باید از سیاست خارجی خود امنیتی زدایی کنیم

لزوم بازتعریف اصول گرایانه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

۱۱ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۸۵۲۹۸ نگاه ایرانی خاورمیانه
نعمت اله مظفرپور، پژوهشگر حوزه فلسفه سیاسی و دیپلماسی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی نوشته است که بخشی از آرمان ها و اهداف تاریخی جمهوری اسلامی ایران مانند نظام سازی، تمدن سازی، عدالت و آزادی، جنبش نرم افزاری و حتی استقلال سیستماتیک و مقاومت همه بعدی با سنت های کنونی سیاست خارجی حاصل نمی شود و لذا نظام ارزشی سیاست خارجی ما و «ایدآل مقاومت» شایسته یک بازبینی نوین اصول گرایانه است.
لزوم بازتعریف اصول گرایانه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

نعمت اله مظفرپور، پژوهشگر

دیپلماسی ایرانی: چند روز پیش گزیده ای از فرمایشات سابق رهبری معظم انقلاب بازپخش شد که فرمودند نظام سازی و تمدن سازی مد نظر ما محقق نشده است. همین امر، موجب نگارش یادداشت حاضر شد: 
1-یکی از بزرگترین عوامل امتناع نظام سازی و بخش اعظم آرمان های ما ؛ سنت سیاست خارجی ما است. سیاست خارجی مولفه و حوزه بسیار مهمی است. به نظرم اهمیت آن حتی فراتر از اندیشه ها و تصورات زوج روحانی – ظریف است. امیدوارم که سطح نخبگی روزی واقف شود که بخشی از آرمان های اصیل انقلاب و شهدا با سیاست خارجی کنونی، خیلی محقق نخواهد شد‌ و این سیاست خارجی نیازمند یک بازتعریف اصول گرایانه روشی (نه سکولار و نه محافظه کارانه) و آرایش مجدد ارزشی است که نوعی اصلاح بزرگ و احیاگری محسوب می شود. 

۲- یا باید آرمان ها را تغییر دهیم یا روش ها و الگوهای پایه سیاست خارجی را اصلاح کنیم. مثلا ما در عین دستاوردهای بزرگ به ویژه در گسترش عمق استراتژیک؛ شاهد زوال اندیشه سیاسی در داخل و ضعف تحزب و ضعف آرمان های اصیل انقلاب اسلامی مانند مکارم اخلاق، نظام سازی و تمدن سازی و آزادی، حتی استقلال و نیز اقتصاد و مدنیت، قانون ‌و جنبش نرم افزاری و کرسی های آزاد اندیشی هستیم.

۳- اما نکته اینکه معتقدم این زوال، بیشتر معلول سیاست خارجی تنش دار و امنیتی شدن مفرط محیط بیرونی و داخل ما است. مثلا اعتقاد راسخ دارم که ما دیرزمانی است تقریبا جناحی به نام اصول گرا در داخل نداریم بلکه این جناح محافظه کار شده است. این محافظه کاری نیز تا حدی معلول سیاست خارجی کنونی است. تصلب امنیت و تنش در بیرون باعث می شود جناح قدرتمند محافظه کار به جای اصرار بر «اصول» مانند عدالت، آزادی و قانون و حقوق؛ بر رفع و رجوع معضله امنیت وغمگین کردن دشمن و در نتیجه تقدم سیستماتیک «مصلحت» بر «حقیقت» به ویژه عدالت و آزادی و در نتیجه خاک دادن روی اصول به بهانه غمگین کردن دشمن اصرار کند. (تصور  ساده لوحانه و عوامانه ای است) این رویکرد به نوعی نااصول گرایی است و همه زمینه های اصلاح و ارتقای ملی را کور می کند. تکرار می کنم ما دیگر جناح سیاسیی به نام اصول گرایی در داخل نداریم. امپراتوری عثمانی و شوروی این گونه و با سلب حق حیات مدنیت و اندیشه و حقوق، توسط اژدهای امنیت و محافظه کاری مفرط و رادیکالیسم، مضمحل شدند. هدف کودتای ترکیه نیز همین بود. قابل ذکر اینکه الگوهای پایه غربی ها در مقابله با دشمنان تقریبا ثابت مانده و اکنون هم در حال اجرا هستند. خانم آلبرایت به درستی می گوید که سیاست خارجی امریکا در طول دویست سال ثابت مانده است.

۴- در سیاست خارجی کنونی و تصلب معضله امنیت، ما نمی توانیم شعایر دینی را نیز در داخل محقق کنیم. نمی توان در درون تنور داغ امنیت و تنش، جنبش نرم افزاری رهبری معظم را محقق کرد. نمی توان حتی امر به معروف و نهی از منکر کرد و حقوق بشر را توسعه داد. چون امنیت، همه اینها را درو می کند. امر به معروف و نقد، نیازمند فضای مدنی است و در فضای امنیتی مفرط، ذاتا ممتنع است. 

۵- می دانم که قدرت های بزرگ امنیتی شدن را به ما تحمیل می کنند، اما نباید از آن استقبال کنیم و بدانیم که این کار انفعال است و قدرت نرم نظام اسلامی را زائل می کند. هدف امنیتی سازی دشمن، دچار کردن ایران به بیماریی است که من از آن به «بیماری شیلی» (کشور شیلی که تعادل بین عرض و  طول آن حاکم نیست) تعبیر می کنم. فیثاغورث و افلاطون عدالت را منوط به همزیستی قوای عقلی و فکری، نظامی و اقتصادی می دانند و امنیتی سازی، این تناسب را مختل می کند. حیات جمهوری اسلامی بدین تناسب بستگی دارد.

۶- اعتدال و برجام باید از این منظر دفاع می شد. مقاومت نیز باید بدین نکات توجه کند و گرنه بر خلاف تصور مدعیان، انفعال و رویکردی پارتیزانی است. جهاد فقط یکی از ابعاد مقاومت است. مقاومت و نفی سبیل یک اصل مفروض است اما این که چه رویکردی مقاومت است، فرضیه قابل بحثی است که شایسته گفت وگوی ملی است.

۷- نتیجه اینکه انقلاب اسلامی نیز از این سکوی زیربنایی نظام سازی و مردم سالاری با مختصات فوق می تواند به منطقه پرتاب شود که در نوشته های دو سال اخیر به ویژه یادداشت «رسالت تاریخی شیعیان در خاورمیانه» بدانها اشاره کرده ام.

۸- ما باید برای نیل به اهداف مزبور امنیتی زدایی کنیم. تنش زدایی اگر برای هدف مقدس باشد، کرداری انقلابی است. در این صورت هر کس هر چقدر تنش زداتر، انقلابی تر و اصول گراتر.

کلید واژه ها: جمهوری اسلامی ایراندیپلماسیسیاست خارجی ایراناصولگرایان


( ۱۱ )

نظر شما :