئی از آن نباشد و کشورهای ساحلی خلیج فارس هم باید با آن در تعامل باشند.»

در طول مصاحبه فردی به سبک عربی و لباس ویژه عربی قهوه عراقی سرو کرد. بعد از آن چای عراقی به ما دادند که البته بر خلاف فرهنگ عراقی ها شکر در آن نریخته بودند و ساشه شکر در کنار استکان بود. 

برهم صالح صحبتش را با تمجید از جوانان ایرانی به پایان رساند و گفت «جوانان ایرانی خیلی خوبند. خیلی خوب.» گویی با تاکید بر این موضوع می خواهد منظوری را برساند. لازم به ذکر است که حدود 70 درصد جوانان عراق را جوانان زیر 35 سال تشکیل می دهند. 

قبل از این که برویم از او خواستیم با هم عکس بگیریم استقبال کرد، بعد از عکس گرفتن دورش حلقه زدیم، گفت ما باید تبادلات فرهنگیمان را گسترش دهیم. مساله فقط آمد و رفت زوار نیست، آن به جای خود، ما باید همه گونه تبادلات گسترده فرهنگی داشته باشیم، باید موسیقی ایرانی را بیاوریم، گفت که «من شجریان و همایون را دوست دارم.» با خنده ای بر لب با تک تک خبرنگاران خداحافظی کرد و از سالن خارج شد.

آن چه بر همه ما تاثیر گذاشت پرستیژ بالای برهم صالح بود. مردی واقعا متشخص که جایگاه ریاست جمهوری عراق را ارتقا داده است. مردی که امیدواریش به آینده و صحبت از رویاهایش به من هم امید می داد. وقتی می گفت باید برای منظومه اقتصادی منطقه ای کار کنیم و حتما باید به آن برسیم، اروپا توانست پس ما هم می توانیم به نوعی گویی تلاش داشت به همه (ایرانی و عراقی) انگیزه دهد که به فکر آینده ای بهتر باشیم. آینده ای که در آن خشونت نباشد و همه به فکر شکوفایی کشورشان باشند. 

کلید واژه ها: برهم صالحعراق


( ۶ )

نظر شما :

پویا علامه ۲۱ اسفند ۱۳۹۷ | ۱۱:۵۸
آرزو میکنم زنده باشم و روزی را ببینم که بین ایران و عراق "مرزی" نباشد.