ریاض برای کشاندن واشنگتن به جنگ جدید تلاش می کند

حمله به قلب اقتصاد عربستان و سناریوسازی خطرناک برای ایران

۲۸ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۸۶۳۴۱ اخبار اصلی خاورمیانه
اکبر مختاری در یادداشتی می نویسد: اوضاع منطقه خاورمیانه به غایت پیچیده است. اوضاعی که دائما میان "خوشبینی مفرط" و "بدبینی مفرط" جابه‌جا می‌شود. خوش‌بینی مفرطی که ما را به‌سمت دیدار ترامپ و مقامات ایران در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل می‌برد و بدبینی مفرطی که هرچه بیشتر احتمال یک نبرد نظامی میان ایران و آمریکا (اگرچه محدود) را محتمل می‌کند.
حمله به قلب اقتصاد عربستان و سناریوسازی خطرناک برای ایران

نویسنده: اکبر مختاری، مدرس دانشگاه و تحلیلگر سیاسی

دیپلماسی ایرانی: ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱؛ مشاهده تصاویر حمله به مغز اقتصاد آمریکا و جهان، سازمان تجارت‌جهانی، نشان داد که هر لحظه ممکن است ایالات‌متحده در پاسخ به این اقدام تروریستی یک یا دو کشور یا حتی بیشتر را مورد حمله قرار دهد.

این اولین‌بار بود که از قرن نوزدهم به بعد امریکا در خاک اصلی خویش مورد حمله قرار می گرفت و پاسخ کوبنده کاملا قابل‌تصور بود.

این، شاید اولین‌بار بود که احساس شد هر لحظه ممکن است ایران نیز مورد حمله قرار گیرد. اگرچه در گام اول افغانستان به عنوان پایگاه القاعده مورد حمله قرار گرفت؛ اما قرار دادن نام ایران در کنار عراق و کره شمالی در "محور شرارت" در سخنرانی معروف  ۲۹ ژانویه ۲۰۰۲ جورج دبلیو بوش بر نگرانی‌ها می‌افزود.

اهمیت عراق صدام حسین برای نئوکان‌ها برای براندازی رژیم عراق و ادامه‌دار و پرهزینه شدن جنگ پس از اشغال عراق و دیپلماسی نسبتا مثبت ایران در آن زمان خطر جنگ را از ایران دور کرد.

دومین باری که نگرانی از جنگ حتی محدود جدی شد؛ به دوران اول باراک اوباما برمی‌گردد. جایی که که رئیس‌جمهوری وقت ایران، محمود احمدی‌نژاد، دائما تهدید می‌کرد و نام ایران نیز ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار گرفته بود و جریانات تندرو در اسرائیل به‌دنبال آن بودند که امریکا را برای نبرد با ایران آماده کنند؛ لیکن سیاست متفاوت دولت اوباما و هزینه‌ها و پیامدهای مهم چنین رویدادی مانع از این اقدام شد.

اگرچه بعدها در اسناد ویکی‌لیکس افشا شد که بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ اسرائیل دو مرتبه قصد حمله به مراکز هسته‌ای ایران را داشته که یکی از آنها را مقامات ارشد نظامی خود اسرائیل مانع شدند و در دومین بار، دولت آمریکا از چنین اقدامی مانع شد.

سومین مورد از نگرانی برای نبردی محدود علیه ایران را به هنگام زدن پهپاد آمریکا می‌شد حس کرد. آن‌هم در جایی که تیم تندرو کنار ترامپ از پمئو و بولتون گرفته تا برخی از سناتورهای جمهوریخواه حامی زدن سه قسمت از نیروهای ایران بودند که در آخرین لحظات مشورت ترامپ با رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و چند مشاور دیگر و آگاهی از تبعات احتمالی، مانع از این اقدام خطرناک شد.

آخرین مورد و نگرانی از احتمال نبردی محدود علیه ایران به این روزها برمی‌گردد. درحالی که جان بولتون، بازوی قدرتمند جنگ‌طلب کابینه ترامپ برکنار شده؛ اما تفسیرهای متفاوت از زدن مغز و قلب اقتصاد عربستان سعودی می‌رود که مشکل‌آفرین شود.

درحالی که حوثی‌ها مسئولیت حمله به بزرگترین شرکت نفتی جهان در عربستان را برعهده گرفته‌اند؛ تفسیرهایی مبنی بر عدم شلیک پهپادها از کشور یمن و احتمال حمله از عراق و یا ایران را می‌توان "سناریوسازی خطرناک" جنگ‌طلبان کنار ترامپ و اسرائیل و عربستان دانست.

اطلاعات افشاشده از مقامات عربستان سعودی از ۱۱سپتامبر به بعد نشان می‌دهد که آنها بارها از مقامات امریکا خواسته‌اند که به جنگ با ایران رود. به‌طوری‌که اسناد افشاشده ویکی‌لیکس گویای این سخن بود که مقامات عربستان بارها حتی از دولت اوباما و جان کری، وزیر امور خارجه سابق آمریکا، خواسته بودند که به جنگ با ایران روند.

اگرچه در سال‌های پسا۱۱سپتامبر، روابط ایران و سعودی پررنگ و پررونق نبود؛ ولی در برابر سفارتخانه‌ها برقرار و خطوط ارتباطی به‌خوبی بین دو کشور کار می‌کرد. ولی در زمان کنونی، حتی رابطه دیپلماتیک میان دو کشور نیز در کم‌رونق‌ترین زمانش به‌سر می‌برد.

در برابر، بن‌سلمان در عربستان جاه‌طلبی‌های فراوانی دارد‌. جاه‌طلبی‌ که حاضر است برای رسیدن به پادشاهی، حتی هزینه جنگی محدود را علیه ایران فراهم کند.

اوضاع منطقه خاورمیانه به غایت پیچیده است. اوضاعی که دائما میان "خوشبینی مفرط" و "بدبینی مفرط" جابه‌جا می‌شود. خوش‌بینی مفرطی که ما را به‌سمت دیدار ترامپ و مقامات ایران در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل می‌برد و بدبینی مفرطی که هرچه بیشتر احتمال یک نبرد نظامی میان ایران و آمریکا (اگرچه محدود) را محتمل می‌کند.

وقت آن رسیده که ایران تصمیمات سخت بگیرد. تصمیماتی که بیشتر میل به بیشینه‌سازی منافع ملی ایران داشته باشد تا ایجادکننده نگرانی‌های مفرط از آینده نامشخص!

اگرچه ترامپ نشان داده که علاقه‌مند به جنگ نیست و ممکن است پیروزی و شکستش در انتخابات۲۰۲۰ به این رویداد گره بخورد؛ لیکن نباید فراموش کرد که اگر به او بقبولانند که ممکن است عدم رویایی با ایران ضرر بیشتری به‌جای رویایی با ایران برای آینده سیاسی‌اش داشته باشد، او هم ممکن است وارد این بازی خطرناک شود./راهبرد

کلید واژه ها: ایران و عربستانجنگ با ایرانایران و امریکاآرامکوحمله به تاسیسات نفتی عربستان


( ۳۶ )

نظر شما :

احسان ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۳:۵۵
جابجایی سریع بین خوش بینی مفرط و بد بینی مفرط ناشی از عدم ثبات فکری است تا تغییرات بزرگ در متغییرها و البته ناشی از خود کم بینی مفرط است ولاغیر امروز اعتماد به نفس ما کلید برتری است بله آمریکا از هر فرصتی برای فشار بر ما استفاده میکند حال با ید چه کنیم وا بدهیم ومنافع ملی مان را فراموش کنیم ؟می توانیم عمری از ترس شمشیر بر روی سرمان بندگی کنیم و حتی جرات به بالا نگاه کردن را از خود بگیریم؟ فی الواقع انسان بیش از هر چیز اسیر قفس های ذهنی خویش است تا واقعیت!!! واقعیت این است به رغم مشکلات در حال ایجاد یک چشم انداز و دریچه ای بزرگ رو به آینده ایم اگر اسیر قفس های ذهنی مان نشویم و ترسهایمان رهایمان کند و از تحقیر خود دست بکشیم و اعتماد به نفس داشته باشیم والبته همگام با پیشرفت در سیاست خارجی سیاست داخلی و اقتصادمان را تعمییر کنیم و دست از لجبازی های کودکانه بر سر مسائل حزبی و اجتماعی بکشیم و همبستگی ملی را دستور کار قرار دهیم هیچ قدرتی نمیتواند بر ما چیره شود اگرچه همکنون نیز هیچ تهدید نظامی به صورت عملی برای کشورمان متصور نیست چون برخلاف لفاظی های انتخاباتی وکمپین های تبلیغاتی عقلایی در آنور آب وجود دارند که بیش از خودمان به قدرتمان واقف هستند و تمایلی برای فدا کردن کشورشان برای یک رژیم دیکتاتوری خطر ساز مانند عربستان ندارند آنهم در گردابی که پایان مشخصی برایشان ندارد ،به نظر می رسد سیاست مداران در این مقطع با استفاده از فرصت به وجود آمده قصد برقرای قراردادهای بیشتر تسلیحاتی و استفاده از بلاهت فزاینده رهبران این رژیم های ثروتمند برای تامین هزینه انتخاباتشان را دارند تا قصد ورود به یک جنگ تمام عیار !!!و البته برای بازوان تبلیغاتی آمریکا در ایران فرصت خوبی است برای یک جنگ تبلیغاتی و آب به آسیاب دشمن ریختن با هدف ارعاب افکار عمومی ،باشد که این حربه کارگر افتد و به خیال خویش در فردای هم آغوشی با آمریکا به نان و نوایی برسند غافل از آنکه همه دوستان آمریکا پس از اشغال و پایان کارکردشان میشوند مهره سوخته !!!!
مسعود ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۶:۰۳
نمی دانم چرابعضی ها اینقدربزدلانه تصمیم می گیرند.ایران با یدتصمیمات سخت بگیرد.ایران چه جرمی مرتکب شده است.برفرض ما سلاح دراختیاریمنی هاقرارداده ایم.مگرغرب وشرق همه به عربستان جنایتکارپیشرفته ترین سلاح ها رانداده اند.عربستان هم اگرکاری ازدستش برمی آیدانجام دهد!!!شاخ وشونه کشیدن عربستان چیزی جزخنده درپی ندارد.کشوری که ازپس فقیرترین کشورعربی برنیامده را چه به غلط اضافه کردن.مگسی را چه به فکرجایگاه سیمرغ کردن.
سهراب ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۷:۱۵
نمیدانم چرا ناخوداگاه یاد ماجرای کشتن سفرای چنگیزخان در زمان خوارزمشاهیان که به حمله مغول منجر شد افتادم. اشتباه محاسبه در ویرانی ایرانی نقش مهمی داشته.
هومن ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۸:۳۵
متاسفانه در ایران نه منافع ملی درست تعریف شده و نه سیاست خارجه درست حسابی داریم باید قبول کنیم کشور در این 40 سال بر پایه ایجاد بحران اداره شده و تا وقتی که منافع ملی در اولویت نباشد و همه چیز از دید ایدولوژیکی و سیاست بحران محوری به جلو پیش برود که شاید از دل بحران تنفسی ایجاد بشود ملت ایران روی خوش و ارامش سعادت را نمی بینند
سعيد محققي ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ | ۲۰:۰۱
حتما ایران باید تصمیم مهم و سخت بگیرد و البته این تصمیم هر چه که باشد میبایست دارای ویژگیهایی نظیر "قابل اجرا بودن"و "متضمن منافع ملی حداکثری بودن"و .......باشد. بعنوان مثال در زمانی که در کشور ما تبعیض و محدودیت قابل توجه بین مردان و زنان عادی جامعه وجود دارد چطور برای دنیا نسخه گفتگوی تمدنها را پیشنهاد میکنیم؟ یعنی نیمی از جامعه خودمان با نیم دیگر به تعامل و گفتگوی حداقلی نرسیده ادعا میکنیم نسخه حل مشکلات جهان را داریم. یا بعنوان مثال دیگر برای نشان دادن حقانیت کشورمان تنها گزینه مان در جنگ ،ادامه دادن ان بود که طولانی ترین جنگ قرن لقب گرفت. در ان موقع دیپلماسی نتوانست هیچ گزینه جانشینی معرفی کند. میتوان اینطور نگاه کرد که ما تصمیم میگیریم و اجرا هم میکنیم لیکن بدلیل اجبار در تعیین سیاستهای کلان و در اختیار نداشتن گزینه های دیگر فقط شاهد مرور ایام هستیم و در بسیاری از زمینه ها حتی نمیتوانیم درس بگیریم و از تجربیات ان استفاده کنیم.
ابراهیم قدیمی ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ | ۲۲:۵۰
ایران گرچه در بعد داخلی بسیار تبلیغات ضد غربی دارد وسعی میکند با فرهنگ غرب فاصله بگیرد که زیاد هم مخالف داخلی بنا بر دلایل متعدد در توده مردم نه بخش مرفه وروشنفکری غرب نما ندارد .از بعدمنطقه ای وسیاست خارجی بجز مسئله فلسطین نه اینکه مشکلی با غرب ندارد بلکه همسوئی هم در بسیاری جهات با ان دیده میشد وهم اکنون هم دیده میشود. ایران در افغانستان، در بوسنی، در عراق و.....در همسوئی غرب با سیاستی مستقل تر از دیگران بود.فشارهای هم سوی اسرائیل وعربستان بر امریکا ایران را کمی بیشتر به جبهه ضد غرب متمایل کرد. واقعیت این است که کشورهای جنوب خلیج فارس هم محرک عراق بودندگرچه صدام به محرک هم احتیاج نداشت ومشکل اروند رود یا شطالعرب از زمان عثمانی تا بحال بود ومشکل بیشتر مسائل داخلی عراق وشیعیان عراق بود تا اروند رود وجزیره ابادان که بهانه بود.هم کمک رسان دهها میلیاردی به عراق در جنگ ایران وعراق که غرب مدافع صدام بود.من اعتقاد ندارم که ایران فاصله انداز با غرب بود. ایران هم اکنون بیشترین روابط فرهنگی با غرب را دارد..این غرب بود که بعلت نا اشنا بودن امریکائی ها با اختلافات قدیمه شیعی وسنی وتاریخ این اختلافات وانچه بر شیعیان در طول تاریخ گذشته است فاصله اندازبا ایران شد.غرب ومخصوصا امریکا بعلت مشکل ایجاد شده در سفارت خانه که غرب توانائی حل مشکل را بعللی که خود بهترمیدانند پیدا نکرد و تماس محدودبا سیاستمدارانی با لباس روحانیت شیعی که تا به ان وقت ندیده بودند فاصله انداز روابط شد.عربستان ازترس مسائل داخلی خود هم صدا با عراق و صدام شد. ایران وتحولات ایران با کاهش دومیلیون بشکه ای روزانه نفت وواگذاری بازار به انها بیشترین سود را برای عربستان وکشورهای دیگر نفت خیزمنطقه وحتی عراق داشت. مرحوم رفسنجانی در خطبه ا بیان کردند ب انصاف ها شما نفت بشکه ای هفتاد دلار منظور سال ۵۷ است فروختید.تصور من این است که از نظر منطقه که سکولارمذهبی وغیر مذهبی ان پیرو تسنن بودند وشیعیان در اقلیت وتحت استثمار وجود یک حاکمیت شیعی که محرک انها میشد و به سلطه گری به شیعیان عادت کرده بودند علت اصلی شد. مشکل مابااعراب در تاریخ استثمار وکشتار شیعه با حاکمان مستبد عربی شرق ایران است.ایران زمان رژیم قبلی بجز نزدیکی با غرب که زیاد مقبول نبود بیشتر ایرانی بود تا شیعی گرچه ایران با شیعه صفوی مرزها وحاکمیت مستقل ویکپارچه خود را یافت.ایران امروز بیشتر شیعی است تا ایرانی.واقعیت در ان است که ایران بدون شیعی البته با احترام به سایر مذاهب رسمی دیگر بصورت ایران نمیماند.اختلافات ایران وعربستان وعراق و..... همه وهمه در اختلاف تشیع وتسنن تاریخی است که تسنن حاکم بوده است وشیعه فراری تا در ایران به حکومت رسیدند.توجه به این نکته جالب است که اختلافت سنی باشیعه در اعراب شدید تر است تا سایر گروههای تسنن مانند ترکها وپاکستانی ها و.....حال این سئوال مطرح میشود که امریکا ئیکه نا خود اگاه در اختلافات قدیمه شیع وسنی دخالت کرده د وطرف حکومت تسنن را گرفته است نمیخواهد بیطرفی اختیارکند. ایران مدافع شیعیان مظلوم وستم دیده در منطقه است ودر این موضوع سعی در انکار ندارد.بنا بر گفته برخی مسئولان غربی شیعیان جگنجو و فداکار بودند ولی هیچگاه تروریست نبودند بجزگروهیکه از روی نادانی در اختیار غرب و عربستان وعراق قرار گرفتند واز ایران رانده شدند.
دانشجو ۲۹ شهریور ۱۳۹۸ | ۰۰:۵۸
تحلیل معقول و واقع گرایانه ای بود
حمید ۲۹ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۴:۳۵
بی گمان با این سیاست تهاجمی ایران،ائتلافی بزرگ از کشورهای قدرتمند علیه کشور به وقوع انجامید که جز خرابی و ویرانی گسترده کشور سرانجامی نخواهد نداشت؛ عقلای قوم باید در همان زمان روی کار آمدن ترامپ و خروج از برجام راه حلی جهت مصالحه با امریکا را پیدا میکردند تا به بن بست کنونی و سیاست تهاجمی برای عدم فروش نفت دچار نمیشدند
بهمن ۲۹ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۵:۳۵
در جواب اقای ابراهیم قدیمی:اول اینکه مشکل امریکا با ایران در بیشتر "مرگ بر امریکا و اسراییل" هست تا رقابت ایران با عربستان و سنی ها. دوم سیاست خارجی امریکا تا حدود زیادی توسط "گروهای کوچک با منافع مخصوص" یا لابیست ها تعیین میشود. یعنی اگر ایران با امریکا رابطه داشت و لابی قوی داشت به راحتی نصف کنگره امریکا بر ضد عربستان و به نفع ایران سخنرانی میکردند. یادمان نرفته که شاه متهم به دخالت در انتخابات امریکا شد به نفع جمهوریخواهان. در عمل خرج اینکار بسیار کمتر خرج کمک به نیروهای نیابتی در کشورهای دیگر هست. لابی یهودیها و اسراییل به دلیل موقعیت یهودیهای امریکا بسیار قوی و ریشه دارهست ولی لابی عربستان نه. عدم رابطه ایران با امریکا باعث شده دشمنان یا رقیبان منطقه ای ایران از سیستم سیاسی امریکا به نحو یک طرفه ای برای منافعشان علیه ایران استفاده کنند.