چشم اندازی از تحولات ۲۰۱۹ (سه ماهه دوم)

پایان روزهای خوش اقتصاد چین

۲۵ اسفند ۱۳۹۷ | ۰۹:۰۰ کد : ۱۹۸۲۲۶۳ اخبار اصلی آمریکا آسیا و آفریقا اقتصاد و انرژی
در دو دهه گذشته ظهور چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان همراه با توانایی فزاینده این کشور در تبدیل ثروت به قدرت نظامی، چشم انداز ژئوپلیتیک را در سطح منطقه ای و جهانی دچار تحول کرده است. اما به نظر می رسد سال های رونق اقتصادی چین به پایان رسیده و با تضعیف رشد اقتصادی، این کشور در تلاش برای تغییر ساختار و ارتقاء در زنجیره ارزشی دچار مشکل شده است. اکنون چین مجبور است بدون بهرمندی از رشد نجومی اقتصادی راه حلی برای پیشبرد اهداف خود بیابد.
پایان روزهای خوش اقتصاد چین

نویسنده ژیشیانگ زانگ

دیپلماسی ایرانی: وقتی شی جین پینگ رئیس جمهوری چین در نوزدهمین کنگره حزب کمونیست در سال 2017 از «عصر نوشکوفایی ملی» دم می زد، تصور می کرد یک ماموریت تاریخی در انتظار اوست. چین از «یک قرن تحقیر» به 7 دهه بازیابی از طریق بازسازی داخلی و رشد اقتصادی رسیده بود. چین توانسته بود اقتصادی بزرگ را پدید آورد و نیمی از راه در دستیابی به هدف خود برای تبدیل شدن به یک قدرت جهانی را برود؛ شی جین پینگ طی کردن باقی راه را ماموریت خود می دانست. اما حقیقت این است که او در راس کشوری قرار دارد که از نظر شرایط داخلی، سیاسی، اقتصادی و جهانی در برهه زمانی حساسی است.

چین در رابطه با رشد اقتصادی به نقطه ای رسیده که مجبور است خود را با کاهش سرعت رشد اقتصادی و شرایط دشوارتر تطبیق دهد و این در حالی است که این کشور با چالش های ایجاد شده از سوی ایالات متحده به شکل جنگ تجاری تهاجمی، رقابت های تکنولوژیکی و همچنین چالش ها برای ادعاهای منطقه ای خود مواجه شده است. هیچ یک از چالش های داخلی و خارجی چین در چند سال آینده از بین نخواهند رفت و این مساله به معنای پایان یافتن «روزهای آسان» است.

ریشه مشکلات اقتصادی چین

برای درک چالش های پیچیده ای که چین امروز با آنها مواجه است، باید ریشه این چالش ها را بررسی کرد. اگرچه بررسی اتفاقات گذشته هیچ کمکی به پیش بینی اقدامات بعدی چین نمی کند، اما اولویت های این کشور را روشن می سازد و در توضیح رفتارهای آن موثر است. اگرچه مسیر اقتصادی اساسا تعیین کننده اقدامات و رفتارهای چین است، اما تعاملات ژئوپولیتیک و رقابت برای تبدیل شدن به قدرت جهانی این اقدامات را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.

حتی پیش از سال 2012 که شی جین پینگ به دبیرکل حزب کمونیست تبدیل شد هم نظم سیاسی و اقتصادی که چین را در عصر پس از اصلاحات پیش می برد، به سرعت در حال تغییر بود.

چین در سال 1978 اقتصاد خود را به روی جهان باز و پیشروی در مسیر موفقیت اقتصادی و توسعه نظامی و ارتقاء جایگاه جهانی خود را آغاز کرد. در طی بیش از 40 سال از آغاز این روند، اقتصاد چین از تب و تاب افتاده، اما چالش های اصلی پیش روی این کشور صرفا به دلیل کاهش سرعت رشد اقتصادی نیست. سود سرمایه گذاری و تجارت خارجی زمانی ستون های اصلی معجزه اقتصادی چین بودند، اما هر دو کاهش یافته اند. تضعیف مصرف داخلی، بخش خصوصی نه چندان قدرتمند و افزایش سطح بدهی ها جای زیادی برای مواجهه با بحران های مالی خارجی همچون رکود یا جنگ تجاری کنونی با ایالات متحده باقی نگذاشته است.

استدلال استرتفور از دیرباز بر این بوده که بحران مالی جهانی در سال های 2008 و 2009 تاثیرات عمیقی بر فضای داخلی چین گذاشته و اولویت های سیاست گذاری آن را تغییر داده و عامل چالش هایی است که چین امروز با آنها مواجه شده: بحران مالی آسیب پذیری های رشد صادرات محور چین را عیان ساخت، اما تنها چالشی نبود که اقتصاد چین با آن مواجه شد. افزایش هزینه های زندگی در سال های پس از رکود توام با رشد سریع شهرها و کاهش تنوع سنی جمعیت در نهایت بر توانایی چین در رقابت با اقتصادهای نوظهور در جنوب شرق آسیا و شرق آفریقا تاثیر گذاشت.

اساسا زمانی که شی جین پینگ قدرت را در حزب کمونیست در دست گرفت، چین بین دو نوع اقتصاد گرفتار بود: بازارهای نوظهور مشتاقی که منتظر کاهش سطح تولیدات چین بودند و چینی که در زمینه فناوری به شدت به غرب وابسته بود. رهبران چین می دانستند که گزینه ها و زمان آنها برای اقدام محدود است. رئیس جمهوری چین همواره می دانسته در حال رقابت با زمان است و همین مساله سبب شده تا در صدد توسعه هر چه سریع تر فناوری چینی و کاهش وابستگی به فناوری های خارجی برآید. سرمایه گذاری های تهاجمی چین در فناوری خارجی نیز از همین مساله نشات می گیرد.

سپیده دم رقابت ایالات متحده و چین

جهان احتمالا هنوز با بروز یک بحران اقتصادی دیگر فاصله دارد، اما اتفاق دیگری رخ داده که می تواتند همان اندازه تاثیرگذار باشد: رقابت استراتژیک بین چین و ایالات متحده. دو طرف بر سر برتری در زمینه فناوری رقابت می کنند و بر سر توسعه ارضی و زیرساختی چین درگیر و در میانه یک جنگ تجاری هستند. روابط چین و ایالات متحده اکنون به کمترین سطح از زمان جنگ سرد کاهش یافته و انتظار می رود که وخیم تر شود.

در حقیقت این دولت جورج دابلیو. بوش بود که پیش از حمله به افغانستان در سال 2001 چین را رقیب استراتژیک ایالات متحده دانست، اما بعد از آن درگیر جنگ در خاورمیانه شد. اکنون بعد از حدود 20 سال گرفتاری در جنگ ها در افغانستان، عراق و سوریه، ایالات متحده در نهایت شروع به تلاش برای خارج شدن از این درگیری ها و معطوف کردن توجه خود به رقابت استراتژیک با چین کرده است. در اواخر سال 2017 دولت دونالد ترامپ رئیس جمهوری چین را به طور رسمی رقیب استراتژیک کشورش خواند. اما چین این 20 سال را بیکار نمانده و در راستای افزایش قدرت اقتصادی خود کوشیده و توانسته است به عنوان یک قدرت سیاسی و اقتصادی منطقه ای جایگاه خود را تثبیت کند.

در این مرحله از رقابت بر سر تبدیل شدن به قدرت برتر، چین هم همان شرایط دیگر کشورهایی را تجربه می کند که پیشتر پا در این مسیر گذاشته بودند. با کندی بیشتر رشد اقتصادی و در روند به چالش کشیدن برتری ایالات متحده در زمینه فناوری، چین اکنون با همان محدودیت هایی مواجه است که سه دهه پیش ژاپن با آنها مواجه شد. در آن زمان هم ایالات متحده سیاست های حمایت گرایانه ژاپن، مدیریت ارزی و مدل اقتصادی ژاپن را به چالش کشید. اما تفاوت در اینجاست که ژاپن در دهه 1990 زیر چتر امنیتی ایالات متحده بود، اما استقلال امنیتی چین اکنون موقعیت مذاکره با رقیب استراتژیک از موضعی قدرتمندتر را برای آن فراهم آورده است.

اگرچه چین اکنون با قدرت بیشتری وارد رقابت بر سر قدرت برتر شده، اما گزینه های محدود سیاست گذاری در داخل و عدم انعطاف استراتژیک در تحمل شوک های خارجی شرایط را برای این کشور دشوار ساخته است. در بلندمدت، جاه طلبی های جهانی چین این کشور را به ارتقاء زنجیره های تامین و بازسازی اقتصاد وادار خواهد ساخت. در عین حال، پکن نمی تواند مسائل داخلی از جمله حفظ سطح اشتغال زایی و به حداقل رساندن اختلالات در زنجیره تامین را نادیده بگیرد و برای رسیدگی به آنها از طریق توسعه بازارهای صادراتی و ادامه تلاش ها برای ساخت زیرساخت ها اقدام خواهد کرد و هر زمان هم بتواند به گسترش نفوذ اقتصادی، سیاسی و نظامی خود ادامه خواهد داد. این روند ناگزیر یک نقاط منازعه با دیگر قدرت ها ایجاد می کند که با نیاز به تطبیق بیشتر پکن مقاوم با هنجارهای بین المللی همراه است.

بدون شک چین در حال وارد شدن به یک دوره جدید است و شیوه برخورد آن با اختلافات بین المللی و چالش های اقتصادی چشم انداز پیش روی این کشور در سال های آتی را شکل خواهد داد.

منبع: استرتفور / مترجم: طلا تسلیمی

کلید واژه ها: رقابت استراتژیک چین و آمریکاکاهش سرعت رشد اقتصادی چینچشم انداز تحولات 2019نیاز چین به تطبیق با هنجارهای بین المللیتاثیر استقلال امنیتی چین در مواجهه آن با آمریکاافزایش نفوذ نظامی، اقتصادی و سیاسی چینرقابت بر سر قدرت برتر


( ۴ )

نظر شما :