اروپایی ها، بازیگران حاشیه ای تحقیرشده برجام

فلاحت پیشه: در صورت انفعال اروپا گام چهارم باید ظرف دو هفته برداشته شود

۱۵ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۰:۰۰ کد : ۱۹۸۶۰۰۲ اخبار اصلی پرونده هسته ای
حشمت الله فلاحت پیشه در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی پیرامون گام سوم ایران در کاهش تعهدات برجامی بر این نکته تاکید دارد: گام سوم ایران در کاهش تعهدات برجامی بیش از آن که پیام و هشداری برای ایالات متحده آمریکا باشد، اخطار تهران برای اروپایی ها بود، در صورتی که مطمئنا باید پیام جدی تر و هشدار قاطع جمهوری اسلامی ایران در کاهش تعهدات برجامی برای آمریکا مخابره شود.
فلاحت پیشه: در صورت انفعال اروپا گام چهارم باید ظرف دو هفته برداشته شود

گفت و گو عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – دقایق پایانی چهارشنبه هفته جاری حسن روحانی، رئیس جمهوری گام سوم در کاهش تعهدات برجامی را مبنی بر انجام تحقیق و توسعه در حوزه هسته‌ای بدون هیچ گونه محدودیتی اعلام و رسما ابلاغ کرد؛ گامی کم رمق که ظاهرا نشان از احتیاط دولت برای به پیش بردن مذاکرات دارد.  اما به واقع این گام می تواند در بردارنده منافع ایران در شرایط حساس کنون باشد؟ دیپلماسی ایرانی در کفت وگویی با حشمت الله فلاحت پیشه، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی به بررسی این مسئله پرداخته است که در ادامه می خوانید:

در ساعات پایانی چهارشنبه هفته جاری حسن روحانی، رئیس جمهور کشور در پیامی گام سوم ایران در کاهش تعهدات برجامی را مبنی بر انجام تحقیق و توسعه در حوزه هسته‌ای بدون هیچ گونه محدودیت اعلام کرد. از نگاه شما این گام در مقام قیاس با دو گام پیشین تهران قدری محتاطانه و محافظه‌کارانه نیست؟

من هم در راستای نکته شما معتقدم که این گام قدری محتاطانه و محافظه کارانه است و در مقام قیاس با گام اول و دوم در کاهش تعهدات برجامی جنبه و وجه عملیاتی کمتری دارد.

دلیل این مسئله ناشی از چیست؛ آیا اکنون به واسطه اقتضائات دیپلماتیک و چشم امید دولت به آینده مذاکرات این گام محتاطانه برداشته شد؟

 مطمئنا چنین است. به هر حال گام سوم ایران در کاهش تعهدات برجامی توأم با ملاحظات دیپلماتیک بود. البته من به شخصه این انتظار را داشتم که در سایه انتظاراتی که گام اول و دوم ایجاد کرده بود، گام سوم قدری جدی تر باشد و یک جهش بلند را در حوزه عملیاتی فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای شکل دهد چرا که به هر حال این اقدام مد نظر دولت در گام سوم (انجام تحقیق و توسعه در حوزه هسته‌ای بدون هیچ گونه محدودیت) و نیز بازی‌هایی که در حوزه مناسبات دیپلماتیک در حال پیگیری است در آینده به ضرر ایران خواهد بود. چون گذشت زمان نشان می دهد که شرایط به نفع ایران نیست.
به موازات آن ایالات متحده آمریکا در این مدتی که از خروج این کشور از برجام می گذرد سختگیرانه ترین و بی سابقه ترین تحریم ها و فشارهای اعمالی را ضد جمهوری اسلامی ایران به کار گرفت. پس به طور طبیعی انتظار این بود که دولت محترم از همه ظرفیت های موجود در پیمان (N.P.T) استفاده و آن را فعال کند، ضمن این که ایران تخطی از قوانین و مقررات بین المللی نداشته باشد تا در سایه آن تهران به قابلیت های خود در حوزه توان هسته ای پیش از برجام دست پیدا کند. واقع امر این است که در سایه گام سوم ایران فرصت طلایی خود در 60 روز آینده را به هدر داد.  
در کنار آن باید به این نکته اذعان داشت که تمام بازیگران حال حاضر در برجام، بازیگرانی حاشیه ای هستند و اصل مسئله به ایالات متحده آمریکا باز می‌گردد. یعنی تحولات با محوریت تقابل تهران و واشنگتن پی گرفته می‌شود و در سایه این مسئله است که اکنون تمام تلاش‌های دیپلماتیک با چانه زنی و گفت گوی توامان با ایران و ایالات متحده آمریکا در حال انجام است. به عبارت دیگر زمانی که هر گونه پیشنهاد قبل از اجرایی شدن نیاز به چراغ سبز ایالات متحده آمریکا و بررسی و تطبیق آن ساختارها و سیاست‌های مدنظر تحریمی ایالات متحده و وزارت خزانه‌داری این کشور دارد و بعد از آن است که این پیشنهاد وارد فاز عملیاتی می‌شود، پس واقعاً باید گام سوم ایران در کاهش تعهدات برجامی خیلی جدی تر از این دست مسائلی می بود که دولت آن را اعلام کرد، به ویژه این که باید فعالیت‌های بسیار جدی تری در خصوص نیروگاه اراک و تولید سوخت ۲۰ درصد را در دستور کار قرار می‌دادیم. منتها به واسطه برخی ملاحظات دیپلماتیک، دولت از انجام آن سر باز زد. 

به ماهیت گام سوم در کاهش تعهدات برجامی بپردازیم. تبعات این گام از نگاه شما چه خواهد بود؟

اینکه دولت در سایه گام سوم در کاهش تعهدات برجامی رفع محدودیت را در خصوص توسعه و گسترش تحقیقات هسته‌ای را اعلام کرده است، خود می تواند به عنوان موتور موتور محرکه و شتاب دهنده در حوزه توان هسته ای کشور برای آینده عمل کند. فلذا این گام می تواند معنی و تبعات خاص خود را هم داشته باشد. از این رو این دست مسائلی که در مصاحبه مطرح شد مبنی بر بی ارزش بودن و یا کم ارزش بودن این گام نیست. چون به هر حال سازمان انرژی اتمی در سایه این گام سعی خواهد کرد قابلیت های علمی خود را در همه حوزه ها و ابعاد فعالیت‌های هسته‌ای به کار گیرد که اگر زمانی نیاز شد گام عملی برداشته شود هیچ گونه محدودیتی در برنامه هسته ای ایران ایجاد نشود. نکته مهم دیگر این است که من معتقدم که گام سوم ایران در کاهش تعهدات برجامی بیش از آن که پیام و هشداری برای ایالات متحده آمریکا باشد، اخطار تهران برای اروپایی ها بود، در صورتی که مطمئنا باید پیام جدی تر و هشدار قاطع جمهوری اسلامی ایران در کاهش تعهدات برجامی برای آمریکا مخابره شود. چون به هر حال ما در سطح دیپلماتیک تقابلات خود را با مواضع و فعالیت های اروپایی داشته و داریم. لذا آن چیزی که در سطح عملی باید در مقام پاسخ ایران انجام گیرد معطوف به تقابل هر چه جدی تر و البته قاطعانه جمهوری اسلامی ایران به کارشکنی‌ها، فشارها، تحریم‌ها و اقدامات ظالمانه و یکجانبه ایالات متحده آمریکا باشد.

در سایه نکات شما آیا دولت حسن روحانی چیزی برای از دست دادن داشت که اینگونه محتاطانه و محافظه کارانه گام سوم خود را در کاهش تعهدات برجامی برداشت. چون اکنون ایالات متحده آمریکا و شخص دونالد ترامپ، چه در صحنه عملی و چه در مواضع دیپلماتیک خود پاسخ مخالفت خود را با هرگونه تلاش، به خصوص کوشش های فرانسه به منظور اعطای خط اعتباری ۱۵ میلیارد دلاری یا یورویی عنوان کرد. این در حالی است که به قول شما دولت سعی کرد در سایه افزایش حساسیت های گام های پیشین، ضمن عملی کردن راهبرد کاهش تنش به گونه‌ای عمل کند که مانع از تبعات بیشتر این گام ها و به تبع آن ارجاع پرونده به شورای امنیت و یا فعال شدن مکانیسم ماشه شود. از سوی دیگر زمانی که فرانسه به صراحت عنوان می کند هرگونه موفقیت در کاهش تنش تنها مبتنی بر پاسخ مثبت و چراغ سبز ایالات متحده آمریکاست، پس چرا روحانی این گام را که یک فرصت طلایی برای ایران بود، به قول شما به هدر داد؟

اول اینکه نباید این گام را به پای تنها حسن روحانی نوشت. به هر حال جمعی از کارشناسان، صاحب نظران و مقامات در شورای عالی امنیت ملی کشور گرد هم آمدند و در خصوص انواع سناریوهای ایران در خصوص گام سوم در کاهش تعهدات برجامی بحث ها و بررسی های خود را داشتند و نهایتاً این اقدامات در چارچوب گام سوم در نظر گرفته شده است. پس تنها تصمیم یک نفر به نام حسن روحانی نیست. البته باز هم تاکید می کنم که مهمترین مسئله پاسخ، واکنش و از همه مهمتر پیامی بود که باید از جانب جمهوری اسلامی ایران در سایه گام سوم به غرب و به خصوص ایالات متحده آمریکا مخابره می شد. چون فرانسه در خصوص مناسبات دیپلماتیک برجامی زمانی فعال شد و دو پیشنهاد را برای کاهش تنش مطرح کرد که به واسطه اقدامات عملی ما در سایه دو گام قبلی در کاهش تعهدات برجامی، خطر و تهدیدی در اروپایی ها به وجود آمد بود، اما همین فعالیت های چند هفته کاخ الیزه سبب شد که دوباره دولت ملاحظات دیپلماتیک را در گام سوم لحاظ کند. غافل از این که همین مسئله سبب شد که آمریکایی‌ها مواضع عکس را اتخاذ کنند.
پس من دوباره تاکید می‌کنم که باید تمام پیام ها و هشدارهای ما فقط مختص به ایالات متحده آمریکا باشد. اتفاقاً اگر این تهدید ایران برای آمریکایی‌ها شکل بگیرد به واسطه آن اروپایی‌ها نیز فعالیت‌های خود را برای انجام تعهداتشان به منظور حفظ برجام بیشتر خواهند کرد. چون قاره سبز بازیگران حاشیه ای برجام به شمار می روند. خوب ما شاهد بودیم که در سایه تمام تلاش‌های دیپلماتیک قاره سبز و خصوصا تکاپوهای پاریس پیرامون برجام، آمریکا با مخالفت های خود تنها تحقیر این کشورها را رقم زد. یعنی اکنون فرانسه بیش از هر چیز شاهد تحقیر شدن خود در جامعه جهانی بود. لذا به هر حال باید بپذیریم که فضای کنونی با دوران باراک اوباما متفاوت است. چون او یک رئیس جمهور با نگرشی چند جانبه گرایانه بود که وزن و نقشی را هم برای دیگر کشورها، به خصوص کشورهای اروپایی در تحولات جهانی قائل می شد. اما در سه سال اخیر ما می بینیم که دونالد ترامپ هیچ گونه ارزشی برای هیچ بازیگری در مناسبات جهانی قائل نیست و حتی نگاه تحقیر آمیز و تردید آمیزی به فعالیت‌های دیگر بازیگران در مناسبات جهانی، به ویژه برجام دارد.
تردید از این بابت که ترامپ معتقد است برجام با فشار ایالات متحده آمریکا به ثمر نشست، اما اروپا با قراردادهای کلان که تا نزدیک ۷۰ میلیارد دلار بود، سود توافق هسته ای را متوجه خود کرد. لذا اکنون تمام تلاش های کنونی اروپا در رابطه با برجام تنها حفظ این منافع برای قاره سبز است، بدون این که بخشی از این منافع متوجه آمریکا شود. پس کاخ سفید به این تلاش ها با دیده تردید نگاه دارد و تحقیر آمیز از این بابت که کشورهای اروپایی برای پیشبرد مسائل درون اتحادیه ای خود هم نیاز به همراهی و همکاری با ایالات متحده آمریکا دارند، چه رسد به مسائل و مناقشات جدی مانند برجام و ایران. پس ترامپ سعی دارد از این منظر قدرت خود و تحقیر اروپا را پررنگ تر کند. 
با این وجود مواضع دیروز پنج شنبه اروپایی ها در خصوص گام سوم ایران نشان داد که قاره سبز باز هم عملاً در زمین ایالات متحده آمریکا بازی کردند. پس نیازی نبود که گام سوم در کاهش تعهدات برجامی تا به این اندازه محتاطانه و محافظه کارانه باشد. چون ما نیاز داشتیم در این فرصت حساس، فشارهای خود را بر اروپا و به خصوص ایالات متحده آمریکا با یک گام جدی افزایش می دادیم. زیرا اگر قرار باشد که طبق روال گذشته جمهوری اسلامی ایران با یک بیانیه خنثی باعث شود که اروپایی ها هیچ گونه گام جدی در خصوص عملیاتی کردن تعهداتشان نداشته باشد و در این میان تنها فرصت ما هدر رود یقیناً برداشتن گام های این چنینی در فرصت های 60 روزه به ضرر ایران است.
از این رو من صراحتا عنوان می کنم که اگرچه از امروز جمعه قرار است گام سوم ایران در کاهش تعهدات برجامی عملیاتی شود، اما تهران باید نهایتا ظرف دو هفته گام بعدی را بردارد. یعنی اگر اقدام عملی از جانب اروپایی ها در انجام تعهدات برجامییشان طی دو هفته آتی صورت نگرفت، تهران دوره ۶۰ روزه در کاهش تعهدات برجامی را کنار بگذارد و گام جدی تری علاوه بر گام سوم در کاهش تعهدات برجامی انجام دهد. چون در این شرایط دلیلی ندارد که ایران با یک بازه دو ماهه فرصت ها را برای خود بسوزاند. این فرجه های زمانی تنها دست و پای ایران را خواهد بست.

علاوه بر تحریم سازمان فضایی ایران توسط کاخ سفید، وزارت خزانه داری آمریکا تحریم‌های جدیدی در قبال شبکه انتقال نفت ایران متشکل از ۱۶ شرکت، ۱۰ فرد و ۱۱ نفت‌کش را به اجرا گذاشت. اینها علاوه بر آن است که برایان هوک، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران روز چهارشنبه هفته جاری در کنفرانسی خبری عنوان کرد که ایالات متحده برای هرگونه اطلاعاتی که موجب اختلال در چرخه مالی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شود، تا سقف ۱۵ میلیون دلار پاداش در نظر خواهد گرفت. این اقدامات کاخ سفید در این شرایط با چه هدفی صورت گرفته است؟

این مسئله نشان می دهد که در میان بازیگران طرف تهران تنها کسی که تقابل با جمهوری اسلامی ایران بسیار جدی گرفته، ایالات متحده آمریکا است. به گونه‌ای که در گرم نگه داشتن تنور رقابت ها حتی از خود جمهوری اسلامی ایران جدی تر است و در این راستا تمام اقدامات خود را به صورت عملیاتی پیگیری می کند. پیرو این مسئله کاخ‌ سفید سعی دارد با کشتن فرصت های تهران و نیز محدود کردن جمهوری اسلامی ایران در حوزه های سیاسی، امنیتی، دیپلماتیک و اقتصادی، عملاً هر آنچه به عنوان مزیت های ما در تقابل با کاخ سفید قلمداد می شود، ناکارآمد کند. 
در این رابطه بدون شک یکی از این مزیت ها به قدرت بالای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، توان موشکی و عمق استراتژیک ما در منطقه باز می گردد. از این رو ایالات متحده آمریکا سعی دارد در هر کدام از این مسائل، اهداف و منافع خود را پیش ببرد. فلذا مسئله تضعیف جدی سپاه پاسداران یکی از برنامه‌هایی است که در دوره دونالد ترامپ به شدت در دستور کاخ سفید است، چون ایالات متحده آمریکا مسائل را فراتر از برجام می داند و با توجه به تحولات و اتفاقات اخیری که در منطقه روی داده است، سعی می کند مسائل را جدی تر وعملیاتی تر پیگیری کند تا به این صورت به صهیونیست ها اعلام کند که در قبال تحولات منطقه و تهدیدات ایران چندان بی تفاوت و منفعل نیست. 
به هر حال رژیم غاصب صهیونیستی با گسترش توان نظامی خود به عمق خاک عراق، سوریه و لبنان سعی کرد مواضع ایران و نیروهای همسو در قالب محور مقاومت را در این منطقه به چالش بکشد که خوشبختانه با اقدام هوشمندانه و دقیق حزب الله لبنان عملاً این برنامه‌های نتانیاهو به شکست انجامید. لذا واشنگتن با اقداماتی خود سعی کرد توان فرماندهی معنوی و گاه عملیاتی سپاه قدس در محور مقاومت در منطقه را تحت الشعاع قرار دهد. یعنی برایان هوک با تخصیص جایزه ۱۵ میلیون دلاری برای کارشکنی در فعالیت‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نشان داد که مسئله برخورد با ایران برای خود آمریکا بسیار جدی است، برخلاف آنچه برخی از مقامات جمهوری اسلامی ایران در سایه خوش بینی های دیپلماتیک به دنبال پیگیری مناسبات از طُرُق دیگر هستند. 

به نایده گرفتن فرجه زمانی 60 روزه و برداشتن گام چهارم طی یکی دو هفته اخیر به منظور مخابره کردن پیام به صورت خاص و ویژه برای آمریکا اشاره داشتید. اساسا سیاست تهران در عملیاتی کردن گام های کاهش تعهدات برجامی تا چه اندازه می تواند در این رابطه کارگشا باشد؟

در این خصوص باید گفت که دونالد ترامپ با اقدامات خود در سه سال گذشته فرصت تعامل و مذاکره با ایران را از دست داد. این سخن من به معنای تایید گفت وگو با ایالات متحده نیست. اما معتقدم که این دست اقدامات ترامپ یقیناً در آینده بیشتر به ضرر خود ایالات متحده آمریکا خواهد بود. همان گونه که با سقوط پهپاد متجاوز آمریکایی این امر برای مقامات کاخ سفید روشن شد که توان ایران را دست کم گرفته اند، اکنون هم با این دست اقدامات خود نظیر تعیین جایزه برای ایجاد اخلال در فعالیت های سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی ایران موجب خواهد شد که تنها خود را با دشواری ها و مشکلات بیشتری درگیر کند. 
از طرف دیگر زمانی که جمهوری اسلامی ایران با ساقط کردن پهپاد متجاوز آمریکایی و توقیف کشتی متخلف انگلیسی در تنگه هرمز قدرت و توان خود را ثابت کرده است دیگر دلیل وجود ندارد که بیش از این وقت کشی دیپلماتیک داشته باشیم. به هر حال باید این واقعیت را هم در نظر بگیریم که اکنون آمریکا نمی‌تواند بیش از این اقداماتی را ضد جمهوری اسلامی ایران انجام دهد، چون دونالد ترامپ وارد سال انتخابات شده است و نمی تواند هیچ گونه اقدام راهبردی عملیاتی در دستور کار خود قرار دهد. بنابراین در این فرصت باید جمهوری اسلامی ایران همه قابلیت‌های خود را در تقابل با ایالات متحد آمریکا به کار گیرد تا بیشترین سود و منافع را به دست آورد. یعنی باید در سایه تلاش های خود ترامپ را در این مدت به این نتیجه و یقین برسانیم که اگر واشنگتن سیاست و راهبردش در تقابل با جمهوری اسلامی را تغییر ندهد در انتخابات پیش رو محکوم به شکست خواهد بود. ما این توانایی را داریم. فقط نیازمند متخصصانی هستیم که اکنون موضوع هسته‌ای ایران را علاوه بر نگاه راهبردی و بلند مدت تهران به گونه ای پیش ببرند که در شرایط خاص انتخاباتی پیشروی ایالات متحده آمریکا، آن را یک عامل فشار بر کاخ سفید و ترامپ بدل کنند. این کار از طریق برداشتن گام های جدی تر کاهش تعهدات برجامی بدون در نظر داشتن فرجه های 60 روزه میسر است.

کلید واژه ها: حشمت الله فلاحت پیشهبرجامآمریکادونالد ترامپایرانفرانسهکاهش تعهدات ایران در برجامگام سوم در کاهش تعهدات برجامیسپاه پاسداران انقلاب اسلامیاسرائیل


( ۵ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۱۵ شهریور ۱۳۹۸ | ۲۳:۵۱
عجله کار شیطان است.تصمیم بسیار بجا وخردمندانه ای در مرحله سوم گرفته شد. تصمیمی گرفته شد که پتانسیل زیادی در ان نهفته است. گسترش بدون محدودیت تحقیق وتوسعه. این تصمیم باید در مرحله اول گرفته میشد. چهار ماه وقت تلف شد. ماهی را هروقت از اب بگیری تازه است. تصمیم به تغلیظ بالاتر از۳.۶۷ و ارتقا ان به ۴.۵ ویا ازدیاد تولید اب سنگین تمام اتلاف وقت بود.ایران بنظر میرسد از یکطرف علاقمند به تو سعه بی محتوای فعالیت های هستهای خود نیست. هزاران سانتریفیوژ IR-1 سالن پر کن بی راندمان واز طرف دیگر علاقمند به توسعه نظامی فعالیت های هستهای خود نیز نمیباشد. تغلیظ با غلظت غیر صنعتی غیر ضرور مورد نظرنباید باشد..لذا بهترین فعالیت گسترش پتانسیل علمی و عملی فعالیتهای هستهای غیر نظامی در جهت استفاده صنعتی وپزشکی و.... است. این مطلب را خوب بخاطر بسپارید ایران نباید در لجاجت با غرب فعالیتهای غیر نیاز وغیر صنعتی حتی حرف انرا بزند چه برسد به انکه انجام دهد وحتی فکر انرا بکند که عملی استبنا بر فتوای عموم مراجع غیر شرعی است..ایران با توجه به محدودیت حجم سالن های تغلیظ و نیاز بسیار بالا به مقادیر بالای سوخت هستهای نیروگاهی ( دو نیروگاه در اینده ) باید با سانتریفیوژهائی کار کند که نیاز صنعتی سوخت نیروگاهی ایران را در حجم سالنهای فعلی براورده سازد. چنانچه نیاز است سالنهای دیگری جهت تغلیظ نیروگاهی با سانتریفیوژهای با توان تغلیظ بالا اماده سازی شود . نیروگاه نیاز به میله های سوخت دارد که مطمئنا تکمیل ساخت این میله ها از مواد اولیه بایستی سریعا در برنامه تحقیقات وعملیات باشد..از طرف دیگر راکتور اراک باید هرچه زودتر فعال شود تاتوان خدمات پزشکی وصنعتی افزایش یابد.مطمئنا فعالیت حفاظت از تاسیسات هستهای همراه با افزایش فعالیت ها وپیشرفت ها بایدافزایش یابد.به اسرائیل هم بفرمائید ما با تاسیسات هستهای شما کاری نداشته ایم و نداریم شما هم با تاسسات صنعتی هستهای ما کاری نداشته باشید.چناچه زدی ضربتی ضربتی نوش کن.غم هردو عالم جناب نتان یاهو بعد از ان فراموش کن. خود کرده را جناب نتان یاهو تدبیر نیست.